سایر منابع:
سایر خبرها
اولین مجری نابینای رسانه ملی +عکس
موضوع حاد برخورد نکرد و اجازه می داد کارهایی که دوست دارم ،مثل بیرون رفتن با دوستانم ، انجام بدهم. اما دیگر دوستان نابینایم چنین اجازه هایی را نداشتند. همین عملکرد مادرم باعث شد که من نسبت به دوستانم مستقل تر باشم. دانشجوی ممتاز کارشناسی و معدل بالای ارشد خانم مجری سال 75 در رشته حقوق دانشگاه علامه طباطبایی قبول می شود و چهارسال بعد به عنوان دانشجوی ممتاز انتخاب می شود. اما بعد
8 سال دفاع مقدس؛ از مدیریت جهادی شهید طهرانی مقدم تا شکل گیری شالوده صنعت مدرن دفاعی
بود که ایجاد کرده بودند. قبل از انقلاب ماشین آلات خوبی برای ما گذاشته بودند اما وابستگی ما فوق العاده بالا بود به عنوان مثال بخش مصرفی انواع گلوله ها یا راکت آر پی جی هفت را از شرقی ها گرفته و کپی سازی کرده و صنعتش را ایجاد کرده بودند. یا مثلا برنامه ریزی کرده بودند که موشک کاتیوشا را تولید کنند. البته تولیدش بعد از انقلاب انجام شد. این یک بخشی بود که برنامه ریزی کرده بودند و
لحظه های دلواپسی کنار آب های هور
شهیدن شدن بیش تر بچه ها که دور و بر ما روی خاک افتاده اند، ما را از لحاظ روحی، در حالت بدی قرار داده است و دیگر هیچ امیدی جز لطف و عنایت خدا در دل هایمان نمانده است. قایقی از دور سینه آبهای پر از موانع هور را می شکافد و به سمت ما می آید.بنده خدا سکانچی و نیروهایی که داخل آن هستند نمی دانند که محورهای تصرف شده الصخره در محاصره قرار گرفته است.همین طور با آخرین سرعت به طرف ما حرکت می کند
فرمانده محبوب بسیجی ها
الله مدنی سیراب می نمود و در واقع در حساسترین دوران جوانی به هدایت ویژه ای دست یافته بود. به همین دلیل از حضرت آیت الله مدنی بسیار یاد می کرد و رشد مذهبی خود را مدیون ایشان می دانست. در مسیر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی، پدر شهیدان – مهدی و مجید زین الدین – برای بار دوم از خرم آباد به سقز تبعید گردید. این امر باعث شد تا مهدی که خود در مبارزات نقش فعالی داشت دوری پدر را تحمل کند و سهم
قسمت اول / گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران
آنقدر در بیمارستان بودم که شرایطم با انجام کارهای توانبخشی کم کم بهتر شد؛ مثلا ساعت ها کنار دیوار می ایستادم و دوتا از انگشتانم را روی دیوار می گذاشتم و بالا می بردم تا دوباره حرکت کنند یا دستگاهی به من دادند تا نفسم را تو بکشم و ریه هایم تقویت شود. همسرتان در این مدت کمک تان می کرد؟ هر روز همسرم من را با زحمت به این دکتر و آن دکتر می برد. هر روز فیزیوتراپی، بیمارستان
عید قربان؛ روز ذبح نفس با تیغ تقوا
کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر می روند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می فرستد. این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضه ای برای حجاج می گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان
چیزهایی که زنها آرزو دارند مردها می دانستند
واقعاً خاص برای سالگردمان انجام دهید. مطمئن باشید که ارزش وقت گذاشتنتان را داریم. 3. اعتمادبه نفس جذاب است اما غرور نه. هر دختری از مردی که اعتمادبه نفس دارد خوشش می آید. این باعث می شود احساس امنیت و آسودگی کنیم و هیچ چیز جذاب تر از این نیست. اما غرور؟ به هیچ عنوان برایمان قابل تحمل نیست. 4. مردانگی نمرده است. هرازگاهی مثل مردهای قدیم رفتار کنید. در را
امین تارخ چطور بازیگر شد؟
توانایی بازیگری برخوردار بودند بخشی از اعتبار به نه گفتن است رسیدن به ماندگاری در عرصه بازیگری کار ساده ای نیست و فرد برای رسیدن به آن باید تلاش زیادی را انجام دهد، فراموش نکنید، بازیگرانی نظیر استاد عزت ا... انتظامی جایگاهی را که در عرصه بازیگری به دست آوردند، صرفا به خاطر نقش هایی نیست که بازی کردند، بلکه به خاطر نقش هایی است که بازی نکردند. یک بازیگر در انتخاب هایش باید حساب شده
همه چیز درباره پائولونیارا، درخت پولساز این روزها!
مجله سرنخ - جلال الدین شمسایی: در میان ما کسانی هستند که ممکن است از شغلی که دارند راضی نباشند. با این حال هر طور که هست شغل شان را تحمل می کنند و پای انتخاب هرچند نادرست شان می ایستند. اما ماجرا برای بعضی دیگر متفاوت است چرا که آنها حاضر نیستند هر روز صبح با بی میلی و بدون ذوق و شوق به محل کارشان بروند. فرزاد فهیمی فرد یکی از همین افراد است که تصمیم گرفت به دنبال علاقه دوران کودکی اش
چگونه با ورشکستگی و بیکاری همسرمان برخورد کنیم؟
همسرتان لازم است او را مسئولیت پذیر کنید. شما نباید به طور تمام وقت کار کنید یا تمام بار زندگی را به دوش بکشید؛ دیگر وقت آن رسیده است همسر شما نیز مسئولیت پذیر شود، اگر این اصل مهم را بپذیرید، بی گمان تا نصفه راه پیش رفته اید! موثرین پیشنهاد برای حل چنین مشکلی این است که فهرستی از کارها تهیه کنید و هر آن چیزی را که نیاز دارید هر روز همسرتان آنها را انجام دهد، یادداشت کنید؛ سعی کنید این
کپسول اکسیژن جزئی از اجزای بدنم شده است
سخره گرفت و می خواست مرا از اتاق بیرون کند و با لحنی تمسخر آمیز گفت تو زورت زیاده این کپسولو با خودت تا طبقه چهار آوردی اما من این توان رو ندارم! من به خاطر مجروحیت جنگی اعصاب و روان تشنج می کنم و متاسفانه آن روز هم به خاطر برخورد آن مدیر نتوانستم تحمل کنم و درگیری اتفاق افتاد... دارو و درمان جزو اولین خدماتی است که بنیاد باید به جانبازان ارائه دهد، به عنوان مثال این اسپری اصلی که من دارم
کسر از حقوق کارمندان به بهانه کمک به مردم یمن/ زیان تحمیلی 160 میلیارد تومانی به بیت المال در 2 روز/ ...
معنی و هم تجویدش را می داند. خطش هم خوب است، ایرانگرد قهاری هم هست و یک متخصص پرورش گل و گیاه به شمار می رود. می خواهم بگویم او، ذوالفنون است. اگر اقبال السلطان، تاج، بنان و... هرکدام گلی هستند در موسیقی ایرانی، شجریان یک گلستان است. من خاطرات زیادی از هم نشینی با شجریان دارم. یکی از خاطراتم مربوط است به کنسرت آمریکا. در سال 1369، شجریان برای اجرای کنسرت به آمریکا رفت و من قرار بود بعد از او بروم
گزارش روزان از فشار روحی بیماران ایدزی و هراس های جامعه؛ایدز پایان راه نیست
پنهان کند و این به نفع هر دو طرف نیست. مثلا خود من بارها به دندانپزشکی رفته ام ولی وقتی بیماری خود را به پزشک گفتم او مرا از مطب بیرون کرد. این رفتار باعث می شود که برخی از بیماران، مشکل خود را کتمان کنند که باعث ایجاد یک فاجعه می شود. مثلا خود من بعد از اینکه در یک برنامه تلویزیونی شرکت کردم، آرایشگری که همیشه موهای مرا کوتاه می کرد، دیگر مرا نپذیرفت. این یک فاجعه است که از نظر روحی بیمار را تحت
علم بهتر است یا فرزند؟
، مخصوصا بانوان در هر سن و شرایطی که باشند مناسب است.بنده زمانی که دو فرزند داشتم و با اینکه وقت زیادی نداشتم، تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدهم و در حال حاضر در حالی که فرزند سومم هم به دنیا آمده است از دانشگاه فارغ التحصیل شده ام اما همچنان برای ادامه تحصیل، مشتاقم. وی در ادامه با انتقاد از برخی بانوانی که معتقدند بچه داری همزمان با تحصیلات دانشگاهی، غیر ممکن است، گفت: قطعا این حرف صحیح نیست
شهیدی که رهبر انقلاب وی را "استاد" خطاب می کند
طور بود آمبولانس را به راه انداختم، تیرهای مستقیم دشمن به سمت من شلیک می شد و خبر از این داشت که آنها می دانند کاوه در داخل ماشین من است. با سرعت بالایی مسیر خط مقدم تا محل استقرار بهداری را طی کردم، زمانی که به داخل مقر لشکر ویژه شهدا رسیدم همه به دنبال نجات کاوه بودند اما دریغ؛ چرا که او در همان لحظات اول بر اثر ترکشی کوچک به پشت سرش به شهادت رسیده بود. بعد از حضور برادر دشتی و اعلام شهادت شهید
بهترین دوست "سپند امیرسلیمانی"کدام بازیگر است؟
ساعت در ترافیک ماند، یک ساعت وقت صرف پیدا کردن جای پارک کرد و بعد 90 دقیقه به تماشای یک فیلم نشست! در واقع شما زمانی مشغول دیدن فیلم می شوید که دیگر تمرکزی بر خود فیلم ندارید. ضمن این که در خود سالن سینما هم باید صدای قرچ قرچ چیپس خوردن بغل دستی تان را هم تحمل کنید یا پچ پچ های آن دیگری که تلفن اش زنگ خورده است و با صدایی که به نظر خودش آرام است به نفر پشت خطی می گوید در سالن سینما هستم و
زنان بد سرپرست و معادله مجهول سرپرستی
کند. این زن بد سرپرست که سنی کمتر از سی وپنج سال دارد به همراه کودک یک ساله و دختر 10 ساله خود در مقابل ساختمان 10 طبقه کمیته امداد بساط می کند تا با این کار از این دو فرزند و همسری که اعتیاد به مواد مخدر دارد حمایت کند. وی توقع چندانی از همسرش باوجوداینکه مدت ها بودنش را درزندان تحمل کرده و با اعتیادش ساخته است ندارد و از همین رو می گوید: من و بچه هایم را کتک نزند از او خرجی
داوود میرباقری درباره دندون طلا چه می گوبد؟
کارم، دیالوگ نویسی است. قصه، شخصیت ها، کشمکش های دراماتیک و مسیری که شخصیت باید طی کند و ویژگی هایی از این دست همه به جای خود، به دیالوگ که می رسم، ویژگی خیلی خاص تری برای آن قائلم و برای آن ساعت ها وقت می گذارم. بارها و بارها یک ترکیب را شاید بیش از 20 بار می نویسم تا به نتیجه مطلوب می رسم. این طور دیالوگ نوشتن به یکی از عادت های من تبدیل شده است. نمی دانم خوب است یا بد، اما
شبی که خندوانه مهمان اصلی نداشت
شب گذشته (سه شنبه 31 شهریور) برنامه خندوانه با اجرای رامبد جوان آغاز شد . او شادی این قسمت را به همه ی دانش آموزان ، معلم ها ، مدیران ، حتی بابای مدرسه و وزیر آموزش تقدیم کرد. در ادامه رامبد جوان گفت: من هیچوقت نمی توانستم معلم یا ناظم خوبی باشم، چون نمی توانم جدی باشم و همیشه بعد از هر اخمی می خندم برای همین بچه ها از من حساب نمی برند. سپس رامبدجوان به صورت درگوشی مسابقه
شرح اعمال روز عرفه و عید قربان در گفتار آیت الله مظاهری
می خورد، در واقع نیاز گرسنگی را برطرف کرده است و اهل دل، رفع احتیاجات مادی را لذت نمی دانند. بلکه لذت آنان در مناجات با خداوند تبارک و تعالی است. اهل معرفت اگر یک شب توفیق نماز شب را از دست بدهند، روز آنان به عزا تبدیل می شود و چنان می گریند که گویی فرزند جوان از دست داده اند. زیرا در دل شب، معاشقه ها و مکالمه ها با معشوق خویش دارند و نمی توانند از لذّت آن غافل شوند. امام علی سلام
همشاگردی سلام
ریالی . هر چقدر ما بلد بودیم چطور بنویسیم، این ها بلندند چطور حرف بزنند تا حرفشان به کرسی بنشیند. ما ترکه های معلم را بی هیچ اعتراضی نوش جان می کردیم و این ها، بی هیچ ترکه ای حرف از حق و حقوق خود می زنند. چه خوب! نمی شود خرده گرفت. هر نسلی فرزند زمانه خویش است. همان طور که خیلی از ما عوض شده ایم و پشت این تغییر روزگاری را بهانه می کنیم که عاجز از گره زدن واقعیات زندگی با اخلاق بود.
فرزند آینده تان را با آرامش راهی دنیا کنید
سلامانه : به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان اگر به زنان باردار دقت کنید و با آنها به گفتگو بپردازید، متوجه خواهید شد که برخی از آنها دچار نوعی نگرانی، اضطراب و افسردگی هستند، این تنش ها گاهی به قدری شدت می یابند که باعث فرو رفتن آنها در لاک خود می شود و ایشان را از انجام فعالیت های روزمره باز می دارد. می خواهم نگران نباشم اما نمی شود زنان باردار به دلیل شرایط خاصی که در
30 فیلم سینمایی برای تعطیلات عید قربان در تلویزیون
ناشناخته به کارگردانی میکل بران سندموز برای پخش در روز جمعه در نظر گرفته شده است که ساعت 14 و30 دقیقه از شبکه سه سیما به روی آنتن خواهد رفت. ماجرای این فیلم درباره یک باستان شناس است که با به دست آوردن یک نقشه قدیمی با دو فرزند خردسال خود و دوستش راهی سفری اکتشافی می شود تا به گنج وایکینگ ها دست پیدا کند. او به دریاچه ای می رسد که در وسط آن جزیره ای کوچک وجود دارد و در این میان ماجراهایی
از توهین به روستاییان توسط پدر تا بی شرف خواندن ملت از سوی دایی ! + تصاویر
با نقل خاطره ای عجیب از همسر امام می گوید: در سال 84 یک موی بدنم راضی نبود کاندیدا شوم؛ همسر امام مرا خواست و به من گفت: امام این انقلاب را به دست شماها سپردند. آیا شما می دانید اینها چه کسانی هستند؟ همین صحبت های همسر امام(ره) سبب شد من قبول کنم و پذیرفتم. *کلیپ های وداع پایانی و دیده بوسی پدر و پسر از جمله اقداماتی بود که این خانواده در راستای تطهیر فرزند خود انجام دادند تا حتی با
سنت شکنی و ناهنجاری به سبک خندوانه!
، جامعه حاضر نیست برای جانباز هزینه کند تا شش ماه بیشتر زنده بماند و خانواده هم از دستش خسته می شوند، چون این جانباز اعصاب و روان وقتی به هم می ریزد متوجه اعمالش نیست و مثلا تلویزیون را می شکند وحتی رفقایش هم از دست او خسته می شود دیگر حتی خودش هم از دست خودش خسته می شود.در آخر آتش نشانی رفت در خانه او تا فهمید که پاریاب چهار روز است که تمام کرده و بدنش بو گرفته است. او بو نگرفته است، این بوی گند
بازیگران سینما و تلویزیون از حال و هوای اول مهر گفتند
همکلاسی ها در فضای مجازی ارتباط دارم و بعضی از آنها را گم کرده ام که علاقه دارم آن دوستان صمیمی را پیدا کنم. همچنین اضافه کرد: مدیر مدرسه دوران ابتدایی خود را بعد از 20 سال دیدم و هنوز دوست داشتنی بود. می توانم بگویم که دست تقدیر ما را به هم رساند. پاکرو خاطرنشان کرد: همیشه دوست داشتم دوباره پشت نیمکت های مدرسه برگردم، زمانی که از جلوی مدرسه راهنمایی و ابتدایی ام رد می شوم
گفتگوی ویژه با سه زوج سپید/ پیوندی که هم جرم است و هم گناه
وارش نیوز: انتظارات اجتماعی مردم از دولت جدید نه تنها در مازندران، بلکه در بسیاری از استان های ایران هنوز هم برآورده نشده است. یکی از این انتظارات حل یا کاهش مشکل طلاق و سست بنیاد شدن زندگی ها در ایران بود. چند سال است در کنار کاهش ازدواج و افزایش طلاق شاهد پدیده ای به نام ازدواج سپید هستیم. شیوه ای از زندگی که در آن دختر و پسر بدون ازدواج رسمی مثل زن و شوهر در کنار هم روز را شب و شب را روز می کنند. این چنین زندگی هایی حداقل ت
پدر، مادر و پسری که نوبتی جبهه می رفتند!/ بی بی شیمیایی شد!
که می خواهیم این بچه را به یک خانواده ای که بچه دار نمی شوند، بدهیم و ما هم چون دیدیم ثواب این کار بیشتر است، قبول کردیم؛ اما همین جدایی یک داغ روی دل ما گذاشت. * پسرم با شناسنامه دوستش به جبهه می رفت سی سالی می شود که از شهادت پسرش می گذرد و چند روز دیگر سالگرد فوت پدر این خانواده است و همین داغ ها باعث می شوند تا مادر پرانرژی سال های جنگ با هر با اسم بردن از پسر و همسرش
خاطرات و مخاطرات
، ما زن و بچه داریم نمی توانیم بیاییم، من هم گفتم اما من می روم. سفر به سرزمین اهرام برای سفرم پول کم آوردم، در بقیع به آقای شریعتی کاشانی برخورد کردم. مقداری پول از ایشان قرض کردم. از مدینه یا جده دقیقا یادم نیست، رفتم سفارت مصر در عربستان و اتفاقا ویزا هم گرفتم. تنها رفتم به مصر. همه دوستانم گفتند که تو چقدر ماجراجویی می کنی. مصری ها آن دوران خیلی انقلابی بودند وایرانی ها
اسیر زرق و برق خانه خدا نشوید
مطرح کرده و از من خواستند بعد از بهبودی به رادیو، واقع در میدان ارک مراجعه کنم. آنجا برای نخستین بار مرحوم استاد صبحدل را از نزدیک ملاقات کردم. دعای کمیل، زیارت وارث و مناجات شعبانیه را با لهجه عربی کربلایی ضبط کردیم که مرتب از رادیو پخش می شد. گویا یک روز یکی از زحمتکشان مراسم معنوی حج، صدای بنده را در مشهد می شنوند و طی تماس با مرحوم آقای مرتضایی فر(وزیر شعار معروف) می خواهند صاحب صدا را برایشان