سایر خبرها
چرا شوهرم در میهمانی ها خودنمایی می کند؟
با او هم صحبت نشوند یا به محض این که ما را می بینند ، ترش می کنند. هرچه به او می گویم ، دست بردار نیست. گاهی می رود بالای منبر و آنقدر حرف می زند که همه را کلافه می کند. متأسفانه دائم هم از خودش تعریف می کند. آن وقت که به صورت دور و بری ها نگاه می کنم ، می بینم همه در حال پوزخند زدن هستند. بعضی ها با ایما و اشاره به هم سعی می کنند موضوع را با خنده و شوخی عوض کنند. ولی مگر می توانند
تفاوت های دعای عرفه نسبت به سایر ادعیه
کمترین تعللی، حرکت کردند و گفتند: جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم. این افراد چنان ازخودگذشته بودند که شب عاشورا، حضرت سیدالشهدا به بشیر حضرمی فرمودند که به من خبر رسیده است پسر تو را اسیر کرده اند و من تو را آزاد می گذارم که تک پسر خودت را آزاد کنی و همسرت را نیز از نگرانی درآوری. بشیر حضرمی عرض کرد که یابن رسول الله اگر مرا پابرهنه در تمام زمین بدوانند که از تو جدا شوم، این کار را انجام
فرار زیرکانه دختر جوان از ارابه شیطان
دست داشت، با تهدید و زور از من خواست تسلیم نیت شومش شوم. من که بشدت ترسیده بودم، با همه توان مقاومت کردم و توانستم فرار کنم اما شماره تلفن او را دارم. با این سرنخ، پرونده برای بررسی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و قاضی اصغرزاده دستور دستگیری این جوان را داد. مأموران پلیس با ردگیری شماره تلفن پسر جوان، آدرس خانه او را پیدا کردند اما خیلی زود مشخص شد جوان فراری از آن
شوهرم هر روز غذای مفصل می خواهد
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از باشگاه خبرنگاران، چندی پیش زوج جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق دادند. زن جوان درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم اصلا حاضر نیست غذای حاضری بخورد و مرتب از من توقع دارد که در آشپزخانه برایش آشپزی کنم. من از صبح تا شب باید برای شوهرم غذا بپزم و حتی اگر مریض باشم یا کاری داشته باشم باز هم غذای شوهرم باید آماده باشد. او حاضر
با این دعا از آتش جهنم آزاد شوید
نگرانی درآوری. بشیر حضرمی عرض کرد که یابن رسول الله اگر مرا پابرهنه در تمام زمین بدوانند که از تو جدا شوم، این کار را انجام نخواهم داد. این کمال آزادی و عرفان نفس است که صحابه نیز از احوال، اعمال و اطوار امیرالمؤمنین و سیدالشهدا کسب کردند. شاگردان خوبی برای آن ها بودند و خیلی خوب درس گرفتند. پس چرا عده ای اینور تصور می کنند که اگر کسی در راه تقرب به خداوند قرار می گیرد، باید گوشه نشین شود و
بمباران قبرستان، اجساد شهدای دفن شده را بار دیگر تکه تکه می کرد/فقط روز اول و دوم 64 زن و کودک دفن کردند
بود. در دفاع از شهر اصلا زن و مرد مفهومی نداشت، مرحوم مریم امجدی خدمه توپ 106 بود و خانم ها هم جنگ تن به تن داشتند و من اسلحه به دست داشتم، در وسایل امداد نارنجک داشتیم... مردها به فکر خطراتی بودند که از جانب مردان بعثی، دختران و زنان را تهدید می کرد خانواده هایی بودند که در سوسنگرد و بعدها خرمشهر توسط سربازان عراقی آزار دیده بودند مثلا خانواده کلانتر که پدر و مادر و یک دخترشان صدیقه اسیر
گفتگو با داوود میرباقری درباره دندون طلایش (1)
است. همیشه سخت ترین بخش کارم، دیالوگ نویسی است. قصه، شخصیت ها، کشمکش های دراماتیک و مسیری که شخصیت باید طی کند و ویژگی هایی از این دست همه به جای خود، به دیالوگ که می رسم، ویژگی خیلی خاص تری برای آن قائلم و برای آن ساعت ها وقت می گذارم. بارها و بارها یک ترکیب را شاید بیش از 20 بار می نویسم تا به نتیجه مطلوب می رسم. این طور دیالوگ نوشتن به یکی از عادت های من تبدیل شده است
زنان بد سرپرست و معادله مجهول سرپرستی/ مردانی که سد راه حمایتند
وخرج خانواده است. شوهرش چند سالی است به علت تصادف خانه نشین شده و حالا این زن صبح ها مجبور است در قامت مرد و شب ها در قالبی زنانه نقش ایفا کند. فاصله این زن بااینکه تا کمیته امداد تنها ده ها متر است اما می گوید: فاصله ما با این نهاد ازنظر قانون بسیار زیاد است. وی ادامه می دهد: برای دریافت کمک به کمیته امداد تاکنون مراجعه داشتم اما به دلیل اینکه شوهرم هنوز در قید حیات
از توهین به روستاییان توسط پدر تا بی شرف خواندن ملت از سوی دایی!+تصاویر
کرده است با نقل خاطره ای عجیب از همسر امام می گوید: در سال 84 یک موی بدنم راضی نبود کاندیدا شوم؛ همسر امام مرا خواست و به من گفت: امام این انقلاب را به دست شماها سپردند. آیا شما می دانید اینها چه کسانی هستند؟ همین صحبت های همسر امام(ره) سبب شد من قبول کنم و پذیرفتم. *کلیپ های وداع پایانی و دیده بوسی پدر و پسر از جمله اقداماتی بود که این خانواده در راستای تطهیر فرزند خود انجام دادند تا حتی
درخواست طلاق به خاطر شکست در ازدواج اول
کند. زن جوان ادامه داد:کافی است یکبار عصبانی شود آنوقت زندگی را برای هردویمان جهنم می کنم. آنقدر با شوهرم بدرفتاری می کنم که از زندگی کردن با من خسته می شود. احساس می کنم با رفتارهایم هم خودم و هم او را عذاب می دهم. دیگر شوهرم هم دوست ندارد در کنار من زندگی کند. برای همین تصمیم به جدایی گرفتم. بعد از صحبت های این زن قاضی شوهرش را هم به دادگاه احضار کرد
پدرزنم باعث شرمندگی من است
بعد از اینکه همسر اولش فوت کرده تا به حال دو بار ازدواج کرده و می خواهد باز هم ازدواج کند. پدرزنم با هر زنی که ازدواج می کند بعد از مدتی به اختلاف برمی خورد و از آنها جدا می شود. در این مدتی که من با همسرم ازدواج کرده ام دوبار ازدواج کرده و من هر بار هم برای خانواده ام داستانی سر هم می کنم تا آبرویم نرود. اما دیگر نمی توانم تحمل کنم. او باز هم می خواهد با زن دیگری ازدواج کند و می دانم که با این زن
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
برگشتی تان چقدر زندان برایتان بریدند؟ – حداکثر زندان برای چک برگشتی دو سال بود که برای من هم دو سال زندان بریدند. هر چه به مردم زنگ می زدم که اجازه بدهید من بیایم بیرون تا بتوانم پول ها را از ترکیه برگردانم، فایده نداشت. کسی به حرف یک جوان 22ساله گوش نمی داد. تنها کسی که از خانواده ام مدام در زندان به سراغم می آمد، مادرم بود. * در زندان اوین بودید؟ – خیر. در زندان قصر بودم.
روزهای نامزدی، ازدواج و بازگشت پیکر عیسی؛ "9 دی " های متفاوت همسر یک شهید
به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس از ساری، روایت همسر سردار شهید عیسی اکبری فرمانده واحد مخابرات گردان امام محمد باقر(صلوات الله علیه) لشکر ویژه 25 کربلا از زندگی خود را در ادامه می خوانیم: خانواده عیسی نسبت دوری با ما داشتند. نزدیکی زمین های شالیزاری مان در روستای "بزمین آباد" ساری باعث رفاقت بین خانواده ها شده بود. عیسی به پدرش گفته بود که از خانواده حسنی برایم زن بگیرید. من عیسی را از
ما خانوادگی جبهه می رفتیم +عکس
؛ وگرنه من را به دادگاه صحرایی می برند و از جبهه اخراج می شوم. جالب اینجا بود که مسئول ثبت نام جبهه که در محله مان بود، هم متوجه این قضیه نشده و حتی یک بار به من گفته بود می دانی آقای فردین دو تا پسر دارد که هر دوی آن ها اسمشان علی است؟! نمی دانستم پسرم تخریب چی است شهید محسن (عباس) جلادتی با وجود سن کمش تخریب چی بوده؛ قضیه ای که مادر پس از شهادت تازه متوجه آن می شود. هر بار از
هفت خاطره رهبر انقلاب از دوران دفاع مقدس
مازندران آمدم. در یکی از شهرهای مازندران، بعد از سخنرانی، وقتی می خواستم سوار اتومبیل شوم، دیدم خانمی به اطرافیان اصرار می ورزد که با من صحبت کند. گفتم که بگذارند بیاید. خانم جلو آمد و گفت: پسر من در دست بعثیها اسیر بود. همین چند روز قبل به من خبر دادند که او زیر شکنجه کشته شده است. شما که به تهران رفتید، از قول من به امام سلام برسانید و بگویید: پسر من فدای شما؛ من ناراحت نیستم. این جمله را
هزار نکته غیرحسن بباید تا شجریان شوی...
/> این دیدگاه که شجریان تنها به دلیل داشتن صدای خوش خانوادگی یا یک صدای موروثی خدادادی به چنین جایگاهی دست پیدا کرده است به نظر کمی دور از انصاف به نظر می رسد. اینکه شجریان در خانواده ای متولد شده که دارای صدای خوش است، بر کسی پوشیده نیست. اما بسیاری از خوانندگان دیروز و امروز ما هم صدای خوش داشته اند. چرا به چنین جایگاهی نرسیدند؟ براستی چرا شجریان توانسته است به چنین جایگاهی دست پیدا
رنگ باختن ازدواج در سایه خلأهای قانونی طلاق/ گوشه چشم قانون به مردان
به گزارش قم نگار، پله های دادگاه را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد جای دوری نیست همین دادگاه خانواده ی خودمان در خیابان نزدیک... دست و پاهایش دیگر نمی لرزید محکم بود تمام شب فکر این بود که امروز بالاخره خلاص می شود اما ... داستان را همین جا نگه دار! سناریوی تکراری ظلم به زنان و عدم وجود تکیه گاهی امن به نام بندی قانونی برای زنانی که به هر دلیل منطقی تقاضای طلاق دارند
ماجرای نفوذ یک رزمنده لامردی به قلب خاک دشمن
بود ما از او تقاضای قاطر کردیم او گفت باید شوهرش باشد. نان و ماست آورد دوستان خوردند مرا کنار آتش هیزمی خواباندند. زن عراقی دلش برایم سوخت یک گلیم رویم انداخت تا گرم شوم، شوهر زن برگشت و در پاسخ دوستم می گوید قاطر نداریم، صدای پای قاطر به گوش می رسد، به دوستانم می گویم قاطر دارند دینار عراقی که همراه داشتیم به او نشان دادیم تا شاید قاطر بدهد. اما او راضی نمی شود اینجا درگیری نیست چون
ویژگی های ممتاز دعای امام حسیم (ع) در روز عرفه
گذارم که تک پسر خودت را آزاد کنی و همسرت را نیز از نگرانی درآوری. بشیر حضرمی عرض کرد که یابن رسول الله اگر مرا پابرهنه در تمام زمین بدوانند که از تو جدا شوم، این کار را انجام نخواهم داد. این کمال آزادی و عرفان نفس است که صحابه نیز از احوال، اعمال و اطوار امیرالمؤمنین و سیدالشهدا کسب کردند. شاگردان خوبی برای آن ها بودند و خیلی خوب درس گرفتند. پس چرا عده ای اینور تصور می کنند که اگر کسی در
سکوت زندگی ام را دوست دارم
دیگری هم صحبت شده بود. - آفرین دقیقاً، محسن گفت بله می دانم صحبت کردید، ولی من می دانم هومن چه جور موجودی است! (می خندد) این به درد رحمت خروس باز می خورد! من همان شب تست گریم زدم با بغل موهای نمره (2) رفتم خانه، خانمم تعجب کرد و پرسید چه شد! چرا این طوری شدی! (می خندد) قرار بود یک قسمت بازی کنم که به لطف آقای مقدم، محسن و خانم غفوری کار به اینجا کشید. ما در بخش بازیگری طنز خیلی دست مان باز
شهید همت در سپاه مظلوم بود
، اتفاق افتاد. چهار نفرمان زخمی شدیم؛ زخم من عمیق تر بود. ما را به عقب بردند و به اصفهان منتقل کردند. این شد که به دیدار خانواده رفتم و متوجه شدیم خداوند یک پسر به ما داده است. با وجود هشدار شما به حاج همت در مورد متوجه شدن دشمن، چرا باز این عملیات انجام شد؟ حاج همت خودش هم گفت که تصمیم گیری در مورد انجام عملیات دست او هم نبوده است. ما حرف ها و اطلاعات را به قرارگاه منتقل می کردیم
فرهنگ در رسانه
ستارگان چه قضاوتی بکند؟ نسل بعد هرچه بگوید من قبول دارم چرا که عموما نشان داده شده که نسل های جوان تر حرف های جدید تر و نگاه بهتری دارند. اگر آن موقع مرا محکوم کند من باید عذرخواهی کنم و اگر هم آنالیز کند و بگوید بخشی درست و بخشی غلط است باز هم می پذیرم و مهم در واقع آیندگان هستند من اگر امروز به وسط زمین فوتبال رفتم برای این بود که از جایی جلوی این حق خوری هارا بگیرم و کلیدی
حداقل سن ازدواج موقت برای دختران چقدر است ؟
برای دختر نیز همانند ازدواج دائم 13 سال است. نداشتن حق نفقه به تصریح ماده 1113 قانون مدنی درعقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد. اما حتی در صورت شرط نفقه ترک انفاق شوهر عمل مجرمانه نیست و زن تنها می تواند از دادگاه الزام شوهر به دادن نفقه را درخواست کند. زوجین از هم ارث نمی برند مطابق ماده 940 قانون
نحوه انتخاب زنان حرمسرای شاهان قاجار+ تصاویر
تعزیه هم به دنبال یافتن دختران برای حرمسرای خود بود. حاجیه خانم علویه کرمانی در سفرنامه خود اطلاعاتی از دربار ناصری می دهد، او می گوید: امروز به طریق دیروز رفتم تعزیه. شاه اینجا شب و روز پهلوی زن هایش می نشیند. منزل خاصی ندارد. گاهی این اطاق، گاهی آن اطاق، گاهی پشت زنبوری با زن ها صحبت می کند. دخترهای مردم را تماشا می کند، پول می دهد. مردم بی عار هم دخترها را می آورند نشان می دهند. راه
قتل خواهر بخاطر رابطه نامشروع
مردان آغاز کرد. برای اینکه جلوی او را بگیریم، شوهرش دادیم. محمد جوان خوبی بود و سعی داشت خواهرم را خوشبخت کند؛ اما مینا همچنان به رفتارهای بدی که داشت ادامه داد. کم کم زمزمه هایی درباره روابط او شروع شد و سر این موضوع با شوهرش اختلاف پیدا کرد و مدتی خانه را ترک کرد. او نه به خانه ما آمد و نه خانه شوهرش بود بعد از مدتی دوباره به خانه شوهرش برگشت؛ اما حرف و حدیث همچنان پشت سر او زیاد بود. من هم عصبانی
به احترام اهالی رسانه از فوتبال خداحافظی کردم/ سپاهان رضایت نامه ام را برای تراکتور صادر نکرد/ امیدوارم ...
و ترجیح دادم در نیم فصل از تراکتورسازی جدا شوم. آناج: وقتی شما هدایت تراکتورسازی در لیگ گذشته را داشتید، در بازی گسترش فولاد آن خوش و بش اول بازی به نظر با واقعیت فاصله داشت. در این مورد توضیح دهید؟ از طرف من کاملا واقعیت بود. خودم دست مربی حریف را جلوی هواداران بالا بردم ولی همیشه در مقابل خوبی کردن بدی های زیادی دیده ام. آناج: بعد از بازی سیاه جامگان و گسترش
31شهریور، آغاز طولانی ترین جنگ متعارف در قرن بیستم
کل قوا پذیرش قطعنامه و پایان جنگ را اعلام می کنم و بعد هر چند که جنگ تمام می شود اما مرا برکنار کنید تا از چشم شما نبینند. امام اما پای یاران خود ایستاد. چندان که آنان 25 سال با او همراه بودند. پس تمام مسوولیت را خود می پذیرد تا فرماندهان و رزمندگان نیز دچار سرخوردگی و یاس نشوند. رهبری که با واژگان انقلابی شناخته می شد در این پیام بارها واژه مصلحت را به کار می برد تا بعدتر
برانکو: چرا همه به سوشا حمله می کنیداو باید داور را خفه می کرد
بودم. من بازیکنانم و هواداران را درک می کنم. داوران با سرنوشت من، بازیکنان، کادرفنی و خانواده های شان بازی می کنند. واقعا هواداران از این شرایط داوری عصبانی هستند و باید به آنها حق داد. صحبت های شما علیه داوری باعث شده تا طبق گفته یکی از اعضای کمیته داوران از شما به کمیته انضباطی شکایت شود. اگر به کمیته انضباطی دعوت شوید، می روید؟ (خنده) طبیعی است که می روم اما شما به من بگویید
محمد مایلی کهن: با مصاحبه بزرگ نمی شوی
همه بازیکنان جوان باید به این موارد توجه و خدا را شکر کنند. من گاهی اوقات به هنگام حضور در سطح شهر با جوانان و پدر و مادرهایی روبه رو می شوم که دنبال کار هستند. انگار من وزیر کارم. با این حال آزرده می شوم. اذیت می شوم که یک جوان با تحصیلات عالیه کار ندارد. کاری که اوج شرافت یک انسان را می رساند. اشاره کردید گاهی اوقات در مرور گذشته افسوس می خورید که ای کاش یکسری کارها را نمی کردید؟
لباس عروس نذری !
برای خود انتخاب می کنم. هنگام خرید لباس عروس، یک زن و شوهری وارد مغازه می شوند و لباس عروس کرایه ای می خواهند، وقتی مغازه دار می گوید لباس کرایه ای زیر 200 هزار تومان ندارد، شوهر آن زن با خجالت سرش را پایین می اندازد و همسرش در حالی که زیر لب به شوهرش می گفت "اشکالی نداره بالاخره پیدا میشه" از مغازه خارج شدند. دلم برایشان می سوزد؛ از مغازه خارج می شوم و خودم را به آن زن و شوهر می رسانم