سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای سالم ماندن پیکر یک شهید از زبان مادر
بیرون آوردند. گفتم بچه ام دیگر از دست رفت. وقتی با کمک همسایه ها او را از آب درآوردیم انگار نه انگار که داخل آب بوده. کاملاً هوشیار و سرحال همه جا را نگاه می کرد. یک بار دیگر در همان کوچکی برق او را گرفت. فشار برق به حدی زیاد بود که او را چند متر آن طرف تر پرتاب کرد. جیغ زدم و گفتم بچه ام مرد. با کمک خواهرم بچه را بغل کردیم تا به دکتر ببریم. هنوز داخل کوچه بودیم که یکی از مغازه دارها ما را دید و
خوابی که مادر آیت الله مصباح دیده بود
بین کارهای شخصی و علمی شان رد نمی کردند. شاید برای شما جالب باشد بگویم که من هیچوقت یادم نمی آید در مکان خاصی جدا از همه مشغول کارهای شخصی شان شده باشند حتی مطالعاتشان را هم در کنار بقیه اعضای خانواده انجام می دهند و همین الان هم میز کار و مطالعه ایشان در قسمت حال خانه یعنی جایی است که هر کس وارد می شود با ایشان مواجه می شود و ایشان حتی اگر در حال مطالعه باشند در زمانی که فردی وارد خانه می شود
اطلاعات خصوصی بچه های تیم ملی والیبال ایران
تمام توانش بازی می کند. مهدی مرندی بچه قزوین با نام مستعار سیامک بعد از باخت دوم به لهستان دنیا دور سر کواچ می چرخید. ظریف مصدوم شده بود و ساعد های علیزاده جفت و جور نبود. اینجا بود که کواچ یاد سرباز سوم افتاد. مهدی مرندی 29 ساله را برای بازی با روسیه دعوت کرد و امیدها را که محدود به خداحافظی آبرومندانه از لیگ جهانی شده بود، دوباره جان بخشید. این پسر 172 سانتی متری
خاطره عفت مرعشی از 13 مهر 1350
، چون زمان ضبط پسته بود، به رفسنجان رفته بودند. به خودم نهیب زدم بار اول تو نیست که، شجاع باش و از بچه ها به خوبی مواظبت کن. تو دیگر هم پدری و هم مادر. خودم را با این کلمات دلداری می دادم. باید فکر چاره ای می کردم، اول باید می دانستم او را کجا برده اند. دیگر همه اطلاع پیدا کردند که او دستگیر شده است، و من تلاشم این بود که محل بازداشت او را پیدا کنم. بچه ها کوچک بودند. برادرم علی، شب ها پیش
می گفت ان شاءالله در میدان جهاد می میرم
گاهی دوستانش می گفتند که به خاطر جانبازی که داشت دنبال حق و حقوقت باش اما او معتقد بود که اگر به دنبال حاشیه باشد از اصل مطلب جا می ماند. به قول آقای ماندگاری که در مراسم شهید نوروزی سخنرانی می کرد ، می گفت ایشان حقوق دهه 57 را می گرفت. اما با تمام توان خدمت می کرد. در خیابان اگر برای کسی مشکلی پیش می آمد بی تفاوت رد نمی شد آقا مهدی نسبت به اطرا فش بی تفاوت نبود، مثلا اگر همسایه مشکلی
روی دستان بابا
/> مامانم میگه: بابا وقتی برای آخرین بار می خواست به جبهه برود، حسابی حلالیت طلبیده و گفته است: مرا حلال کن، شاید این دفعه، دفعه آخرم باشد که می روم و دیگر برنگردم. و بابا دیگِ برنگشت، اما من الآن یک بابای کوچولو دارم، نذر کرده بودم که اگر بچه ام پسر بود ، اسم بابا رو براش بزارم و الآن پسرم به نام بابا و شبیه باباست و من هم جز اینکه خدا را شکر کنم، کاری از دستم برنمی آید.
اشراقی از نگاه اشراقی
و کلام نوشت ناصرالدین انصاری در کتاب ارزشمند علمای قم ، تألیفات آیت الله العظمی حاج میرزا محمدارباب را 9 مورد عنوان می کند که از آن جمله می توان به شرح کتاب بیان شهید اول ، حاشیه بر کتاب جواهر الکلام ، حاشیه بر کتاب اسفار ملاصدرا ، رساله ای بر رد فرقه بابی و بهایی و کتاب الاربعین الحسینیه نام برد . آیت الله شهاب الدین اشراقی از جانب مادر نیز به گروهی از علما و بزرگان حوزه وصل می شود، جد
تفسیر هیچکاک از ربکا یِ دافنه دوموریه / تفاوت فیلم و رمان
به بچه ها در جشن تولد کتی (Veronica Cartwright) که در فضای باز برگزار شده بود حمله کرده و بعضی از آنها را زخمی می کند. لیدیا (Jessica Tandy) مادر میچ با جسد مردۀ کشاورزی مواجه می شود که چشمان او از حدقه درآمده بود. شهر از پرنده پر می شود و میچ برای حفاظت از جان مادرش، خواهرش و ملانی، دست به اقداماتی می زند که فایده ای ندارد. آخرین صحنۀ فیلم با احتیاط از خانه بیرون آمدن و با اتومبیل به
زندانی که بشود 30 سکه به داخل آن برد، زندان نیست کویت است!
بسط بیشتر این دغدغه، با سید مهدی طالقانی فرزند آن مرحوم گفت و شنودی انجام داده ایم که نتیجه آن در پی می آید. پدیده مصادره به مطلوب نام و وجاهت مرحوم آیت الله طالقانی، سابقه ای به درازای تاریخ انقلاب دارد. با این همه به نظر می رسد که این رویکرد، در 15 سال اخیر تشدید شده است. با نیان جدید این رویکرد طیف موسوم به اصلاح طلب هستند که در دهه اول انقلاب و حتی در دوران حیات طالقانی، با او از
روایت صالحی از نامه نگاری های سلطان عمان برای میانجی گری بین ایران و آمریکا
. برای احمدی روشن و خوانساری حکم مدیرعاملی زدم اما بعد ... صالحی در خصوص اظهارت بذرپاش در مورد احمدی روشن گفت:بنده روز نخستی که آمدم سازمان به منزل احمدی روشن رفتم. وی ادامه داد: آقای احمدی روشن در زمانی که من به سازمان رفتم پسر بزرگواری بود که به عنوان کارشناس کار می کرد و بعد تعدادی از بچه های حزب اللهی همان زمان را مثل همین آقای خوانساری شناسایی کردم .
بیوگرافی طناز طباطبایی + گالری عکس
باشم و تازه باشم و همه چیز تازه باشد. این خیلی خطرناک است چون فکر می کنم اگر یک روزی کهنه شوم و به این باور برسم که کهنه شدم دچار افسردگی خیلی حاد می شوم که حتی ممکن است بلایی سر خودم بیاورم. همه آرزوی زندگی ام هم همین است که خداوند این تازگی را از من نگیرد. و برای همین می خواهی این مراحل ازدواج و بچه دار شدن و تشکیل خانواده را بگذارید برای بعد تر؟ نه این که بعد تر، اصلا هیچ
محکوم به ابد
خود راه نمی داد. در برابر برخوردهای مأموران رژیم می گفت: من بیدی نیستم که از این بادها بلرزم و حساب همه را خواهم رسید . دو پسر عمو با دو دیدگاه متفاوت در یک ایستگاه شاید برای بسیاری تعجب آور باشد و شاید اولین بار باشد که بشنوند جلال آل احمد و آیت الله طالقانی با یکدیگر پسرعمو هستند و نسبت نزدیک فامیلی دارند؛ در حالی که یکی در فضای علم حوزه سیر می کرده و دیگری در فضای روشنفکری زیست
جریان پیامک های عاشقانه پسر جوان به زن ثروتمند
ماه قبل با پسری جوان وارد ارتباط عاطفی شده است. یکی از دوستان این زن که در جریان رابطه بین آنها بود دراین باره به ماموران گفت: یک پسر 22 ساله به طوبی اظهار علاقه می کرد و مدام برای او پیامک های عاشقانه می فرستاد. اما طوبی به خاطر اختلاف سنی که با این پسر داشت به او جواب رد داده بود. او همیشه با من درد دل می کرد و آخرین بار گفت که پسرک جوان ادعا کرده قصد ازدواج کردن با او را دارد بعد از این موضوع
صالحی: از جلیلی سند بخواهید
از سال 2002 که پرونده ساختگی علیه فعالیت های اتمی ایران مطرح شد در طول همه دولت هایی که روی کار آمدند هیچ کس نیامده است که بگوید ایرانی ها از حق خود الی الابد صرف نظر کنند. اقداماتی به صورت داوطلبانه انجام گرفته است، همانند غنی سازی تا حد 5 درصد وجود داشته است. صالحی با بیان اینکه نطنز بدون 1+5 و با آن باید با در نظر گرفتن ابعاد اقتصادی، سیاسی و صنعتی و نه صرف ابعاد سیاسی پیش می رفت، ادامه داد
من عصبانی نیستم، به دنبال حقم هستم
علی ملاقلی پور، فرزند رسول ملاقلی پور کارگردان نام آشنای سینمای ایران است که پس از سال ها فیلمسازی در عرصه فیلم کوتاه و دستیاری کارگردان های مختلف نخستین تجربه کارگردانی خود در عرصه سینمای بلند داستانی را با فیلم قندون جهیزیه تجربه کرده است؛ فیلمی با رنگ مایه های طنز که به گفته خودش سعی کرده با چیدن کاراکترها کنار هم، اقشار مختلف مردم را در آن بازنمایی کند اما آنچه ملاقلی پور پسر را این روزها به
10 موردی که شاید درباره سیمپسون ها نمی دانستید!
یک خانواده شاد و گاهی خشن و با ماجراهای جالب خلاصه ترین تعریف برای شرح دادن کلی خانواده سیمپسون هاست. خانواده ای که در آن هومر نقش پدر، مارچ نقش مادر، بارت نقش پسر بزرگ خانواده، لیسا نقش دومین فرزند و مگی نقش کوچک ترین عضو این خانواده را دارد. این سریال تلویزیونی ساخت FOX یکی از محبوب ترین سریال های ساخته شده تا به این تاریخ است. اما فکر می کنید که چقدر درباره آن ها می دانید؟ در ادامه قصد داریم
چرا خیانت در زندگی مشترک زیاد شده؟
درمانگران در دنیای رابطه جنسی تراپی بحث دارند که آیا یک مرد بدون رابطه جنسی می تواند به آرامش برسد و با مود خلقی بالا در کنارخانواده شاد باشد؟ بنابراین برای برخی کاملا وسیله است و برای برخی روابط هدف. خصوصا درباره موضوع بحث ما یعنی روابط خارج زناشویی چون تاثیر متغیری به نام ارتباط جنسی در نمودار ازدواج و طلاق و بی وفایی متفاوت است. البته کاهش یا حذف آن برای برخی هم مشکلی ایجاد نمی کند.خصوصا در بعضی
شهید محمدرضا منصفی را بیشتر بشناسیم + تصویر
تمام فکرم اینجاست که مرخصی زود تمام شود و به جبهه برگردم. غلامرضا ، هروقت که ترکش از بغل گوش رد شود و صدای سوت توپ را بشنوی، وقتی همرزمانت یکی یکی شهید شوند انسان فطرتاً بیاد مرگ می افتد در نتیجه مرگ انسان را بیاد خدا می اندازد و یاد خدا قلب سیاه انسان را شستشو می دهد. هرکس هم که در فکر خداوند و معنویات باشد طرفدار انقلاب خواهد بود ، پس انقلاب ما ، انقلاب خدایی است و افسوس که من هیچوقت از انقلاب
دردناک ترین مرگهای"بازی تاج و تخت"+تصاویر
همیشه می تواند زنده بماند. اتفاقات رخ داده در لحظه ی آخر را که به یاد می آورم از آن بدجنسی آریا شاد می شوم چرا که اگر همان طور که سگ شکاری می خواست آریا شمشیر را بر بدنش فرو برده بود، دیگر نمی توانستم به آن علامت سوال مقابل نام او امیدوار باشم. 15- سیریو فورل؟ استاد براووسی و خوش قلب آریا محصول قرار گرفتن یک سری ویژگی دوست داشتنی شخصیتی در وجود یک نفر بود. سیریو فورل
کرار: سرم را برای مظلومی می دهم
بودند، نذر حضرت علی (ع). وقتی این اتفاق افتاد، همه فامیل به خانه ما آمدند و تولد نوزادی که پسر بود را تبریک گفتند. محله ما کوی انصار بود، منطقه ای در جنوب شهر نجف. زندگی متوسطی داشتیم، نه فقیر بودیم و نه پولدار. پدرم مرد زحمت کشی بود. تلاش زیادی می کرد تا خانواده اش زندگی آرام و خوبی داشته باشند. تنها پسر خانواده ام هستم و سه خواهر دارم. شاید خیلی ها تصور کنند من شیطان و پرشر و شور بودم
کرار: سرم را برای مظلومی می دهم
انسان هاست. این تصوراتی که درباره ام وجود دارد با واقعیت فرسنگ ها فاصله دارد. همیشه در زندگی ام سعی کرده ام جوری زندگی کنم که دل کسی را نشکنم. شاید از خودتان بپرسید برخی از رفتارهای من ناراحت کننده بوده است که درباره اش حرف دارم. من مغرور نیستم و به یک بچه 10 ساله احترام می گذارم تا پیرمرد 60 ساله. گذشته ام را فراموش نکرده ام، به کسی زور نمی گویم اما زیر بار حرف زور نیز نمی روم. حق کسی را نمی
مادر افسرده، 2 کودک خردسالش را سر برید!
گروه اجتماعی تیتریک ، زن جوان در اقدامی جنون آمیز پسر 12 روزه خود و دختر شش ساله همسرش را به قتل رساند. متهم پس از کشتن بچه ها قصد خودکشی داشت که ناکام ماند. به گزارش جام جم، ظهر 9 شهریور مردی در تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 شهرستان قروه از کشته شدن دو کودک خود توسط همسر 37 ساله اش در یکی از محله های این شهر خبرداد. کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی این شهر برای بررسی موضوع به
زمانی که مادر آیت الله مصباح ایشان را حامله بودند، خواب می بینندکه وضع حمل کردند و قرآن متولد شده
عجیبی با خانواده دارند و هیچوقت بچه ها را حتی بین کارهای شخصی و علمیشان رد نمی کردند. شاید برای شما جالب باشد بگویم که من هیچوقت یادم نمیاد در مکان خاصی جدا از همه مشغول کارهای شخصیشان شده باشند حتی مطالعاتشان را هم در کنار بقیه اعضای خانواده انجام می دهند و همین الان هم میز کار و مطالعه ایشان در قسمت حال خانه یعنی جایی ست که هر کس وارد می شود با ایشان مواجه می شود و ایشان حتی اگر در حال مطالعه
فیلم های سینمایی و تلویزیونی آخر هفته
و در حال منقرض شدن است، چرا اینکه انسان ها به طور مداوم در حال گسترش زیستگاه خود و شکار بی رویه و قاچاق پاندا ها هستند. در این بین پسر بچه ای به نام مانچو، با کمک دوستان خود، تلاش می کنند که به پانداها کمک کنند. .************************************* سینمایی تراکتور خاکستری 2 به کارگردانی تراند جکوبسن، جمعه 20 شهریور ماه ساعت 9:00 از شبکه پنج سیما پخش می شود .
ماجرای تلخ 5 روز گروگانگیری زهرا بدیهی در بناب +عکس
او و خانواده اش از دستگاه قضایی، محاکمه و مجازات هرچه زودتر آدم ربایان است ادامه می دهد : پس از این ماجرا، نه تنها ما بلکه همه مردم شهر شوکه شدند. خیلی از مردم با حضور در مساجد برای اینکه دخترم سالم به خانه برگردد دعا کرده بودند و حتی مسئولان مدرسه دخترم، همراه بچه ها راهی مسجد شده بودند تا برای بازگشت او دعا کنند. برای همین وقتی خبر مرگ دخترم را شنیدیم، همه ما شوکه شدیم. زهرا دختر خوش قلب و مهربانی بود. او دختر دومم بود و حالا تنها خواسته ما محاکمه هر چه زودتر عاملان این جنایت است.
نگاه طالقانی به احزاب از دیدگاه مذهبی او نشأت می گرفت
طالقانی که به نوعی با همه این احزاب در ارتباط بود، در واقع عضو و مؤسس هیچ حزب یا جمعیتی نبود، نظر خاصی روی حزب یا گروه مشخصی نداشت، نظر ایشان عام بود و مثل پدری که به بچه ای خودش نگاه کند به همه احزاب و گروه ها به یک چشم نگاه می کرد.... آقا سعی می کرد از نقاط ضعف شان انتقاد کند و مواضع درست آنها را تقویت نماید؛ به اعضای دفتر خودش دایماً سفارش می کرد که وابستگی به هیچ گروهی نباید داشته باشند تا بتوانند
قتل به خاطر ایجاد مزاحمت برای خواهر
رسیدگی به این پرونده از هشت سال پیش با اطلاع پلیس تهران از وقوع یک فقره درگیری منجر به قتل آغاز شد. با حضور ماموران در محل درگیری مشخص شد پسری جوان به نام علی در یک درگیری دسته جمعی توسط پسری دیگر مورد اصابت چاقو قرار گرفته و به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی پرونده ای با موضوع قتل عمد تشکیل و برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس
مرگ اسطوره ها در صنعت عضله سازی+عکس
نیروزا اضافه کرد. پسر 26 ساله مازندرانی جوانی اش را برای خوش اندامی خرج کرد. به توصیه مدیر باشگاه، هفته ای 6 بار قرص بدنسازی مصرف کرد 5 ماه بعد اما دردهای مفصلی به سراغش آمد، زندگی اش را با مشکل مواجه کرد تا این که در پی عوارض این ماجرا، مرگ سلولی مفصل پاهایش او را در برابر سرنوشت هولناکی قرار داد. جوان 26ساله ای که در آرزوی داشتن اندام و فیزیک زیبا در باشگاه بدنسازی ثبت نام
این اعتیاد ترک ندارد!
پارسال بود که برای نخستین بار این صحنه را دیدم. پسر بچه ای یک پک کوچک به یک سیگار زد و دود سیگار آن قدر زیاد بود که کل هیکل او و دوستش از این یک پک او در دود محو شدند و البته این دود هیچ بویی نمی داد. دیگر یک سالی می شود که همه آن بچه هایی که در پارک دور هم می نشستند و سیگاری را که معلوم نبود محتویات داخلش چیست با هم دست به دست می کردند و بعد صدای خنده های بلندشان گوش محله را سیلی می زد، سیگارهای
بنیاد در آینه مطبوعات
ساعته نگهبانی بدهیم. جای وحشتناکی نبود تا اینکه یک روز به یکی از دبیرستان های سنندج به نام دبیرستان شهید ناصر رن جآوری رفتم. نامه از دبیرستانم در کاشمر گرفته بودم تا برای درس ریاضی ام که امتحانش مانده بود، امتحان بدهم. بعداز بازگشت متوجه شدم روستا کمی آشفته و به هم ریخته شده است. نیروهای کومله به مردم روستا حمله کرده بودند و درگیری شدیدی به وجود آمده بود. تا روز بعد، دائم صدای تیراندازی به گوش می