سایر منابع:
سایر خبرها
بیش از 30 فیلم برای تعطیلات عید قربان
سال ها دو برادر دیگر هم پیدا کرده است که با هم در نهایت خوشبختی در مزرعه شان زندگی می کنند. میسی نیز معلم مدرسه روستاست و خواستگار پولداری به نام گرانت دارد. ویلی نیز که سال ها قبل به خاطر عذاب وجدانش ازمرگ برادر کوچکش خانواده اش راترک کرده است به روستا بازگشته است و کلارک را که به خاطر جراحت پایش تا پای مرگ رفته است نجات می دهد و ماجراهایی در طول داستان برایشان پیش می آید. ***شبکه شما
بازیگران سینما و تلویزیون از حال و هوای اول مهر گفتند
پاییز از راه رسید و بوی مهر دوباره پیچید در گوشه گوشه شهر شوق تماشای برگ های رنگارنگ و باران های بی امان این فصل، بی شک برای همه ما دل چسب و دوست داشتنی است. از طرفی پاییز همیشه یاد آور زیباترین خاطرات است یادآور روز های شیرین مدرسه و شوق خرید لوازم التحریر و دیدار هم کلاسی ها به همین بهانه با چند نفر از بازیگران گفتگو هایی کرده ایم که آنها را در ادامه می خوانید: *بوی کتاب نو را همیشه
نویسنده دختر شینا: تقریظ رهبری بهترین خبر روز تولدم بود
ای که امام(ره) سنگ بنایش را گذاشته بود، توانست انسان و انسانیت را به معنای واقعی به نمایش بگذارد. وی همچنین در بخشی دیگر از سخنان خود از نگارش تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب دختر شینا خبر داد و از احساس خود در این رابطه گفت. مشروح بخش دوم و پایانی گفت وگوی تسنیم با ضرابی زاده به قرار ذیل است: *تسنیم: خانم ضرابی زاده! شما پس از داستان نویسی وارد حوزه خاص و مهمی به نام خاطره
رونمایی از کتاب زندگی به سبک اطلسی ها
تاریخ سال های دفاع مقدس باید بر مردمی بودن و حضور مردم در سال های دفاع مقدس تاکید کرد. او با بیان اینکه در سال های آغاز جنگ و در خرمشهر مقاومت سازماندهی شده ای وجود نداشت، تاکید کرد که این مردم بودند که شیوه های مختلف جنگی را در مقابل دشمن بعثی به کار می بردند. او با تاکید بر اینکه هرچه بود، کار مردم بود، گفت: ناگفته های جنگ بسیار است که باید به صورت تاریخ شفاهی و ثبت خاطرات نوشته شود و ثبت و
7 خاطره خواندنی رهبر انقلاب از دوران دفاع مقدس
تقدیم رزمندگان کند، من نتوانستم ساکت بمانم و انگشتری که مدتها با پول خودم تهیه کرده بودم آن را با پول ناچیزی که جمع کردم تقدیم می کنم. یک مقداری پول، چند تا انگشتر این مادر و دختر که از وضعشان هم پیداست که زندگی متوسطی دارند، در راه خدا دارند می دهند یک چنین نمونه هایی را انسان دارد می بیند. نامه ی دیگری باز بود که کسی دو تا فرزندش در جبهه به شهادت رسیدند، او ده هزار تومان داشته که مال
دلنوشته دختر شهید ناصری: کاش قاصدکی برایم پست می کردی
، حرفهایم را به چشمانت حواله داده ام؛ گاهی مرور می کنم که چگونه می گذرد بی تو بودن هایم... از دختری، دلتنگی هایش را دارم و تمام عهدهای دخترانه ای که پای سجاده ات بستم... باچشمهایت چقدر دلداری ام میدهی اما، ببخش در این همه سال ذره ای آرام تر نشدم! درست مثل بار آخری که گفتی زود برمی گردی... چقدر دیراست حاج محمدناصرناصری
خاطراتی که زیر خاک های خرمشهر دفن شدند
شورای اسلامی است. او سال های بسیاری از عمر خود را در جنگ سپری کرد و اکنون جانباز است. برایمان از خاطرات تلخ و شیرینش می گوید؟ آیا خرمشهر این چنین ویرانه بود؟ آیا جنگ شیرینی داشت؟ پاسخ بسیاری از این دست سئوالات را در گفتگوی زیر می خوانید. بسیاری می گویند خرمشهر قبل از جنگ زیبا بود، آیا این گفته واقعیت ذهنی است یا عینی؟ خرمشهر گوهر خلیج فارس بود. این شهر به واسطه وجود
پدر، مادر و پسری که نوبتی جبهه می رفتند!/ بی بی شیمیایی شد!
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس ، اگر بی بی زهرا را بمب انرژی بنامیم، بی راه نگفته ایم. مادری که با وجود پنج فرزند راهی جبهه ها می شود تا پابه پای همسر و فرزندان از سرزمینش دفاع کند. زهرا قائدی مادر خانواده ای است که از پدر تا پسر و مادر همگی رزمنده بوده اند و حالا پس از شهادت پسر و فوت پدر، بی بی زهرا تنها رزمنده این خانواده است. در یکی از روزهای آخر تابستان مهمان این مادر دوست داشتنی می
خاطرات و مخاطرات
اکنون از مدرسین حوزه علمیه است، در اوج روزهای جوانی اش، 3 بار به حج مشرف شده، آن هم به صورت زمینی و با دردسرهای فراوان که هرکدام از آنها حالا به خاطرات شیرین زندگی او تبدیل شده اند. اولین سفر همراه با احمدآقا حجت الاسلام خادمی درباره خاطرات نخستین سفرش اینطور تعریف می کند: تازه از دبیرستان وارد حوزه علمیه شده بودم. بعد از فوت پدرم در سال 1343 شبهه استطاعت حج پیدا کردم. این زمان
بمباران های شیمیایی؛ سند مظلومیت ما و نشانه ناتوانی دشمن
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، نشست نقد و بررسی کتاب 528 بازروایی خاطرات بمباران شیمیایی، با حضور امیرمحمد عباس نژاد، جواد کاموربخشایش و آذر خزاعی در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد. در این نشست، سعید علامیان؛ نویسنده دفاع مقدس ضمن اشاره به این که عنوان و موضوع کتاب 528 نشان دهنده این است که جنگ زوایای پنهان خیلی زیادی دارد که به آن ها پرداخته نشده، گفت: موضوع این کتاب جذاب است به این دلیل
اسیر زرق و برق خانه خدا نشوید
مجروح شدم و در منزل بستری بودم. در همان سال مرحوم استاد صبحدل و استاد صلح جو از استادان قرآنی به جبهه آمده بودند و می خواستند دعا ی کمیل را با لحن عربی برای رادیوی برون مرزی ضبط و پخش کنند. اتفاقی به لشکر 27 حضرت رسول(ص) مراجعه می کنند که من قبل از مجروحیت در آنجا بودم و دوستان، من را به آنها معرفی می کنند. استاد صلح جو که استاد قرآنی من بود، مرا می شناخت و با مراجعه به منزل ما ضمن عیادت، موضوع را
رونمایی از کتاب "زندگی به سبک اطلسی ها" (+عکس)
همسرانشان را به سمت جبه های جنگ بدرقه می کردند و خاطرات بسیاری از حماسه آفرینی مادران و زنان در سال های دفاع مقدس وجود دارد که باید نگاشته شود و برای تاریخ ثبت شود. قلمی که در خدمت ثبت زندگی شهیدان است، سوگند یادکردنی و ارزشمند است در ادامه مراسم بررسی نقش زنان مجاهد در دفاع مقدس که در فرهنگسرای مهر برگزار شد، لاله افتخاری، نماینده مردم تهران درمجلس شورای اسلامی، گفت: حضور
هر میدانی برای سپاه مثل کیسه بوکس بود/ من نخستین بار نام خودم را در رادیو عراق شنیدم
آینده را که این دوران را درک نکرده اند، به انحراف بکشانند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 1385 در دیدار با فرماندهان دفاع مقدس درباره مقوله ی خاطرات و تاریخ جنگ فرمودند: جا دارد که کار هنری بشود، ثبت و ضبط بشود و کار تخصصی انجام بگیرد. الان مراکزی هست و دوستانی کارهای حرفه ای و تخصصی خوبی انجام میدهند. در آنِ واحد دو کار: هم کار حرفه ای و تخصصی و مدیریت مطلع و عالمانه ی بر جمع آوری
پرفروش ترین کتابهای تابستانی در شهر کتاب اینترنتی
(خاطرات بانوی اول سابق فرانسه)، والری تریرویلر، ابوالفضل الله دادی، به نگار برگ اضافی (یادداشت هایی از شرق تا غرب)، منصور ضابطیان، مثلث پیر پرنیان اندیش (2 جلدی با قاب)، میلاد عظیمی-عاطفه طیه، سخن روزنامه سفر میمنت اثر ایالات متفرقه امریغ، احمد شاملو، مازیار مارک دو پلو، منصور ضابطیان، مثلث مارک و پلو، منصور ضابطیان، مثلث انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آن بیست و سه
تصاویر/جشن شکوفه های افغان در مدارس ایران
نام می پرسم که اول می گویند همه چی خوب است و وقتی می گویم خبرنگار هستم، سر دردلشان باز می شود. یکی از آن ها می گوید: امسال از سال های گذشته بهتر است؛ اما باز هم کلی دوندگی کردیم تا بتوانیم بچه هایمان را ثبت نام کنیم. زینب خانم می گوید پسرش الان کلاس اول است؛ اما دخترهایش چند سالی است که دیگر نمی توانند مدرسه بروند چون مدرسه مخصوص افغانی ها، خیلی دور بوده و پدر خانواده هم دیگر به آن ها
روایت عباس دست طلا از زبان نویسنده/ فکرش را هم نمی کردم رهبر انقلاب کتاب من را بخواند
متفاوت بازنویسی کردم. برای من مهم بود آنچه می نویسم خاطره و گزارش صرف نباشد، برای همین سعی کردم به خاطرات او دست نزنم و با قلم داستانی آن را پیش ببرم به صورتی که شخصیت داستان در طول کار بزرگ شود. البته او از ابتدا بزرگ بود ولی در آغاز در رفتن به جبهه تردید دارد. جبهه که می رود پس از مدتی خودش به جمع آوری نیرو مشغول می شود. در طول جنگ پسرش (حسین) شهید می شود. من همان جا به خودم می گفتم دیگر ادامه
معجزه در بیمارستان خمبه
ایران اکونومیست - با گذشت سه دهه از پایان جنگ تحمیلی، هنوز روایات ناگفته زیادی در سینه رزمندگان و مجاهدان وجود دارد، مجاهدانی که با گوشت و خون، همه چیز جنگ را لمس کردند. روایات زیادی طی این سالها از زبان جانبازان و ایثارگران شنیده شده که دستمایه و سوژه ساخت دهها فیلم و کتاب شده، اما شنیدن خاطرات و داستان جنگ از زبان مردمی که به خاطر هجوم غافلگیرانه و ناجوانمردانه دشمن بعثی مجبور به
رییس جمهور روحانی مچکریم
در سال 1359 به نمایندگی مجلس انتخاب شد و در پنج دوره قانونگذاری به مدت بیست سال (از سال 1359 تا 1379) فعالیت کرد و مسئولیت نایب رئیسی مجلس (در دوره های چهارم و پنجم) و ریاست کمیسیون های دفاع (دوره های اول و دوم) و سیاست خارجی (دوره های چهارم و پنجم) را بر عهده گرفت. دبیر شورای عالی امنیت ملی حسن روحانی پس از 8 سال دفاع مقدس و بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تشکیل
گفتگو با اولین مجری نابینای رسانه ملی
عملکرد مادرم باعث شد که من نسبت به دوستانم مستقل تر باشم. دانشجوی ممتاز کارشناسی و معدل بالای ارشد خانم مجری سال 75 در رشته حقوق دانشگاه علامه طباطبایی قبول می شود و چهارسال بعد به عنوان دانش آموز ممتاز انتخاب می شود. اما بعد از پایان تحصیل در دوره کارشناسی به علت مشکلات ناشی از نابینایی ادامه تحصیل را رها می کند تا وارد بازار کار شود. درس خواندن با شرایط ما خیلی سخت است. باید
قرص که می خورم، می آیم رو فرکانس انسان های معمولی!
، هشت سال برای دیدار با معشوق شب و روز از پای نمی شناختند، آخر سر عده ای به وعده دیدار رسیدند و پریدند و بهشتی شدند و عده ای بوی بهشت گرفتند اما ماندند و با یادگارهای هشت سال عاشقی در انتظار دیدار معشوق به سر می برند، با توجه به فرا رسیدن هفته دفاع مقدس، به سراغ یکی از این عزیزان رفتیم، کسی که گذشته از آن هشت سال در این 24 سال با یاد و خاطرات آن روزها زندگی می کند، کسی که خاک شلمچه را
مجلس عروسی در مسجد+عکس
. همان لحظه نگاه پسر جوان با نگاه او گره می خورد و همین نگاه کوچک آغازی برای شروع زندگی پر ماجرای دو جوان می شود. "خانم یکی از دوستان مشترک بین من و احمد هم کنار من ایستاده بود. احمد مرا می بیند و به دوستش اطلاع می دهد که به خانمش بگوید و با من صحبت کنند. مشخصات من را هم گرفته بود. دوست مشترک با من صحبت کرد. از آنجا که با دوستان برای انجام یکسری کارهای فرهنگی از طرف کمیته امداد به یاسوج
جنگ، حادثه نیست بلکه واقعه است
همه جای دنیا آنچه از جنگ ها می ماند، برای ملت ها قابل احترام است؛ چون به قیمت جان جوانانشان تمام شده و به عنوان یک دارایی ملی تلقی می شود. ملت ها از این دارایی ملی مراقبت می کنند. هر نسلی که بیاید یک چیزی به این دارایی اضافه می کند. هنر و ادبیات جنگ در این میان جایگاه والایی دارد. همه جای دنیا سربازان جنگ پیر می شوند اما ادبیات جنگ را جوان نگه می دارند چون به انرژی آن برای حل مشکلاتشان نیاز دارند. ما هم همینطور هستیم.
ثبت خاطرات با الهامی شبانه
است. حماسه یاسین تاکنون بیش از 30 بار چاپ شده و همچنان مورد توجه مخاطبان است. متنی که پیش رو دارید، گفتاری است از سید محمد انجوی نژاد، نویسنده کتاب حماسه یاسین. او در این گفتار، از فرآیند نگارش و انتشار کتاب خواندنی حماسه یاسین می گوید و از نگاهی که به خاطرات ناب و گاهی باورناپذیر دفاع مقدس و دوران جنگ دارد. *** نویسندگی چارچوبی دارد که من از نظر فنی و حرفه ای با آن
متن و ترجمه دعای امام حسین(ع) در روز عرفه + صوت
به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ نهم ذی الحجه به روز عرفه در ایام حج معروف است و در این روز بود که امام حسین(ع) در صحرای عرفات دعای مذکور را خواندند. متن، ترجمه و صوت دعای عرفه به شرح ذیل است: صوت دعای عرفه با نوای حاج محمود کریمی متن و ترجمه دعای عرفه: مؤلف گوید:این دعا چون دعای موقف عرفات و بسیار طولانی بود ذکر ننمودیم و در این
دوپینگ علی مشهدی با انرژی جانبازان
شد. تشکر از این که من را به این فضا آوردید. از علی درباره خاطراتش از جانبازان پرسیدیم: مجتبی دوست و بچه محل من بود که به جبهه رفته بود. گاهی با او و مرتضی دوست دیگرم به دیدن یکی از دوستانم به اسم علی که در همین آسایشگاه بود می آمدیم. بچه نترسی بودم اما... بحث مان به دفاع مقدس کشید، مسعودی گفت: من همیشه می گویم بچه نترسی بودم اما آن قدر نترس نبودم که بتوانم به جبهه بروم. البته
یاد باد آن روزگاران یاد باد
چه می فهمیدم!؟من از شعر،چه می دانستم؟من داستان ندیده بودم ! من خاطره نچشیده بودم ! من با همه اینها در کلاس تو دوست شدم و با تو در کلاس مهربانی . یادت هست نوشتی : ابر ... باران بارید ! نوشتی:آب ... سیراب شدم ! نوشتی:بهار... درخت ها برخاستند ! نوشتی:رود ... دریاها موج برداشتند ! و من فهمیدم که دانستن آغاز توانستن است . افسوس نماندی تا برگهای دفتر خاطراتم را بخوانی حرفهایم را بشنوی و
75مین زادروز خسرو آواز ایران فرخنده و همایون باد
همراه گروه شهناز اجراهای مختلف را به روی صحنه می برد. سازهای ابداعی محمدرضا شجریان در چند سال اخیر، به ابداع سازهای موسیقی پرداخته است. او خود در یکی از مصاحبه هایش درمورد ابداع این ساز ها می گوید: در نقاشی هرچه رنگ های بیشتری در دسترس داشته باشیم به واقعیت بیشتر نزدیک می شویم. چهار رنگ اصلی بیشتر نداریم، اما هزاران رنگ در لابلای این ها وجود دارند. مانند موسیقی
نشست کتاب خوان با موضوع دفاع مقدس برگزار شد
بوده است. بلوط های دور دست نوشته حسن رضائی خیرآبادی، ارائه توسط عبدالعلی بابااحمدی رزمنده دفاع مقدس کتاب داستان بلوط های دوردست، اثر حسن رضایی خیرآبادی، براساس زندگی سردار شهید الیاس ارجمند و به کوشش نشر شاهد منتشر شده است. الیاس ارجمند به فاصله دو سال و نیم بعد از شروع خدمت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به فرماندهی اطلاعات عملیات لشگر قمربنی هاشم(ع) نائل شد. نیل به این
دوباره نیمکت های خالی ، به کودکان دل می بندند
معطری که با خاطرات خواندن و نوشتن می چسبد. با خاطره تمام سالهایی که رو به تخته سیاهی نشستیم که عاشق بود و اجازه می داد هرروز با دیدنش به جهانی روشن و بزرگ سفر کنیم. حالا که روزها کوتاهتر می شوند و تقویم ، ماه طنازی را نشان می دهد که همه خانه های شهر دوستش دارند ، دوست دارم با مشتی توت خشک و دانه ای سیب رو به کودکی ها بنشینم و بعد با لبخندی که پاییزم را زیباتر می کند در بزرگسالی ام غرق شوم
چرا شوهرم در میهمانی ها خودنمایی می کند؟
های عینی بزند. گفت: آقای مشاور ، شما هم اگر جای من بودید ، هرگز او را نمی بخشیدید. اولاً در مهمانی ها جوک بی تربیتی تعریف می کند که خانم ها خجالت می کشند و آقایان چشم غره می روند. بعضی ها هم رک می گویند نازیلا شوهرت چقدر بی تربیت است. درثانی چشمش به زن جوان یا خوشگل که می افتد ، سر از پا نشناخته سعی می کند توجهش را جلب کند. من می دانم قصدی ندارد وگرنه تا حالا صدبار از او طلاق گرفته