سایر منابع:
سایر خبرها
از نامه ایوبی به جشنواره برلین تا طالبانی خواندن حمله به مطهری
بیشتر، چون فیلم جنگی بود و کارم سخت تر می شد. البته دلم می خواهد نقشم سخت تر باشد. وی درباره آینده هنری اش گفت: خیلی بازیگری را دوست دارم و می خواهم وقتی بزرگ شدم در رشته بازیگری یا کارگردانی تحصیل کنم. این بازیگر خردسال درباره ارتباطش با کارگردان ها، خاطرنشان کرد: همیشه به حرف کارگردان ها گوش می دهم. مثلا وقتی می خواهند گریه کنم، می روم گوشه ای خلوت می نشینم و حس می گیرم تا گریه ام
مصاحبه اشپیگل با سیسی: اگرجنگ علیه داعش را ببازیم، منطقه تا 50 سال ناآرام خواهد بود/ نوسازی مذهبی نیاز ...
آشفتگی سیاسی بودیم. س: و حالا شخص شما به اعلام یک عفو عمومی فکر می کنید؟ ج: البته. از نظر من انسانیت یعنی همدلی و صلح. این دو مساله برای من ارزش بسیار زیادی دارد. س: آیا در زمان خدمت در ارتش نیز همین گونه فکر می کردید؟ ج: من تغییری نکرده ام. همیشه سعی می کنم که انسان بهتری شوم و تلاش دارم که در همه رفتارهایم یک مسلمان واقعی باشم. س: احساس می کنید
مردی که برای نجات سینمای ایران قربانی شد
؟ تلویزیون را آقای ضرغامی مدیریت نکرد. او فقط شبکه های تلویزیونی اضافه می کرد و اوضاع هم از دستش خارج شده بود. آقای ضرغامی از این موضوع خبر ندارد. اگر چهار شبکه ی خوب داشت، هیچ کس نمی توانست تلویزیون را به اینجا برساند و آن وقت با این بودجه می توانست به خوبی نظارت کند. من به آقای ضرغامی و معاونشان گفتم شما فیلم نامه ها را تکمیل کنید و بعد جلو بروید؛ یعنی تا فیلم نامه ی یک سریال کامل نشده، اجازه
یک مزاحم خیابانی وقیح!
. شخص شاه بود. با قامت کشیده و لباس مشکی بسیار برازنده، بوی گند مشروب و ادوکلن را که در هم آمیخته بود احساس کردم. همچون گنجشکی باران خورده می لرزیدم. شاه گفت: پروین! غریبی نکن. این کاخ خانه تو خواهد بود. با تشویش و دلهره پرسیدم: اعلیحضرت کاخ همیشه این قدر خلوت است؟ فکر می کردم در یک مهمانی بزرگ دربار شرکت کرده ام و با مهمانان بسیاری آشنا خواهم شد. شاه گفت: من تنهایی را دوست دارم. دلم نمی خواهد کسی
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/5
فیلم فجر و کیفیت آثار آن اظهار کرد: من داور بخش نگاه نو هستم و تا این لحظه فیلم های این بخش را تماشا کرده ام و از میان آثار بخش های دیگر تنها برخی را دیده ام. وی افزود: فیلم ها متنوع هستند، موضوعات بهتری دارند و حال بهتری در فیلم ها دیده می شود. همینطور تکنیک بهتری نیز در فیلم ها استفاده شده است. ما با پدیده هایی مواجه هستیم که نشان می دهد سینمای ما رشد کرده است. نویسنده و تهیه
سرودهای انقلابی چگونه تولید و پخش می شد؟
توانمند ونکته پرداز هستند نیز ازمشوقین شاعران انقلابی بودند وبا وجودمشغله های فراوان سالهای اول انقلاب گاهی دراین جلسات شرکت می کردندکه دراین خصوص صحبت های فراوانی دارم که به فرصت دیگری محول می کنم. علاوه بر این جلسه در جلساتی با حضورشاعران بزرگی چون کمال، موید، شفق، خسرونژاد و سروی نیز در مشهد مقدس شرکت می کردم وبا این دوستان نیزحشر ونشر فراوانی داشته ودارم. * آقای علامه جعفری را شما به
راز عجیب یک زن در باره شوهرش که 17سال است آن را پنهان کرده
شریان نیوز: زن 38 ساله در حالی که دستکش های سفید را از دستش خارج می کرد و زخم های رقت انگیز انگشتانش را به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد نشان می داد به بیان مهم ترین راز زندگی اش پرداخت و گفت: تنها دختر دیپلمه فامیل هستم و دو خواهر کوچک تر از خودم دارم. همه دخترهای فامیل هنوز به 15 سالگی نرسیده ازدواج می کردند اما من 21 سال داشتم و هنوز در منزل پدرم بودم. این موضوع برای خانواده
گفتگوی خواندنی با منصور ضابطیان
نگرفتی؟ - نه، چه اهمیتی دارد؟ به نظرم ماجرا آنقدرها هم که می گویی برامه ریزی شده نبود. درست است که کارم ار همیشه جدی می گیرم اما خودم را جدی نمی گیرم و فکر می کنم یک آدم معمولی هستم که دارم زندگی ام را می کنم.حالا شغلم طوری است که زندگی ام را روایت می کنم. برای خوشایند کسی برنامه نمی سازم که بخواهم نگران باشم عده ای از آن استقبال نکنند. در برنامه ها خود واقعی ام هستم، ظاهرسازی نمی کنم
غفوری: کی روش تاثیر زیادی روی فوتبالم داشت
پدیده انتخاب می کردی؟ سوال سختی پرسیدید و اجازه دهید که به آن پاسخ ندهم. قبول داری که از حالا به بعد وظیفه ات در سپاهان و تیم ملی سنگین تر از گذشته شده؟ قطعا بیشتر زیر ذره بین خواهم بود و باید تمریناتم را جدی تر دنبال کنم تا جایگاهم در تیم ملی و سپاهان را از دست ندهم و باید بگویم که سپاهانی ها در این مدت به من خیلی کمک کردند و من هم وظیفه دارم که به آنها کمک کنم.
دیار مظلومیت
چه از نظر معنوی. وقتی خسته می شود و حوصله اش از این همه مسئولیت سر می رود همه به او می گویند. یعنی شما بزرگ این خانواده و فامیل هستید. قباهت دارد. وظیفه شماست. باید بزرگی و ایثار کنید و اینجاست که اولاد ارشد می گوید. کاش این خصلت را نداشتم که همه دهانشان به طرف من باز باشد و خودم دست خالی زندگی کنم. اصفهان همان اولاد ارشد برای کشور ما ایران است. استانی که در تمام فصول تاریخ خود جورکش بوده و همان
از نامه ایوبی به جشنواره برلین تا طالبانی خواندن حمله به مطهری
بیشتر، چون فیلم جنگی بود و کارم سخت تر می شد. البته دلم می خواهد نقشم سخت تر باشد. وی درباره آینده هنری اش گفت: خیلی بازیگری را دوست دارم و می خواهم وقتی بزرگ شدم در رشته بازیگری یا کارگردانی تحصیل کنم. این بازیگر خردسال درباره ارتباطش با کارگردان ها، خاطرنشان کرد: همیشه به حرف کارگردان ها گوش می دهم. مثلا وقتی می خواهند گریه کنم، می روم گوشه ای خلوت می نشینم و حس می گیرم تا گریه ام
شبیه دلقک های سیرک هستم!
. لطفا خودت را معرفی کن؟ من یوسف- ح- هستم. اهل تهران و 34سال از زندگی ام گذشته است. یوسف؟ بله یوسف. شاید یکی از دلایل بزرگی که اطرافیانم را ترغیب می کند که مرا مسخره کنند همین اسم است. این نام پیغمبر خداست. مردی که زیباترین چهره را داشته حالا نام من... چرا فکر می کنی عده ای تو را مسخره می کنند؟ می بینید که من مثل کاریکاتور ها هستم
ماجرای یک دبستانی انقلابی
، مدعی هستند که امام خمینی تا قبل از آغاز نهضت شهرتی بین مردم و مذهبی ها نداشته. این مطلبی که شما می گویید آن حرف را به نوعی نفی می کند. این مطالب تبلیغات منفی است. یادم هست دبستانی بودم که روی پاکنم عکس امام را کنده کاری می کردم و با استامپ به دیوار مدرسه و یا خیابان ها می زدم. بچه دبستانی!؟ کاری که می توانستیم انجام دهیم و انقلابی باشیم. به یاد دارم امام در بعدازظهرها ملاقات عمومی در
رضا ساکی: از سبیل هایم می ترسند
(سلفی) با هم می گیریم. اگر بخواهند فیلم زندگی یک نفر را بسازید، فیلم چه کسی را می سازید؟ - عارف قزوینی، شیدایی این آدم و عاشقی و وطن پرست بودنش را دوست دارم. مدتی است که با زندگی عارف دم خور هستم و فکر می کنم اصول زندگی اشت برای ساخت فیلم خیلی خوب باشد. بنده خدا او هم غریب افتاده زیر پای ابن سینا در همدان و کسی سراغش را نمی گیرد. باید به شما و یک نفر دیگر برای مدت
نیمکت خونین
. محسن خشخاشی متولد 1350 بود. او پسری 10ساله و دختری سه ساله دارد که حالا داغدار پدرشان هستند. برادر محسن می گوید: وقتی به ما خبر دادند چه اتفاقی افتاده است اصلا باور نکردیم. در بیمارستان بود که فهمیدیم وضعیت بسیار وخیم است. با آمبولانس او را از مدرسه به بیمارستان برده بودند و بعد به ما خبر دادند. ضربه دقیقا به شاهرگش برخورد کرده و در همان لحظات اولیه خون زیادی از دست داده بود
برسد به دست آقای احمدی نژاد
حتما کسی را پیدا می کنم، شما معرفی کنید لطفا. این وام چقدر است؟ - سه میلیون. - حالا باید چه کار کنم؟ کجا بروم و چه مدارکی ببرم؟ - منتظر باشید، خودمان خبر می دهیم. - چقدر طول می کشد؟ - یکی، دوهفته، اگر خواستید با همین شماره پیگیری کنید. تشکر کردم و درحالی که امیدوار شدم موضوع به نتیجه می رسد منتظر تماس بعدی ماندم. بیشتر از یک هفته گذشته بود و خبری نبود
گنج ِپنهان
. همسرم گیزلا و دخترم سمیرا چندین بار به جزیره هرمز رفته بودند. یکی، دوبار هم من همراه شان رفتم. از نزدیک، فعالیت آقای دکتر احمد نادعلیان را دیدم. اما آن زمان به فیلم ساختن به این شکل فکر نکرده بودم. حتما در جریان هستید که بیش از سه سال صبر کردم تا فیلم قطار زمستانی را بسازم. فیلمی داستانی در مورد مهاجران لهستانی است که به ایران آمدند. استاد عزت الله انتظامی - که به ایشان ارادت دارم- به این فیلم
جوانگرایی به سینما تحمیل شده است
کننده اش، بعد از ساخت زادبوم گرفته بود و بنا بود ما کار را شش سال قبل شروع کنیم و حتی یک ماه هم پیش تولید داشتیم. خیلی از قراردادها بسته شده بود. صابر ابر، مهناز افشار و... هم قرار بود برای بازی در فیلم بیایند و تا مرحله قرارداد هم پیش رفته بودند؛ اما وقتی زادبوم توقیف شد، دیدم شرایط مناسبی برای کار مجدد فراهم نیست و حداقل اتفاق بدی که ممکن بود بیفتد این بود که فیلم جدید هم دچار همان سرنوشت محتوم
دروغ های مرگبار
مهرداد آشنا شدم که او هم متهم به قتل است. او با من خیلی صحبت کرد و آرام شدم. بعد از آن من که 11 سال نماز نمی خواندم دوباره نماز می خوانم و روزه می گیرم. مهرداد حرف خیلی خوبی به من زد و گفت ما نصف مان مرده است حداقل می توانیم با این کارها به بخشش گناهانمان امید داشته باشیم و با طلب بخشش پای چوبه دار برویم.الان چه آرزویی داری؟ هیچ چیزی برای خودم نمی خواهم اما آرزو دارم که بالای سر دخترم باشم و مدرسه رفتن او را ببینم در نهایت هم امیدوارم بتوانم از اولیای دم رضایت بگیرم.
از ابزار شدن مسئله امام عصر(عج) در دولت خود جلوگیری کنید!
باعث ناراحتی شما و دوستانتان شد و تلاش کردید پاسخ آن را بدهید که قانع کننده نبود. امروز همه آن دوستانتان این واقعیت را تایید می کنند و برخی به من می گویند تو زودتر از همه این مطلب را دریافتی. حتی این مطلب به ذهن متبادر می شود که شما در زمان انتخابات 84 و 88 صداقت کافی به خرج ندادید و این افکار خود را آشکار نکردید و نگفتید من فردی هستم مرید آقای مشایی و این افکار ویژه را درباره نوروز و
کیارستمی با دیدن بهمن حسرت خورد
سال من برای اینکه بروم به دنبال یک چیز طبیعی مطلق زحمت کشیدم وقتی حالا می شود به این شکل همه اینها را ساخت. با وجود اینکه نمی خواهم روی این مساله مانور بدهم، از این بابت دوست دارم سینمای ایران با دیدن این فیلم برای انجام دادن اینگونه افکار و به عمل درآوردن خیال های نویسندگان جرات پیدا کند. معمولا ذهنیت کارگردان ها و تهیه کننده های ما نسبت به انجام چنین پروژه هایی و تصورشان از امکانات
ماهی ها یکی یکی مردند و از داداش رضا خبری نشد
داد و می گفت دشمن از جنازه ها تله درست کرده و منتظر است کسی برود و بچه ها را درو کند. داداش محمد می گفت این 5 سال به اندازه تمام صبوری های دنیا برایم سخت بود که راز نیامدن رضا را درون سینه نگه دارم. عمودی می روم، افقی بر می گردم محمدرضا همتی دوست صمیمی و هم مدرسه ای شهید می گوید: سال 59 بود و آشنایی ما از مدرسه راهنمایی علویه شروع شد. ما تازه آمده بودیم چهارراه ابوطالب. یکی
من دیه گو مارادونا هستم ، حال تماشاگران را بهتر کرد
. اوایل تابستان امسال وقتی داشتم فیلمنامه خمسه خمسه را می نوشتم، محمد پیرهادی تماس گرفت و گفت اگر طرح یا داستانی با زمینه جاسوسی و درباره ترور دانشمندان هسته ای دارم یا می توانم بنویسم بگویم تا شاید بتوانیم با هم کار کنیم. من که بعد از روز شیطان فیلم جاسوسی نساخته بودم و دلم لک زده بود، فورا بله را گفتم و مشغول جستجو در طرح ها و خلاصه داستان هایی شدم که از سال ها پیش در ذهن داشتم. یک طرح
من یک کلاهبردار حرفه ای هستم!
کنارش می نشینم و با معرفی خودم از او می خواهم در مورد زندگی اش و این که چرا کلاهبردار است بگوید. انگار منتظر همین سوال بود و به تشریح زندگی اش و نحوه کلاهبرداری پرداخت. می گوید به خاطر پرداخت دیه مجبور به کلاهبرداری شده بود. در ادامه سرگذشت زندگی این کلاهبردار را می خوانید. حامد هستم؛ 29 سال دارم و مدرکم کاردانی علوم رایانه است. مدیرعامل یک شرکت رایانه ای بودم؛ البته بگویم سرمایه شرکت
دلم برای زنانگی هایم تنگ شده
/> *** شبکه های اجتماعی این روزها انتشاردهنده حرف هایی است که تا چند سال قبل ممکن بود در دلمان بگوییم، اما حالا می نویسیم و با دیگران به اشتراک می گذاریم، گاهی برخی حرف ها آن قدر تکرار می شود و همه برای هم فوروارد می کنند که گویی دغدغه افراد زیادی است. امروز در چهار گروه وایبری ام این پیام را دریافت کردم، شاید حرف دل خیلی از شما هم باشد. حرفی که باید دلیل ایجاد آن و روش برطرف کردن آن
نظر نویسنده قصه های مجید درباره سینما
آن بیهوده است. علائم و نشانه هایی که من برای هر کدام از شخصیت های قصه هایم می گذارم، از این قانون پیروی می کنند. مثلاً حتی نقص عضو شخصیت زن داستان ته خیار که اصطلاحاً می شلد هم با دلیل صورت گرفته است. خلاصه اینکه نمی خواهم فقط انشاء قشنگی بنویسم و شاید به همین دلیل هم کارهایم برای سینما مناسب هستند. مرادی کرمانی سخن خود را اینگونه ازسرگرفت: حالا به جواب سؤال شما برسیم. وقتی قرار می شود
این موتور 1000 وقف سپاه شد+عکس
دکتر گفت اگر بخواهیم بچه را سالم به دنیا بیاوریم امکان دارد مادرش از دست برود، حالا شما مادر را می خواهید یا فرزند. من هم گفتم مادر. بعد دکتر گفت من بعد از نماز مشغول می شوم. دکتر متدینی بود. من هم رفتم پایین و از حضرت ابوالفضل (ع) خواستم که اگر بچه سالم و پسر بود اسمش را ابوالفضل می گذارم. دبستان را در مدرسه ای در خیابان پامنار و هنرستان را در مدرسه دانش و فن در خیابان سپهبد قرنی گذراند
سه روایت از ماجرای یک قتل
زندگی کنم. شرایط روحی خوبی ندارم و اصلا نمی دانم بتوانم ادامه بدهم یا نه. دلم برای بچه های شکور می سوزد. درست است که او آدم خوبی نبود، اما من نباید دخالت می کردم و از این کار پشیمان هستم. او آدم بدی بود زلیخا که گفته می شود، طراح اصلی این نقشه است، می گوید هر آنچه در موردش گفته اند دروغ است. او می گوید: شوهرم آدم بدی بود و ما رابطه خوبی با هم نداشتیم، من هیچ وقت عاشق شوهرم نبودم، اما چون سه دختر داشتم
زنان را زنانه ندیدیم
برای من احساس نشود، من هرگز آن را نمی سازم حالا هر موضوعی که می خواهد باشد. من اصلا با سیاه نمایی مخالف هستم؛ یک چیز ممکن است سیاه باشد اما نگاه شما به آن مهم است، نگاه من سازنده است. نگاهی که من به آن سیاهی دارم این است که نباید آن را سیاه نشان بدهم، بلکه باید آن را بسازم، یعنی باید علت و عواملش را پیدا کنم، ریشه هایش را بیابم و بعد آن را نشان بدهم. برای مثال در مورد فیلم هیس باید
هومن سیدی: ندیدن فیلم و نخواندن کتاب، شوی خوبی نیست/ تلاش کردم فیلمم شبیه آثار مهم دنیا نشود
از آنها بهره برده ام اما تلاش می کنم شبیه آنها نباشم. فیلمم ابدا شبیه اثر خاصی نیست اما سینمای دنیا را دوست دارم و برایش احترام قائل هستم. او در پاسخ به پرسشی درباره گنگ بودن فیلمش گفت: فکر نمی کنم، گنگ حرف زده ام بلکه معتقدم خیلی سر راست سخن گفته ام اما اگر گنگ شده است ببخشید. این بازیگر و کارگردان سینما اضافه کرد: یک داستان یک خطی در ذهنم بود و انتخاب فرم برایش سخت بود چرا