سایر منابع:
سایر خبرها
قتل هولناک یک نوزاد توسط مرد معتاد
برای رسیدگی به شعبه چهار دادگاه کیفری شماره یک استان تهران فرستاده شد. روز گذشته در جلسه رسیدگی به این پرونده با توجه به اینکه مادر کودک هم در زندان بود بعد از اینکه نماینده دادستان درخواست قصاص را مطرح کرد و شرحی از پرونده را ارائه داد، قضات تحقیقاتی را در مورد سرنوشت مادر کودک انجام دادند که در تحقیق از فرزند بزرگ این زن مشخص شد او به درخواست پدر مادرش هیچ ارتباطی با مادرش نداشته، ضمن
3 قنات از مجموع قنات های تاریخی نامزد ثبت جهانی، در اصفهان واقع شده است
حفر شده و در داخل شهرستان اردستان جاری است، بدین صورت که الگوی شهر سازی اردستان از دوران باستان به صورت "باغشهر" طراحی شده، بنابراین خانه های مردم و باغ هایشان در کنار هم در پهنه شهرستان گسترده شده است. اللهیاری خاطرنشان کرد: این قنات از داخل خیابان ها و حتی از زیر خانه های مردم عبور کرده و باغ های شهر و مزارع آنان را سیراب می کند. وی در باره ویژگی های 2 قنات تاریخی وزوان و مزد
شهیدی که پرچم غیرت مجاهدان را بر فراز گنبد زینب کبری(س) نصب کرد
. اینکه چه نظری در خصوص شهادت دردانه اش دارد و او رو به آسمان می گوید: خدایا روزی به من هدیه ای دادی که ذوق کردم و یک روز آن را گرفتی و باز ذوق کردم. این قربانی که از طرف همه خانواده بود را قبول کن. بهتر از این نداشتم که در راه حضرت زینب(س) بدهم. خودش بهترین بود... اخلاق شهید مادر شهید در ادامه از خلقیات پسر شهید می گوید: محمد بسیار مهربان، صبور، آرام و رازنگهدار بود. 9 ساله بود
پیکر شیخ محمد که آمد، فقط گفتم خوش آمدی
گفته شده بود در شهر بماند برای تبلیغ اما ایشان اصلاً نپذیرفتند و برای مجاهدت سخت ترین را انتخاب کردند. همسرم همواره با آسودگی خاطر به جنگ می رفت. با اینکه خیلی به من و بچه ها وابسته شده بود. حتی مرتبه آخری که می خواست برود، من برایش نامه فرستادم و در روز آخر به دستش رسیده بود. نامه را نخوانده بود و به همرزمانش گفته بود من خیلی سعی کرده ام که از خانواده دلم کنده شود. می ترسم این نامه دلبستگی مرا
ماجرای 2 شهیدی که 5 مزار داشتند!
تا شهادت و حکایتی است از سنگ مزار شهیدان محمد باقر و محمد حصاری در گفت و گو با فرزند و همسر شهید محمد باقر حصاری. غلامحسین حصاری فرزند شهید محمد باقر حصاری قای حصاری چه جوی در خانواده پدری تان بود که دو برادر از این خانوده به شهادت رسیدند؟ پدربزرگ من سه پسر و سه دختر داشتند که دو تا از پسرها به نام محمد و محمد باقر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. آنها در روستای لطف آباد
زندانی که بشود داخل آن سکه برد,زندان نیست,کویت است/غرضی لامپ خانه اش را هم نمی تواند عوض کند و شده مهندس ...
ایشان در مقابل مرحوم طالقانی جایگاهی نداشت که بتواند به ایشان تذکر بدهد. بعد هم اینکه به احمد آقا گفتم ایشان را ول نکنید یعنی چه؟ آقا در اختیار چه کسی بود که او را ول نکنند؟اصلا درآن روزهای اول، احمد آقا کجا بود که ایشان را ول نکند؟ وقتی آقا را به شمال بردیم، تازه چهار پنج روز بعدش به احمد آقا گفتیم بیاید و با آقا صحبت کند. بعد هم آمد. بعد از آن به خواست امام و احمد آقا، آقا
مادربزرگ، نوه 8 ساله خود را دزدید
با خود برد و جمعه شب متوجه شدم که پسرم همراه همسر و مادر شوهرم به کشور ترکیه رفته است. آنها از چند روز قبل نقشه کشیده بودند و بی آنکه در جریان باشم برای پسرم بلیت خریده بودند. وقتی در جریان این ماجرا قرار گرفتم راهی دادسرا شدم تا از مادرشوهرم به خاطر اینکه فریبم داد و فرزندم را ربود شکایت کنم. با شکایت این زن تحقیقات در این خصوص آغاز شده است تا ابعاد پنهان پرونده آشکار شود.
دخترانی با سراب شهر آرزوها
برنگردند، بعداً حسابی پشیمان می شوند. ساناز اما سرنوشت دیگری دارد. او که 16 بهار از عمرش گذشته، می گوید: بابای من دو تا زن داشت؛ خودم که چیزی یادم نیست، ولی نامادری ام می گفت پدرم فقط دو سال با مادرم زندگی کرده، وقتی من به دنیا می آیم آنها از هم جدا می شوند. کلاس اول راهنمایی بودم که نامادری ام گفت لازم نیست درس بخوانی، پدرم معتاد شده بود و به همین خاطر جرأت نداشت حرف بزند، چون آن وقت یک دعوای
روزی که قاتل خانگی جام زهر به کام جوانترین امام شیعه ریخت
) انتقال یافت . مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد . " *ازدواج با دختر مامون مأمون نخستین کاری که کرد دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دایمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دایمی که
خاطرات سفر حج یک زن کرمانی از سال 1309 ق / 1892 میلادی
خدا نصیب کافر نکند. کاش گردن من شکسته بود، نیامده بودیم. میان بیابان، غریب بی کس، نه آب نه آبادی، خدا پدر حاجی اسماعیل اصفهانی حمله دار را بیامرزد، زودی توی دامنة کوه چادر زدند و سه نفر غسال آوردند. بنده کاری که هرگز نکرده بودم، رفتم نشستم تا اینکه غسل دادم. کفن کردند. هر ساعت می گفتند زود باشید که عرب حرامی می آید ما را می کشد، چون توی دامنة کوه بودیم. در هر حال بعد از غسل آوردیم پایین کوه، نزدیک چادر حاجی ها شتری کشتند. نعش پیچیدند در پوست شتر. ما آمدیم توی چادر. نه جرأت گریه، می گویند برای اهل حاج خوش آینده نیست. تا صبح آهسته آهسته گریه کردیم. خدا به فریاد دل من بیچارة فلک زده برسد. ...
فرار نوعروس برای ازدواج با پسرخاله
دوست دارم. درست است که بیکار است اما او مرد خوبی است و من می توانم در کنارش خوشبخت شوم. با این حال خانواده ام بدون توجه به خواست و علاقه ام، مرا به عقد پسر دیگری درآوردند. در این مدت من با همسرم صحبت کردم تا راضی شد از هم جدا شویم و حتی مخفیانه به طور توافقی جدا شدیم. من پسرخاله ام را دوستم دارم و می خواهم با حمید ازدواج کنم اما پدرم بسیار متعصب است و فقط آبرویش در طایفه مهم است. من حق انتخاب و
دو قلوهای سفید از مادری سیاهپوست
فرصت کار خیر ممکن است برای همه ما در زندگی بارها و بارها اتفاق بیافتد؛ از کارهای کوچک روزمره تا اتفاقاتی که ممکن است نیاز به وقت و هزینه و حضور بیشتری داشته باشند. اما کم هستند بین ما افرادی که تمام زندگی خود را وقف کار خیر کنند و در فعالیت های انسان دوستانه، زندگی و خانواده و همه چیز را هزینه کنند. در جمع خانواده بزرگ هلال احمر که فعالیت انسان دوستانه از ارکان شکل گیری آن است، پزشکی فعالیت می کند که همه زندگی
پس از خودکشی نافرجام، چه بلایی سر فرد و خانواده اش می آید؟
مشاوران یا پرستاران حرف بزنند اما ترجیح می دهند جلو هر غریبه ای به همان واژه مسمومیت دارویی اکتفا کنند و بگویند، فلان قرص را اشتباهی خورده! اما هم آنها و هم سؤال کننده می دانند که آن جوان 20 ساله که به حال نزار روی تخت افتاده، یا آن دختری که پشتش را به همه کرده و پس از به هوش آمدن یک شبانه روز کامل گریه کرده چرا اینجاست و چرا اشک می ریزد! آنهایی که اینجا دراز کشیده اند و به قطره های آرام
اسرار شهرهای زیرزمینی خمین / سایه تخریب بر گور دخمه ای 6000 ساله
: به نظر منبع آب مورد نیاز ساکن در این فضاها را چاه های آب که چند نمونه از آن ها طی کاوش به دست آمده و بررسی شده اند تأمین می کرده است . شراهی گفت: مستندات به دست آمده حاکی از آن است که زیست در این مکان ها قدمت 150ساله دارد و جمعیت ساکن به طور دسته جمعی از این شهر زیرزمینی مهاجرت کرده اند . وی یادآور شد: دستکندهای تاریخی این روستا در سال 1384در پی گزارش های مردمی کشف و شناسایی
داستان قتل دو کودک در خیابان مدرس شرقی قروه
به گزارش کردپرس، به در پی اعلام این خبر، پلیس آگاهی و بازرسان حوزه جنایی وارد کار شدند و مشاهده کردند که در این جنایت یک کودک 7 ساله و یک نوزاد 12 روزه با چاقو از ناحیه گردن به طرز فجیعی کشته شده بودند و زن جوان که مادر این دو کودک قربانی بود کنار آنان دراز کشیده است. پلیس آگاهی موضوع این جنایت را به بازپرس کشیک اطلاع داده و با هماهنگی های قضایی اجساد به پزشکی قانونی منتقل و متهم به