سایر خبرها
اولین مجری نابینای رسانه ملی +عکس
عادی به مدرسه نابینایان برود و خط بریل را یاد بگیرد: من در مدت کوتاهی بخش عظیمی از بینایی ام را از دست دادم. همین که اسم نابینا روی من می خورد و باید مدرسه نابینایان می رفتم برایم بسیار وحشتناک بود. آن موقع ها اکثر شب ها زیر پتو گریه می کردم. وقتی به آن روزها فکر می کنم، می فهمم خیلی سخت با مشکلم کنار آمدم. یادم می آید مادرم سرکلاس کنارم می نشست تا به محیط جدید عادت کنم. خب من از یک
قسمت اول / گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران
دادم و در نهایت آهنگ ضبط شد و یک روز به من زنگ زد و گفت کلی از اساتید و خواننده های بزرگ به من گفته اند که دیگر خودت به تنهایی می توانی بخوانی و زیر قولش زد و پول مرا هم تسویه نکرد. موفق شد یا دوباره پیشنهاد همکاری داد؟ به نظرم اشتباه کردم. من قرارداد نداشتم و اطمینان کردم. هیچ وقت کلاه سر کسی نگذاشتم و دوست هم ندارم کسی کلاه سرم بگذارد. حضرت علی (ع) می گوید اگر کسی خواست سرت
مردی که برای متعصب استقلالی جنجال آفرید
/> از صحبت های آقای منصوریان دلگیر شدم همانطور که گفتم من از نیمکت نشینی ناراحت بودم و هیچ فوتبالیستی هم وجود ندارد که از نشستن روی نیمکت خوشحال باشد ولی اصلا این ناراحتی خودم را به کسی بروز ندادم. حتی قبل از بازی که بچه ها حلقه اتحاد بستن من هم رفتم دستم را روی دست آنها گذاشتم. اینکه بازی به من نرسید، صلاحدید مربی بود و از نیمکت نشینی هم ناراحت نیستم، بزرگترین ناراحتی من این است که چرا تمرین
کاردان: صندلی احمدی نژاد آنقدر داغ بود که پخش نشد!
آمدند توی خیابان و می گویند کلینتون پیت حلبی! یعنی عده زیادی از مردم با لحن عربی من خاطره دارند اگر چیزی به دل مردم بنشیند، یادشان می ماند! کلینتون چه خودش چه عیالش هنوز پیت حلبی هستند. *برگردیم به "ثانیه ها"...فاجعه اشتباهات شرکت کنندگان مسابقه ثانیه ها را چگونه ارزیابی می کنید؟ مسابقات نباید به صورت تخصصی باشد و از حالت سرگرمی بیرون آید. اما خود همین اشتباهات شرکت کنندگان تبدیل به سرگرمی مردم شد. البته این را هم بگویم نباید این اتفاق می افتد و حداقل تستی، آزمونی از شرکت کنندگان گرفته می شود. ...
پرواز همای: فرصت طلب سیاسی نیستم
. ما امروز بسیاری از هنرمندان را داریم که با استادی کامل نمی توانند روی صحنه باشند پس از همه شما می خواهم فارغ از همه حاشیه هایی که پیرامون ما قرار گرفته، کاری کنید تا من روی صحنه باشم. من می دانم در مقطعی اشتباه کرده ام اما در حال حاضر تمام تلاش خودم را می کنم تا با اجرای آثاری در راستای موسیقی سنتی ایران به سهم خود تلاش هایی داشته باشند. وی تاکید کرد: موسیقی سنتی اسطوره هایی چون علیرضا افتخاری را
امین تارخ چطور بازیگر شد؟
فعالیت می کردند به دنبال دیده شدن صرف و... در این حوزه نبودند و به این جهت بازیگری را به شکل آکادمیک فرا گرفته بودند و برای رسیدن به جایگاه مناسب تلاش زیادی کردند، آنها می دانستند که از بازیگری چه می خواهند، به همین دلیل با عشق و علاقه خاصی در این وادی تلاش می کردند. اکثر آنها درک درستی نسبت به حرفه شان داشتند، این که شما شناخت عمیق و درستی نسبت به شغل تان داشته باشید، نکته بسیار مهمی است
مردی که برای متعصب استقلالی جنجال آفرید
از این شانسی که به دست آوردم استفاده کنم و یادم می آید آن بازی را یک صفر در دستگردی بردیم بعد از آن آقای علیپور آمد از من تشکر کرد. من اصلا آدمی نیستم که بخواهم روحیه شیخ ویسی خراب شود. اگر نفت نتیجه نگیرد، همه ما متضرر می شویم. از صحبت های آقای منصوریان دلگیر شدم همانطور که گفتم من از نیمکت نشینی ناراحت بودم و هیچ فوتبالیستی هم وجود ندارد که از نشستن روی نیمکت خوشحال باشد ولی اصلا
هزار نکته غیرحسن بباید تا شجریان شوی...
. اما من تا گرگ ومیش صبح نشستم و تمرین کردم. آنقدر تمرین کردم تا توانستم آهنگ را دست و پا شکسته اجرا کنم. اما آنچنان شدم که از آن به بعد سنتور یارِ غار من شد. شجریان با استاد قنبر مهر؛ در کارگاه سازسازی - منزل شجریان سال 1363 یا در جای دیگری می گوید: من یک سنتور مشقی خیلی بد داشتم و تصمیم گرفتم یک سنتور خوب بسازم. چون کمی نجاری می دانستم. بعد از تکمیل ابزار و وسایل نجاری، به
کپسول اکسیژن جزئی از اجزای بدنم شده است
راحت با یه بوق و جرقه من وارد تشنج می شوم و کنترلم خودم را از دست می دهم و بعد از به هوش آمدن شرمنده می شوم.... برخی داروها را که کمیاب است در صورت موجود بودن در داروخانه ها، آزاد می فروشند اما به ما نمی رسد! با این اوضاع باز هم دم بچه های جبهه گرم که حداقل کمکم می کنند، خودم توانایی خرید دارو و دستگاه ها رو را ندارم! ما قربانی امام حسین (ع) بودیم در قبال این تبلیغاتی
عباس جوانمرد: با بلیت 160 هزار تومانی نمایش چه چیزی به مردم می دهید؟
ارائه می دهم. این مرحله سومی بود که طول کشید به آن برسم. همه کارهایی که قبل از آن انجام دادم، اشتباه بوده است. شما خیال می کنید چند نفر از هم عصران تان دچار این گرفتاری ها هستند؟ من فکر می کنم 90 درصد در مرحله اول اند. می گویید نه! بیایید نشانتان بدهم. آدم هایی هستند که با دو مثقال کار، چه ادعاهای وحشتناکی دارند و هیچ چیز از گذشته و حقیقت نمی دانند. به قول معلم بزرگ: آنهایی که حقیقت را نمی دانند
شیطنت سرپرست مرا مجبور به استعفا کرد!
برای ماندن خودم دست به اینچنین کارهای کثیفی بزنم . تقوی در خصوص دلیل اصلی استعفای خودش گفت: من با آقای دامادی، باقرزادگان و کسی دیگری هیچ مشکلی نداشتم و ندارم ولی بنده با آقای بحرگرد نمیتوانم کار کنم و دلیل اصلی استعفای بنده هم شیطنت های آقای سرپرست بود. بنده با این آقا مشکل دارم و مطمئن هم بودم در ادامه راه به مشکلات بیشتری هم میخوردیم برای همین ترجیح دادم قبل شروع فصل از تیم استعفا بدهم
سه چهره پنهان استاد محمدرضا شجریان
در قرائت قرآن آنقدر مهارت داشت که سال های پیش از انقلاب وقتی در سفری برای اجرای کنسرت به ترکیه رفته بود، سفیر ایران در ترکیه از او می خواهد به جای قاری ایرانی که بیمار شده در مسابقات قرائت قرآن شرکت کند. شجریان هم می پذیرد و بعداز شرکت در مسابقه مقام دوم جهان را کسب می کند. سال 58 وقتی محمدرضا شجریان در فضای موسیقی سنتی ایران شناخته شده بود قصه شکل گیری نوای ربنا آغاز شد... نوایی که قرار
حمیدرضا آذرنگ: در بازیگری همیشه وحشت دارم!
اشراف دارم خودم هستم، خودم را فراموش کنم. در هر کاری که باشم دوست ندارم برای شخصیت یک شمایل ظاهری بسازم و بعد به آن روح بدهم. خیلی دیده ام وقتی این اتفاق افتاده آدم ها نتوانسته اند به شخصیت نزدیک شوند. فقط کافیست با شخصیت زندگی کنید. روح و احساس و حال و بدن تان را در اختیار او قرار دهید تا خودش عکس العمل هایی که باید را بروز دهد. به همین دلیل است که نمی توانم برایت توضیح دهم چگونه به
بازگشت خاطرات خونآشام-7
مسواک بزنیم. ولی من از آن خون آشام های الکی خور نیستم که. من با کلاس هستم و با احساس هستم و دوست دارم که در آینده یک خون آشام نمونه بشوم که. دوست دارم به خاطر نوآوری در شعر سرخ جایزه ی نوبل بگیرم که. چون من شعر سفید اصلاً دوست ندارم و مبتکر اولین شعر سرخ خودم هستم که. بگذریم... آن روز که رفته بودم بیمارستان، بعد از این که نشانی از گمشده ام پیدا نکردم، می خواستم آن جا را ترک کنم
بازنشستگی اجباری وزنه بردار ایران در 27 سالگی!/ سهراب مرادی:نابود شدم!
اند؟ دیروز وقتی با سهراب مرادی تماس گرفتیم حال و روز چندان خوشی نداشت. از او درباره اتفاقی که افتاده سؤال کردیم که او این واکنش را نشان داد: تا همین 20 روز پیش خودم خبر نداشتم. واقعاً شوکه شدم و فعلاً هم نمی دانم چه کاری باید انجام بدهم. چند وقت پیش علی مرادی به من این موضوع را اطلاع داد و من هم پاسخ دادم که روحم از این قضیه خبر نداشته و الان در آن مانده ام که چه کاری انجام دهم. فقط
داستانک؛ الماس ساز
هنگام فکر کردم که چرا از چنین الماسی درکتابها ذکری نشده است و نیز به یاد تردستی قاچاقگران افریقای جنوبی افتادم و بکلی از قصد خرید منصرف شدم . پرسیدم : -از کجا بدست شما افتاده است؟ -خودم ساخته ام. سرم را تکان دادم. درباره الماس های مصنوعی مواسان چیزهائی شنیده بودم اما می دانستم که آنها بسیار ریز هستند. گفت: مثل اینکه در این مورد چیزی سرتان
بیمه، حلقه مفقوده مدیریت اعتیاد در کشور
. این مدل اقتصادی می تواند مملکت را از وضعیت فعلی اعتیاد، مشکل نظارت، مشکل معتادان بی بضاعت، هزینه های برنامه های کاهش آسیب و غیره نجات بدهد. اما من اگر مدیرعامل یک شرکت بیمه بزرگ بودم کار دیگری هم انجام می دادم برای اینکه منافع اقتصادی خودم را تأمین کنم تلاش می کردم که نرخ شیوع و بروز اعتیاد را پایین تر ببرم چون هر چه تعداد افرادی که معتاد می شوند کمتر باشد، من هزینه کمتری می کنم و سود بیشتری
اسیر زرق و برق خانه خدا نشوید
لباس را حفظ کند. من هم به همین شکل به دلیل کثرت و توالی سفر حج و جایگاهی که این سفرها به من بخشیده حق ندارم قداست حج و حاجی را رعایت نکنم و موظف هستم در نماز، روزه، غیبت و دروغ و... مقیدتر و حساس تر باشم. البته اینکه چقدر توفیق دارم آن را رعایت کنم بحث دیگری است ولی وظیفه جدی در مقابل واجبات و محرمات دارم. توشه یک عمر کسانی را دیده ام که یک سفر می آیند و توشه یک عمر برمی دارند
صوت، متن و ترجمه دعای عرفه، اعمال روز عرفه و آدرس هیأت ها
کفایت فرما خدایا از آنچه می ترسم فَاکْفِنی وَما اَحْذَرُ فَقِنی وَفی نَفْسی وَدینی فَاحْرُسْنی وَفی سَفَری کفایتم کن و از آنچه برحذرم ، نگاهم دار و خودم و دینم را فَاحْفَظْنی وَفی اَهْلی وَمالی فَاخْلُفْنی وَفیما رَزَقْتَنی فَبارِکْ لی حفظ کن و در سفر محافظتم کن و در خانواده و مالم جانشین من باش و در آنچه روزیم کرده ای برکت ده و مرا وَفی نَفْسی
ازدواج کارتن خواب با دختر تحصیل کرده در تهران
قانع می کردم. مجید همچنین می گوید: از تریاک گرفته تا هروئین و کراک و اواخر دوران مصرفم نیز شیشه؛ همه را امتحان کردم اما هیچ کدام تسکین دردهای بی درمان من و آشفتگی روح و روانم نبود. حدود 20 سال از زندگیم به همین شکل گذشت و هر روز میزان مصرفم بیشتر و بیشتر شد. خانواده ام، شغل و اعتبارم و همه دار و ندارم را از دست دادم. سرانجام به کارتن خوابی و به اصطلاح به آخر خط رسیدم. او می
ناگفته های جیرانی از تعبیر وارونه یک رویا
و به تدریج در حین کار قسمتهای دیگر نوشته شده و به دست کارگردان می رسد. اکثر مواقع نیز نویسنده و کارگردان دو فرد متفاوت هستند، البته در سریال من اینگونه نبود چراکه خودم سابقه نوشتن دارم. تصور ندارم در آمریکا به اینگونه باشد. یعنی آنجا نوشته که تکمیل شد، کار ساخت شروع می شود. البته در ترکیه هم مثل ایران است با این تفاوت که آنها پخش به روز ندارند. این سیستم در سریالهای کمدی و خانوادگی جواب می دهد
نظر مردم درباره رهبر معظم انقلاب
نذری پیام را تمام می کردند: هزار حمد را به اشک می خوانم. آن ها نوشتند که این خبر حتّی از خبرِ مرگِ پدرشان هم نارحت کننده تر بود: وقتی سه ماه پیش پدرم فوت شد، طبیعتا ناراحت شدم، اما وقتی خبر پریروز رو حوالی 8 صبح از دوستان شنیدم، دنیا رو سرم خراب شد. برخی هم مطمئن نوشته اند؛ بی غلط و با زبانی شیوا: اینجا برای کوری دشمنانت دود اسفند به چشم آسمان فرستادیم و نذر سلامتی ات ختم صلوات گرفته ایم. بسیاری
برای پرسپولیس جان می دهم!
/> با داور وسط هم صحبت کردی؟ از آقای البرز حاجی پور هم پرسیدم دلیل این کارت زرد چه بود که جواب جالبی داد و گفت داور چهارم گفته به تو کارت بدهم، حتی خود داور وسط هم نمی دانست من چه گفته ام! جداً؟ باور کنید! ناراحتی من هم همین است که چرا باید داور بی دلیل به من کارت بدهد و بازی حساس تیم خودم را از دست بدهم. لابد می دانی محمد مایلی کهن هم در انتقاد از تو گفته سوشا
متن دعای عرفه +ترجمه فارسی
/> حفظ کن و در سفر محافظتم کن و در خانواده و مالم جانشین من باش و در آنچه روزیم کرده ای برکت ده و مرا وَفی نَفْسی فَذَلِّلْنی وَفی اَعْیُنِ النّاسِ فَعَظِّمْنی وَمِنْ شَرِّ الْجِنِّ در پیش خودم خوار کن و در چشم مردم بزرگم کن و از شر جن وَالاِْنْسِ فَسَلِّمْنی وَبِذُنُوبی فَلا تَفْضَحْنی وَبِسَریرَتی فَلا تُخْزِنی و انس بسلامتم بدار و به گناهان رسوایم مکن و به
نوایی: در کشتی آزاد مجبور به جوانگرایی بودیم
هدف اصلی، کسب مدال در المپیک است به گزارش "ناصرون " محمدرضا نوایی در ارتباط با عملکرد تیم ملی کشتی آزاد کشورمان در مسابقات جهانی لاس وگاس اظهارداشت: با توجه به اینکه دست کادر فنی در برخی اوزان بسته شده بود مجبور به جوانگرایی شدیم اما در برخی اوزان مانند 61، 70، 74، 86 و 96 کیلوگرم دست کادر فنی بسته بود و نیاز بود که با میدان دادن به نفرات جدید بتوانیم در آینده با دست پر از میدان های
گفتگویی مفصل با نماینده اصفهانی دومیدانی ایران در المپیک ریو رضا قاسمی
. چه مسابقاتی را در پیش روی دارید؟ ششم مهرماه مسابقات ارتش های جهان را در کره جنوبی پیش رو دارم که امیدوار به کسب مدال هستم و بعدازآن داخل سالن آسیا در قطر و در آخر مسابقات داخل سالن قهرمانی جهان در آمریکا است. پیش بینی تان از این مسابقات چیست؟ در مسابقات داخل سالن آسیا به دنبال کسب مدال هستم و در مسابقات قهرمانی داخل سالن جهان نیز پتانسیل رسیدن به فینال را دارم اما چه فایده وقتی سالن تمرین ندارم و
بلینی: دلیل اصلی پیروزی مقابل لهستان روحیه بالای تیم بود/ آنتیگا: ایتالیا بهتر از ما بازی کرد
ذهن خودم، وظایفی را که بر عهده من بود و باید انجام می دادم را ساماندهی کردم و با سایر بازیکنان هماهنگ شدم. می خواستیم کشور خود را به المپیک برسانیم که موفق هم شدیم. آنتیگا: ایتالیا بهتر از ما بازی کرد استفان آنتیگا، سرمربی لهستان در مورد این بازی گفت: بازی سختی بود. ایتالیا بهتر از ما بازی کرد. در ست های اول و سوم شانس پیروزی داشتیم. این مسابقات بسیار سخت است چون فقط دو
روایت رزمنده 13 ساله دفاع مقدس از تعویض کلاس درس با جبهه
سیم، منفجر می شد. وقتی ما امتحان می کردیم این مین ها منفجر نمی شدند تا اینکه یک شب کومله به ما حمله کرد. آرپی جی زدند و سنگر مخابرات ما کمی فروریخت، به سرعت بی سیم را گرفته و از سنگر خارج شدم و بدون کد، اطلاع دادم که به قله ما حمله شده است و بعد بی سیم موج گرفت و از کار افتاد. از آن طرف هرچه تماس می گرفتند، ارتباط برقرار نمی شد و تصور کردند قله فتح شده است، همان مین های
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
شدم و به هنگام دریافت جایزه ام این عکس ها را گرفته ام. * تا حالا آقای هاشمی رفسنجانی را از نزدیک دیده اید؟ – سه، چهار بار. * منظورم جلسه بود؟ – بعد از اتمام انتخابات خدمت ایشان رفتم و توضیحی درباره کارهایم به ایشان دادم. * مشرب فکری تان بیشتر به آقای هاشمی نزدیک است یا آقای خاتمی یا آقای احمدی نژاد یا آقای روحانی؟ – نمی دانم. چون با این آقایان ارتباط نداشتم نمی
به مردم بدهکاریم
آنها ختم می شود و دوره شان را دوره شکوفایی و افتخارات می دانند. نه! اگر نوشتم، مکرر کردم و خودم را دیدم و دنبال این بودم که کجا اشتباه کرده ام. جوانمرد حالا که به گذشته نگاه می کند، کجای کارش اشتباه بوده است؟ خیلی جاها. در اولین گروه هنر ملی که به اتفاق دوستان شکل گرفت، سعی کردیم همه مبانی کار تجربی و آموزشی را همراه هم پیگیری کنیم. ما سه، چهار دوره آموزشی گذاشتیم که شاگردان آن بعدها