سایر منابع:
سایر خبرها
الزامات جنگ باعث شد عده ای در حوزه دیپلماتیک رزم دیده شوند
دنیا با الگو گرفتن از کشورهای غربی حکومتشان لیبرال دموکراسی باشد و مسائل دینی به گوشه کلیساها و مساجد برود و هرکس هرچقدر می خواهد عبادت کند اما به حکومت کاری نداشته باشد. موقعی که نمونه ای در ایران به وجود می آید برعکس این همه تبلیغ که از بعد از رنسانس به این طرف که حدود چهار پنج قرن می گذرد همه اش تبلیغ ضد خدا کردن است. حالا اشخاصی مانند فروید آمدند و هرچه کردند بخشی از آن این بوده که اعتقادات دینی
عبور از سد بنی صدر برای نجات شهرها/ روزی که اوقات آیت الله خامنه ای تلخ شد
اعلام جرم می کنم به نام نماینده امام و نماینده شورای عالی دفاع از این همه اهمال و اتلاف وقت و به هدر رفتن خون جوانان شکایت دارم؛ چند روز است که فریاد می کشم تا بالاخره دیشب جوابی شنیده شد، امروز انتظار عمل داشتم، متأسفانه نشد. امروز صبح در حضور سرکار و سرهنگ شهبازی ایرادات و نظرات خود را گفتم و شما فکر کردید و جواب دادید که فردا صبح زود انجام می شود و الان می بینم که می
روستای فردو، بهشت غیرهسته ای
مربا درست می کردیم برای رزمنده ها می فرستادیم، سرسبزی این باغ و این ثمری که دارد هم به خاطر این است که این شهدا به اینجا پا گذاشتند. در جبهه خیلی روی بسیجی ها و پاسدار وظیفه های فردو حساب می کردند و همه فرمانده ها سراغ بچه های فردو را می گرفتند. خوشحالم که بچه من در راه خدا شهید شده، از آن روز هیچ ناراحتی نکردم، اگر هم بغضی بکنم برای همه شهداست، برای بچه خودم می دانم که راهی که رفت باعث افتخار خودش و مملکت است. بچه من وقتی بار سوم می خواست بره جبهه آمد به من گفت: بابا دیگه منتظر من نباش، من سرباز امام زمانم، اگر عمری داشتم که برمی گردم. ...
جام جهان نمای آیت الله بهجت کدر نشده بود/ راه معرفت را پرواز کرد
نمی کردند و حتی لحظه ای نمی خواستند از یاد خدا دور باشند. فکر و ذکر تمام وقت ایشان را پرمی کرد و همیشه می گفتند 90 سال عمر و زمان کمی است و باید از همه لحظاتش استفاده کرد چون کمال در آگاهی انسان است و هیچ کمالی بدون آگاهی اتفاق نمی افتد. فرزند آیت الله محمد تقی بهجت ادامه داد: در عصر حاضر ما می خواهیم که همه چیز را با علم حل کنیم در حالیکه امکان پذیر نیست، اگر امکان پذیر بود الان همه
خاطره مجیدی از تماشای فیلم محمد رسول الله(ص) توسط رهبرانقلاب
تکمیلی را به حضرت آقا دادم و گفتم فیلم همچین زمانی دارد و اگر شما اجازه بدهید وسط فیلم توقفی باشد تا شما استراحتی بکنید . آقا در جواب فرمودند : حالا ببینیم چه می شود . در اینجا بگویم این پیشنهاد را به این خاطر دادم که تجربه فیلم دیدن حضرت آقا را داشتم، چه حضوری و چه اینکه از دوستان شنیده بودم، مثلا ایشان بچه های آسمان را در 2 نوبت دیده بودند . آقا با همه اهل بیت شان برای تماشای فیلم آمده
تیتری که ماند برای المپیک!
/> اولین مربی که تاثیر زیادی در زندگی و پیشرفتم داشت محمد کرمانی بود که چم و خم کشتی را از او یاد گرفتم. بعد طلایی، خادم و رضا لایق که زحمات زیادی برای من کشیدند. *با حسن یزدانی خیلی رفیقم از آنجایی که اولین سال حضورم در تیم ملی بز ر گسالان بود، خیلی با بچه های تیم مخصوصا بزرگترها نزدیک نبودم. البته نه اینکه با آن ها دوست نباشم اما با حسن یزدانی چون چند سال هم تیمی بودم
جبهه مصداق عینی روضه ها بود/در روضه، روی دست سید علی نجفی کسی را ندیدم/بازار حضرت زهرا(س) در جبهه داغ بود
عباس جعفری که بعد ها به شهادت رسید به جبهه رفتم. **از بچه های شرور مدرسه مجتهدی بودیم حتی من که سن و سال کمی داشتم باز از برخی دوستان همچون مسعود نعمتی که 13 ساله بود بزرگتر بودم. این مسعود نعمتی از بچه های لوتی نظام آباد بود. الان هم در لباس دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوریه به درجه جانبازی نائل آمده است. به این نکته اشاره کنم که ما بچه های شرور مدرسه حاج آقای مجتهدی بودیم
به برخی آثار ظلم شده است
مطلب را ادا نکرده اند. میرعباسی ادامه داد: نمونه دیگر آثار جین آستین مخصوصا کتاب خواهران برونته است که این اثر و دیگر آثار این نویسنده به دلیل اقبالی که در ایران به او شده همه جور ترجمه شده اند، اما اخیرا رضا رضایی ترجمه هایی از جین آستین به دست داده که استاندارد و پسندیده است. بنابراین فکر می کنم اگر مترجم دیگری این آثار را ترجمه کند با وجود ترجمه های رضا رضایی، این کتاب دیگر بازاری
همدلی جانبازها با آقای جانباز/ میزبانی شانه های رهبر جانباز از اشکهای فرزندانش/ آقا گفتند این را به ...
گوید: السلام علیک یابن رسول الله(ص)، السلام علیک یابن فاطمه الزهرا(س)... آقا بعد از حال و احوال گرم با جانبازها با خانواده های آنها هم احوال پرسی می کنند. همسران جانبازها را دعا می کنند. از زحماتشان تشکر می کنند و از کار و بار یا رشته تحصیلی بچه ها می پرسند. همه اینها در سریعترین حالت دو سه دقیقه وقت می گیرد و این یعنی احتمالاً بیش از یک ساعت این احوالپرسیها طول خواهد کشید. گفتم که این
پشت پرده زندگی ترنس ها
برایشان دشوار است. فرد ترنس نمی تواند به راحتی به فروشگاه مراجعه کند و مثلاً به عنوان مرد، برای خودش مانتو پرو کند. او باید در نقش اجتماعی جدید قرار گیرد که لباس، از پایه های مهم این نقش اجتماعی است. خیلی از خانواده ها البته همکاری می کنند و مادر یا خواهر فرد، لباس لازم را در اختیار او قرار می دهند تا این مرحله را طی کند اما برای همه این طور نیست. به همین دلیل هم ما طرحی به نام
شبی نبود که به بخشش یا قصاص فکر نکنم
از قتل هم به مرخصی آمده و چندروزی را پیش من در تهران بود. دو روز مانده بود که مرخصی اش تمام شود که گفت می خواهد به ایلام برود و مادرمان را ببیند. او بچه آخر خانواده بود و وابستگی شدید عاطفی به مادرم داشت. حتی به او گفتم فقط دو ماه از سربازی ات مانده و با توجه به اینکه در پیران شهر، که نقطه صفر مرزی است، خدمت می کنی احتمالا دوران خدمتت یک ماه کمتر می شود، اگر الان بخواهی از تهران به ایلام بروی، فقط
من حالا دانشجوی دانشگاه تهرانم
راهی ایران شدیم. پدرم قبل از ما به ایران آمده بود. یک سال بعد از رفتن پدرم ما هم مهاجرت کردیم. چطور ایران را برای زندگی انتخاب کردید؟ من که خیلی کوچک بودم و از آن روزها چیز زیادی یادم نیست، اما شنیده ام به خاطر سختگیری های طالبان، زندگی برای خیلی از افغان ها سخت شده بود. وضعیت بهداشت هم مناسب نبود؛ یعنی اصلا هیچ امکاناتی در ولایت وردک وجود نداشت چه از نظر تحصیلی چه از نظر
بازیکنان، تنها امید هواداران استقلال
نکند ولی ما قبل از بازی با ذوب آهن درکی از مدارس فوتبال تمرین کردیم، مسئولان فوتبال اهواز وقتی می بریم به رختکن می آیند و به بچه ها تبریک می گویند اما موقع باخت خبری ازشان نیست با اصلاً نیایند یا همیشه کنار تیم باشند. بختیاری زاده نباید چمن را کوتاه کند کاپیتان اول استقلال اهواز در ادامه به تمجید از سیاوش بختیاری زاده پرداخت و گفت: سیاوش بختیاری زاده در تیم استقلال اهواز همه
چرا برجام دست حسین آقا را بسته است؟
30 شهریور 94 ساعت 10:14 صبح رفتم از سوپر مارکت بین بهارستان و پاستور خرید کنم. اصغر آقا گفت: به بهههه! آقای روحانی! خیلی وقت بود تشریف نمی آوردید. چه خبر از این طرفا؟ گفتم: بابا وقت سر خاروندن ندارم باور کن. فکر می کردم این هسته ای حل بشه دیگه یه نفس راحت می کشم. تازه دردسرها شروع شد! گفت: والا ما که اصلا از برجام راضی نیستیم. کاسبی ما رو به هم ریخته. گفتم: چطور مگه؟ چی شده؟ قاعدتا
از رنگ خون خدا عکاسی کردم/ استرس چاپ عکسم داشت دیوانه ام می کرد
دردناک زیاد بوده. مثلا در عملیات کربلای 5 که خیلی عملیات تلخی بود و خیلی شهید دادیم. با گروه تلویزیونی سپاه رفته بودم جبهه. موقع تهیه گزارش و عکس بچه ای را دیدیم که راننده لودر بود و جلب توجه می کرد. لودر هیولا بود و این بچه 17 ساله اعزامی از کرمان جثه کوچکی داشت. هی می خندید و بچه ها می خواستند فیلم بگیرند نمی شد. با یک تشری گفتم: اینقدر نخند! گفت: چشم! اما باز می زد زیر
ماجرای یک قرانی پربرکت امام راحل
گفت: در این مجله همکاری داشتم و نوجوانان در این مجله همکاری می کردند که افشین علاء، بابک نیک طلب و ... از اعضای نوجوان آن بودند.برای این مجله موضوعاتی را مشخص می کردیم و بچه ها برای آن مطلب می فرستادند. یک بار موضوعی تحت عنوان نامه ای به امام را مشخص کردیم و آثار در آن چاپ شد که همان را خدمت ایشان فرستادیم. بعد از آن قرار می شود دست اندرکاران آیش با بچه ها به دیدار امام خمینی(ره) بروند
هافبک تیم فوتبال پرسپولیس: مصدومیتم جدی است
آورم و حتما با قدرت بر می گردم. باز خدا را شکر که تیم پیروز شد، بعد از برد تیم ناراحتی من هم از بین رفت. وی در رابطه با مصدومیت پر تعداد بازیکنان در بازی برابر تراکتور اظهار داشت: امیدوارم از بچه های مصدوم نفراتی به بازی بعدی برسند، البته در تیم ما واقعا اینطور است که فاصله بین بچه ها زیاد نیست. نگرانی عمده ما هم به جام حذفی بر می گردد. به هر حال سوشا مکانی و مهدی طارمی را نداریم
بدون مطالعه کاری نمی کنم
قرار نیست هرکسی در زمینه ای توانمندی داشت، احساس کند می تواند به همه حوزه ها ورود کند. البته بارها به من پیشنهاد شده خاطراتم را گردآوری کنم، اما هنوز تصمیمی نگرفته ام. به هرحال یک بار دیگر هم گفتم، من با آدمهای بزرگ و فراوانی روی صحنه و پرده بوده ام. از بانو لرتا که با ایشان کار تئاتر کرده ام تا بزرگترین بازیگران و تئاتری ها. البته هر که در این حوزه ها کار می کند، هنرمند بزرگی است.
90/ سرباز واقعی تراکتور هستم فقط در برجک نگهبانی نمی دهم
دانشگاه است و مادرم معلم و شکر خدا وضع مالی خانواده ام بد نیست. 90: مشخص است که در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدی. نظر لطف شماست، من خودم هم دانشجوی مهندسی حفّاری بودم که به خاطر یک سری مسائل فعلاً از درس دور ماندم که به امید خدا دوباره شروع خواهم کرد. 90: با هواداران تراکتور ارتباط برقرار کرده ای؟ بله، اتفاقاً روز اول که به تبریز رفتم، در همان فرودگاه که مردم تبریز مرا می دیدند
فرهنگ در رسانه
دادم و گفتم فیلم همچین زمانی دارد و اگر شما اجازه بدهید وسط فیلم توقفی باشد تا شما استراحتی بکنید. آقا در جواب فرمودند: حالا ببینیم چه می شود. در اینجا بگویم این پیشنهاد را به این خاطر دادم که تجربه فیلم دیدن حضرت آقا را داشتم، چه حضوری و چه اینکه از دوستان شنیده بودم؛ مثلا ایشان بچه های آسمان را در دو نوبت دیده بودند. آقا با همه اهل بیت شان برای تماشای فیلم آمده بودند و خانم
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
داشتم. آنگاه پیش رفت، سلام کرد و نشست و گفت: آیا اجازه می دهید مطالبی را از شما بپرسم؟ امام باقر (علیه السّلام) فرمود: آری بپرس! (6) طاووس یمانی سؤالهایش را مطرح کرد و امام (علیه السّلام) به او پاسخ بایسته را ارائه داد. ابو حمزه ثمالی نیز می گوید: در مسجد رسول خدا نشسته بودم که مردی پیش آمد، سلام کرد و گفت: تو کیستی؟ به او گفتم: مردی از اهل کوفه ام. چه می خواهی و در جستجوی چه هستی؟
گفتگو با خانواده هایی که در سیل عزادار شدند
سلامانه : به گزارش روزنامه شهروند باران شلاقی می بارید و بعد آب بود که بر حجمش هر ثانیه افزوده می شد. ساکنان استان های تهران، آذربایجان شرقی، خراسان شمالی، اصفهان، چهار محال و بختیاری، زنجان، سمنان، گلستان، هرمزگان، مازندران، البرز و تهران خود را به پناهگاه امن می رساندند تا از هجوم سیلاب در امان باشند اما افرادی که برای تفریح به روستای توچال قیامدشت در استان تهران، بندر هرمزگان، بجنورد در استان خراسان شمالی و آذرشهر در آذربایجان شرقی
دعاکنیم تهران زلزله نیاید / آمادگی 20 درصدی تهران برای زلزله
بحران نداریم. من زمانی که استاندار بودم در این حد که الان متوجه شدم باور و اطلاعات نداشتم. الان که به اینجا آمدم متوجه شدم که چه بحث عظیمی است کشور با آن روبرو است. باور به بحران، باور به مرگ است. همه ما عزیزانی را از دست دادیم و مراحل کفن و دفنشان رادیده ایم. من خودم هیچ وقت به این باور نرسیدم که 100 سال دیگر نوبت من برسد. بحران هم این گونه است، چون باور نداریم، مدیریت ریسک نداریم. چون باور
یک روز پوست فوتبال امارات را می کنم | فدراسیون جواب کار سیاسی اماراتی ها را بدهد
شوم. گفتم هر چیزی را که از خدا خواسته ام به من داده. من علیرضا منصوریان، کوچک همه مردم ایران هستم و اگر امروز به جایی رسیده ام به خاطر حمایت آنها و همین شما رسانه ها بوده، من همیشه به رسانه ملی احترام گذاشته ام و الان هم می گذارم. من اگر انتقادی کردم و خواستم که از فوتبال ایران دفاع کنم، باید محکوم به ممنوع التصویر شدن شوم؟ مطمئنم که مسئولان رسانه ملی می دانند من به چه دلیل آن حرف را زدم و گفتم که
تا چند سال در خانه “ملی” صدایم می کردند!
اصلی اش این است که احساس می کنم الان می توان تجربیاتم را بنویسم . کاری که سالها پیش جرات انجامش را نداشتم. نسبت به نوشتن خیلی متعهد بودم و البته هنوز هم هستم و معتقدم آدم نمی تواند هر کار بی کیفیتی را چاپ کند ولی الان فکر می کنم به سن و زبانی رسیده ام که بتوانم بنویسم. ولی بر خلاف صحبت شما انگار الان همه خیلی راحت جرات چاپ دارند. خیلی سریع کتاب چاپ می کنند و خیلی ها هم حتی چاپ کتاب
رنگ باختن ازدواج در سایه خلأهای قانونی طلاق
این موارد حق را به زنان داده در همان قانون نیز حق طلاق را از زن گرفته. شاید پیش خود فکر کنی خوب این که طبیعی است در شرع و عرف ما حق طلاق با مرد است اما چه حق طلاقی؟ حالا سرگذشت واقعی اعظم را ادامه بده این بار با نگاهی جدید به آن نگاه کن. او زنی است که پنج سال است به عقد مردی درآمده که با وجود تمکن مالی بالا، نفقه همسرش را تامین نمی کند و به خاطر ابتلا به اعتیاد او
همه چیز از مصرف شیشه شروع شد
دختران جوان انجام دادم که در مجموع حدود 1,5 میلیون تومان گیرم آمد و همه را خرج مواد کردم. آیا هیچ وقت به فکر ترک مواد افتاده ای؟ بله، دفعه دومی که زورگیری را شروع کردم دو روز بود که از زندان آزاد شده و به اجبار ترک کرده بودم. چرا دوباره مصرف مواد را شروع کردی؟ نمی دانم، از روی دیوانگی و بی عقلی. هروقت با خانواده جروبحث می کردم می رفتم سراغ مواد و بعد هم توهم می زدم و می رفتم
کثیف ترین توهین یک مجری از نظر حسام نواب صفوی
دفتر حقوقی دارید؟ بله-من الان موسسه حقوقی نواب صفوی را دارم که با وکلای زیادی کار می کنم .شکایت هایی زیادی مطرح می شود و به شکایت هایی که خودم وقتش را دارم رسیدگی می کنم و بقیه را به همکارانم واگذار می کنم که این موسسه یک موسسه مردمی است و برای احقاق حق به وجود آمده است همانطور که پدرم خودش سال ها قاضی و وکیل بود و به من نیز گوش زد کرد که جز احقاق حق مردم کار دیگری انجام ندهم و سعی می
آخرین گلری که پرسپولیس با او قهرمان شد
که بازگو کردن شان دردی از کسی دوا نمی کند. همین مسایل باعث شد که چنین تصمیمی بگیرم و الان هم بعد از مدت ها اولین خبرنگاری هستید که با شما حاضر به گفت و گو شده ام. - اگر موافق باشید از جایی شروع می کنیم که منجر به جدایی تان از پرسپولیس شد؟ من زمان مدیریت محمدحسن انصاری فرد با قراردادی 2 ساله به پرسپولیس آمدم. یک سال هم زمان مدیریت حبیب کاشانی بودم. بعد هم که داریوش مصطفوی آمد در
دردی که تا استخوان امیرمحمد را می سوزاند
؟ و او ادامه داد: خانم الان بچه ها خیلی بهتر شده اند اما روزهای اولی که به مدرسه می رفتم بچه ها از من می ترسیدند، امیر محمد سکوت کرد و من هم! خواستم دوباره او را برای صحبت کردن سر شوق بیاورم، پرسیدم پسرم معدل امسالت چند شد؟ امیر محمد گفت: 20، گفتم به به پس پسر زرنگی هستی و او ادامه داد: بله خانم ما خیلی دوست داریم درس بخوانیم ولی بعضی وقت ها دلم نمی خواهد به مدرسه بروم. از او پرسیدم