سایر خبرها
سارقی که از صاحبخانه رو دست خورد
به گزارش خبرنگار حوادث فارس، زن میانسالی با حضور در کلانتری 118 ستارخانه مدعی شد، فرد ناشناسی با حضور در مقابل خانه وی اقدام به سرقت طلا کرده است. این زن در تشریح حادثه به مأموران پلیس گفت: روز گذشته، مردی زنگ آپارتمان را زد و بعد از اینکه مرا به نام صدا کرد، خودش را از همسایه ها معرفی کرد و از من خواست در را باز کنم. وی ادامه داد: در ورودی مجتمع را زدم و زمانی که در واحد را
سرقت طلا و جواهر از خانه های ویلایی رشت
دو زن و سه مرد که با تشکیل یک باند دست به سرقت از منازل می زدند، از سوی پلیس بازداشت شدند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، حدود دو ماه قبل ماموران پلیس استان گیلان در جریان وقوع سرقت های سریالی از منازل قرار گرفتند. اولین شاکی در شکایت خود به ماموران گفت: چند روز قبل همراه خانواده ام به سفر رفته بودم که وقتی برگشتم با بهم ریختگی خانه ام روبه رو شدم. همان لحظه متوجه شدم که سارقان از طریق
در سال های نهضت،25بار دستگیر شدم!
کمی با اینها. مجاهدین هم آرام و ساکت بودند و فقط با خودشان بودند. هنوز مارکسیست نشده بودند؟ اینها برای همدیگر نهج البلاغه و قرآن پچ پچ می کردند، ولی ما آخوندها، از جمله بنده یا آقای نعیم آبادی بندرعباس یا آقای فاکر که می خواستیم گوش بدهیم و متوجه بشویم که اینها نهج البلاغه وقرآن را چگونه معنا می کنند، اینها بلافاصله سکوت می کردند و هیچی نمی گفتند! سرانجام رازشان از پرده بیرون
صحنه سازی برای یک جنایت
طور که در تحقیقات مشخص شد، قربانی از وضع مالی خوبی برخوردار بود و بر اساس گفته همسایه ها، همیشه طلاهایی از نوع انگشتر، النگو و گردن آویز همراه خود داشت که هیچ یک از آنها با جسد دیده نشد و احتمال دادیم توسط قاتل به سرقت رفته است. با دستور بازپرس جنایی تجسس های میدانی خود را در دستور قرار دادیم و درخصوص وضع بستگان و همسایگان پیرزن و افراد معتادی که در نزدیکی او زندگی می کردند تحقیق کردیم
سرودهای انقلابی چگونه تولید و پخش می شد؟
تشکیل می شد. پرچم نداشتیم. انتهای هفده شهریور جنوبی فعلی. (شهباز جنوبی) آن موقع.همه دوستان می آمدند. پاتوق انقلابیون بود. از جمله آقای علی آقا محمدی(عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) هر وقت ازهمدان به تهران می آمد شبهای جمعه در جلسة دعای کمیل خانة ماشرکت می کرد. یکی از این شبهای جمعه به همراه آقای مرشدزاده جوان پرشوری به نام سید حمید شاهنگیان به جلسه آمد و پس ازگفتگو باایشان دریافتیم که وی سالها در خارج
روسای جمهوری ایران 12 بهمن 57 کجا بودند؟
کوفته، روز سختی را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقی که کار می کردم، نشسته بودم و مشغول کاری بودم؛ ناگهان دیدم مثل اینکه صدایی از داخل حیاط می آید جلو ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست دیدم از آن حیاط، صدای گفتگویی می آید؛ مثل اینکه کسی آمد، کسی رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه
کلاهبرداری عتیقه های تقلبی تحت عنوان"چاه کن" و "چوپان" + تصاویر
شریان نیوز: با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع کلاهبرداری و به دستور بازپرس شعبه یازدهم دادسرای ناحیه 10 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. اظهارات مالباخته مالباخته پس از حضور در پایگاه هشتم پلیس آگاهی، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: چند روز پیش فرد نا شناسی به تلفن همراه بنده تماس گرفت و مدعی شد که چند ماه پیش به عنوان
فساد اقتصادی توام با فساد جنسی در دربار شاه+تصاویر
هنگفت به جیب این و آن در موقع عقد قراردادها گاه می شد که رسوایی هایی را نیز به دنبال می آورد؛ چنانکه یکبار کمیسیون تحقیق سنای آمریکا افشا کرد که در جریان یکی از معاملات با کمپانی های آمریکایی عده زیادی از جمله شوهر خواهر شاه و فرمانده نیروی هوایی ایران (ارتشبد خاتمی) به اتفاق پسر بزرگ اشرف رشوه هنگفتی دریافت کرده اند. ارتشبد سابق فردوست طی سال های حضور در دفتر ویژه اطلاعات و بازرسی شاهنشاهی
گفتگوی خواندنی با منصور ضابطیان
ها را روی صحنه می گذاشتیم و رویش موسیقی اجرا می کردیم. رادیو عشقم بود. در سال های نوجوانی، برنامه ای به نام راه شب پخش می شد که می توانستی زنگ بزنی و با مجری اش صحبت کنی. زمانی که مجری حرف می زد تلفن قطع بود و زمانی که موسیقی می رفت، تلفن وصل می شد. من دیگر یاد گفته بودم چه لحظه ای شماره گیر را رها کنم تا اولین کسی باشم که تلفنش را وصل می کنند. یک شب مجری مرحوم حمید عاملی بود و شب دیگر
مصاحبه با ملوان ایرانی که از اسارت دزدان دریایی آزاد شد
بگذارند تا بتوانند هرچه زودتر مبلغی را که می خواستند به دست آوردند. بارها شده بود مرا آویزان کرده و ساعت ها در همان حالت نگه داشته بودند. وضعیت بهداشت هم خیلی بد بود. فکر می کردی آزاد شوی؟ می دانستم وزارت امور خارجه کارهایی انجام می دهد، در جریانش قرار داشتم. چطور متوجه شده بودی دولت در حال کمک به توست؟ از طریق سفیر ایران در کنیا یک تلفن برایم فرستاده بودند آنها با گروهی از دزدها صحبت کرده بودند. با
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (18 بهمن)
اینکه خواننده های گروهش از آن ها جدا می شد خیلی ناراحت بود. او اعضای گروه کر اش را مثل بچه هایش می دانست. برخی هنرمندان هستند که پس از مرک آن ها را می شناسیم در ادامه این برنامه قطعاتی توسط زوریک فرهادیان به همراه پیانو نسترن صدر شیرازی اجرا شد. در ادامه برنامه لوریس چکناوریان، آهنگساز و رهبر ارکس تر پشت تریبون قرار گرفت و با اشاره به حضور احمد مسجد جامعی، عضو شورای اسلامی
برترین عکس های خبری رویترز سال 2014 (1)
را به داخل بیمارسان برسانم. منظره غیرقابل تحملی بود و بوی پوست سوخته در فضا پخش شده بود. غوغای عجیبی در بین جمعیت حاضر در بیمارستان به وجود آمده بود. من شروع به عکاسی کردم که از سمت درب ورودی صدای آه و ناله ای در میان سروصدای زیاد توجه ام را جلب کرد. وقتی به سمت صدا برگشتم، متوجه حضور این زنان در کنار دیوار و در نزدیکی سرد خانه شدم که غرق در گریه و آه و ناله بودند و از خدا برای پایان
علت تاخیر مشعل در سفر به ایران چیست؟/ تکذیب آمدن قریب الوقوع رهبر حماس به ایران
شنبه 18 بهمن ماه ، وجود هرگونه تاریخ مشخص برای سفر خالد مشعل به ایران درماه فوریه را تکذیب کردند . این منابع که خواستند نامشان فاش نشود ، اعلام کردند اظهارات اخیر "احمد یوسف" از رهبران جنبش حماس درباره سفر قریب الوقوع خالد مشعل به تهران برای دیدار با مقامات بلند پایه ایران نادرست است .یوسف روز جمعه ( 17 بهمن) اعلام کرد رئیس دفتر سیاسی حماس در ماه فوریه به ایران می رود . وی
شاه نه تنها با فساد مبارزه نمی کرد بلکه منشأ فساد بود
، اشرف پهلوی از محله های جنوب شهر تهران دیدن کرده است و در خاطرات اینطور نوشت:"نخستین باری که محله های کثیف و فقیرنشین تهران رفتم تا به چشم خود ببینم چه نوع حکومتی مورد نیاز آنهاست، به راستی مریض شدم. هرگز به چشم خود اینگونه فقر مداومی را که یأس و ناامیدی و بی احساسی در انسان به وجود آورد، ندیده بودم. هرگز این همه انسان را ندیده بودم که در محله ای به آن کوچکی کنار هم بلولند و امکانات بسیار محدودی
حمیدرضا عارف از انتخابات اتاق بازرگانی و حواشی آن می گوید/برای رای روی نسبتم با دکتر عارف حساب نکردم
جامعه به خصوص بدنه قدرت بازگردد بسیاری از مشکلات امروزمان حل خواهد شد. صداقت میتواند بهترین سیاست باشد. باید افسوس خورد چه اتفاقی در کشور ما افتاده که حضور فردی در انتخابات اتاق بازرگانی با حواشی و دروغ پردازی همراه است؟ انتخاباتی که خیلی بعد اجتماعی بالایی ندارد و کل رای دهندگان در آن حدود 12 هزار و 500 نفر از فعالان اقتصادی حائز کارت بازرگانی هستند. چرا ثبت نام یک نفر تا این اندازه مورد توجه
بازگشت دوباره ناهید پای میز محاکمه
. ارتباط ما ادامه داشت تا اینکه فهمیدم دروغ گفته و شوهر دارد، به خاطر همین رابطه ام را قطع کردم. ناهید اما اصرار به ادامه رابطه کرد و من فریبش را خوردم. شب حادثه به دعوت او به خانه اش رفتم و راهی پشت بام شدیم. همان لحظه تلفن همراه ناهید زنگ خورد و شروع به حرف زدن کرد. فهمیدم با مرد غریبه ای حرف می زند. ناراحت شدم و سر این موضوع مشاجره کردیم. گفتم تو خیانت کرده ای. با صدای حرف زدن ما شوهرش برق راهرو
نقشه راه 92 برای انتخابات 94
؟ دهقان: من فکر می کنم باید برسر این دو واژه به اجماع رسید. ائتلاف در ادبیات سیاسی نوعی اتحاد موقت احزاب و جریان های فکری سیاسی مختلف و حتی بعضا متضاد هم می تواند باشد که برحسب شرایط و مقتضیات زمان می توانند در مقطعی همگرایی داشته باشند. بهترین نمونه آن اتفاق، یازدهمین دوره ریاست جمهوری بود. من آنچه در سال 92 رخ داد را ائتلاف نام گذاری می کنم اما تحلیل شخصی ام این است که فراتر از یک ائتلاف
ماهی 2 میلیون شیشه می کشیدم
دور می شدیم. به برادر و پسرعموهایم گفته بودم که فقط از زنان سالخورده سرقت کنند و سراغ زن های جوان نروند. چون در آن صورت زودتر دستگیر می شدیم. نقشه این سرقت ها از کجا به ذهنت رسید؟ یکی از بچه محل هایمان که از این روش استفاده می کرد، آن را به ما یاد داد. البته خود او چند ماه قبل توسط پلیس دستگیر شد. شنیدم با سپردن سند آزاد شده و الان فراری است و کسی از او خبری ندارد.
پخش شب نامه علیه رئیس جمهور/ فرماندار از خاتمی تبری نجوید عزلش می کنیم/ دو نماینده متخلف چه کسانی ...
رحیمی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی گفت: قطعا همه گروه های اصلاح طلب دور هم جمع شده و یک لیست واحدی را برای حضور در انتخابات مجلس دهم ارائه می دهند. غلامحسین کرباسچی در حاشیه سفر به اردبیل در گفت وگو با فارس با بیان اینکه تخلف رحیمی مربوط به یک فرد خاص نیست بلکه این تخلفات دامن تمام مسئولان دولت گذشته و حتی حامیان آنها را می گیرد، اظهار کرد: بنده به شخص خاص کاری ندارم اما بر
سارق پرحرف به دام افتاد
ثبت نام به داخل یکی از اتاق ها رفتم اما پس از برگشتن متوجه شدم که وی تلفن همراهم، لپ تاپم و 6میلیون و 400هزار تومان پول نقدی که داخل کشو بود را سرقت کرده است. مدتی پس از شکایت این زن مأموران پلیس در جریان سرقت های مشابه دیگری هم قرار گرفتند. با به دست آمدن تصاویر جوان سارق در دوربین های مداربسته مأموران دریافتند که او سارق سابقه داری به نام علیرضاست و در نهایت وی را دستگیر کردند.
روایت عسگر اولادی از چگونه پولدار شدنش
اقتصاد ایرانی :اسدالله عسگراولادی از بزرگ ترین تجار خشکبار کشور روایت موفقیت اقتصادی خود را این گونه بیان کرده است: من اسدالله عسگراولادی هستم و سال 1312 در تهران متولد شدم. خانواده ام متدین و در سطح پایین جامعه بودند و با قشر ثروتمندان سروکار نداشتند. شغل پدرم پیشه وری بود و مغازه عطاری داشت. ما سه برادر بودیم که هر سه از سن 12 13 سالگی کار در بازار تهران را شروع کردیم. روزها کار و شب
ناکارآمدی پهلوی، ثمره فساد در هم تنیده جنسی، مالی، سیاسی و اخلاقی و شخصیتی/ از قمار و رقص و شراب گرفته ...
اشرف نبود؛ ولی وی نیز از فریدون جم طلاق گرفت و عاشق یک ویالون زن کاباره های تهران به نام مهرداد مین باشیان شد. فاطمه پهلوی نیز به دلیل ارتباط با رضا قطبی موجب به هم خوردن زندگی رضا قطبی شد. [22] شهناز ، دختر بزرگ شاه هم که ازدواج های متعدد انجام داد، در مسائل جنسی خیلی بی تکلف بود. فرحناز ، دختر دیگر شاه که تازه به سن جوانی پا نهاده بود، این خصلت را از پدر به ارث برده بود. رضا ، ولیعهد ایران نیز با
نمونه هایی از تجاوز جنسی مسعود رجوی
همراه تعداد زیادی از اعضای زن شورای رهبری در مقر فرمانده و رهبر کل آن زمان مسعود رجوی در پایگاه بدیع زادگان در منطقه ابوغریب بغداد حاضر شدیم. بعد از یک ساعت انتظار یکی از کارمندان دفتر فرماندهی کل که مسئول امور اداری و خدماتی مسعود و مریم رجوی بود نزد ما آمد و یک بسته ای حاوی حوله و لوازم حمام و آرایش بین حاضران توزیع شد و گفت هرکس از شما که بدون حمام رفتن و عطر زدن به اینجا حاضر شده باید استحمام کند
حکم پرونده جنجالی قتل های محفلی کرمان صادر شد
با او در پارک نشاط قرار گذاشتم و وقتی به آنجا رفتم 5 مامور من را دستگیر کردند. او ادامه داد: آنها ابتدا مرا کتک زدند و بعد به دستهایم دستبند زدند و داخل یک ماشین پیکان انداختند. ساعتی بعد مرا به خانه ای بردند و از من بازجویی کردند. بعد از 24 ساعت هم آزادم کردند. ماموران در ادامه تحقیقات متوجه شدند تلفن همراه محمدرضا دست افرادی قرار دارد و همچنان فعال است ؛ لذا با صدور نیابت به دادگستری تهران فهرست
حزب ها، انتخابات و سیاست تاثیر مستقیم بر ادبیات دارند/ آب قند برای جوایز ادبی!/ سکوی پرش نویسندگان
می زدیم. یا اینکه مسایل ایران و جهان را حل و فصل می کردیم! در آن دفتر مولفان و آدم های صاحب نام رفت و آمد می کردند و برای همین هنگامی که از آنجا بیرون می آمدم حس می کردم دلم باز شده است. من بارها، چه برای تجدید چاپ کتابم و چه گذرم به خیابان انقلاب می افتاد، به دفترش جلو دانشگاه تهران می رفتم. بارها به او گفته بودم که اگر نویسندگان و مترجمان باعث معروفیت یک ناشر شده و به اصطلاح سکوی پرش یک ناشر شده
شعبده بازی دزد سابقه دار در مراکز خدماتی
آورده اند و مأمور پست مقابل ساختمان منتظر است. من هم برای تحویل گرفتن بسته به پایین ساختمان رفتم اما مأمور پست را ندیدم و دوباره به دفتر کارم برگشتم. وقتی وارد اتاق کارم شدم از آن مرد خبری نبود. چند دقیقه ای که گذشت متوجه سرقت گوشی تلفن همراه و وجوه نقد داخل کشوی میز شدم. وقتی دوربین های مداربسته را بررسی کردم همان مرد را هنگام سرقت دیدم. با به دست آمدن تصاویر دوربین های مداربسته و بهره گیری از
فخرزاده: دلیل حذف برخی مطالب در مصاحبه ها به آبروی اشخاص و امنیت ملی برمی گردد
خلبان کریم عابدی، همراه شهید چمران را هم انجام می دهم. این پروژه ها در قالب کتاب در می آیند و کار تدوین آنها را خودم به عهده دارم. با وجود کارهای اجرایی زمان کمتری برای انجام مصاحبه دارم زیرا این کارها نیاز به پژوهش و تحقیق دارند. کسانی که مدیریت مجموعه هایی همچون دفتر تاریخ شفاهی را به عهده دارند در واقع خادمان پژوهشگران هستند. در این کار باید بودجه، امکانات و خواسته های نویسنده را مهیا کنیم و
سوغات فرنگ: زیر پل قدیمی بلوار سن دونی در پاریس
جایی مصاحبه کرده و گفته بودند که در 20 سال گذشته مجلس در موضوعات مشابه قوانین متعدد و مختلف و بعضا حتی متناقض وضع کرده است و تا کنون فرصتی برای تنقیح قوانین موضوعه پیش نیامده و این موجب سردرگمی بخشی از مردم شده است. همزمان داشتم در ذهن خودم دیوارهای مملو از آگهی های تبلیغاتی تهران را مرور میکردم و تاسف می خوردم که چراغ های ممتد خودرو پشت سرم - بدون اینکه بوق بزند! - تلاش کرد مرا متوجه
روایتی از سرگذشت افسران رژیم پهلوی در عزلت ؛از سرداری تا سرباری
صدری هم همراه رضا به آنجا آمده است. پرس وجو کردم که سر و کله این شخص از کجا پیدا شده. مطلع شدم که صدری به رضا مراجعه کرده و مدعی شده که شخصی به نام رضا ظاهری را می شناسد که ثروت بی حسابی دارد و به خاطر عشقی که به ایران و نظام پادشاهی ایران دارد می خواهد هفته ای دو میلیون دلار! به بودجه مبارزاتی رضا پهلوی کمک کند. و با آب وتاب فراوان هم از ثروت و خلوص این شخص صحبت می کرد و هم از محبوبیت رضا نزد
ماجرای یک دبستانی انقلابی
که آنجا می دیدم که زیاد خوشایند من نبود. از طرف دیگر همان زمان علاقه مند به دعای ندبه و مهدیه تهران و برنامه های آقای کافی بودم. یادم هست پدر ساعت یک نیمه شب از هیات به خانه می آمد. تا ایشان می خواست لباس های خود را عوض کند من از خواب بیدار می شدم و خیال می کردم صبح است و مهدیه دیر شده است. پدرم هم می گفت: بخواب پسر هنوز چند ساعت تا صبح باقی مانده. به لحاظ این روحیه ای که داشتم دلم نمی