سایر منابع:
سایر خبرها
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
کل بانک مرکزی بازگو کرده است. روزهایی که مقدمه میلیاردر شدن او بود رضا زندی: صدای سگی که برای محافظت از هلدینگش گماشته شده تا آخر مصاحبه به تناوب به گوش می رسد. کمی جلوتر از میدان آزادی، در یک خیابان فرعی، دو ساختمان بزرگ دارد. اولی متعلق به شرکت هواپیمایی قشم است بالای در دیگری به انگلیسی نوشته است سورینت . دفتر فراخ و مجلل اش در طبقه پایانی این ساختمان است. ورودی ساختمان با گیاهان
روزهای نامزدی، ازدواج و بازگشت پیکر عیسی؛ "9 دی " های متفاوت همسر یک شهید
ها استفاده کند یا برای تهیه دفتر از آنها می خواست که هر کدام چند برگ از وسط دفترشان بکنند و به او بدهند. بعد او برگه ها را به خواهرش خدیجه می داد تا آنها را با نخ و سوزن بهم بدوزد. وقتی عیسی دوران ابتدایی اش را تمام کرد به ساری رفت و در مدرسه نیما ثبت نام کرد. در سال 1357 عیسی مانند خیلی از نوجوانان همکلاسیش به صف انقلابیون پیوست. عیسی اما تازه وارد دبیرستان آیت الله طالقانی شده بود که
مردم چه نظری درباره رهبر انقلاب دارند؟
ممکن است قلب شان از حرکت باز ایستد. لبخندِ روزِ اول آقا دل های بسیاری را آرام کرد. یکی هم نوشته همان بهتر که به ملاقات راهش نمی دهند چون اگر می رفتم، با تمام قدرت آقا رو بغل می کردم و با گریه های پی درپی، دست و پای آقا رو می بوسیدم. به صلاح بود که ایشان به ملاقات نمی رفت و خودش هم به همین واقعیت در ادامه کامنتش اشاره کرد. کسی هم خواسته خودکشی کند! وقتی توی واتساپ عکس تان رو دیدم، خواستم خودکشی کنم
آخرین نفری بودم که حاج همت را پیش از شهادت بوسیدم/ فکر کردند زنده نمی مانم، خبر شهادتم را دادند!
خواست ما را تا چناره برساند. اینگونه ما خود را به عقبه رساندیم. بعدها متوجه شدم او شهید همت است که آن زمان فرمانده سپاه قدر بود. پس از آن واقعه تصمیم گرفتم به رسته ادوات بروم تا درصورت لزوم بتوانم پیشروی تیپ های زرهی دشمن را خنثی کنم. اینگونه بود که وارد رسته خمپاره شدم و به تیپ سیدالشهدا(ع) رفتم. ** شفیع زاده پرسید این جا فرمانده کیست؟ گفتم خودم! در سال 62 مسئول آتش
چگونه حرم امام رضا (ع) ساخته شد + عکس
. از ابتدا ضریح در مرکز بنای حرم نبود، بلکه در سمت چپ آن قرار داشت. در دوره های گذشته ضریح های مختلفی روی مزار نصب شد. اولین ضریح در حرم امام رضا که از جنس چوب و طلا بود در زمان شاه تهماسب صفوی و در سال 957 هجری قمری نصب شد که بر روی کتیبه های آن سوره هل اتی به خط ثلث نوشته شده بود. دومین ضریح از جنس فولاد مرصع بود که در سال 1160 به دستور شاهرخ میرزا نوه نادر شاه افشار ساخته و نصب شد. این ضریح تا به
بابا رفته جبهه!؟
حالا تا آخر عمر باید درس بخوانی. چند روز از ثبت نام من در مهد کودک نگذشته بود که مربیان، من و سایر بچه ها را به خیابان برده، پرچم های کوچکی به دستمان دادند تا بدین وسیله سربازان و نظامیانی را که عازم جبهه هستند، بدرقه کنیم. نمی دانستم جبهه کجا و چگونه است و سربازها در آن جا چه می کنند. با این وجود هنگامی که توپ ها و نفربرها در حال عبور بودند، یک لحظه گمان کردم پدرم را در میان جمعیت سربازها
شهید همت در سپاه مظلوم بود
حدود 20 روز بعد آن جریان که سپاه تشکیل شد. چون سپاه زیر نظر خود امام بود، من علاقه مند بودم که در آن شرکت داشته باشم. به مسجد مسلم بن عقیل رفتم و به آقای مشایخی که خدا رحمتش کند و علیرضا موحدی که شهید شد، مراجعه کردم. آنها من را از قبل می شناختند. به آنها گفتم که من نیمه وقت می آیم چون می خواهم درسم را ادامه بدهم. اما ایشان گفتند که نه، اگر می خواهد این طور باشد، پس در همان کمیته فعالیت داشته باش و
فرهنگ در رسانه
دانشگاه از این دو منظر دارای آموزه های ارزشمندی است که برای مواجهه با موقعیت های مختلف اجتماعی و سیاسی می توان از آن بهره برد. نگاه به درس های دفاع مقدس ملت ایران از این دریچه در هر برهه زمانی به بازشناسی نیازهای به روز ایران اسلامی منجر می شود و به نوعی می توان گفت منشور دفاعی جمهوری اسلامی ایران شکل یافته از همین آموزه هاست. 2 مزیت مهم برای برتری نظامی شاید مهم ترین
31شهریور، آغاز طولانی ترین جنگ متعارف در قرن بیستم
فرودگاه مهرآباد تهران نبود که از سوی جنگنده های عراقی مورد حمله قرار گرفت. در ساعت 1:45دقیقه روز 31 شهریور 6 هواپیمای میگ عراقی باند فرودگاه اهواز را بمباران کردند. خبرنگار کیهان از اهواز گزارش داد که این واقعه در حالی اتفاق افتاد که حدود 600 نفر در فرودگاه حضور داشتند. بر اثر این حمله قسمتی از باند فرودگاه اهواز ویران شد و چند تن نیز زخمی شدند. تاریخ ایرانی با مرور این وقایع نوشته
کیمیاگران دفاع مقدس
قصد داشتم خبر شهادت حمید رو به خانواده اش بدهم ، مثل مرغ سر بریده بودم و پرپر می زدم، تا این که پس از سپری شدن چند روز، دیگر طاقت نیاوردم و به دلیل این که نمی توانستم این بار را به تنهایی حمل کنم به سراغ سید محمد دیگر دوستم رفتم تا با کمک او خبر شهادت حمید را به خانواده اش بدهیم. با دلهره بسیار به درب خانه حمید رفتیم و موضوع شهادت او را با پدرش در میان گذاشتیم ، پیرمرد به ناگاه در حالی
جن گیری 4 میلیونی در پایتخت!
مدعی است که جن گیری و ارتباط با اجنه را با استفاده از آیات قرآن انجام می دهد. او می گفت: کتاب دعای پدر شوهرم را به خوبی خواندم و الان خودم موکل می گیرم. کنجکاو شدم و پرسیدم یعنی می توانی برای من هم موکل بگیری؟ خنده ای کرد و در حالی که اولین جرعه از چایش را می نوشید گفت: بله، اما حدود چهار میلیونی برایت خرج می تراشد. شاید آن روز که در دولت احمدی ن ژاد صحبت از جن و جن گیری شد و برخی مدعی
خاطرات نویسنده دختر شینا از محله های بمباران شده و رفتن به جبهه
وارد شدم و گذشته از این ها این موضوعات دغدغه اصلی من هم بود. آن دغدغه نوجوانی همراه من بود و حس می کردم که حالا توفیق نوشتن به همراه من است، بهترین کاری که می توانم در دوره میانسالی انجام دهم، نوشتن درباره جنگ است. اول کارم را با داستان کودک و بعد بزرگسال شروع کردم و بعد کم کم وارد خاطرات شدم. احساس می کردم همان کاری که نتوانستم در دوران جنگ انجام دهم، الآن دارم پس از جنگ ادامه می دهم.
قاطعیت رهبری فتنه 88 را نقش برآب کرد
چنین مطلبی روی منبر سابقه و مناسبت خاصی نداشت، نظر مردم جلب شد و ساکت شدند. ابتدا شعری را خواندم که مضمون آن حاکی از اظهار مسرت به خاطر آزادی امام بود. سپس افزودم اگر برای شما الفبا را گفتم به خاطر این است که یادآور شوم هنوز در آغاز راه هستیم و برای به ثمر رساندن نهضت باید تلاش بسیاری کنیم تا موفق شویم. در هر حال آن روز توانستم با این ترفند پیام امام را برای مردم توضیح بدهم. در آن ایام
و جنگ اینگونه آغاز شد.../ عبور از سد بنی صدر برای نجات شهرها/ روزی که اوقات آیت الله خامنه ای تلخ شد + ...
چند ساعت هم سیل جمعیت به سمت پاوه راه افتاد. من ساعت چهار و پنج همان روز در خیابان به طرف منزل امام می رفتم، دیدم اصلا اوضاع دگرگون است. همین طور مردم در خیابان ها سوار ماشین ها می شوند و از مراکز سپاه و مراکز مربوط به اعزام جبهه، به جبهه ها می روند . مردم و نیروهای نظامی به پاوه سرازیر شدند و پاوه را آزاد کردند و پس از آن شهرهای دیگر را نیز در اختیار گرفتند و کردستان مدتی روی آرامش
گفت وگویی با پدیده خندوانه
سالهای من دوستم داشتند. مثلا معلم خیلی جدی می گفت اگر جلسه بعد کسی تکلیفش را ننویسد سخت تنبیهش می کنم. اما من هفته بعد واقعا ننوشتم. با خودم می گفتم بگذار ببینم می خواهد چه کار کند. جلسه بعد وارد کلاس که شدم همان اول گفت: مسعودی دفترتو بردار بیار من هم با کمال پر رویی گفتم: ننوشتم! علی مشهدی ادامه می دهد: از سال 68 ورزش می کنم و با این همه شیطنت هیچ وقت سراغ کار خلاف نرفتم. من حتی لب به
آشنایی با نقاط گردشگری و دیدنی شهرستان کازرون
. پرفسور گیرشمن باستان شناس شهیر فرانسوی احتمال می دهد آرامگاه شاپور در این غار باشد . مجسمه شاپور بر دهانه این غار، شاهکار پیکر تراشی ایران باستان است که بعد از حدود 1700 سال هنوز با وجود وارد شدن آسیب های جدی به آن ، باقی مانده است . این مجسمه تنها مجسمه سنگی بازمانده از دوران باستان است که حدود 6 متر ارتفاع دارد . سنگ حجاری شده این مجسمه از سقف غار تا کف آن ادامه داشته و هنرمندان عصر ساسانی با
کاظم دهقانیان فرد: وقتی کسی زورکی معلم می شود
آقا بعداً دبیر ادبیات شد. یک روز فحش مرحوم مردانی می داد یک روز هم به حافظ ، یک روز به سعدی. هروقت شعر هر کدام از آن ها را می خواند و نمی فهمید آن ها را به باد ناسزا می گرفت. همیشه ی خدا هم درتدریس گیرداشت بابچه هایکی به دومی کرد، کلاس برای خودش و دانش آموزان جهنّم می کرد. امان از دست این معلم های زورکی. یکی از همکارانم در مدرسه ای راهنمایی هر وقت وارد دفتر می شد، انگار از میدان جنگ
ماموریت کری و ظریف در غیاب اوباما و روحانی / قاطعیت رهبری فتنه 88 را نقش برآب کرد
گذشته هیأت 160 نفره اقتصادی از کشور فرانسه به ایران همکاری های جدید دو کشور وارد فاز عملیاتی شد. در سفر هیأت فرانسوی به ایران استفان لوفل وزیر کشاورزی فرانسه نیز حضور دارد. او روز گذشته به همراه نمایندگانی از چندین شرکت و مؤسسه دولتی و خصوصی در وزارت جهاد کشاورزی حضور یافت و تفاهمنامه های مختلفی برای گسترش همکاری کشاورزی ایران و فرانسه با محمود حجتی، وزیر جهاد کشاورزی کشورمان امضا کرد.
جبهه مصداق عینی روضه ها بود
مقدماتی فراگرفتم. به گونه ای که وقتی به مدرسه حاج آقای مجتهدی رفتم نیازی به آموختن جامع المقدمات و بخشی از سیوطی نداشتم. **آقای مجتهدی به من گفت برو سیکلت را بگیر! جالب است که برایتان از اولین روزی که به حوزه آقای مجتهدی رفتم و با ایشان دیدار کردم بگویم؛ آن روز پنجم ابتدایی بودم و وقتی آقای مجتهدی به من نگاه کردند، گفتند برو سیکلت را بگیرد و بعداً بیا! من هم از روی علاقه زیاد به
والدینی که کودکانشان از مدرسه فرار می کند، بخوانند
خود داریم؟ آن روز بر ما چه گذشت؟ با ما چگونه رفتار کردند؟ این خاطره ها هرچه باشد، خوب یا بد، تا پایان عمر با ما همراه است، چرا که اولین تجربه ی اجتماعی ماست (پس از خانواده) و بخشی از شخصیت و روان ما را می سازد. مدرسه از نگاه بچه هایی که هنوز تجربه اش نکرده اندکودک شش هفت ساله چه ویژگی هایی دارد؟ دنیای بچه ها، محال ندارد. پاک است، بی حد و مرز است و پر از خرق عادت و به همین خاطر
یادی از اولین روزنامه نگار کرد در ایران و سرانجام کار او / عمر فاروقی
خبرگزاری کردپرس _ سرویس فرهنگی: استاد عبدالرحمن شرفکندی (هه ژار) در خاطرات مملو از طنز و تراژدی خود صفحه 22 می نویسد: در کودکی که برای تعلیم به خدمت پدر مرحومم (ملا محمد بۆر) رفتم با پسرکی همسال خودم بنام محمد امین آشنا شدم که پدرش را شیخ الاسلام می نامیدند و مادرش نیز دختر مرحوم شیخ شمس الدین برهانی عارف نامدار منطقه و متوفی در روستای (شرفکند) در پای کوه (طرغه) بود و به واسطه قداست مزار شیخ
بنی صدر خائن نبود!/ سال 88 به کروبی رای دادم/ حرف بزنم خیلی جاها به انقلاب صدمه وارد می شود
خواندیم. روز چهارشنبه اتفاقا پادگان رفتیم. بعد از نماز من به منبر رفتم و درباره ارتش سازی ایران دو ساعتی حرف زدم. خواستم ببینم چه اتفاقی می افتد. دیدم به جای اینکه افسرها جلو بنشینند و سربازها پشت آنها بنشینند همه در هم نشسته بودند. من هرچه صحبت می کردم جمع توجه نمی کرد. متوجه شدم عده ای برمی گردند به عقب نگاه می کنند. معلوم بود اتفاقی در حال رخ دادن است. ساعت پنج بعد از ظهر به من اطلاع دادند که سه
خدا می خواست زنده بمانم!
دیگر را مطاله می کردیم تا ببینیم مارکسیسم و .. چه می گویند و اسلام در برابر آنها چه حرفی برای گفتن دارد. جلسات مبادله اطلاعات برگزار می کردیم . پیروزی انقلاب اسلامی چند سال داشتید؟ انقلاب پیروز شد 17 سال داشتم و در 18 سالگی در جریان خلق عرب وارد شدم و یک سال بعد از پیروزی انقلاب زمانی که 19 سال داشتم به عنوان امدادگر وارد جنگ شدم. از 57 تا اوایل 59 ما درگیر جریان های سیاسی و
پشت پرده زندگی ترنس ها
به گزارش مشرق، روزنامه ایران درباره مبتلایان ملال جنسیتی نوشت: اسمش امیر است اما دوست دارد المیرا صدایش کنند؛ اسمی که خودش انتخاب کرده و قرار است روی صفحه اول شناسنامه اش بنشیند؛ بعد از عمل. تا حالا با اسم های زیادی صدایش کرده اند. توی مدرسه امیر خانوم بود؛ همان وقت هایی که همکلاسی ها با شیطنت دستش می انداختند و توی تیم فوتبال راهش نمی دادند؛ هرچند که علاقه ای هم نداشت. بعدترها که وارد
همدلی جانبازها با آقای جانباز/ میزبانی شانه های رهبر جانباز از اشک های فرزندانش/ آقا گفتند این را به ...
دارد که مفصل تر و شاید جذاب تر از متن باشد. وارد حسینیه که میشوم یک ربعی به ساعت ده صبح مانده هنوز. جانبازها دور تا دور نشسته... نه، نشسته و دراز کشیده اند! خانواده هایشان کمی آنطرف تر روی زمین نشسته اند. با چند تایشان گپ میزنم. بیشترشان برای بار اول است می آیند دیدار آقا. بعضی ها در سفرهای استانی ملاقات داشته اند. یکی شان که دو چشم و دو دست ندارد، می گوید که در دیداری نامه ای نوشته بودم برای آقا و
بنیاد در آینه مطبوعات
خانواده بودیم و جالب اینکه ساعت مصاحبه ما همزمان شد با روزهایی که آنان در تدارک پرپایی جشن عروسی برای تنها یادگار شهید دوم این خانه بودند؛ خانه ای که این روزها با یاد خاطرات حسن و حسین، استوار ایستاده و صفا گرفته است. برایمان روی یک نسخه پزشکی، نامه نوشته بود روز اعزام حسین رفتیم مسجد جامع ساختمان. از آنجا برای گذراندن دوره آموزشی، راهی بجنورد شد. شب سال تحویل هم آمد. همان شب خبر دادند نیروهای
در سرزمین سرخ سابق
از فروپاشی نظام کمونیستی فراهم شد. روزنامه ای متعلق به فردی به نام عثمان اف که ثروتمندترین مرد روسیه است و علاوه بر این روزنامه چند رسانه دیگر از جمله یک رادیو را نیز در اختیار دارد. این آقا همان سهامدار معروف باشگاه آرسنال انگلیس و مالک چند کارخانه تولید آهن و فولاد است. ساختمان روزنامه که پیش از این مدرسه بوده، در خیابانی سرسبز و آرام قرار داشت. این بنای قدیمی
ماجرای یک قرانی پربرکت امام راحل
/> با شادمانی پر می گشودم می رفتم از شهر به روستایی آنجا که دارد آب و هوایی در انتهای این شعر نامی درج شده بود که این روزها کمتر یادی از او هست. جعفر ابراهیمی(شاهد) شاعر شعر معروف خوشا به حالت ای روستایی ... است. به بهانه روز شعر و ادب فارسی جمعی به دیدار این شاعر آشنای روزهای گذشته رفتیم تا هم حالی از او پرسیده باشیم هم برایمان از خاطرات روزهای گذشته بگوید.
مراکز آموزشی و رفاهی ، خانه معلم ، اسکان فرهنگیان
شهر اردبیل نام مرکز محل استقرار آدرس کد تلفن کد تلفن2 فاکس نزدیکی به مراکز دیدنی مرکز آموزشی و رفاهی فرهنکیان اردبیل اردبیل اردبیل خ دانش مرکز آموزشی رفاهی اردبیل 045 33242002 اصفهان نام مرکز محل استقرار آدرس کد تلفن کد تلفن2 فاکس نزدیکی به مراکز دیدنی خانه معلم شماره 3 ناحیه 4 خ پروین - پل سرهنگ - خ معراج -خ فجر 3 031 5815859 031
خاطره ری شهری از یک برکناری عجیب/ تلاش برای آزادی بابک زنجانی از زندان/ تبلیغات خیابانی علیه مقامات ...
پایگاه خبری تحلیلی بویرنیوز (BoyerNews.com) : رکورد واردات بنزین شکسته شد براساس اسناد جدیدی که در اختیار داریم، مشخص است این رکورد شکنی ها ادامه دارد، زیرا در روز چهارشنبه هفته گذشته 80 میلیون لیتر بنزین از پایانه های جنوب کشور وارد شده است ، واردات 80 میلیون لیتر بنزین و افزایش 240 درصدی در ماه جاری نسبت به مدت مشابه سال گدشته، در حالی صورت می گیرد که رانت های 5 تا 9 دلاری