سایر منابع:
سایر خبرها
رجوی می گفت: زن ناموس تو نیست، من ناموس توام / ماجرای طلاق های ایدئولوژیک در ساختار گروهک منافقین/ زن ها ...
سرویس سیاسی فردا: گروهک منافقین که در دوران انقلاب فعالیت مرموز و ارتجاعی داشتند بعد از انقلاب اسلامی کم کم با تحرکات انحرافی توسط افکار عمومی مردم ایران ترد شدند. این گروهک که بعدها در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران همدست صدام شد و به ایران حمله کرد کم کم دچار استحاله درونی شد و هر روز از لحاظ فکری مضمحل شد. همین مساله سبب شد که بسیاری از اعضای این گروهک تروریستی برای جداشدن از آن به فکر فرار بیفتند
حکم جهاد می دهم،اما هنوز جهاد نظامی لازم نیست
شان با هم سه تا خانه فاصله دارد. آقا می گویند: خب شما که پارتی تون هم قویه! نفر بعدی جانبازی است که می گوید خادم همین کاروان کربلای جانبازها بوده است. آقا می گویند بیا جلو یه ماچ درست و حسابی بکنمت! جانباز بعدی خاطرات جالبی تعریف می کند. می گوید که یک بار 48 ساعت به عنوان شهید در سردخانه مانده است. می گوید 65 بار در داخل و خارج عمل شده است. خاطره ای هم از یکی از سفرهایش به
ناگفته های حامد بهداد از روزهایی که کسی به او نقشی نمی داد
بلبل وارد قصه می شود و به همین بهانه یادداشتی را در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده که در آن به یکی از خاطرات خود با مهدی فخیم زاده اشاره کرده است که در آن از او پرسیده بود چرا کسی به او نقش نمی دهد. در این یادداشت آمده است: در جوار دو استاد بزرگوار، قربان روزگار از همین استاد حاج مهدی خان فخیم زاده در دورانی که در مدرسه سمندریان بودم و به دنبال بازیگری، پرسیدم: - آقا من زشتم؟
اردال به همه صفر داد و به من 100
توجهی به چاپ رسانده باشد. پاموک به پاس فعالیت هایش در حوزه هنر رمان نویسی و تلاش برای جهانی کردن ادبیات کشور ترکیه شایسته دریافت جایزه اردال اوز شناخته شد. او در این مراسم گفت: دوران جوانی من، خیلی از مردم دوستانی داشتند که در کار چاپ مجله بودند. من ستون خودم را در یکی از همین نشریات می نوشتم و کمی هم بابت آن خجالت می کشیدم. شروع کردم به نوشتن اولین رمانم جودت بیک و پسران . وقتی آگهی یک
حاج حمید مشوق من در فعالیت های هنری بود + گزارش تصویری
. من هم تلویزیون را روشن کردم و کنار حاج حمید نشستم. تلویزیون داشت خاطرات جبهه مقام معظم رهبری را پخش می کرد، آقای خامنه ای فرمودند ما در مهلکه ایی گیر افتاده بودیم، که بنده خدایی آمد و با ماشین ما را از مهلکه نجات داد. حاج حمید همین طور که سرش در کتاب بود و با همان مظلومیت همیشگی گفت: اون بنده خدا من بودم. - از خانواده او افراد دیگری نیز به شهادت رسیده اند؟ پدر او در سال 62 و در
شاگردی حضرت ام البنین(س) هم عالمی دارد
شریفین: من خود از رزمندگان دوران دفاع مقدس بودم. همه زندگی ام را بر اساس جهاد در راه خدا بستم. امروز افتخار می کنم که دو فرزندم برای دفاع از مرز اسلام تا شهادت پیش رفتند و جان خود را فدای امام حسین(ع) کردند. مصطفی و مجتبی ویژگی های اخلاقی خاصی داشتند. روی رزق حلال بسیار تأکید داشتند. بسیار به من و مادرشان احترام می گذاشتند و عاشق شهدا بودند. دوست داشتند تا زمان جنگ آنقدری بزرگ باشند که
وصیت نامه اش با یا علی اکبر لیلا آغاز شد و شهادتش را هم از امام رضا(ع) گرفت
زهرا(س) با حضور مردم شهر مقدس قم تشییع و در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه (س) به خاک سپرده شد. متن گفت وگوی تفصیلی تسنیم با حجت الاسلام صابری پدر شهید مدافع حرم مهدی صابری در ادامه می آید: *بحث همیشه با آشنایی شروع می شود، از معرفی خودتان و چگونگی آمدنتان به ایران شروع کنید. من سال 1365 وارد جمهوری اسلامی ایران و در قم ساکن شدم. در حوزه علمیه قم تحصیل را شروع کردم و
تپش قلبم با دیدار آقا آرام شد/ همسر جانباز: سی سال منتظر این دیدار بودم
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس ، خسرو سلیمی نیا یکی از جانبازان پرافتخار کشور است که دیروز با مقام معظم رهبری دیدار کرد و مورد تفقد ایشان قرار گرفت. او متولد 1345 در تبریز است. 19 ساله وارد رسته تخریب در ژاندارمری می شود و دو سال بعد در سال 1366 حین بازکردن معبر مین در ارتفاعات کردستان، به درجه جانبازی نائل می شود. امروز 28 سال از آخرین باری که دنیا را با چشم ظاهر دید می گذرد و
فتاح: در غزه پارک نساخته ایم
: دوست بسیار خوب من در دوران دفاع مقدس بوده است. محمود احمدی نژاد: زان یار دلنوازم شکری است با شکایت مسکن مهر: بهتر از این می توانست انجام بگیرد ولی دل خیلی ها را شاد کرد. محمد بروجردی: شاید دور روز قبل شهادتش با هم بودیم و این خاطره ای که می گویم برای اولین بار است و شاید داشت وصیت می کرد. وجاهت، نورانیت و صداقتش بی بدیل بوده و مدیون این محمد بروجردی ها هستیم.
حقایقی درباره طلاق در ایران
همان سال 92، نایب رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق بیان کرد که بر اساس نرم افزار جامعی که علت طلاق را ثبت می کند، در 6 ماهه اول سال، دلایل طلاق عبارت بوده است از نبودن تناسب میان دختر و پسر، تفاوت های اعتقادی، رعایت نکردن مسائل شرعی از سوی یکی از زوجین، عدم شناخت کافی از یکدیگر و مشکلات زناشویی! به این ها اضافه کنید اظهار نظرهای رسمی کارشناسان دیگری را که بر اساس پژوهشهایی که انجام دادند عوامل
رقابت شکرستانی ها با خارجی ها و افزایش گرایش کودکان اصفهانی به نوشت افزار ایرانی
دیدن شخصیت های شکرستان خاطره خوبی در دل داشته باشند. این کارشناس فرهنگی خاطرنشان کرد: البته در اینجا باید بگویم که طرح های ایرانی بیشتر روی دفتر کار شده بود و کیف های مدرسه، مداد و حتی سرمدادی هایی که در بازار است، هنوز همان طرح های خارجی است و این نشان می دهد که این قبیل لوازم یا از دید طراحان و تولید کنندگان دور مانده و یا توجهی به آن ها نشده، بنابراین جا دارد روی این مسئله نیز بیشتر
زنان چه سهمی از جنگ داشتند؟
کرده بودیم -یادم نیست دقیقا کجا بود اما به نظر به بنیاد شهید وابسته بود. دخترانی که علاقه داشتند، ثبت نام می کردند و آدرس به رزمندگانی که قصد ازدواج داشتند، داده می شد تا به خواستگاری بروند. بخش جالب داستان این بود که حاج آقای ما اول رفته بودند خواستگاری دوستم مریم. کسی، او را به خانواده مریم معرفی کرده بود اما چون دوستم دو سال از او بزرگ تر بود، من را معرفی کردند و قسمت شد که ازدواج کنیم.
شهید همت در سپاه مظلوم بود
چکیده شهید همت در سپاه مظلوم بود : وقتی به آرامی بندهای کفشش را باز می کند، انگار دارد با بندهای پوتینش ور می رود. خیلی آرام و دقیق حرف می زند. خیلی از نقل قول ها و خاطرات را بخوبی به یاد دارد، آنجاهایی هم که شک دارد، قید تردید را می آورد. قرار مصاحبه مان در دفتر کارش در طبقه هفتم ساختمان شمالی مجلس شورای اسلامی است. یک اتاق با سه میز که یکی از آنها مربوط به سردار کوثری است. روی میزش
پدربزرگم قاری قرآن روستایمان بود/ ساعت ها پیاده روی برای پیدا کردن یک کاست از عبدالباسط
کاست بسیار زیبا از سوره حشر استاد عبدالباسط توسط پسر عمه ام به دستم رسید؛ در واقع این اولین نوای زیبای قرآن بود که من شنیده بودم؛ قبلا از انقلاب تقریبا تمامی رخدادهای قرآنی را پیگیری می کردم؛ گاهی اوقات نوای قرآنی از تلویزیون پخش می شد؛ مثلا یکی از قاریان قرآن که رتبه اول را کسب کرده بود، با وی مصاحبه زنده تلویزیونی انجام دادند که سوره نور را تلاوت کرد و من تمام این مصاحبه را گوش دادم.
بعد از فوت دختر شینا شش ماه بیمار شدم
/> نویسنده دختر شینا گفت: این خانم بعد از اتمام مصاحبه گفتند نمی خواستم حرف بزنم و سال ها بود سکوت کرده بوم و مایل نبودم سخنی بگویم. وی در ادامه اضافه کرد: در مجموع دو سال طول کشید تا با توکل به خدا بتوانم این خاطرات را سر و شکل بدهم، زیرا مرگ عاقبت همه ما است و من روزی به ایشان خواهم پیوست. این نویسنده در ادامه به صمیمیت راوی در بیان خاطراتش نیز اشاره کرد و گفت: خانم محمدی کنعان
گریه آیت الله خزعلی بعد از مطالعه خاک های نرم کوشک
. این نویسنده با اشاره به روش فروش کتاب هایش گفت: در ابتدا خودم کتاب ها را معرفی می کردم تا به فروش برسد اما کم کم با گسترش کار نیروی انسانی نیز اضافه کردیم اما در سال های اخیر مجبور شدیم تعدادی از نیروی انسانی خود را کاهش دهیم. *هر کتابی، کتاب دفاع مقدس نیست نویسنده کتاب خاک های نرم کوشک با بیان اینکه او از زمره پیشتازان کتاب خاطرات دفاع مقدس است، گفت: اگر برخی
فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان
طلوعی در چهره ها و یاد ها بخشی از کتاب را به فریدون مشیری اختصاص داده و به بیان زندگی نامه و خاطرات شیرین و خواندنی از زنده یاد مشیری می پردازد : در سال 1356 در شب شعری که در که در انستیتو گوته در جوی که شاعران و سخنرانان از آتش و خون و قیام علیه استبداد سخن می گفتند فریدون دو شعر جاودانه خروش فردوسی و ریشه در خاک را خواند . در محفلی خانم جوان و زیبایی به فریدون مشیری گفت : من هر وقت
دختری که شانس المپیکی شدن دارد
قبل ازدواج قهرمان و ورزشکار حرفه ای بودم و بعد با او ازدواج کرده ام، فکر نمی کنم پشیمان شود. بعضی ها پشیمان می شوند. من در جریان کامل زندگی خانم ایشان نیستم و نمی توانم در این باره نظری بدهم. اما اگر شریک زندگی من پیشرفتی داشته باشد و برای کشور افتخاری بیاورد، من به خودم می بالم که با او زندگی می کنم. ما خانم های ایرانی خیلی پوشش مان با پوشش افرادی که با ما رقابت می کنند فرق می
دکتری برای درختان بیمار شهر
انجیر به ثمر رسوندم و هم ازاین درخت یه درخت دیگه تکثیر کردم . راه و روش خاصی برای زنده کردن درختان دارد؛ تجربه ای که از پدرش به ارث برده و می گوید: دوست دارم برای فضای سبز تهران کاری کنم. دلم نمی خواد این تجربیات و تلاش رو بی استفاده به گور ببرم . به کوچه می رسیم. خانه های نوساز کنار خانه های قدیمی قد کشیده اند اما چیزی که به نمای کوچه جان بخشیده همان درختانی هستند که قاسملو از خشک شدن آنها جلوگیری
همه کودکان جهان فرزندان ما هستند
می کند و پس از سال ها تلاش پله های ترقی را یکی یکی بالا می رود و به جایگاهی قابل دفاع می رسد مخاطبان انتظار چرخش و تغییر رویه از او را ندارند. به کجا رسیدید که این اتفاق غیرقابل پیش بینی افتاد؟ شما سؤال تان را بر اساس تعاریفی مطرح کردید که برای ما به عنوان انسان در طی مسیر زندگی شکل می گیرد. اینکه اگر می خواهیم پیشرفت کنیم باید از یک راه مشخص و تعریف شده حرکت کنیم. ولی من به شخصه بر
قلعه نویی، زرینچه و برومند خیانتکار شدند
را امیرقلعه نویی انجام داد، او که اولین سالهای مربیگری اش را کنار حجازی گذرانده بود به امید مربی شدن در استقلال بر علیه او مصاحبه کرد ولی در نهایت او هم مجبور به ترک استقلال شد و البته کلید اختلافات او با حجازی که تا روزهای پایانی عمر او نیز ادامه داشت، خورده شد و در بخشهایی دیگر این فیلم هم به بازگشت مجدد ناصر حجازی به استقلال در سال 86 بود که باز هم از توطئه های پنهان قلعه نویی برای برکناری حجازی
علی مسعودی : آقا و خانم سنگی را نمی بینم
ارتقای کیفیت سریال کمک کند یا خیر؟ بیان کرد: نمی دانم چقدر می توانستم کمک کنم. من این شب ها سریال را هم نگاه نمی کنم چند بار بعضی از صحنه های آن را دیدم و متوجه شدم که آن مسایلی که در ذهن من بوده است در سریال وجود ندارد و به این نتیجه رسیدم که دلیلی ندارد خود را ناراحت کنم و دیگر آن را ندیدم. سریال را ندیده ام مسعودی درباره شوخی های سریال که فاقد ساختار و پردازش مناسب هستند
گفت وگو با دختر خلبان شهید روز 31 شهریور ماه 1359
خاطره ها و شنیده ها طلا که هنگام شهادت پدر نوزادی بیش نبوده، هرچه خاطره از پدر دارد از اقوام خود و خصوصا عمو شنیده است. او ادامه می دهد: عمو می گفت پدر خیلی به میهن مان علاقه داشت. برای همین می خواست تا بهترین نوع خدمت را انتخاب کند و وارد ارتش شد. سال 1350برای گذراندن دوره خدمت سربازی اش به نیروی هوایی ارتش رفت و بعد از پایان خدمت سربازی به دلیل علاقه و عشقی که به کارش داشت، در آزمون
قاطعیت رهبری فتنه 88 را نقش برآب کرد
جدم به بروجرد برگشت. در سال 1327 ازدواج کردم و صاحب 9 فرزند شدیم که بزرگ ترین آنها، حسین در جریان تظاهرات منجر به پیروزی انقلاب به شهادت رسید. بنده یک سال در محضرآیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی در مشهد تلمذ کردم. صرف و نحو و مکاسب و کفایه را در مشهد خواندم و بعد چون دیدم به محتوا و غنای درسی بیشتری نیاز دارم به قم رفتم. در قم مدتی با یکی از دوستان همخانه بودم و بعد خودم اتاقی را اجاره کردم و همسرم را
دوست دارم جای شرِک باشم
کرد، متذکر هم می شد که پسر را چطور باید تربیت کرد و دختر را چگونه. غافل از اینکه آن سال کار تئا تر زیاد انجام داده بودم و در درس ریاضی تجدید شده بودم. پدرم با افتخار به جایگاهی که کارنامه می دادند رسید که بهش گفتند باید در صف تجدیدی ها بایستد. او هم خیلی آرام به آن صف رفت و کارنامه را گرفت و با مهربانی من را صدا کرد. سوار موتور شدیم و راه افتادیم و طولانی ترین روز زندگی من
شرح تاریخ پردرد مدارس افغانی
این بچه ها و با این بچه ها گذراندم و لذتی که از حضور آنها و برق نگاه این بچه ها که در هنگام تدریس می دیدم برای من اندازه دنیا ارزش داشت. بهترین جای دنیا وقتی که من از همه جا می بریدم و خسته بودم مدرسه بود. تمام رنج های شخصی و غیر شخصی خودم را در همین مدرسه با یک نگاه و صحبت دانش آموز حل و فصل می کردم . اما بگذارید یک خاطره هم بگویم. ماه رمضان چندین و چند سال قبل، ما یک مراسم افطاری برای
هر مدرسه ای که بروی حروف الفبا همین است!
/> حتما امکاناتی هم نداشت. وارد مدرسه شدم . مدرسه شهریور ماه خلوت است و کم رفت و آمد . حیاط را که نگاه می کنی دلت هوای صدای بلند همهمه و فریاد می کند هوای زنگ تفریح ....و من چقدر فروریختن نم نم باران را در زنگ تفریح های پاییز دوست داشتم و هنوز هم دارم ...وارد راهرو مدرسه شدم و پس از آن دفتر مدیر. مقدمات کار برای اولین روز مدرسه آماده شد.ولی همانی بود که فکر می کردم . نه آزمایشگاه و کار گاهی . نه
شعله درمیان شعله های آتش
، زن جوانی که از 4 سال پیش کارش را در کنار شعله رئوفی آغاز کرده است، در گفت و گو با سرنخ می گوید: خانم رئوفی از آن دست انسان هایی بود که درکارهای خیر همیشه پیشقدم بود. برای خودم هم جالب بود که او چطور به نگهداری گربه ها علاقه مند شده و حتی حاضر است دوری از خانواده را تحمل کند و وقتش را در کنار این حیوانات بگذراند. یک بار ماجرا را برایم اینطور تعریف کرد: زمستان 10 سال پیش بود که
ماجرای نماینده مجلسی که از روابط آزاد دختر و پسر دفاع می کرد/دلیل کاهش ازدواج، تفکرات و توقعات اشتباه ...
در هفت سال دوم کودک بسیار اطاعت پذیر است. آموزش اعتقادات باید در این دوره انجام گیرد. ما اهمیت این دوره را درک نکردیم. در هفت سال سوم هم باید آموزش های پیچیده تر به جوان داده شود. عاقبت صحبت های یک نماینده مجلس در مورد روابط دختر و پسر روانشناس برجسته ی کشور، در ادامه ی صحبت هایش به بیان خاطره ای جالب پرداخت: یکی از نمایندگان زن مجلس دوره ی ششم، سال ها پیش در دانشگاه تهران
اینجا هفت تیر؛ میدان تلاقی سیاست هاست!
دیگر دولت نمی توانند استفاده کنند و منم باور کردم و انصراف ندادم اما پشیمان هستم. می پرسم: وضع مالی شما از زمان آغاز دولت آقای روحانی تفاوت نکرده؟ کمی فکر می کند و به موبایلش نگاه می کند. گویی منتظر تماس مهمی است، جواب می دهد: واقعیتش این است که نمی دانم چرا آقای روحانی را بیشتر دوست دارم. شوهر و بچه هایم هم همین حس را دارند و می گویند که همه چیز خیلی بهتر از قبل شده است. از شغل همسرش می