سایر منابع:
سایر خبرها
سهم سرداران شهید از سینما +عکس
، در خیابان های سرتا سر ایران تنها چند گام برداریم تا نام چندین شهید را بر سر در کوچه ها ببینم و هنوز هم هستند کسانی که در انتظار بازگشت فرزندشان اند. 27 سال می گذرد و ما هنوز شهیدانی داریم که گم نامند و جانبازانی که چند قدم تا شهادت فاصله دارند و شاید تنها یک نفس تا دیدار روح الله. نمی دانم از کجا به سینما و سینماگران خرده بگیرم شاید باید به رسم معمول پای مسئولی را به میان بکشم و بر
اهدای سلول های چشم همسرم هم افاقه نکرد
شیمیایی از سوی عراق غیر قانونی بود چرا که این کشور جزو 120 کشور امضا کننده پروتکل ژنو پیرامون منع استفاده از سلاح های شیمیایی بود. در طول هشت سال دفاع مقدس رزمندگان زیادی به این سلاح آلوده شدند و هنوز هم با گذشت سال ها از جنگ، با این ویروس زندگی می کنند. در همین راستا خبرنگار ایثار و شهادت خبرگزاری تسنیم خراسان رضوی، همزمان با بزرگداشت هفته دفاع مقدس، گفت وگویی با علیرضا یوسفی؛ یکی از
نمایشگاه بزرگ دفاع مقدس در غرب شیراز افتتاح شد
به بعد نرم افزاری و محتوایی آن دوران نیز پرداخته شده است. حسینی اظهارداشت: در بعد نرم افزاری و جنگ نرم این نمایشگاه ابعاد دشمن شناسی و معرفی چهره جنایتکار آمریکا به عنوان دشمن انقلاب اسلامی و محرک و مسوول پشت پرده جنایت ها به بشریت در قرن حاضر برای عموم مردم بیان شده است. وی اضافه کرد: از دوم تا روز دورازدهم مهرماه جاری و آخرین روز نمایشگاه از یک ساعت قبل از نماز مغرب و عشاء به مدت چهار شب شبیه
قالیباف: وحدت در جامعه باید حول محور ولایت فقیه باشد
باشند و معتقد بود که جنگ کار هر کسی نیست و مردم از هر سنگری نمی توانند در این عرصه حضور داشته باشند. وی تصریح کرد: جنگ از پیچیده ترین علوم دنیا است و کسانی باید در صحنه های نبرد حضور پیدا کنند که تحت آموزش های طولانی مدت قرار گرفته باشند. وی گفت: با این بهانه بنی صدر در شش ماهه اول جنگ در سال 1359 اجازه حضور مردم را نداد که این نگاه بنی صدر که برخاسته از فرهنگ غرب و لیبرالیستی بود به رزمندگان اجازه
یادبود شهدای فرهنگی آبادان در دوم مهرماه 59؛ کلاس درس بدون حضور معلم
و به همین دلیل عراق قوای خود را به سوی ایران گسیل ساخته است. دوم مهرماه آن سال، اداره آموزش و پرورش آبادان با موشک های رژیم بعثی با خاک یکسان شد، صدای الله اکبر مردم بلند شد و برگه های بایگانی اداره در هوا پخش شد. آن روز پرونده شهادت معلمان شهید آموزش وپرورش آبادان در تاریخ هشت سال دفاع مقدس بایگانی شد و 25 فرهنگی در حمله موشکی سومین روز آغاز جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند که رئیس آموزش پرورش وقت نیز
مراسم شب خاطره ها در حوزه هنری تهران برگزار شد
رودخانه مورد هجوم آتش دشمن واقع شدند و عده ای از رزمندگان مجروح و به شهادت رسیدند. وی در ادامه با اشاره به خاطره ای از یکی از رزمندگان دفاع مقدس گفت: عادل یکی از رزمندگان بود که شب ها دعای شعبانیه را می خواند، در آن روزها حالی عجیبی پیدا کرده بود به من گفت که پرونده من هم امضا شد و به شهادت رسید، در شب های عملیات مشخص بود چه کسانی رفتنی هستند و به شهادت خواهند رسید و نور خدایی در چهره
از حکمت طواف پسر به بهانه خانه کعبه تا بوسه مادر بر گلوی سرباز ولایت
آباد به شهادت می رسند . تازه متوجه شدم که چرا فرماندهان به ما می گفتند بچه های یک شهر و روستا در یک گروهان نباشند، یادم می آید وقتی فرمان را گفتم، تنم می لرزید و دهانم خشک شده بود، یکی از بچه ها داوطلبانه از وسط میدان مین عبور کرد و با رفتن او معبر مشخص شد، جنگ سختی در گرفت و ما نتوانستیم در مقابل حمله دشمن مقاومت کنیم، بعد از این دستور عقب نشینی صادر شد، دیدم یکی از معلم های شهرمان گوشه
برگزاری نمایشگاه های ویژه هفته دفاع مقدس در جنوب تهران
به گزارش ایرنا، همزمان با فرا رسیدن هفته دفاع مقدس و با هدف گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ تحمیلی با همکاری اعضای ستاد بزرگداشت هفته دفاع مقدس بخش قلعه نو نمایشگاه از ولایت تا شهادت از ابتدای هفته دفاع مقدس آغاز بکار کرد. این نمایشگاه با حضور رئوف بخشدار قلعه نو، فرماندهان نظامی و انتظامی بخش قلعه نو، اعضای شورای اسلامی بخش، شوراهای اسلامی و دهیاران روستاهای تابعه و جمعی از مردم شهید پرور بخش
بانوی امدادگر و پرستار دفاع مقدس
مجروح کم بود. در آن جا همه به شهادت رسید بودند و جز چند نفری که در خانه ها بودند و مداوایشان کردیم، مجروح خیلی کم بود. پس به تهران برگشتیم. بعد شد 31 شهریور 59. سوت جنگ شنیده شد و حالا دیگر جنگ آغاز شده بود. روز نوزدهم مهر 59، یک گروه شدیم و از تهران به سمت خوزستان حرکت کردیم. در آنجا ماندیم تا اینکه سوسنگرد سقوط کرد و کاملا در محاصره قرار گرفت و ما مجبور به عقب نشینی شدیم. در
7 خاطره خواندنی رهبری ازدوران دفاع مقدس
نفری ما و لابد یک چند تا شهید داشتیم. غرض سعادت شهادت نداشتیم یا سعادت زنده ماندن داشتیم. بیانات در تاریخ 1360/10/16 *امداد غیبی یعنی یک تیپ مقابل دو لشکر می دانید که یکی از امدادهای الهی در جنگ های رسول اکرم صلی الله علیه و آله این بوده که نیروهای دشمن را در چشم سپاهیان اسلام، کم جلوه می داده اذا التقیتم فی اعینکم قلیلا و یقللکم فی اعینهم در قرآن است، شما را در
یادواره شهیدان بمباران اداره آموزش و پرورش آبادان در جنگ تحمیلی برگزار شد
. دوم مهرماه سال 1359، 25 نفر از کارکنان اداره آموزش و پرورش آبادان در حمله هوایی متجاوزان عراقی به بخش های مختلف شهر آبادان از جمله اداره آموزش و پرورش به درجه رفیع شهادت نائل شدند. در بحبوبه آغاز به کار مدارس و حجم بالای فعالیت های آموزش و پرورش برای انجام امور مرتبط با دانش آموزان در اواخر شهریورماه و اوایل مهرماه و آغاز جنگ از سوی دشمن متجاوز، ناامنی در منطقه آبادان به شکل جدی دیده می شد. شهید صمد
همه چیز درباره فیلم محمد رسول الله (ص)
مستضعفان آغاز می شود و سال 88 مجیدی به همراه کامبوزیا پرتوری و کمی بعدتر حمید امجد نگارش فیلمنامه اولیه را به پایان رساندند. پرتوی سابقه خوبی در ساخت آثار کودک دارد و با توجه به اینکه قرار بود دوران کودکی پیامبر (ص) به تصویر کشیده شود، این تجربه می توانست به کار فضاسازی پروژه بیاید ساخت عظیم ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نیازمند یک پیش تولید قوی بود، این اتفاق مابین خرداد 89 تا شهریور 90 رخ داد
ملت ایران حمایت آمریکا و انگلیس از رژیم صدام حسین را فراموش نمی کند
اینکه در دوران دفاع هشت ساله ملت ایران 163 عملیات انجام شد، گفت: 19 عملیات بزرگ، 19 عملیات متوسط و بقیه عملیات ها به صورت ایذائی انجام شد. سردار حزنی به شهادت بیش از 4 هزار و 300 زن ایرانی در دوران دفاع مقدس اشاره نمود و گفت: اکثر این شهدا در جنگ خرمشهر، آبادان و قصرشیرین به درجه رفیع شهادت رسیدند. وی تعداد کل جانبازان دوران دفاع مقدس را بیش از 320 هزار نفر و تعداد شهدای شیمیایی
وقتی سرش را بغل گرفتم آهسته گفت مادر جان دیدار به قیامت
که آقا سلمان جبهه را انتخاب کرد و راهی مناطق عملیاتی شد گفت: سلمان برادر کوچک تر خانواده بود و محمد که دانشجو بود از همان دوران قبل از انقلاب از مبارزان سرسخت با طاغوت به شمار می رفت و با ترویج تفکر انقلابی امام خمینی (ره) در میان اقشار مختلف فعالیت می کرد. پس از انقلاب هم وقتی جنگ تحمیلی آغاز شد جزء اولین افرادی بود که در جبهه ها حاضر می شد، دریکی از مرخصی ها وقتی به تعریف معنویت حاکم
سردار عاشورایی خیبر
دیپلم با نمرات عالی در دانشسرای اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت. پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفت- به گفته خودش تلخترین دوران عمرش همان دو سال سربازی بود – در لشکر توپخانه اصفهان مسئولیت آشپزخانه را به عهده او گذاشته بودند. پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید و در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. او در تشویق و ترغیب دانش
قرارداد بزرگ خرید سلاح از رژیم صهیونیستی برای جنگ با ایران!
که چنین وظیفه ای را انجام دهیم و ما تمام تلاش خود را برای اجرای همه بندهای این قرارداد به کار خواهیم بست . وزارت دفاع عراق نیز اقدام به اعزام گروه هایی از افسران ارشد خود به چندین کشور از جمله فرانسه، شوروی، مصر و چین کرد تا نحوه کار با سلاح ویژه ای را که قرار بود در آینده وارد عراق شود، فراگیرند. همچنین شمار زیادی از خلبانان برای آموزش هواپیمایی سوپر اتاندارد و گروه دیگری برای آموزش
عملیات نصر 4 در الیگودرز بازسازی شد
منطقه چند عملیات به منظور دفع نواقص محورهای شاخ قشان و تپه دو قلو انجام شد. این عملیات پس از 15 روز با آزاد سازی شهر ماووت و ارتفاعات ژاژیله، شاخ قشان، یال غربی، گولان، تپه دوقلو (بالو کاوه)، دشت بالوسه و نیز ترمیم برخی از خطوط پدافندی عملیات کربلای 10 پایان یافت. در این عملیات تعداد 557 نفر از نیروهای دشمن به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند و بیش از 6 هزار نفر از نیروهای دشمن کشته و زخمی شدند.در این عملیات فرمانده تیپ 2 قدس گیلان سردار شهید مهدی خوش سیرت به شهادت رسید.
نمایشگاه کوله های خاکی در پاکدشت افتتاح شد
، انتقال فرهنگ ایثار و شهادت است. وی ادامه داد: در شرایط کنونی که دشمن با توطئه ها و ترفندهای رسانه ای و تبلیغاتی نسل جوان را هدف قرار داده است و درصدد بی هویت کردن جوانان نسبت به ارزش های اسلامی و دینی بوده؛ وظیفه و تکلیف ما پاسداری از آرمان های امام و رهبری است. رحیمی دفاع مقدس را نماد استقامت، خودباوری و دین مداری ملت قهرمان ایران اسلامی خواند و خاطرنشان کرد: ایران قبل از
نقش راه آهن اراک در هشت سال دفاع مقدس
شمال به جنوب باعث شده بود تا مهمات و تجهیزات نظامی در حجم انبوه و در کوتاهترین زمان ممکن به دست رزمندگان برسد. وی ادامه داد: رژیم بعثی عراق به نقش کلیدی راه آهن سراسری شمال به جنوب پی برده بود از این رو بسیاری از پل هایی که در مسیر اراک به خرمشهر بود را مورد آماج حملات هوایی قرار می داد، اما کارکنان راه آهن با همکاری نیروهای محلی در کوتاهترین زمان ممکن با اراده بسیجی و جهادی ، پل های تخریب شده را
ماجرای نبرد ایران و آمریکا در خلیج فارس
/> دریادار سیاری در برنامه 2887 به شرح موضوعاتی درباره حماسه نیروی دریایی در هشت سال دفاع مقدس در موضوعاتی همچون عملیات مروارید، جنگ نفت کش ها، حماسه موشک انداز جوشن، چگونگی برقراری امنیت در منطقه دریایی کشور در مقابل تجهیزات و اطلاعاتی دشمن، نحوه اسکورت برای 10 هزار کشتی تجارتی و نفت کش در 8 سال جنگ و شرح دلایل حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران می پردازد. او شب گذشته مهمان برنامه 2887
استقبال بی نظیر علاقه مندان به کتابخوانی از کتاب خوان 131 در همدان
6410 روز گرفته شده است. وی تصریح کرد: امیر خلبان آزاده حسین لشکری، ملقب به سیدالاسراء پس از انجام 12 ماموریت در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، هواپیمایش مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و به اسارت ارتش متجاوز صدام درآمد، وی پس از 16 سال اسارت، به نیروهای صلیب سرخ معرفی شد و دو سال بعد، در روز هفدهم فروردین سال 1377 به ایران بازگشت و در 19 مرداد 1388 به مقام رفیع شهادت نائل آمد. هادئی
خاطره ی آزاده سرافراز حاج محمد محمدی نژاد از اسارت و سرنوشت 72 اسیر عملیات عاشورای 2
مقام معظم رهبری: می دانیم ما که شما در دوران اسارت در زندانها در اردوگاهها ی دشوار و زیر آن فشارها یکی از چیزهایی که شما را ،دلهایتان را زنده نگه می داشت پر امید نگه می داشت ،یاد آن چهره و روحیه پر صلابت امام عزیزمان بود . آن بزرگوار هم [...] مقام معظم رهبری: می دانیم ما که شما در دوران اسارت در زندانها در اردوگاهها ی دشوار و زیر آن فشارها یکی از چیزهایی که شما را ،دلهایتان را زنده نگه می داشت پر امید نگه می داشت ،یاد آن چهره و روحیه پر صلابت امام عزیزمان بود . آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند ،حال پدری را که فرزندانش با این شکل از او دور شده باشند راحت میشد فهمید خود آن بزرگوار در نامه ای که برای یکی از اسرا نوشته بودند این حالت را تشریح کرده اند نشان داده اند که ایشان واقعا داغدار فقدان این عزیزان هستند . حقیقتا جای امام این روزها خالی است البته روح بزرگوار و پر فتوح آن جلیل قدر متوجه به ماست شادی ملت ما موفقیت های ملت ما پیروزی های اسلام و مسلمین روح امام را مانند ارواح طبه ی همه ی اولیا ء، شادمان و مسرور می کند. خدارا شکر میکنیم که ثابت کردکه آن دست قدرتمندی که ار روز اول پشت سر این انقلاب و کشور بود همچنان پشت سر این انقلاب و کشور هست. آزاده سرافراز حاج محمد محمدی نژاد شب عملیات عاشورای 2 به تاریخ 64.5.23 در منطقه چنگوله و در میان دره و تپه ماهور هایی که چادرهای تیپ 72 زرهی محرم مستقر بود اعلام کردند که به چادر تعاون مراجعه کنید . دوستان وسایل غیر ضروری و وصیت نامه ها را بنویسند و تحویل دهند همه ما شروع به نوشتن نمودیم آنچه به ذهن می رسید سفارش به یاری امام و رزمندگان و هم امورات خانواده و روحیه آنها شد. در صورت شهادت ما ، وصیت را نوشتیم چند مرحله اراده کردم به نوشتن توصیه ای در خصوص اسارت و دلداری خانواده که اشاره ای به مصائب حضرت زینب (س) دوباره برگه های اسارت را جدا نموده و مجددا این کار را چندین مرتبه تکرار کردم و در نهایت با توجه به تاکید فرماندهان که وقت حرکت است با عجله گفتم که من اسیر نمیشوم چه لزومی دارد در این خصوص چیزی بنویسم .تقدیر که اسیر شویم روز اول اسارت : بعد از به محاصره در آمدن هر یک از همراهان چیزی می گفت . یکی پیشنهاد داد دو دسته بشویم .یک دسته بجنگند و بصورت تاکتیکی دسته دیگر عقب نشینی کنند . دسته دوم شلیک آتش کنند دسته اول عقب بنشینند. و به همین منوال از محاصره خود را برهانیم . دیگری می گفت بیایید همه با هم از داخل شیار بیرون آمده به دشمن شلیک کنیم و درهمان حین هم عقب نشینی کنیم هرکسی زنده ماند، سهراب کاو سوار گفت آقای شاهین آقای یازده و آقای... شما می دانید من چندین مرحله اسیر شدم و فرار کردم رفتم تو صف غذای عراقی ها و ... اما این صحبت هایی که شما گفتید همه مصداق خود کشی است. برادران، من الان میتوانم فرار کنم اما خودم را مدیون این همه بچه کم سن وسال میدانم . بگذارید هرچه بر سر اینها آمد به سر ما هم بیاید . بچه ها، برادران خودتان را برای اسارت آماده کنید اسارت دری دارد که احتمال دارد یک روزی باز بشود .فکر کنم عزیز قبادی بود پیراهن خود را درآورد و زیرپوش سفید را به عنوان تسلیم بالا گرفت دشمن هم دست از تیراندازی برداشت و به صورت اسلحه آماده شلیک به سمت ما حرکت کرد. اینجا بود که من که بیسیم چی بودم با مرکز که مسئول محور جناب مرتضی میریان بود تماس گرفتم و اعلام کمک مجدد کردم و گفتم این آخرین تماس من است داریم آماده اسارت میشویم بیسیم را خاموش قطعه ای را جدا و رموز را زیر خاک مخفی کردم که دست دشمن نیفتد، عراقی ها بالای سر ما رسیدند و ما را به خط پشت سر هم دستها روی سر به اسارت گرفتند. ( یا زینب کبری س) وسط راه در یک سر بالایی تپه ای برگشتم برای آخرین بار ایران را نگاه کردم که یک تانک مان نزدیکی میدان منهدم و در حال سوخت بود و آثار نیروی کمکی پیدا بود ” ولی آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ” دیگر دیر شده بود ما را پشت یک تپه که جاده ای بود و آخر خط ماشینی عراقی برای بردن یک نیروی عراقی آمد ما را به خط کرده اسلحه گرفت مسلح کرد و با نهایت خشم که ما را به دیوار تپه به تیر ببندد صدای ماشینی آمد برگشت دید یک جبپ آمد توقف کرد و یک جوان خوش تیپ پایین آمد و گفت ( های شینو ) چیه چکار میکنی؟، محمد حمیدی از بچه های عرب خوزستان ترجمه می کرد، او گفت اینها پسر خاله یا عمه من رو تو سنگر کمین کشته اند باید به انتقام او اینها رو بکشم . باهاش صحبت کرد این افسر قانع نشد در نهایت با تندی اسلحه را از او گرفت ما را حرکت دادند به سمت پشت خط خودشان که یکی دیگر از عراقی ها امد و یک اسیر کوتاه قد و ضعیف را بلند کرد که اسمت چیه : جمعه . تو عربی گفت : آره. چرا به جنگ ما عرب ها آمدی ؟ میخواهیم تو رو بکشیم که باز تعدای از ما با خواهش و تمنا نگذاشتیم و حرکت کردیم از داخل دره و راه باریکی که اطراف آن میدان مین و سیم های خاردار بود یک لحظه متوجه عبور مورچه ای از عرض معبر شدم با خودم گفتم خدایا به عظمتت شکر این مورچه الان از من آزادتر و قوی تر است و من از این مورچه هم ضعیفتر و اختیاری از خود ندارم . ما را به جلوی سنگرهای خودشان بردند اکثرا مجروح و تشنه بودیم که سربازان عراقی از آن آب تانکرها که داغ هم بود به ما دادند و از نان خشک ها به بچه ها میدادند. خودم دیدم لباس های تن خود را پاره میکردن و زخم بچه ها رو می بستن این یک شگفتی بود تا الان میخواستند ما رو بکشند. گذشت تا اینکه در این حین ایران یک آتش تهیه را ریخت و نزدیک بود که ما با توپخانه ایران با دستان بسته کشته شویم .انها هم ما را رها کرده به سنگرهاشان پناه بردند، ولی واقعیت این است وقتی اسیر میشوی با سن و سال کم ماه وسط تابستان گرمای عراق و خستگی و... فکری برای فرار برای ما نمانده بود در نهایت آتش فروکش کرد دیدیم یکی از پاسداران که لباس خاکی بر تن داشت و آرم سپاه بر سینه و نزدیکی آرم هم تیر خورده بود را عراقی ها زیر بغلش را گرفته و آوردند و روی زمین انداخته که دیدیم شهید مومنی از بچه های گراب بود که بعدش هم شهید شد. مجروحین سخت را سوار آمبولانس کرده و بقیه را که زنده و سر حال تر بودن را سوار ایفا یا ریو کردن (خاور مانندی ) ساعت 2 بعد از ظهر بود دو نفر مسلح همراه ما را به یک بیابان 20 کیلومتری برده حدودا 3 ساعت تو این گرما، خسته ، زخمی این ماشین از این طرف بیابان ما را می برد به قسمت دیگر وهمین کار را ادامه داد. خاک لوله می شد میامد داخل خفه می شدیم . جاده پر دست انداز، خلاصه ما را زجر کش کردن تا اینکه ماشین از حرکت افتاد و خراب شد .بیسیم زدند و ماشین دیگری امد. با ماشین جدید یک سرباز فارس زبان از منافقین آمده بود. خلاصه مقر سپاه دوم رسیدیم ، پشت گردن ما را میگرفتند از بالای ایفا پرت می کردند و مینداختند پایین ، با دست های از پشت بسته و با این کاری نداشتند تو سالمی ، زخمی ، پات شکسته، دستت تیر خورده یا قسمت دیگری از بدنت و روی اون محوطه و سربازان و فیلم برداران داخلی و خارجی اطراف ما را گرفتند تمسخر کردند و.... ما هم از تشنگی خاک و گرما و خرابی ماشین بی حال بودیم داد میزدیم بر سر خبرنگاران خارجی که به ما آب بدهید ، تشنه ایم کمی آب داغ دادند.( لایوم یومک یا ابا عبدالله) که اینجا یکی دو تا از بچه ها شهید شدند و پیکرهای مطهرشان بردند . بعد از این مرحله ما را سوار بر اتوبوس کرده و راهی بغداد شدیم داخل اتوبوس کولر داشت خواب رفتیم بعد از مدتی دیدم یکی جیب هایم را تفتیش میکند بیدار شدم آن منافق فارس همراه عراقی ها بود با فحش و ناسزا هرچه پول و مدارک و مهر نماز و... برد من مجدد خواب رفتم که روبروی من یک نفر اهوازی به نام جمشید عشایری بود (لحظات اسارت تلاش کرد خود را به سنگر کمین دشمن که بالای تپه ای بود و تیر باری و چند جنازه عراقی در آن بود برساند که با شلیک تک تیر انداز عراقی زخمی و غلطان غلطان پایین آمد و مرتب می گفت خدایا منو اسیر اینها نکن من اینها را میشناسم و....) . این منافق بالای سر جمشید رفت توی اتوبوس و پرسید کجایی هستی ؟ فهمید از خوزستان است شروع کرد به اهانت کردن که ناگهان با صدای سر جمشید به سر و صورت این منافق و افتادن او داخل راهروی اتوبوس ما بیدار شدیم و متوجه منافق توی راهرو شدیم. از هر طرف با لگد بهش زدیم داد و فریاد زد و الان دیگر شب بود و به استخبارات یا سواک بغداد رسیده بودیم آمدند به کمک فرد منافق و او جمشید را نشان داد ،جمشید را پایین بردند او رو ب پشت و رو به پایین انداختند روی آسفالت محوطه با پوتین و کفش به سر و کله و کمر او میزدند تا اینکه کمر و گردنش را شکستند او را برگرداندند سرش را بالا گرفتن داد میزد و آب می خواست لیوان آب را نزدیک لب های جمشید می آوردند سر را می کشید بخورد دست و لیوان را عقب می کشیدند این کار را زیاد تکرار کردند باور کنید کربلایی زنده بود برای ما خلاصه ما را از اتوبوس پیاده کردند یک تونل را سربازان درست کرده بودند همه باتوم و کابل به دست، اولی میزد به دومی و همینطور تا آخر و آنجا راهرویی بود و یک اطاق 3 3 که 36 نفر را ریختند انجا تا لحظاتی بعد ما را برای بازجویی بردند بیرون. یک نفر یک نفر باز تکرار همان تونل وحشت و کتک با کابل و باتوم و می رفتیم توی دستشویی. ما چیزی که نخورده بودیم فقط سر را زیر شیر آب برده خیس می کردیم که آرام بگیریم و از آب شیر توالت سیر میخوردیم .بیرون می آمدیم این بار بدن خیس بود و کابل می چسبید به بدن و ما را میزدند تا می رسیدیم به میز بازجویی که فرمانده شما کیست ؟ افراد اسیر کی هستند ؟ چه سمتی دارند ؟ شهر شما چه تاسیساتی دارد؟ و.... که ما به دروغ جواب میدادیم و اگر جواب خوب نبود و می فهمیدند دو سر سیم را به گوش هایت وصل می کردند و شوکی وارد می شد انگار انفجاری در مغز سرت رخ داده و نهایتا به همان اطاق میرفتیم جمشید هم در حال جان دادن استدعای آب داشت یکی از عراقی ها شیلنگ را داخل انداخت رفت آب رو باز کنه یک بعثی رسید و شیلنگ را کشید ، جمشید گفت باشد آب به من ندادید شکایت شما رو به آقام می کنم و انتقام مرا خواهد گرفت و همانجا جان را به جان آفرین تسلیم کرد روحش شاد و راهش پر رهرو باد . این هم مختصری از یک روز از اسارت و سرنوشت ما 72 اسیر عملیات عاشورای 2 درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo. ...
بچه هایی که یک شبه مرد شدند/دانش آموزانی که کیف را گذاشتند و سلاح برداشتند
به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، از آنجایی که آغاز جنگ از سوی دشمن متجاوز سبب بروز ناامنی در سطح شهر آبادان شده بود، ضرورت تصمیم گیری جدی از سوی مسئولان این اداره برای اتخاذ تدابیر لازم مبنی بر اعلام تعطیلی و یا ادامه کار مدارس جمعی از فرهنگیان از جمله صمد صالحی رئیس وقت آموزش و پرورش آبادان را در محل این اداره گرد هم آورد. هنوز مدت زمانی از آغاز این جلسه اضطراری نگذشته بود که حمله
شاهزاده سعودی: آل سعود بزودی سقوط می کند مگر اینکه سلمان کنار رود
دوران پادشاهی وی، ریاض در واقع اخوان المسلمین و دیگر شاخه های آن را دشمن شماره یک در منطقه می داند. این گزارش می افزاید در دوران سلمان، مقابله با نفوذ ایران نیز به عنوان یکی از اولویت های اصلی سیاست عربستان تبدیل شده است و وزیر دفاع وی در ماه مارس یک ائتلاف منطقه ای علیه انصارالله در یمن به راه انداخت. میدل ایست آی ادامه داد، جنگ در یمن موفقیت چشمگیری برای عربستان نداشت و
8 سال دفاع مقدس؛ از مدیریت جهادی شهید طهرانی مقدم تا شکل گیری شالوده صنعت مدرن دفاعی
نبود ولی آن گروه این موشک ها را درست کردند و به جنگ رساندند. آمریکایی ها تاو را سال 72 ساخته بودند و سال 76 به ارتش شاه تحویل دادند. این نشان می دهد که یک مجموعه استراتژیک بود که به متحد استراتژیک خودشان دادند. ما هم سال 79 شروع کردیم، در آن زمان پیشرفته ترین محصول روز دنیا بود. شبکه عظیمی از ایرانی های صنعتی در داخل و خارج از کشور و دانشگاه های متعددی بودند که در این زمینه فعالیت
صد و بیست و ششمین در دزفول برگزار شد
عشق خدایی در سینه دارند، تفسیر شهامت و شهادت قومی است که انفجار موشک ها را به جان و دل خریدند اما گامی از اهدافشان عقب نشینی نکردند. کتاب حاضر مشتمل بر خاطرات مردم و رزمندگان حاضر در هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1359 1367 ه . ش) از موشک باران شهر مقاوم دزفول است. شهر دزفول در بمباران های متوالی هوایی خود، 186 انفجار موشک های 3، 6، 9، 12 متری دشمن را تجربه کرده است. در این خاطرات قصه مظلومیت
لحظه های دلواپسی کنار آب های هور
اصابت می کند. خمپاره های زمانی هم مثل چراغ بالای سرمان می ترکند و ترکش هایشان مثل پشه پراکنده می شوند تا جسم ما را نیش بزنند. با محمد علی چند سنگر به عقب تر می رویم تا سمت راست خاکریز را هم مواظب باشیم. خدای من ما از سه طرف در محاصره هستیم.عراقی ها در ده متری ما هستند. اگر آتش سنگین عراقی ها سبک تر شود مطمئناً جنگ تن به تن می شود. این موضوع دلهره به جانم می اندازد. هیکل هر عراقی
فرمانده محبوب بسیجی ها
تابوت بلند شد . نور هم با بلند شدن او جابه جا شد .حرکت کرد تا دوباره بالای سرش ایستاد. نحوه شهادت سردار حاجی زاده از دوستان و همرزمان نزدیک شهید مهدی زین الدین که در طول هشت سال دفاع مقدس از فرماندهان اطلاعات شناسایی لشگر علی ابن ابیطالب قم بود در خصوص شهادت مهدی زین الدین می گوید: روز قبل از شهادت مهدی زین الدین، وی یک ماشین از من گرفت و برای مرخصی به قم رفت، بعد از اینکه از مرخصی
سرانجام جریان سازشکار در جنگ تحمیلی
پذیرش بود و آن را جزو دفاع مقدسمان حساب نمی کردند. این گروه با مطرح کردن یک فرمول ساختگی به نام شش به علاوه دو در واقع دو سال از جنگ را مشروع و باقی آن را نامشروع به حساب می آوردند. جالب است بدانید که برخی از مواضع گروه نهضت آزادی توسط استخبارات ارتش بعث صدام مورد استفاده قرار می گرفت و حتی بعضی از رفتار ها و گفتار ها و شعارهایی که نهضت آزادی در رابطه با جنگ مطرح می کردند، توسط اداره جنگ روانی ارتش
جای خالی آزادگان خرمشهری در برنامه های دفاع مقدس
را درون خود دارد که درون مایه همه آن ماجراها غرور و عزت ایران اسلامی را به دنبال داشته و دارد. در آغازین سال های جنگ تحمیلی اقشار مختلف مردم ایران برای دفاع از میهن اسلامی به خط مقدم جبهه ها سرازیر شدند، نخستین مدافعان مردم جنوب بودند که در آماج حملات آغازین جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران اسلامی قرار گرفتند. آزادگان به عنوان سفیران عزت و سربلندی مأموریت داشتند در دوران