سایر منابع:
سایر خبرها
از آموزش تیراندازی با اسلحه به بانوان تا خواندن خطبه عقد توسط امام(ره)
رفتم با این سوال روبرو می شدم که خانواده ات مشکلی ندارند باوجود اینکه آقایون هستند تو به جبهه بروی؟ خب، مشکل داشتم. حدود 15 روز از جنگ گذشته بود که من دوره های پزشکیاری را نزد شهید فیاض بخش دیده بودم و برای خودم یک رسالتی می دانستم که چون این آموزش را دیده ام قطعاً باید آنجا کمکی بکنم. اولین بار که مطرح کردم پدرم مخالفت کرد و گفت مگر دختر جبهه می رود؟ گفتم آقاجون، امیر برادرم الان جبهه است. اگر او
روایت زندگی یک خانواده زندانی
اما باز هیچ لبخندی روی لبانش نبود! ساعت حدود 9 شب یک شماره همراه ناشناس چندین بار تماس گرفت. بعد هم پیامک داد: من یک خانواده زندانی هستم لطفا پاسخ دهید! وقتی تماس گرفتیم گفت: یک ماه است خانه نداریم و هر شب باید خانه یکی از اقوام شب را روز کنیم... دو فرزند به نام محمدرضا 13 ساله و مهدیه 8 ساله دارم که باید مدرسه بروند اما به کدام آدرس؟ ... قول دادیم برای شنیدن داستان زندگی
زنم دیر به خانه آمد، او را کشتم
سیروس متهم است نامزدش را به قتل رسانده است. به گزارش جام جم، از زندگی اش و نحوه قتل نامزدش می گوید: یک سال قبل از وقوع این حادثه با پریسا در یک پارتی آشنا شدم و سرانجام با هم ازدواج کردیم. خانواده ام راضی به این ازدواج نبودند، ولی من با وجود چنین شرایطی با پریسا نامزد کردم، چون او دختر بسیار زیبایی بود، هرچند به خاطر رفتارهای نامناسبش گاهی با هم اختلافات شدیدی پیدا می کردیم ولی بازهم
خانه ای با چراغ های روشن
سیاسی در یگان خود در جنگ هم بودند. اکبر آقا هم سال 65 به شهادت رسیدند. ایشان چون روحانی بودند کمتر در جبهه حضور داشتند، درس طلبگی می خواندند و درس می دادند، اما در مدت کوتاهی بعد از رفتن به جبهه حدود 13 روز بعد در دهم ماه مبارک رمضان شهید شدند. در چه سنی و به چه نحوی شهید شدند؟ آقا محمد رضا در جبهه آرپیجی می زدند، 18 سالشان بود، خمپاره ای به پشت سرشان می خورد و به شهادت می
با حقوق تشک دوزی اعلامیه امام را چاپ می کرد/شباهتش به امریکایی ها از او نیروی اطلاعاتی ماهری ساخته بود
هم ندادند که مریضی اش چه بود. بعد مدتی پدرم فوت کرد و مادرم را با پنچ بچه قد و نیم قد تنها گذاشت. من آن زمان دو ساله بودم و محمد پنج، شش سال بیشتر نداشت. شرایط زندگی در روستا برای ما خیلی سخت شد. وضع مالی خوبی هم نداشتیم به همین دلیل مادرم تصمیم گرفت برای ادامه زندگی به تهران بیاید. چرا تهران؟ چون مادر بزرگم ساکن تهران بود. دایی ام هم همین طور. مادربزرگم از شرایط
وقتی عشق جغرافیا نمی شناسد
همراه خانم بابایی برای مهیا نمودن شرایط منزل خانواده شهدا می رفتیم که مسولیت بسیار سنگینی بود . وقتی همسران فرماندهان را برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد مقدس برده بودند بخاطر بچه ها نتوانستم همراهشان بروم اگر چه بعدها با خانواده شهیدان بلباسی و خنکدار به مشهد رفتیم و شهید صمد اسودی را در بازار دیدم که در حال خرید مایحتاج منزل بود و می گفت دارم برای خانه خرید می کنم تا وقتی که همسرم از
مرگ دختر4ساله آران وبیدگلی هنگام جراحی دندان
. برخلاف روز اول که فاطمه زهرا آرام بود این بار به محض ورود به بیمارستان بی قراری می کرد و اضطراب عجیبی داشت. پدرش برای آنکه او را آرام کند برایش عروسک خرید ولی این کار فایده ای نداشت. بالاخره پدر و مادر دختر دلبندشان را در آغوش کشیدند و او به اتاق عمل منتقل شد. 2ساعت از شروع جراحی گذشته بود اما هیچ خبری از اتاق عمل بیرون نیامده بود. قرار بود دندان های دختربچه جراحی شود و پزشکان اعلام کرده
عمل "پیوند قرنیه" هر 15 ماه یک بار؛ اهدای سلول های چشم همسرم هم افاقه نکرد
که به کارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق غیر قانونی بود چرا که این کشور جزو 120 کشور امضا کننده پروتکل ژنو پیرامون منع استفاده از سلاح های شیمیایی بود. در طول هشت سال دفاع مقدس رزمندگان زیادی به این سلاح آلوده شدند و هنوز هم با گذشت سال ها از جنگ، با این ویروس زندگی می کنند. در همین راستا خبرنگار ایثار و شهادت خبرگزاری تسنیم خراسان رضوی، همزمان با بزرگداشت هفته دفاع مقدس، گفت وگویی با
از حاجی ایرانی که زنده شد و سخنان احمدی نژاد درباره مال مردم خوری تا دستگیری شاهزاده سعودی در لس آنجلس و ...
دوشنبه گفت این مرد میانسال عصر جمعه در حال بازگشت به منزل بود که در حالت مستی به داخل این گودال سقوط کرد. بنابر این گزارش، کارگران راه سازی بدون این که متوجه این فرد شوند روی این گودال را آسفالت کردند. این در حالی است که اهالی منطقه پس از مشاهده تکه ای از پیراهن این مرد در زیر آسفالت، جسد وی را از زیر این گودال که تازه قیر اندود شده بود، بیرون کشیدند. به گزارش یک
اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران
متعلق به دختری بود که ابرو و مژه هایش ریخته بود. بسیار تکان خوردم. به همسرم گفتم عکس دختربچه 7،6 ساله ای را دیده ام که سرطان گرفته. بعدش هم رفتم بیمارستان سرطانی ها و از آنها بازدید کردم. گریه ام گرفت. سپس با فامیل همسرم در آمریکا تماس گرفتم و چون می دانستم او هم یک دختر دارد، شروع به خواندن کردم: الهی قربونت برم، نازگل من و. . . گفتم یک ترانه با این مضمون می خواهم و او خیلی زود ترانه را
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (97)
/> 6. تو خواص یونجه نوشته: "تقویت کننده اعصاب". همیشه برام سوال بود چرا الاغ ایقدر نسبت به مسائل بی تفاوته. 7. پسره تو پروفایلش نوشته پسری هستم که باهر نفسم 10 تا دختر میمیرن. منم نوشتم: خاک توسرت مسواک بزن. 8. نحوه درس دادن سر کلاس 4=2+2 حالا نحوه سوال دادن توامتحان! اصغر 13 ساله است سن برادرش احمد یکششم سینوس زاویه دست چپ برادرش است. الف ) اگر
واژگونی خودرو در نطنز جان اعضای یک خانواده را گرفت
حسین مخلصی امروز در گفت وگو با خبرنگار فارس در نطنز اظهار کرد: صبح امروز در پی واژگونی خودروی پراید در جاده طرق رود به نطنز در محدوده قلعه سنگی بلافاصله مأموران اورژانس به محل اعزام شدند. وی افزود: پس از حضور مأموران اورژانس، متأسفانه پدر و دختر خانواده بر اثر شدت جراحت جان خود را از دست داده بودند. رئیس مرکز فوریت های پزشکی نطنز تصریح کرد: مادر خانواده که نوزاد هشت ماه را
گفتگو با میلیاردری حاصل شکست های فراوان
بندبند حرف هایم برای علاقه مندان کارآفرینی هم مفید باشد.جوهره کار داشتن و از کار خجالت نکشیدن را در دوران کودکی به من آموختند در حالی که امروز جوانان ما کار کردن را عار می دانند. از سویی در بحث کارآفرینی بخشی ذاتی و بخشی هم اکتسابی است.پدرم را در 10 سالگی سه شنبه روز اول عید ساعت 9 از دست دادم. در واقع سایه پدر را به عنوان حاکم بر کار، دو سه سال دیدم؛ پدر پدربزرگم از گنجه آذربایجان بود اما پدرم و
علامه ای که راز موفقیتش را در دعای مادر می داند
مفصل زندگانی حضرت فاطمه زهرا(س ) مانند: ولادت، عبادات، جایگاه و مقام ایشان در نزد پدر، فضایل و مناقب، ازدواج، مصحف، مقام و منزلت ایشان در محشر، اتفاقات در ماجرا های ی سقفیه و فدک، وفات و ... .آورد ه شد ه است . فصل دوم: مجموعه روایات و احادیث وارده از حضرت فاطمه زهرا (س ) در مسائل مختلف مانند: علم، امامت، فضایل اهل بیت، غیبت امام(عج)، فضایل شیعه، صفات مؤمن، دعا، حرز فاطمه(س )، مناظرات
حماسه تک تیرانداز گمنام از جهاد افغانستان تا آزادسازی سوسنگرد + عکس
نداشت . " "تازه هفت، هشت روز بود زندگی مشترکمان را شروع کرده بودیم که رفت پادگان و نیامد. هیچ خبری هم نداد. خیلی نگران شدم. چشمم به در مانده بود. میرفتم دم در، میآمدم از مادرش میپرسیدم پس چرا نیومد؟ مادرش میگفت: عزیزم من که عادت کردم. نگران نباش. حتماً مونده پادگان. تا صبح خوابم نبرد. بعد از دو روز آمد. مادرش تا علی را دید شروع کرد به داد و بیداد که هنوز نفهمیدهای زن گرفته ای. این دختر تا
قرار بود محرم شوم، صیغه شدم!
گذاشت و رفت. هنوز چند هفته از این ماجراها نگذشته بود که شیما هر روز حالت تهوع و سرگیجه داشت و گمان می کرد که این موضوع به دلیل استرس و بهت ناشی از به هم خوردن نامزدیشان است اما در مراجعه به پزشک متوجه شد که باردار است و این تازه شروع راه مبهم آینده اش بود. صیغه محرمیت یا ازدواج موقت؟ صیغه محرمیت در عرف قراری است که اغلب بین دختر و پسری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند و در اکثر
فرمان زندگی و فرمان اتوبوس در دستان یک مادر
رفتم و با دعای پدر و مادرم و تلاش های شبانه روزی خودم توانستم گواهینامه ام را بگیرم و بتوانم یک راننده اتوبوس بشوم. من در اتوبوسرانی حدود چهار سال هست که مشغول هستم اما در حرفه رانندگی حدود 8 سال هست که من یک خانم راننده در شهر مشهد مقدس هستم. سین: چند ساعت در روز کار میکنید؟ جیم: ساعت کار در اتوبوسرانی حدود 8 ساعته که به صورت شیفتی 15 روز شیفت صبح و 15 روز شیفت عصر مشغول به کار
دختر خرمشهر : پزشک اطفال می شوم
خانواده های معلولین از وضعیت هما مثمر ثمر واقع شود. اصحاب رسانه و مطبوعات در ایجاد فرهنگ نگهداری و برخورد مناسب با معلولین وظیفه دارند، باید به وظایف خودشان عمل کنند، درعین حال باید به کاستی و بی توجهی مسئولین به این قشر از جامعه پرداخته شود تا روزنه امید معلولین روشن بماند. سیاوش جلیلیان مربی نقاشی هما نیز که در این جلسه در منزل دختر خرمشهری می گوید: یک سال پیش مادر هما به
7 خاطره خواندنی رهبری ازدوران دفاع مقدس
عقیق : به مناسبت هفته دفاع مقدس، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای هفت خاطره رهبر انقلاب اسلامی از دوران دفاع مقدس را بازنشر داده است. *زنی که تمام هستی اش را به جبهه فرستاده بود من در سفر همدان که در دو سه روز، سه چهار روز قبل بودم، بعد از آن که سخنرانی کردم و آمدم، یک نامه ای به من دادند از یک خانمی که یک تکه هایی از این نامه را گفتم برای شما
پخش بیش از 30 فیلم برای تعطیلات عید قربان از سیما
، مهران رجبی، ریما رامین فر، مهران غفوریان، امیر جعفری، علی صادقی و امیر نوری از بازیگران این فیلم تلویزیونی هستند. میش روایت کننده سلسله اتفاقات و ماجراهای عجیب و طنزی است که برای شخصیت اصلی داستان یعنی سروان فرخ ثنایی، کارمند اداره گذرنامه می افتد. ماجرا از این قرار است که تولد 9 سالگیِ دختر فرخ یعنی رُز نزدیک است و از قضا این روز با عید قربان مصادف شده است. داییِ فرخ که در طالقان زندگی می کند
اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران (2)
پاسگاه امضا بدهم اما با شما عکس نمی گیرم. آخر شب هم رفتم خانه. مطلب مرتبط: اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران (1) از بین کارهایی که خواندید کدام بهترین است؟ مرد تنهای شب از همه بیشتر گل کرد. خودتان کدام آهنگ تان را بیشتر دوست دارید. آهنگ بانوی شرقی را که برای همسرم خواندم خیلی دوست دارم. من اصولا برای هر مشکلی که برایم پیش می آید
دختری که مورد خرید و فروش قرار گرفت
روزنامه خراسان: هنوز چشمان دخترک معصوم درانتظار یافتن پدر و مادر واقعی اش اشک بار است. دختر کوچکی که 2سال قبل تصویرش در قاب دوربین خبرنگار ما نقش بست تا شاید او نیز آغوش گرم پدر ومهر مادر را حس کند، اما با گذشت چندین ماه از این ماجرا ،هنوز چشمان مهلا به در شیرخوارگاه حضرت علی اصغر (ع) مشهد خیره مانده است شاید روزی خبری خوش، غبار از چهره غمگین او برگیرد. سیزدهم دی سال 1392 به نیمه شب
مجلس عروسی در مسجد! +تصاویر
/> "هر دوی ما مایل نبودیم جشن خاصی گرفته شود. یک عقد کنان ساده در منزل پدرم برگزار کردیم و عاقد آمد و عقد کرد و بعدازظهر هم در مسجد جشن کوچکی گرفتیم. چند روز بعد عروسی و روز عید قربان هم با خانواده ها به قم رفتیم و بعد از برگشت توی یکی از اتاق های خانه ی پدر همسرم ساکن شدیم." دختر تازه عروس هیچ گاه فکر نمی کرد خاطره سفر به قم، بهترین خاطره زندگی اش شود و حرف هایی که احمد آن روز توی صحن
چهره ها در شبکه های اجتماعی (تصاویر)
! عبدالرضا اکبری و پسران در تمرین تیم هنرمندان. سامیار کوچولو، پسر شیلا خداداد که هنوز در دوران پساترکِ پستانک است و اعصاب ندارد! سیاوش خیرابی در حال دور دور کردن در دبی. واقعاً درآمد این بازیگران چقدر است؟! سام درخشانی در تست گریم کار جدیدش، کاری که پس از 6 ماه انتظار پیدایش کرده است. سلفی محسن افشانی و دکتر پوستش که از قضا دختر عمه اش هم هست
زنان بد سرپرست و معادله مجهول سرپرستی
مشکلات بسیاری دارند که باید حل شود. این فعال حقوق خانواده بابیان اینکه باید تکلیف زنان بد سرپرست روشن شود تا به کانون خانواده و امور زندگی سامان دهند، افزود: زنان بد سرپرست نقش دوگانه مادر و پدر را بر عهده دارد و مشکلات این زنان دوچندان است چراکه همسرشان معتاد بوده و کمک هزینه ای به زندگی نبوده و حتی یارانه نیز توسط مرد گرفته و او خرج اعتیاد خود می کند. وی با اشاره به اینکه اثبات
تشکر و قدردانی بیت آیت الله خزعلی از رهبر معظم انقلاب
...، تدفین، ترحیم و نماز باشکوه جمعه مشهد ما را یاری نمودند بهترین دعاها را تقدیم نمائیم. باشد که دعای خیر ما با آمین وجود گرامی رهبر عزیزمان قرین استجابت گردد. با ارادت و امتنان مجدد خانواده مرحوم آیت الله خزعلی همسر، دختران و پسران داغدار (روز عرفه) اول مهرماه 94 درس بزرگ دختر به مادر (+عکس) دو کمدین مشهور در زمان کودکی(+عکس) سگی خاص که رانندگی می کند(+عکس) خودکشی دسته جمعی خانواده ثروتمند آمریکایی (+عکس) لطفا برای دیدن خبرهای متنوع وبسایت خانواده ایرانی کلیک کنید ...
از بله عروس تا بله شهادت
/> ما آن سال ها در منطقه سیدی مشهد زندگی می کردیم و احمد در فعالیت پایگاه بسیج و مسجد حضور داشت و خاطرم هست با بسیج در گشت های شبانه محله هم شرکت می کرد . ماجرای خواستگاری، ماجرای خبر شهادت و اما ماجرای خواستگاری و خبر شهادت احمد در نوع خودش شنیدنی است: مدتی بود که ما اصرار داشتیم احمد ازدواج کند که بالاخره راضی اش کردیم. مدتی هم گذشت که من و پدرش به افغانستان رفتیم و
مرگ یک دختربچه حین جراحی دندان/خرید قولنامه ای یک دختر در مشهد!/قتل 3 کودک با ضربات متعدد چاقوی پدر ...
110 مشهد به صدا درآمد و فرد ناشناسی از نگهداری غیرقانونی دختری خردسال در منطقه همت آباد خبر داد. عاملان تیراندازی مرگبار در گلستان دستگیر شد/ کشف عتیقه دارای قدمت عصر آهن فرمانده نیروی انتظامی شهرستان مینودشت گفت: متهمان به قتل عمد 2 نفر در شهرستان مینودشت استان گلستان دستگیر شدند. قتل 3 کودک با ضربات متعدد چاقوی پدر بخاطر فقر + عکس یک پدر اهل " امریکا " براثر
پدر، مادر و پسری که نوبتی جبهه می رفتند!/ بی بی شیمیایی شد!
که می خواهیم این بچه را به یک خانواده ای که بچه دار نمی شوند، بدهیم و ما هم چون دیدیم ثواب این کار بیشتر است، قبول کردیم؛ اما همین جدایی یک داغ روی دل ما گذاشت. * پسرم با شناسنامه دوستش به جبهه می رفت سی سالی می شود که از شهادت پسرش می گذرد و چند روز دیگر سالگرد فوت پدر این خانواده است و همین داغ ها باعث می شوند تا مادر پرانرژی سال های جنگ با هر با اسم بردن از پسر و همسرش
اسیر زرق و برق خانه خدا نشوید
مطرح کرده و از من خواستند بعد از بهبودی به رادیو، واقع در میدان ارک مراجعه کنم. آنجا برای نخستین بار مرحوم استاد صبحدل را از نزدیک ملاقات کردم. دعای کمیل، زیارت وارث و مناجات شعبانیه را با لهجه عربی کربلایی ضبط کردیم که مرتب از رادیو پخش می شد. گویا یک روز یکی از زحمتکشان مراسم معنوی حج، صدای بنده را در مشهد می شنوند و طی تماس با مرحوم آقای مرتضایی فر(وزیر شعار معروف) می خواهند صاحب صدا را برایشان