سایر منابع:
سایر خبرها
معیارهایی برای ازدواج که رو به زوال می رود
این که من باید با شرایط سخت حاج یونس بسازم تا با هم ازدواج کنیم. شرط کرده بود مراسم عقد توی مسجد باشد." ازدواج آن ها نیز با شیوه ای بسیار ساده برگزار شده است. همسر او درباره آن روزهای به یادماندنی این گونه می گوید: "بسیار ساده و سه روز قبل از محرم عروسی کردیم. وضو گرفتیم و دعای کمیل، توسل و زیارت عاشورا خواندیم. گفت: من دعا میک نم تو آمین بگو. اول شهادت، دوم حج ناگهانی و سوم این که بچه
از یادداشت های نیما یوشیج تا خاطرات آیت الله هاشمی
شراگیم یوشیج منتشر شد و بحث های زیادی برانگیخت. نیما جایی در اول همین یادداشت ها که در دفترهایی با سربرگ بانک ملی نوشته شده اند، گفته: شاید بعد از مرگ من حتی این اوراق هم به دست کسی نیفتد و یا نداند چه اسمی بگذارد به افکار متفرقه من. این یادداشت ها که عمدتا مربوط به دهه 30 هستند، به نوعی بازتاب دهنده افکار و عقاید پدر شعر نوی فارسی درباره انبوهی از موضوعات مختلف است که برای ادبا و پژوهش
شعر/برای پدرم که حاجی شد
به خیالی که دیر میآید تِلِفن قطع شد وٓ ما هر روز از رسانه پی خبر بودیم گاه مشعر و گاه هم عرفات چشم گردان، پیِ پدر بودیم روز قربان حدود ساعت ده خبری زود حرف مردم شد کشته های زیاد در عرفات عید در کام مادرم گم شد زنگ خانه مدام هی میزد خبر از مکه و منا دارید؟ پدر آیا سلامت و خوب است؟ صدقه هم کنار بُگذارید
خاطرات پروین از مامان نصرت و جام هایش با پرسپولیس
به گزارش تابناک ورزشی، علی پروین با اشاره به خاطرات مادر و پدرش اظهار کرد: الان هم هر چهارشنبه می رویم بهشت زهرا و یک مقدار ازش (از مادر) گلایه می کنیم و یک مقدار هم می گوییم ما را دعا کن. هر چه داریم از پدر و مادر داریم. وی درباره اینکه بهترین کادو را به چه کسی می دهد افزود: خب اول خانممان. تمام زحمات ما و بچه ها گردن او بوده. لیدای ما در سنگاپور به دنیا آمد. سال 58 در سنگاپور بازی
نهنگ سفید
رگه های سفید میانسالی را زیر روسری پنهان می کند و ادامه ماجرا: با برادر کوچک ترم توی راه بازگشت از تهران به شهرمان بودیم. اون سال ها همه اتوبوس های اون مسیر تو رستوران قافلان کوه نگه می داشتن برای شام. خیلی شلوغ بود. اون گوشه موشه ها یه میز خالی پیدا کردیم و نشستیم. هنوز بساط شام رو نچیده بودیم که یه پسر جوونی اومد و اجازه خواست بشینه پای میز ما. بعدِ احوال پرسی ازم پرسید به جز کتابای درسی، کتاب
همسر شهید لشکری از دیدار با همسرش پس از 18 سال اسارت می گوید
چسباندم به گوشم. صدایش خیلی عوض شده بود. لهجه داشت، لهجه ی عربی! هجده سال بود که دوست داشتم صدایش را بشنوم. شب ها و روزها از دلتنگی شنیدن صدایش گریه کرده بودم اما حالا زبانم قفل شده بود. چندبار گفت: الو... الو... بالاخره گفتم: الو. گفت: سلام حاج خانم. گفتم: سلام حسین جان! حالت خوبه؟ خدا رو شکر خوبم. تو چطوری؟ الحمدلله خیلی خوبم، بهتر از قبل هستم
اینجا معراج است؛ آغازی برای عزیمت
کاج ها اما سراب... سراب پرفریب... . قابل شمارش نیست اگر ایستاده باشی و ناشیانه بخواهی بشمری. چند نفر؟ چند صد نفر؟ چند هزار نفر؟... در فاصله هر 10 سنگ و هر 50 سنگ، در فاصله هر 10 حجله و هر 50 حجله، غریبه ای بر سر مزار شهیدی نشسته. مادر نیست. پدر نیست. جوانی است، زنی، مردی، که هیچ نسبتی با شهید در خاک خفته ندارد. آمده که از هیاهوی شهر خاکستری گرفتار در روزمرّگی ها و غربت آشنایی ها و دورویی نام ها
شهیدی که در خواب از حادثه منا خبر داد
شما شهید شده؟ حاج منصور آقا جواب میده: بله! روحانی کاروان میگه: اسم شهیدتون عباسه؟ حاج منصور باز میگه: یکی از دو شهیدمون عباسه. روحانی میگه: من که از پدر شهید بودن شما خبر نداشتم؛ اسم شهیدتون رو هم نمی دونستم. شهید شما به خوابم آمد و گفت اسم من عباس فخارنیاست. بروید پدر من رو توی کاروان پیدا کنید و بهش بگویید چون قلب اش مشکل داره، امشب به مشعر و فردا به منیٰ نرود! پدر
روایت زندگی سیدحسن از کودکی تا حضور جدی در سیاست/ خمینی ِنسل سوم
منصوب گشته ام و لیکن از آنجا که اعتبار همه امور را بنا به فتوای امام راحل به مقام شامخ ولایت می دانم... لذا از محضر مبارک حضرتعالی تقاضا می کنم در صورت صلاحدید، وصیت آن عزیز سفرکرده را تنفیذ فرمایید. فرزند کوچک شما، سیدحسن خمینی . مقام معظم رهبری هم در پاسخ به این نامه چنین جواب می دهند: با طلب رحمت و مغفرت برای پدر گرامی شما و برادر عزیز ما مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سیداحمدآقا طاب ثراه
شبی که پای خندوانه گریه کردم...
اومد از تماشاشون و شنیدنشون. خیلی سخت بود. احساس ناتوانی و کوچیکی می کردم در کنارشون. و عزیز هم بودن به خاطر....!! اینا اعترافاتی بود که باید در گوشی با شما می کردم. خواهش می کنم، خواهش می کنم و باز هم خواهش می کنم توی این پست هیچ کدومتون چیزی غیر از حالتون با برنامه امشب نذارین برنامه ای که اشک را میهمان نگاه میلیون ها ایرانی کرد. ما هم دست به کار شدیم و به کمدین محبوب خندوانه یعنی علی مسعودی
آپارتمان نشینی و مشکلات آن برای کودکان
اینکه کسی در حیاط تاریک دنبالمان کند و یا زاغ سیاهمان را چوب بزند، نمی ترسیم؛ چون سرویس های بهداشتی همین بغل دست اتاق خواب هستند! امروز دیگر هیچ پدری در مراسم خواستگاری صدا نمی زند: دخترم چایی بیار چون آشپزخانه ها اپن هستند! امروز اگر برق قطع شود، داخل یک قوطی کبریت اسیر می شویم؛ قوطی کبریتی که هر چقدر هم بزرگ باشد، باز هم اسم اش آپارتمان است. چاره ای نیست! فکرش را بکنید هر
خاطرات گلشائیان از یک قرارداد مهم
دارم. هر کس این کار را علم کرد من با او هستم. سردار فرمودند این کریم آقا و مرتضی خان و عبدالله خان (مقصود امیرلشکر طهماسبی است) و داور و تیمورتاش در اختیار شما هر چه بگویید می کنند. حاج معین التجار گفت اجازه بدهید ما همین جا متحصن بشویم و یک عده اصناف و تجار در مدرسه نظام. فرمودند خود دانید و رفتند. من به کریم آقا گفتم امروز و امشب را اینجا خواهیم بود. او گفت بروم دستور ناهار را بدهم
شهادت آرزویش بود
می خواهم مکانیک بخوانم تا راه پدرم را ادامه دهم ؛ این را علیرضا پسر دکتر شهید حاتمی می گوید. او که امسال دوم دبیرستان را پیش رو دارد رشته ریاضی را انتخاب کرده و هدفش این است که راه پدر را دنبال کند. اما درباره این انتخاب می گوید؛ پدر درباره درس و مطالعه برنامه خاصی برای ما داشتند. ایشان خیلی با قرآن و احادیث مانوس بودند و همیشه برای ما آنها را می گفتند تا متوجه شویم که علم آموزی یک فریضه
امام جماعتی که مبارزه یاد می داد
و آمد این افراد خاطره ای را نقل می کند: به طور کلی ما در مسجد جلیلی شخصیت هایی که می آمدند زیاد استفسار و استعلام نمی کردیم، چون می ترسیدیم ما را به ساواک ببرند و آنجا بازجویی کنند و از ما اطلاعات بگیرند. فکر می کردیم اگر اطلاعات نداشته باشیم بهتر است، ولی گهگاهی ناگزیر بودیم کسب اطلاع کنیم، از جمله یکی از شب ها بعد از نماز مغرب و عشا حضرت آیت الله مهدوی کنی به بنده اظهار می کردند شما
شهیدی که در خواب از حادثه منا خبر داد! +عکس
آقا جواب میده: بله! روحانی کاروان میگه: اسم شهیدتون عباسه؟ حاج منصور باز میگه: یکی از دو شهیدمون عباسه. روحانی میگه: من که از پدر شهید بودن شما خبر نداشتم؛ اسم شهیدتون رو هم نمی دونستم. شهید شما به خوابم آمد و گفت اسم من عباس فخارنیاست. بروید پدر من رو توی کاروان پیدا کنید و بهش بگویید چون قلب اش مشکل داره، امشب به مشعر و فردا به منیٰ نرود! پدر شهدا میگه: نمیشه که. روحانی
علامه ای که رازموفقیتش را دردعای مادرمیداند
حال عبادت است. از او می پرسند که اینجا چه می کنید؟ ایشان جواب می دهند من طلبه ای از مشهد هستم که چون در تهران جایی نداشتم با هماهنگی خادم مسجد به اینجا پناه آورده ام. آقای شریعتمداری به علامه می گویند شما اگر در تهران جایی ندارید به منزل ما که نزدیک مسجد است تشریف بیاورید و با اصرار فراوان ایشان را به منزل خودشان می برند. در این زمان مورد اعتراض فرزندشان قرار می گیرند که چرا ایشان را که نمی شناسید
آخرین نفری که حاج همت را بوسید+عکس
در حال پیش روی بودند. نخستین کمین که 300 متر از ما جلوتر بود چند تانک دشمن را منهدم کرد. می دانستیم که 10 نفر نمی تواند حریف یک تیپ زرهی شود. مهمات رو به اتمام بود. داوطلب شدم تا به عقب برگشتم و مهمات بیاورم، اما آن ها تصور کرده بودند برای فرار از این مهلکه آوردن مهمات را بهانه کرده ام! از چاله تا خاکریز خودی شروع به دویدن کردم و همه ی تانک ها با مسلسل، به سمتم گلوله شلیک می کردند. با
ثبت اجاره نامه های صوری برای فرار از مالیات!
ساختمانی در سال های 93 و 94، عرضه واحد مسکونی ساخته شده و آماده در دو سال آینده با افت فراوانی روبه رو می شود و در نتیجه فضا برای جولان محتکران و مسکن خواران باز خواهد شد. بیخود جو ندین،اگه امکان داره اسم موسسه رو بدین ما بعد از 10 ماه ملکمون رو بتونیم بهش بفروشیم. اگه آینده بازار خوب بود که ملت همه میزدن تو کار ساخت،اگه میدونید کدوم موسسه از این کارای احمقانه کرده بگشن مردم زودتر
مرده و زنده را در کامیون می ریختند! + روایت دو شاهد حاضر در صحنه منا
شد. همکاران در بیمارستان ایران در منا و مکه سنگ تمام گذاشتند. علت حادثه، بستن بدون هماهنگی یکی از مسیرها بود. شرایط روحی مناسب نیست؛ فوت پدر جلوی چشم فرزند، شوهر جلوی چشم همسر. حاجیِ کشته شده خانم فقط از کاروان های اهل سنت بوده است. جنازه ها را جمع کردیم؛ البته تعدادی از آن ها را ولی اسم آن خانم ها بین کشته شدگان نیست. تصاویری که از آن ها گرفتیم، موجود هست ولی مکشوف است و حجاب ندارند و
شواهدی بر احتمال توطئه بودن حوادث منا/ جدیدترین سخنان کنایه آمیز احمدی نژاد/ خوشه چینی از برجام در ...
رایزنی و گفت گو با عالی ترین مقامات جهان قطار دیپلماسی را به ایستگاه ثبات، استقرار و استیلا به پیش راند. روزنامه آفتاب یزد در گزارشی با تیتر برجام سازش با دشمن است به اظهارات حاج منصور ارضی، یکی از مداحان پیرامون برجام پرداخته و به نقل از وی نوشته است: حاج منصور ارضی در مراسم دعای روز عرفه که در محل حسینیه صنف لباس فروشان برگزار شد، با هشدار نسبت به تصویب برجام، اعلام کرد که برجام سازش
سیر تا پیاز دنیای مداحان به روایت یک مداح
می کنند. * آقای کریمی تیراندازی نکرده بود. از آن ماشین که آقای کریمی در آن بود این کار صادر شد اما آقای کریمی این کار را نکرد. با اینکه آقای کریمی نه پسرخاله ماست و نه تا الان حتی یک بار به خانه مداحان آمده است اما وظیفه دارم به عنوان یک مسلمان از او دفاع کنم. چون از همان اول اطلاع داشتیم که او این کار را نکرده است. از همان ابتدا هم من و هم حاج محمدآقا، اخوی من، کامل در جریان امر قرار
آقاتهرانی: تخریب وحدت اصولگرایان بیشتر از گذشته شده است/ شجونی: عارف چندان هم مورد اعتماد نیست
در انتخابات اینده مجلس خبر دادند. برخی از برنامه ریزی تشکل مداحان برای اعلام کاندیداتوری چند مداح گفتند و برخی دیگر اما عنوان کردند که چند تن از مداحان بدون هماهنگی با تشکل مداحان و به صورت مستقل به زودی وارد عرصه انتخابات خواهند شد. در این میان خبرآنلاین، از تهیه و ارائه لیست نامزدهای انتخاباتی مداحان خبر داد و حاج منصور ارضی و سعید حدادیان را سردمدار ارائه لیست انتخاباتی
خانه ای با چراغ های روشن
... و از داغی که به جان خریدارش شدند. حاجیه خانوم با آن چادر سفیدش چقدر دوست داشتنی است، وقتی که صبر از چهره اش می بارد و مرا یاد آن آیه هایی می اندازد که صابران را بشارت می دهد. بعد از اندکی تعارف و احوال پرسی، شروع به صحبت می کنیم. در خانه پسر دیگر خانواده و دخترها و نوه ها نیز حضور دارند. به گزارش بولتن نیوز ، شهربانو عباس آزاد مادر شهیدان اصغری ترکانی، از خودش می گوید: من در کن سولقان
بررسی ابعاد حقوقی برجام/حضور آمانو در کمیسیون برجام
تاوان آن را کل جهان اسلام داد. وی در ادامه گفت: ما این موضوع اسف انگیز را به خانواده مرحومین تسلیت می گوییم و از دولت سعودی می خواهیم که هرچه سریع تر به این موضوع رسیدگی کند و اسباب رفاه حال حجاج را فراهم آورد. لاریجانی با اشاره به درگذشت پدر شهید محمد جهان آرا و همچنین آیت الله خزعلی اظهار داشت: درگذشت این دو بزرگوار حاج سیدهدایت الله جهان آرا پدر سه شهید و آیت الله خزعلی را
معرفی گنج جنگ هم تومان می خواهد و هم توان
تابلویی است که قابل نمایش برای این دوران و آینده است. ادعای بزرگی است. آیا همه این عناصر در تمام دفاع مقدس بود؟ لطفاً مصداقی بفرمایید. ما تفسیرمان از زندگی چیست؟ زندگی چه عناصری دارد؟ من وقتی زنده ام، لبخند می زندم، می خوابم، می خورم، تفریح می کنم و .... همه این ها عناصر زندگی است و واقعاً زندگی در جبهه جریان داشت. این جریان را در جبهه بکاویم. شما در جبهه می بینید که پدر و فرزند، برادر و
روز قیامت چگونه محشور می شویم؟
) فرمود: آیا تو تصور می کنی همین جسم صغیری؟ این دو پا و دست هستی؟ خیر، درون تو غوغایی است. این ابتدا در خطورات می آید. این که انسان باور کند می تواند. *خدا إن شاءالله مافوق تصورتان به شما مرحمت کند لذا حضرت می فرمایند: بدانید هیچ بدنی در آنچه که به ظاهر قوی هست ضعف نمی آورد، جایی که نیت قوی باشد و بدن هم قوی می شود. لذا حتّی اینکه فرمودند: مردم فردا مطابق این نیّت هایشان محشور می
کمپین عربستان علیه ایران با هشتگ ایران حجاج را می کشد /پیش بینی تغییر نظام سیاسی عربستان با حادثه ...
داشت: برخی پروژه های دریاخواری از سوی سازمان بنادر و دریانوردی در حال پیگیری است.حناچی با اعلام اینکه دریاخواری در بندرعباس و نوار ساحلی جنوب از مواردی است که از سوی سازمان بنادر و دریانوردی طرح شکایت شده است، گفت: تخریب نوار ساحلی در رامسر هم مصوبه شورای عالی شهرسازی و معماری وقت را داشته و الان سازمان بنادر در حال پیگیری این پرونده است. پسر پادشاه عربستان عامل فاجعه منا است
گفتگو با میلیاردری حاصل شکست های فراوان
بهروز چطور شکل گرفت؟ همسرم و خواهر زنم پیشنهاد تولید سس مایونز را دادند البته آنها درست کردن سس مایونز را در حد خانگی می دانستند. شما از اولین کسانی هستید که به تولید سس در ایران پرداختید، آیا ورود به این بازار با توجه به ناآشنایی مردم، ریسک نبود؟ ابتدا دیاموند و بعد مهرام و سوم هم من، وارد ساخت سس شدیم. از نظر کارآفرین، ریسک، نوعی دورنگری است و چون آینده را پیش بینی می کردم و
آشنایی با زنان سیاستمدار ایران
تعیین رشته کردم و به سمت علوم قرآن رفتم. چون احساس کردم سیاست و دیانت و زندگی و دنیا و آخرت از همین جا درمی آید؛ من بسیاری از نهج البلاغه را حفظ هستم. تقریبا 9 سال زندگی مشترک داشتم و پس از آن همسرم شهید شدند؛ یعنی 29 سال است که ایشان شهید شده اند و بار مسئولیت زندگی از ابتدا بر دوش خودم بود. زمانی که همسر و پدر من با یکدیگر شهید شدند من هم دانشجو بودم هم مادر بودم؛ هم پدر و همه مسئولیت زندگی را با
وضیعت سیدحمید رضا حسینی، خبرنگار شبکه خبر و سیدحمید میرزاده، گوینده و مدیر تولید رادیو عربی مشخص نیست
ازدهام جمعیت را نشان می دهد. برای مشاهده متن کامل خبر اینجا کلیک نمائید. چیزی شبیه به معجزه در حادثه منا: اسم من عباس فخارنیاست/به پدر ومادرم بگویید،چون قلبش مشکل داره امشب به مشعر و فردا به منیٰ نرید. روحانی می گوید: من که از پدر شهید بودن شما خبر نداشتم، اسم شهیدتون را هم نمی دونستم. شهید شما به خوابم اومد و گفت اسم من عباس فخارنیاست. برید پدر من رو