سایر خبرها
گذری بر تجربه های سخت زنان جنگ زده
: بعد از ترک خانه و در طول مسیر، یکی از فرزندانم تشنه شد و شروع به گریه کرد. خسرو (همسرم) یک فرورفتگی کوچک در زمین را که درون آن آب جمع شده بود پیدا کرد و با دو دستش از آن جا آب برداشت و به فرزندم داد تا سیراب شود. این در حالی بود که آن فرورفتگی جای پای یکی از حیواناتی بود که از آن جا عبور می کرد. یک روز بچه یکی از همسایه ها گریه کرد و بهانه شکلات گرفت. مادرش نیز در آن شرایط نمی توانست خواسته بچه را
از رنگ خون خدا عکاسی کردم
. وقتی از حلبچه می خواستم برگردم گویا یکی از فیلمبردارهای تلویزیون تصویر مرا گرفته بوده و مادرم هم دیده بود. صدا و سیما را گذاشته بود روی سرش که چرا پسر مرا فرستادین؟ وقتی مرا دید گفت: حلبچه بودی؟! گفتم: نه بابا شمال هستم پیش بچه ها. خلاصه یک جوری بحث را تمام کردم. *فارس: استقبال نسل امروز از عکس هایتان چگونه است؟ *مویدی: خیلی خوب. وقتی استقبال نسل جدید را از عکس هایم می بینم و اشتیاقشان نسبت به دفاع مقدس حسرت می خورم می گویم ای کاش بیشتر عکاسی کرده بودم. تصاویر این گونی های شنی را می دیدند برایشان خیلی تهران دهه 60 جالب بود. ...
ماموریت کری و ظریف در غیاب اوباما و روحانی / قاطعیت رهبری فتنه 88 را نقش برآب کرد
امام را ناراحت کرد و تصمیم گرفتند در روز 21 فروردین در مدرسه فیضیه درباره این موضوع صحبت کنند و در عین حال که به این مطلب پاسخ دندان شکنی می دهند، مواضع خود را هم آشکارا بیان کنند. عده ای این کار را خطرناک می دانستند و می ترسیدند خطری متوجه امام شود. امام مرا خواستند و فرمودند: یا شما برو و جواب این روزنامه را در منبر بده یا خودم همه چیز را خواهم گفت!با کمال میل پذیرفتم، چون در راه هدف نهضت امام
روستایی با 114 شهید/ فردو بهشت غیرهسته ای
های باغ مربا درست می کردیم برای رزمنده ها می فرستادیم، سرسبزی این باغ و این ثمری که دارد هم به خاطر این است که این شهدا به اینجا پا گذاشتند. در جبهه خیلی روی بسیجی ها و پاسدار وظیفه های فردو حساب می کردند و همه فرمانده ها سراغ بچه های فردو را می گرفتند. خوشحالم که بچه من در راه خدا شهید شده، از آن روز هیچ ناراحتی نکردم، اگر هم بغضی بکنم برای همه شهداست، برای بچه خودم می دانم
تنها پسرم را خودم به جبهه فرستادم/ عاشقانه های من و اصغر تمام نشدنی است/ آرزویم دیدار با مقام معظم رهبری ...
زاده به خانه ما آمد. (حاج اسماعیل وکیلی زاده خودشان رزمنده و جانباز هستند و در تمام این سالها جای اصغر را برای من پر کرده اند، در تمامی مشکلات جایی که باید پسرم در کنارم باشد، ایشان هستند) گفتم ای کاش کسی خبر آمدن پیکر اصغر را برای من می آورد و من به عنوان مژدگانی به او پارچه ی یک دست کت و شلوار را می دادم. همان روز از بنیاد شهید به پدر اصغر زنگ زده بودند و خواسته بودند که به بنیاد برویم
مروری بر نقش ایرنا استان مرکزی در اطلاع رسانی هشت سال دفاع مقدس
و خونبار اراک می توان به 5 مرداد ماه سال 1365 اشاره کرد که طی آن چندین فروند هواپیمای دشمن ضمن بمباران کارخانجات آلومینیوم سازی (ایرالکو)،هپکو، واگن سازی پارس و چند کارخانه ی دیگر با شلیک کالیبر (گلوگه مستقیم تیربار) کارگران این شهر را به خاک و خون کشیدند . در جریان این بمباران که ساعت 9:15 دقیقه ی روز یکشنبه پنجم مرداد 1365 اتفاق افتاد 72 نفر از کارگران این کارخانجات شهید و356 نفر دیگر مجروح
بنی صدر خائن نبود!/ سال 88 به کروبی رای دادم/ حرف بزنم خیلی جاها به انقلاب صدمه وارد می شود
سیاسی به راه افتاد. یکی حزب جمهوری اسلامی بود و دیگری هم هفت خواهران (هفت گروه تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) بود. هر دو مرا دعوت کردند که به حزب شان بروم اما من نپذیرفتم. حتی یک روز به من گفتند بیا که رفتم. . بهزاد، سلامتی و ابوشریف بودند که بین شان دعوا شد. همین بود که گفتم شما نه حرفی برای زدن دارید و نه کاری برای انجام دادن. حتی یک بار یک حرفی درباره تشکیلات حزب جمهوری به شهید بهشتی
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
گوید: گاهی من با امام در این باره سخن می گفتم که خرج خانواده شما، خود سنگین است و از نظر در آمد وضع متوسطی دارید (بهتر این است که در پذیرایی از دوستان و مهمانان با احتیاط بیشتری رفتار کنید!) اما امام می فرمود: ای سلمی! نیکی دنیا، رسیدگی به برادران و دوستان و آشنایان است، و گاهی حضرت پانصد و تا هزار درهم هدیه می داد. (12) اسود بن کثیر می گوید: تهیدست شدم و دوستانم به من رسیدگی نکردند. نزد
سهم زنان از جنگ
که بود هروقت حاج آقا می رفت جبهه، نگران بودم که سالم برنگردد و من با چند تا بچه تنها بمانم. قطع نامه هم که قبول شد خیلی خوشحال شدیم. درست است که خیلی مردم به هم نزدیک بودند و حال وهوای آن روزها تکرار نمی شود اما بازهم جنگ است و جنگ هیچ وقت خوب نیست. بالاخره تمام شده و ما هم سعی کردیم همان قدر که می توانیم نقش داشته باشیم. درست است که ما مثل مردها به منطقه جنگی نرفتیم یا مثل زنان در مناطق جنوبی
هم دلی جانبازها با آقای جانباز
ی همسرش هم می گوید که باید یاد این ها را گرامی داشت، چون زحمت اصلی بر دوش آنان است. همسر سیدمحسن هم جلو می آید و می گوید: ما وقتی شادی و بشاشیت رو توی چهره شما می بینیم حالمون خوب میشه. بعد هم ادامه می دهد: الان ما میگیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و اعوذ بالله من الآمریکا! آقا می گویند: شیطان عظیم! باز همه می خندند. همسر جانباز از آقا می خواهد که یک دیدار عمومی مخصوص بچه های شهدا و
رئیس خانه مداحان : چرا تلویزیون اول سراغ هلالی می رود؟
خواهند بگیرند نمی گذارند. ارائه لیست مجزای انتخاباتی نظر خاص آقای حدادیان و حاج آقای ارضی بوده است. گمان نمی کنم خیلی کار موفقی باشد. با این حساب شما خیلی موافق نیستید که مداحان لیست مجزایی دهند؟ نه، آن نظر خاص آقای حدادیان و حاج آقای ارضی بوده است. گمان نمی کنم خیلی کار موفقی باشد.تفکیک بین اصولگرا و هم اصلاح طلب هم درست نیست، جفت شان خوب و بد دارند. اصلا خوب و بد افراد به چه
خلاقیت و ابتکار عمل در روابط انسانی هشت سال دفاع مقدس
کردم ، او مصمم تر می شد و بالاخره مشغول شستن لباس های من شد. خیلی خجالت زده شدم ، در ذهنم گفتم دیگر این لباس ها را نمی پوشم و به عنوان کفن از آن استفاده می کنم و هنوز هم آن لباس ها را دارم (شهیدی و کاظمی ، 1375 : 133). یکی از خصلت های خوب حاج علی (قوچانی ) از فرماندهان لشگر امام حسین(ع) این بود که از نیروهای جزء گرفته تا رده بالا دلجویی می کرد و درد دل آنها را تا آخر گوش می داد. بعضی اوقات یک ربع
قدم خیرکنعان مثل یک سرباز برای انقلاب جنگید
شهدای شهر همدان تصمیم به نگارش کتابی با محوریت زندگی حاج ستار ابراهیمی گرفتید؟ من سال ها داستان های کوتاهی با موضوع دفاع مقدس می نوشتم و در اصل حرفه اصلی ام داستان نویسی بوده ولی از یک جایی به بعد تصمیم گرفتم برای پیدا کردن سوژه میان مردم بروم و از خاطرات زیاد و مختلفی که هر کس دارد استفاده کنم. تا پیش از این برای داستان نویسی برای سوژه یابی به ذهنم مراجعه می کردم و حالا می خواستم از سوژه
چند حکایت از سبک زندگی امام باقر علیه السلام
شدیم و همراه هم بودیم؛ من اول سوار می شدم، بعد ایشان سوار می شدند، همین که سوار می شد و قرار می گرفتیم، سلام می کرد و شروع به احوال پرسی و مصافحه می کرد، مثل دو نفر که مدتی یکدیگر را ندیده اند. موقع پائین آمدن، اول ایشان پائین می آمد، وقتی من هم پائین می آمدم، باز سلام می کرد و احوال می پرسید، مثل کسی که مدتی است دوستش را ندیده! عرض کردم: یا ابن رسول الله! شما کاری می کنید که کسی قبلا نکرده، یک بار
هدایای تگزاس برای اسرای نوجوان
ابوترابی بودم به طوری که صبح های پنجشنبه و جمعه هر هفته در گوشه خلوتی از اردوگاه، دعای کمیل و ندبه را از حفظ برای ایشان می خواندم و آنجا بود که فهمیدم معنویت آن مرد بزرگ بی نهایت است.یکی از مهمترین نعمات دوران اسارتم حضور در کنار حاج آقا ابوترابی سید آزادگان بود. آن بزرگوار خط مشی زندگی ایمانی را به همه اسرا آموخت و به آنها برای زندگی، امید می داد. این سید بزرگوار به اسرا می فرمود اگر زمانی
حاج حمید مشوق من در فعالیت های هنری بود + گزارش تصویری
ترک می کردم، متوجه شدم حاج حمید گوشه ای ایستاده و منتظر من است. گفتم چرا نیامدی داخل سالن؟ گفت: بلیط تمام شده بود و من هم نمی خواستم بگویم همسرم از بازیگران تئاتر است تا مرا خارج از نوبت به داخل بفرستند. می خواستم مانند مردم عادی با من رفتار شود. - چه خاطره ای از آن روزها دارید؟؛ روزهایی که شاید بتوان آن را برای شما تلفیق جنگ و هنر نامید. دی ماه 59 بود. من با بچه های گروه در حال
طلایی: نباید ارزش نایب قهرمانی را پایین بیاوریم
قهرمان جهان شدیم، اما حتی هیچ کدام از مسئولان به این بچه ها یک خسته نباشید هم نگفتند ، ولی من خودم فقط به آنها انگیزه دادم و گفتم که به خدا توکل کنید و فقط و فقط تلاش داشته باشید تا مردم را خوشحال کنید، چرا که آنها می دانند که شما برایشان زحمت می کشید. طلایی خاطر نشان کرد: البته رسول خادم به من اعلام کرد قصد دارد در اولین فرصت از آزادکاران جوان به پاس کسب دومین قهرمانی در جهان به صورت ویژه و
شهید همت در سپاه مظلوم بود
چکیده شهید همت در سپاه مظلوم بود : وقتی به آرامی بندهای کفشش را باز می کند، انگار دارد با بندهای پوتینش ور می رود. خیلی آرام و دقیق حرف می زند. خیلی از نقل قول ها و خاطرات را بخوبی به یاد دارد، آنجاهایی هم که شک دارد، قید تردید را می آورد. قرار مصاحبه مان در دفتر کارش در طبقه هفتم ساختمان شمالی مجلس شورای اسلامی است. یک اتاق با سه میز که یکی از آنها مربوط به سردار کوثری است. روی میزش
تهاجم فرهنگی خطرناکی با تزریق مالی وسیع در حال وقوع است
عرض اندام کنند لذا آن فضای عرض اندام را تحریم ها ایجاد کرد یعنی تحریم ها فشاری را روی جامعه از نظر اقتصادی آورد و بعد اینگونه القا کردند که این فشار نتیجه ایستادگی سرسختانه افراطی شما در مقابل نظام جهانی است و اگر شما در مقابل نظام جهانی به صورت افراطی نایستید و اگر شما تعامل سازنده داشته و خردمندانه رفتار کنید این فشارها هم برداشته می شود. ماهواره ها و جریان مطبوعاتی وابسته به این جریان
قلعه نویی، زرینچه و برومند خیانتکار شدند
از مربیگری استقلال مطرح شد. در آن زمان زرینچه و ابراهیم طالبی به صورت موقت عهده دار هدایت باشگاه استقلال شدند. اشاره بعدی به یکی از معروف ترین مصاحبه های ناصر حجازی درباره دیدار با سایپا بود، او در این مورد گفت: 3 بر یک جلو بودیم به اصغر حاجیلو گفتم به جواد زرینچه بگوید برود دفاع آخر و خط دفاعی را جمع و جور کند تا با همین نتیجه کار را تمام کنیم، اما زرینچه برای اولین بار روی حرف من حرف زده بود و
جانباز 70 درصد: هنوز برای سلامتی ام دعا نکردم / همسرم تا 7 ماه زیر تختم در بیمارستان می خوابید
/> آقای علمدار! چه سالی جانباز شدید؟ مجروحیتی که سبب شد روی ویلچر بنشینم، در عملیات والفجر 10 اتفاق افتاد، درست 26 اردیبهشت 1366 و من 21 ساله بودم. قبل از آن هم مگر مجروح شده بودید؟ بله، هم ترکش خوردم و هم تیر ولی آخرین بار توسط کالیبری که روی تانک وصل است مورد اصابت گلوله قرار گرفتم و الان از آن روز بیش از 28 سال است می گذرد. چند ساله بودید که به جبهه
فقدان الگوی مشترک جهانی عمده ترین مانع صلح
خارج از مرزها خیلی مورد استقبال قرار می گیرد اما در حقیقت زیر پای خود شما خالی است. بنابراین ابتدا باید زمینه ها را در درون مرزها فراهم کرد. وی در گفت وگو با اعتماد ، عدم وجود الگوی مشترک جهانی را عمده ترین مانع برقراری صلح در جهان دانست و گفت: یکی از دلایل ناآرامی در خاورمیانه، ناامیدی و یأس حاکم بر این منطقه است، دنیا نیز طوری است که هیچ الگوی پیشرفت و نقطه امیدی را در مقابل مردم آن نمی گذارد
کرامات امامزاده علی بن امام محمد باقر(ع) در مشهد اردهال
صاحب کتاب مشاهد العترة الطاهره در بیان امامزادگان کاشان آورده است: در کاشان، آرامگاه علی بن امام محمد باقر بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب(ع) قرار دارد. خوانساری در روضات الجنات و قاضی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین و سید جعفر بحرالعلوم[6] و حاج شیخ عباس قمی[7] و شیخ عبدالجلیل قزوینی رازی[8] نقل کرده اند که علی بن امام باقر(ع) در ناحیة کاشان در روستایی به نام وبار کرسب در آرامگاهی
ابهر صد و هفتمین نشست کتاب خوان را میزبانی کرد
علاقمندان به تحقیق در جنگ هشت ساله می شود.و شنیدن واقعیتهای جنگ از زبان بیگانگان باعث درک بهتر و موثر حقایق دفاع مقدس می شود. پرواز از بلندای سورکوه کتاب پرواز از بلندای سورکوه نوشته پرویز بهرامی، معرفی توسط پرویز بهرامی نویسنده کتاب در این اثر شخصیت و زندگانی سردار شهید حاج قاسم نصرالهی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بانه از زبان خانواده معظّم شهید، فرماندهان
توصیه کار عملگی برای رئیس جمهور/ بوی مناظره جلیلی و ظریف می آید/ درخواست غرضی برای رفتن 50 نفر روی مین/ ...
گزارش تابناک ،بررسی برجام و کشمکش های کارشناسی و گاهاً جناحی بر سر برجام در کانون توجه رسانه ها قرار دارد. این در حالی است که موضوع ائتلاف انتخاباتی در اردوگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان از دیگر موضوعاتی است که از تب و تاب خبری آن در این روزها کاسته نمی شود. با این حال باید موضوع فسادهای اقتصادی و همچنین زمین خواری از دیگر موضوعات مورد توجه رسانه ها می باشد. رصد خانه تابناک ، جایی است که
تندیس 86 ساله خدمت/ مصیب لاکتراش قدیمی ترین خبرنگار بالاجاده
، تبعید کرد. دو خبر دیگه هم زده بودم با عناوین “آب آشامیدنی بالاجاده بهداشتی نیست” و ” درمانگاه بالاجاده به بیقوله ای تبدیل شده است” این دوخبر باعث پیگیری مسئولین شد. اما عواقبی هم داشت. بخشداری منو احضار کرد و بهم گفت چرا این خبر رو نوشتی؟ من هم گفتم نمی دونستم باید از شما اجازه بگیرم. بخشدار گفت نمی دونستی؟! حالا بدون، من به مقامات بالا این موضوع رو گزارش میکنم... من هم گفتم این خبر واقعیت و کم
یکهزارم فوتبال برای کتاب ارزش قائل شویم/ انتقاداز خرید نهادی کتاب
خوردن چاپ می شود. گفتم چی بنویسم حاج آقا؟ گفت رمان عشقی. اگر درباره فقر هم بنویسی، خواهد فروخت! این کتابی که نوشته ای، به درد خاک خوردن در انبار می خورد. اگر انتشارات نداشته باشی به جایی نخواهی رسید وی افزود: به یاد دارم که بعد از چاپ کتاب، یک شب شهادت در مشهد به هیئتی رفته بودم و روحانی مجلس، بالای منبر درباره یاران حضرت رسول(ص) صحبت می کرد و می گفت در این روزگار هم از این آدم
آیا سیدحسن کاندیدا می شود؟ / محسن غرویان پاسخ می دهد
تاکنون از سوی وی بی سابقه بوده است بنابراین می تواند به مفهوم اظهار تمایل نوه امام (ره) در انتخابات پیش روی خبرگان باشد. سیدحسن خمینی نوه بنیانگذار انقلاب اسلامی چهره ای آشنا و معتدل در میان طیف های مختلف جامعه بوده و روابط بسیار خوبی با نخبگان و روشنفکران ایرانی و به ویژه مردم داشته و بسیار قابل احترام است. حضور وی شرایط تازه ای را در انتخابات پیش رو رقم زده و فضا را به نفع اصلاح
بچه های قرارگاه امام رضا (ع)
و اینجا ماندگار شدند . خود امیرمحمد هم دلش می خواهد برای همیشه در این مناطق بماند و الگویش را هم حاج عبدالله والی قرار داده؛ مردی که به دستور امام(ره) به بشاگرد هجرت کرد و برای آبادانی آنجا از جان و دل و دست و زبان، مایه گذاشت و جهاد کرد. با همه این حرف ها هنوز کسی جواب درست نداده که چه چیزی مثلا دانشجوی فوق لیسانس عمران را به این مناطق می برد و او را مجاب می کند اینطور دست به خاک و خل
اتفاقات شنیدنی در مورد خاکسپاری شهید اصغری/روایتی از مادر شهید بودن
و پدرشان انجام ندادیم، خود شهید همه کار ها را انجام داد. همه چیز درست پیش رفت. هیچ کدام از اعضا خانواده دخالتی در مراسم نداشتند، همه فقط به عزاداری خود رسیدند، انگار یک دست غیبی همه را مدیریت می کرد. وقتی پیکر شهید علی اصغر را آوردند شما خوشحال شدید؟ چون گفتند پدرشان اول ناراحت بودند. ما اصلا امیدی نداشتیم بچه مان بیاید. من همیشه می گفتم هدیه ای که در راه خدا دادم از خدا پس