سایر منابع:
سایر خبرها
هشداردهنده ترین آیه در قرآن
هلاکتند!؟ بله. الا المخلِصون . این که بگویی من این کار را کردم و اگر نمی کردم فلان و ...، این اخلاص نیست، تمام است. من نبودم، یکی دیگر. مگر خدای متعال بند به بنده قرهی است. ما فکر می کنیم بله، من بودم، درست شد و اگر نبودم، نمی شد. پروردگار عالم بسته به من نیست. من بسته به خدا هستم. عرض کردیم در همین سوره بقره، آیه 127 می فرماید: وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ
اکبر عبدی: در مورد استقلال با من کل کل نکنید
به گزارش ستاره ها، کمتر کسی می داند اما عمواکبر تا چندی پیش یعنی قبل از آن که بیماری اش او را به این حال و روز بیندازد یک پای ثابت کوهنوردی بوده. حالا ما در بین فیلمبرداری رسوایی2 گپ وگفتی با این بازیگر تمام عیار داشتیم. شنیده ایم که این روز ها نمی توانید به کوهنوردی بروید، درست است؟ - درست است. با این که آرامش کوه را خیلی دوست دارم اما تقصیر خودم نیست، بدنم دیگر من را همراهی نمی کند. شاید شما بتوانید با کلیه و پاهایم حرف بزنید، گوششان به حرف من و پزشک ها که دیگر بدهکار نیست. تنهایی کوهنوردی می کردید یا با دوستان؟ - خیلی وقت ها با دوستان و خانواده به کوه می رفتیم. ولی یک سر ...
خاطره عفت مرعشی از 13 مهر 1350
، چون زمان ضبط پسته بود، به رفسنجان رفته بودند. به خودم نهیب زدم بار اول تو نیست که، شجاع باش و از بچه ها به خوبی مواظبت کن. تو دیگر هم پدری و هم مادر. خودم را با این کلمات دلداری می دادم. باید فکر چاره ای می کردم، اول باید می دانستم او را کجا برده اند. دیگر همه اطلاع پیدا کردند که او دستگیر شده است، و من تلاشم این بود که محل بازداشت او را پیدا کنم. بچه ها کوچک بودند. برادرم علی، شب ها پیش
ناصر ملک مطیعی:کسی هرگز مانع بازی من نشد + تصاویر
: در این فیلم سر یه آْقایی رو بریدم و مثلا طنز بود و بعد از مدت ها فهمیدم که سر این آقایی که بریدم ظهوری بوده، نه ایشون منو می شناخت نه اون منو. الان ورزش تغییر کرده، اونوقتا راهپیمایی مد نبود، ورزش این شکلی نبود، ورزش مثلا زورخانه بود و چیزایی مثل این. من از اول زمینه ورزشی داشتم اونوقت ها بچه ها فوتبال بازی می کردن خصوصا کسایی که خونه هاشون اطراف مرکز شهر بود، خیابان یخچال
زنی که می خواهد در نقش هایش دنیایی مهربان تر بسازد
ارزش به خانواده رغبت ایجاد می کند؛ درحالی که دور از نقد است. من اصلاً نگفتم مطلقاً با دیدگاه نقادانه به موضوعات بپردازیم. این موضوعات باید همسو باشند و موازی پیش بروند. درباره یک حبه قند مطلبی به ذهنم رسید. ما در ادامه روند مدرنیته در شهرها در شرایطی قرار گرفته ایم که به طور اجتناب ناپذیری از این فضا دور شده ایم. این فضا برای همه ما نوستالژی دارد، اما اگر یک هفته قرار باشد در چنین شرایطی زندگی
ماجرای 4 اتوبوس اسرای ایرانی
فرمانده شماست با شما کاری نداریم و همه شما را آزاد می کنیم، الحمدالله کسی از بچه ها مرا نمی شناخت و اگر هم کسی می شناخت چیزی نگفت، بنده را به زندان انفرادی بردند و هر لحظه که اسیر جدید می گرفتند، از پشت پنجره مرا شناسایی می کردند. در کدام اردوگاه بودید؟ اردوگاه چند آسایشگاه داشت و در هر آسایشگاه چند نفر بودند؟ ابتدا ما را به پادگان الرشید بغداد بردند و چند روز در آنجا بودیم
مرور سال های پرخطر با حسین واحدی پور
ناراحتی بودم که همین قضیه موجب شد فوتبال را برای همیشه کنار گذاشته و به دوومیدانی، بسکتبال و پینگ پنگ روی آورم که در رشته دو سرعت در مسابقات آموزشگاهی چندبار اول شدم و کاپ گرفتم، در مسابقات بسکتبال با تیم مان به مقام های اول و دوم رسیدم و در چهره قهرمان پینگ پنگ آموزشگاه های کرج به عضویت تیم برگزیده استان مرکزی درآمدم. علاقه ام به ورزش در حدی بود که دوست داشتم یک مجله ورزشی چاپ کنم و به
یکی ازوساوس شیطان؛هنوزبرای توبه وقت داری
بگویی من این کار را کردم و اگر نمی کردم فلان و ..، این اخلاص نیست، تمام است. من نبودم، یکی دیگر. مگر خدای متعال بند به بنده قرهی است. ما فکر می کنیم بله، من بودم، درست شد و اگر نبودم، نمی شد. پروردگار عالم بسته به من نیست. من بسته به خدا هستم. عرض کردیم در همین سوره بقره، آیه 127 می فرماید: وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا آن
سومین کارت زردمن به خاطرفیلم "قصه ها"درراه است
کرده بودند که در چارچوب 6 قطعنامه و اقتصاد کشور را فلج کرده بودند. کارخانجات کشور یا روبه تعطیل رفته و یا با 30 تا 50 درصد ظرفیت کار می کند. در آمد کشور به شدت پایین آمده است. سال گذشته دولت سال سختی را پشت سر گذاشت و امسال سال سختی تری را پیش روی خود دارد. وزیر ارشاد ادامه داد: به این دلیل که در سال گذشته ما نفت را 105 دلار فروخته و امسال 45 دلار می فروشیم. آن هم به میزان محدودی که بر ما
مثنوی ای برای شهدای "مدافع حرم"
زینب، جان سِپُرد سینه ها را تا گذارم داغ عشق - نقش مهدی می کشم بر طاق عشق او که بودش کربلا را آرزو - می نویسم غصۀِ جان سوز او می نگارم بر سر نی لاله را - خونِ دل بر چشمِ زینب، ژاله را در دمشقِ عشقِ زینب کوچه گرد - می نویسم غِصۀِ آن اهل درد تا حدیث عاشقی را بشنوی - می سُرایم کربلا را مثنوی می نویسم غصۀِ محبوب را - آن مسیحای به نی مصلوب را غرقه در خون بر سر
بنیاد در آینه مطبوعات
تلاشم را برای منصرف کردن او کردم اما او به من گفت: امام خمینی(ره) فرموده: امروز جبهه رفتن بر هر کاری مقدم است ، شما به جای اینکه آماده شوید و با ما به جبهه بیایید تلاش می کنید من را از رفتن منصرف کنید؟ پدر شهید ادامه می دهد:به یاد دارم یک شب از جبهه بازگشت و چون ما خواب بودیم تا هنگام اذان صبح پشت درب منزل نشسته بود تا مبادا ما از خواب بیدار شویم. ما این موضوع را بعد ها فهمیدیم. جوانی مؤدب
حکایت سربازی که 9 سال خدمت کرد
محمودآباد تحویل دادم و آنها مدارک را در پاکت سربسته به نظام وظیفه مازندران ارسال کردند و من نیز برای پیگیری به آنجا رفتم. فرهنگ با اشاره به اینکه برای سومین بار در شهریور سال 92 برای ادامه خدمت به پادگان گرگان اعزام شدم، اظهار کرد: بعدها متوجه شدم که اختلاف بین گرگان و مازندران مرا قربانی کرد و با وجود اینکه 11 پزشک در بیمارستان بقیةالله تهران به مدت یک ساعت مرا مورد معاینه قرار دادند و
چرا خیانت در زندگی مشترک زیاد شده؟
روبه روی قاضی ایستاده است؛ قاطع و مصمم. وقتی یادش می آید که چطور بعد از 10 سال زندگی، مرد خانه اش او را از یاد برد و با کسی دیگر پیمان عشق بست نمی تواند جلوی اشکهایش را بگیرد. حالا بعد از این همه سال زندگی و لحظات کنار هم بودن، نمی تواند خیانت همسرش را تحمل کند و تنها یک چیز می خواهد: طلاق. به گزارش خبرآنلاین، یکی از مهمترین دلایلی که این روزها برای طلاق مطرح می شود خیانت زوجین برای هم
حل غیرقضایی پرونده پدیده شاندیز/دادگاه بابک زنجانی به تعویق می افتد؟/تصویر سردار جعفری در سنای آمریکا/94 ...
سید دست در جیبش میکرد و اسم ه یک از ما را میپرسید و به هر کدام ما شکلاتی میداد. گاهی که تعداد بچه ها زیاد میشد، با تقلید از بزرگترها شعار درود بر طالقانی سر میدادیم. این کار شاید هر هفته تکرار میشد.بعدها که من به حوزه علمیه رفتم و طلبه شدم و اهل تبلیغ، همین یادگاری را که خودش یک روش تبلیغی بود، ادامه دادم و همیشه در جیبم شکلات بود و در دلم یاد آن روحانی سید خوش سیما مرحوم آیت الله سید محمود
توسعه سیاسی از نظر اصلاح طلبان یعنی ورود مخالفان نظام به حوزه قدرت/ روحانی از نظر تئوریک اصلاح طلب نیست
شان به مسئولین نظام جمهوری اسلامی تاکید می کنند که کمربندها را محکم ببندید که ما در اول مبارزه ایم. جالب است که امام خطاب به مردم هم می فرمایند که قدری مشکلات را تحمل کنید تا مسئولین به امر مبارزه بپردازند. ما چنین مشی ای را در دولت مان نمی بینیم، حداقل در زبان هم نمی بینیم چه برسد به عمل. یعنی یک مواضع بسیار محتاطانه نسبت به هم پیمانان منطقه ای، جنبش های اسلامی دارند. حتی رئیس جمهور ما نگران است
90/ از این به بعد تراکتور متفاوتی را شاهد هستیم
آن پیش روی شماست. 90: بعد از بازی اول دو سه بازی بیرون نشستی. مصدوم بودی یا مشکل دیگری پیش آمد؟ دوست ندارم بی خودی بهانه مصدوم شدن بیاورم و بگویم به دلیل مصدومیت بیرون نشسته ام. من نُه ماه از میادین فوتبال دور بودم و فقط با تیم تمرین می کردم تا اینکه مشکلم حل شد و مجدداً به عنوان بازیکن سرباز با تراکتور قرارداد بستم. طبیعتاً چون از شرایط بازی دور بودم شاید نتوانستم انتظارات تونی را در
90/ استیلی: با فوتبال مشهور شدم، با سینما متاهل
فقط این نیست. آنهایی که به او نزدیک ترند او را به یک ویژگی درخشان دیگر هم می شناسند. مردم داری! حمید استیلی هنوز همان حجب و حیای روز اول بازی اش در زمین های خاکی نازی آباد را به همراه دارد. گوهری کمیاب در این نسل فیس بوک و مازراتی و لایک! استیلی اما همان قدر که مرد فوتبال است از دوران بازی تا عرصه مربیگری - مرد خانواده هم هست. همان قدر که در زمین سبز، سخت کوش، خستگی ناپذیر و در خدمت تیم بود؛ در
کرار: سرم را برای مظلومی می دهم
آغاز فوتبال من در ایران با تراکتورسازی شکل گرفت. خاطرات بسیار خوبی از تبریز و مردمانش دارم. یکی از بهترین سال های فوتبالی ام را در این تیم پشت سر گذاشتم و هنوز که هنوز است عاشق تراکتور و هواداران عزیزش هستم. اگر از من بپرسید به کدام تیم هایت علاقه بیشتری داری، از استقلال و تراکتورسازی نام می برم. واقعاً در تبریز شور و هیجان زیادی دیده می شود. هواداران تراکتور عاشقانه تیم شهرشان را دوست
کرار: سرم را برای مظلومی می دهم
انسان هاست. این تصوراتی که درباره ام وجود دارد با واقعیت فرسنگ ها فاصله دارد. همیشه در زندگی ام سعی کرده ام جوری زندگی کنم که دل کسی را نشکنم. شاید از خودتان بپرسید برخی از رفتارهای من ناراحت کننده بوده است که درباره اش حرف دارم. من مغرور نیستم و به یک بچه 10 ساله احترام می گذارم تا پیرمرد 60 ساله. گذشته ام را فراموش نکرده ام، به کسی زور نمی گویم اما زیر بار حرف زور نیز نمی روم. حق کسی را نمی
راز قهرمانی آلمان در جام جهانی 2014؛ داستانی که از 1998 آغاز شده بود
اروپا بودیم، ولی بیشتر اوقات حتی جواز حضور در دوره نهایی مسابقات را هم کسب نمی کردیم. فکر می کنم دلیل موضوع سیاست های کلی فدارسیون بود. فدراسیون فوتبال آلمان (DFB) در آن دوره ماشین بزرگی متشکل از فدراسیون های محلی سراسر کشور بود. آنها فقط به دنبال این بودند که بازیکنانشان انتخاب شود. این به معنای آن بود که بازیکنان بهتر از ایالت های بزرگ به خاطر این که بازیکن مورد نظر یک مسئول انتخاب شود، پشت خط
خسوس انصاف به خرج داد، فدراسیون خلف وعده کرد!
سال ته جدول بوده و سه سال هم به لیگ دسته پایین تر سقوط کرده است. زمانی که من آمدم همه مربی ها و بازیکن ها قرارداد بسته بودند و هیچ بازیکنی نبود که بگیرم. ابطحی ادامه داد: خیلی از خواسته هایم در این باشگاه انجام نشد و با این حال من ایستاده ام و کار می کنم. از مدیران باشگاه خواسته ام که آن ها هم پشت من باشند و من را حمایت کنند و باشگاه هم قبول کرد اما در یک بازی تعدادی از تماشاگران برخورد
باید وقت بیشتری برای مدارس بگذاریم
. متأسفانه ارتباط بچه های ما با طبیعت قطع است. خوشبختانه حیاط دارم و در بالکن، گلدان نگه می دارم. با وجود کم آبی سعی می کنم برای خودم صرفه جویی کنم و مخالف زدن چاه عمیق در منزل هستم، چون خیلی به زمین و خاک لطمه وارد می کند.حیوانات را دوست دارم اما دوست ندارم حیوانی را به منزل بیاورم و اسیر کنم. هیچ خرده غذایی را دور نمی ریزم. برای پرندگان و گربه ها غذا می گذارم حتی برای کسانی که سگ در منزل دارند
بنیاد در آینه مطبوعات
پذیرفتند و از 13 / 3/ 65 تا 17 / 4/ 65 به طور خاص آموزش های لازم را در این پادگان فراگرفتم. مربیانی که به ما در این پادگان آموزش م یدادند، بسیار سخت گیر بودند و می گفتند هر چه اینجا اذیت شوید، راحت تر می توانید سخت یها و مسائل جبهه را تحمل کنید. خاطر های از یکی از فرماندهان آنجا یادم است. یک بار پرسید: کسی می داند رس کسی را کشیدن یعنی چه؟ هیچ کس معنی این حرف را متوجه نشد. ما را بالای
دنیا فهمید و ما خودمان بیشتر، که با گفت وگو می شود مسائل راحل کرد
براساس اطلاعات اولیه که گرفته بود گفت در ایران در این مناطق و استانها یهودیها ساکن هستند. این خاطره را مطرح کردم که بگویم مستندسازی یک کار سخت، پرمرارت، پرهزینه و طاقت فرسایی است. فقط آدمهای عاشق و آنهایی که تحمل کار بلندمدت را دارند از مسئولیت و عهده آن برمی آیند. پیشنهاد مشخصی در این باره دارید؟ من فکر می کنم، لازم است که یک جایی جمع بشوند و این کار را به عنوان یک اولویت جدی در