سایر منابع:
سایر خبرها
اردستانی:نقش زنان در دفاع مقدس موضوع مطالعات اجتماعی باشد
سرمایه شان را فدا کردند. آنها با حضور در جبهه یا پشت جبهه در خدمت رزمندگان و جنگ بودند و در مناطق بحرانی کشور نیز نقش آفرینی کردند.آنها حماسه ساز بودند و در این حماسه سازی به حضرت زهرا اقتدا کردند. در ادامه این مراسم فاطمه جوشی راوی کتاب شماره پنج گفت: انگیزه ام از بیان خاطراتم این بوده است که شاهد هستم نقش بانوان آبادانی در دوران دفاع مقدس دچار بی مهری شده است. بارها شنیده ام که می
ماموران سعودی مقابل اجساد سیگار می کشیدند، شوخی می کردند و می خندیدند
عید قربان روز جمعه باشد اصطلاحاً حج اکبر نام دارد و خیلی از سعودی ها هم در موسم حج شرکت می کنند. غرض من از طرح این نکته این است که قطعاً مدیریت 2 میلیون زائر مشقتی ندارد و جز رژیم آل سعود هیچ کس در این اتفاق تلخ مقصر نیست. بنده به همراه دوستان حدود ساعت 7:30 از چادر بیرون آمدیم، از پله ها پایین رفتیم ولی پلیس سعودی و نیروهای امنیتی سعودی اجازه ندادند از خیابان های دیگر به سمت جمرات حرکت
ناطق نوری: اوباما عاقلانه فکر کرد
آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تصریح کرد: زمانی که هنوز عرق ملت از مبارزه با شاه خشک نشده بود، قضایا و بحران های کومله، دموکرات، چریک های فدایی خلق و سایر گروه ها در نقاط مختلف کشور رخ داد. ناطق نوری تاکید کرد: در دو سال نخست انقلاب اسلامی هر روز در کشور درگیری وجود داشت و زمانی که در سال 60 بنده وزیر کشور بودم روزانه 20 تا 30 ترور در تهران رخ می داد. رییس دفتر بازرسی ویژه رهبر
چند خبر کوتاه فرهنگی از استان اصفهان
بشناسند و در پیرو شهدا باشند. همزمان با هفته دفاع مقدس کتاب ما ایستاده ایم در کاشان رونمایی شد مصطفی جوادی مقدم، رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کاشان با اشاره به این که در این کتاب خاطرات لحظه به لحظه جانباز ماشاالله تقی زاده در این عملیات نوشته شده، افزود: این جانباز دفاع مقدس به همراه دو رزمنده دیگر 14 روز بدون غذا و مجروح در دره ای بین نیروهای دشمن گرفتار و حتی نام
خرمشهر، جان پیرمرد بود
را درباره روند بازسازی خرمشهر مطرح کرده بود. چند مورد بود که بعد از دیدارهای عمومی رهبر، حاج آقا درخواست می کرد و دیدار خصوصی با رهبر انجام می داد. در این جلسات، حاج آقا همه درددل هایش را مطرح می کرد و رهبر هم تا جایی که امکان داشت، دستورات مدیریتی صادر می کردند و توجه خاص به این مسئله نشان می دادند. * مستند 81 سالگی پدر جهان آرا ساخته علی محمد قاسمی روز سه شنبه 26 شهریور 92 از شبکه
حاج محمد طاهری فکر کرد شهید شده ام
ایم که طلبه بودید؛ از چه سالی وارد حوزه علمیه شدید؟ قبل از انقلاب این توفیق را داشتم که از مقطع راهنمایی به بعد را در مدرسه آقای مجتهدی دروس حوزوی بخوانم. با آقایان سیدباقر علم الهدی، ابوالحسنی و کازرونی هم دوره بودم. **آقای مجتهدی به من گفتند جوان بخوان برای اهل بیت(ع) جالب است بدانید که یکی از کسانی که بنده را تشویق کردند تا مداح شوم، مرحوم آیت الله مجتهدی بود
شیطنتی که باعث سوختن ریش فرمانده شد/ سرباز عراقی موقع دستگیری من گفت: طفل/ با جعل شناسنامه به جبهه رفتم/ ...
آنها خواهم بود. اصلا تصور نمی کردم 8 سال در دست عراقی ها اسیر باشم. من در گروهی کم و سن و سال بودم و خیلی از آنها می آمدند و با من عکس یادگاری می گرفتند. بعد از اینکه من را گرفتند و برای بازجویی به سنگری منتقل کردند، چند نفر بودند که من را به همدیگر نشان می دادند که ببین که چقدر کم سن و سال است. من در آن لحظه به نحوی می خواستم به آنها بگویم که نه! من بچه نیستم. برای اینکه نشان دهم بچه نیستم دستم را
ناگفته های شهادت چندفرمانده
بیرون آوردیمش. آن دو مجروحی که روی برانکارد بودند هم بیرون آوردیم و شما نمی دانید با چه سرعتی در حالی که سِرُم به دستشان بود، فرار می کردند. چند دقیقه بعد، هلی کوپتر آمد اما برای نشستن مشکل داشت. گفتیم برود و جای دیگری بنشیند. از پرسنل فنی، سروان رازی و بچه های عملیات و چند نفر دیگر هم با هلی کوپتر آمده بودند. از 28 نفری که بیرون آوردیم 5 نفر همانجا شهید
اعترافات بدل صدام از کمک های آل سعود به بعثی ها پس از حصر آبادان
، مجروح شده بودم. بر اساس اطلاعاتی که بعداً به دستم رسید، سه تن از ایرانی ها توانسته بودند خود را پشت یک عارضه در فاصله دویست متری در جبهه مخفی کنند. آن صیاد و همراهانش، زمانی که من و محمد الجنابی را، که کاملاً پشت سرم قرار داشت، دیدند، بدون شک، فکر کردند که خداوند آن ها را برای انجام دادن این مأموریت برگزیده است. بعد از گذشت چند ثانیه از تیراندازی به سوی ما، این سه ایرانی ناپدید شدند و بار
وقتی یک سوم همرزمان شهید علم الهدی بی سلاح جنگیدند!
عالم اذعان دارند که ایران با ایران سال 59 فرق می کند. وقتی که یک سوم همرزمان شهید علم الهدی بی سلاح جنگیدند سردار نورالهی گفت: ما زمانی که در مهران برای پاسخ به حملات دشمن تا دندان مسلح محتاج چند گلوله "آر. پی. جی" بودیم و یا به طور مثال در جبهه های جنوب 22 نفر از 68 نفر همراه و همرزم شهید علم الهدی که برای دفاع از میهن خود وارد میدان شده بودند هیچ اسلحه ای به همراه نداشتند. در
یادی از تنها شهید اروپایی دفاع مقدس
بیدار است و سجاده اش را پهن کرده. نماز شب می خواند و با خدا رازونیاز می کرد. بعضی مواقع هم می دیدم که گریه می کند و به زبان فرانسه صحبت می کند. یک بار که مشغول راز و نیاز بود، بیدار شدم و به او گفتم: کمال چه می گویی؟ گفت: هیچی، دارم با خودم صحبت می کنم، تو بخواب.در قسمتی دیگر آمده است: کمال پس از چند ماه حضور در ایران، تصمیم گرفت برای دیدار با مادرش چند روزی به فرانسه برود. قبل از رفتن پیش
محسن رضایی گفت: این مردِ جنگ است
. به سرعت از خواب بیدار شدم و لباس هایم را پوشیدم، کلاهم را بر سر گذاشتم، خیلی زود پوتین ها را به پا کردم و با اسلحه به سمت تیربار عراقی به راه افتادم. با خودم گفتم تا تیربارچی عراقی را از پا در نیاورم بر نمی گردم، اما نزدیک تیربارچی که شدم یکی از رزمنده ها روی شانه ام زد و گفت: تیربارچی را نزنی سید، خودی است، می خواهیم آمادگی بچه ها را محک بزنیم ... چند دقیقه بعد همه را در میدان به خط
ناگفته های نوجوانی که 6 ماه با شهید همت زندگی کرد
، بهیاری، شمیایی (ش-م-ه) و تاکتیک را گذرانده بودم اما بعد از اتمام آموزشها در دوکوهه باید 15 سالم تمام می شد تا می توانستم وارد جبهه شوم. یک روز به من گفتند برو به تهران و تحصیلاتت را ادامه بده و چند سال بعد برای پذیرش دوباره مراجعه کن من هم تعجب کرده و هم عصبانی بودم که چرا 6 ماه آموزش های من را نادیده گرفتند. شروع کردم به ناسزا گویی و بعد از پادگان خارج شدم. اشک هایم سرازیر بود و به علت
دیدار با فرزانگان در جهاددانشگاهی کردستان
در جبهه و در میدان های مین با انسان های پاک و واقعا آسمانی آشنا شدم. این رزمنده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در 17 شهریورماه 62 از منطقه اورامانات به تیپ امیرالمومنین ایلام اعزام شدم و در آنجا کار پاکسازی میدان مین را به ما محول کردند. من که در آن دوران تاکنون به صورت آزمایشی در میدان ها مین حضور یافته بودم باید به صورت عملی آنچه را فراگرفته بودم، انجام می دادم که این کار ابتدا خیلی سخت و
مردی که 20 بار عمل کرد و امام جواب نامه اش را داد/ امانت دار خوبی برای انقلاب باشیم
؟ آقایان محمد محبوب، مهدی خسروی (شهردار سابق گالیکش)، مرحوم سید خلیل حسینی نیا (بخشدار سابق گالیکش)، یحیی قره محمودلو، رمضانعلی شیخی، آدینه محمد وزیری و چند نفر دیگر. چقدر سابقه حضور در جبهه دارید؟ یک ماه در جبهه بودم که زخمی شدم و به علت جراحات سنگین موفق به ادامه ی خدمت در جبهه نشدم. البته بعد از مجروحیت در دیوان دره هم یک ماه حضور داشتم. کجا مجروح
ماجرای پای مصنوعی 20 ساله!
مرخصی رفت و بعد از دیدار با خانواده اش دوباره به جبهه برگشت و در منطقه عملیاتی محور کوشک و شمال خرمشهر استقرار یافت. *قطع دو دست و یک پا و انتقال با نفربر زرهی نصرالله دهقان می گوید:چند روز پس از بازگشتم به جبهه و بعد از عملیات رمضان، بر اثر اصابت خمپاره 120 ، به همراه چند تن دیگر از همرزمانم به شدت مجروح شدم. من از ناحیه هر دو دست و یک پا و دیگر همرزمم به نام مجید شروی به شدت
بریدن سر 20 پاسدار در یک عروسی!
/> ابوالحسنی ابراز داشت: امروز اگر با آسودگی نشسته اید به علت جانفشانی شهدای گرانقدر است و ما هنوز از حادثه ها پرده برداری نکرده ایم. وی ادامه داد: بعد از 34 روز مقاومت در خرمشهر عراقی ها با تانک چند بار از روی تن مجروح رزمندگان ما می گذشتند و گوشت و استخوان بچه های ما با خاک مناطق جنگی عجین شده است. این یادگار دوران دفاع مقدس در ادامه سخنان خود از شهید محمد طائی سخن به میان آورد و گفت: این شهید
"احمد متوسلیان" کیست
کند. عملیات با فرماندهی او و همکاری سپاه پاوه شروع و با موفقیت کامل به انجام رسید. وی چندی بعد با حکم شهید بروجردی، به فرماندهی سپاه پاوه منصوب شد. اوایل خرداد 1359 ماموریت آزادسازی شهرستان مریوان که در تصرف گروهک های محارب بود، به وی محول شد. وی پس از ورود به شهر و سازماندهی نیروها، با یورشی سهمگین و برق آسا توانست شهر مریوان و مناطق اطراف آن را آزاد کند. از همین زمان بود
در میزگرد ایرنا مطرح شد؛ ضرورت زنده نگه داشتن نمادهای جنگ در کربلای غرب ایران
، بلافاصله جمعیت بیش از هزار نفری دانش آموزان فریاد زدند که 'فرماندهان تو را به جان مهدی (عج)؛ ما را ببرید به جبهه' غوغایی در آنجا ایجاد شد. با هر زحمتی که بود از میان آنان 300 نفر را انتخاب کردیم و پس از حضور در یک میدان تیر چند ساعته، بلافاصله به سمت مهران حرکت کردیم زمانی که راه افتادیم اول شب بود. نیروها هیچ کدام پوشش کافی نظامی نداشتند و حتی عده ای از بچه ها با کفش کتانی عازم جبهه شدند، از این
گفت وگو با بهروز شعیبی/ بچه مسلمان همه فیلم ها و بچه مثبت سینما
عنوان یک نقش مردم پسند خودت را درون آن نشان دادی. در صورتی که قبل از آن در نقش هایت مثل طلا و مس با نقش یک روحانی و به هرحال مثبت تعریف می شدی مثل طلا و مس. اما بعد یک دفعه آمدی در یک سریال تلویزیونی با یک نقش مردم پسند و باز هم مثبت و مذهبی. برای خودت تفاوتی ندارد نقش هایی که قبول می کنی؟ اتفاقا چند روز پیش صحبت بود و می گفتند این نقش شما شبیه و نزدیک به طلا و مس است، من به هر قیمتی نمی
شناور سازی نرخ سود بر پایه تورم مشکلات فعلی نرخ سود را حل می کند
که عمدتا از طلاب عزیز بودند از طریق اخذ تسهیلات بانکی تامین شود اما پس از مدتی به این نتیجه رسیدیم که آنگونه که شایسته و بایسته است نمی توانیم تسهیلاتی که رزمندگان لیاقتش را داشتند در اختیارشان قرار دهیم . یک روز که بنده برای تهیه مبلغی به یکی از قرض الحسنه ها رجوع کرده بودم این نهاد بنا به بوروکراسی حاکم طلب ضامن و مواردی از این دست کرد که متوجه شدم که رزمندگان و به ویژه رزمندگان طلبه برای
حماسه هایی از جنس ایثار و پایداری
ایران برای پاسخ گویی به بمباران و موشک باران مناطق مسکونی شهرها و احقاق حقوق خود در مجامع بین المللی، با تغییر منطقه عملیاتی از جنوب به غرب، درصدد برآمد تا قدرت رزمندگان اسلامی را بار دیگر به جهانیان نشان دهد. بدین منظور عملیات گسترده ای با همکاری ارتش و سپاه در غرب کشور در دشت های سلیمانیه عراق به نام والفجر 10، در بیست و پنجم اسفند 1366 هجری خورشیدی با رمز یا محمد ابن عبدالله (ص) و در پنج مرحله به
شهادت یک عضو گردان های القسام
به گزارش جبهه جهانی مستضعفین به نقل از خبرگزاری فارس، وبگاه فلسطین الیوم گزارش داد یک عضو گردان های القسام شاخه نظامی حماس حین انجام ماموریت به شهادت رسید. بنابر گزارش مذکور، رزمنده یاد شده ماجد السکنی و از اهالی الشجاعیه واقع در شرق غزه بوده است. القسام در بیانیه ای کوتاه اعلام کرد این رزمنده حین انجام ماموریت در یکی از تونل های مقاومت به شهادت رسید.
سیدعلی رضوی :نوشتم تا نام شهدا گم نشود
سیدعلی رضوی گفت : این کتاب ، برگرفته از خاطرات جانباز ماشاالله تقی زاده و همرزمانش از عملیات والفجردو، یک عملیات چند مرحله ی که در یکی از مراحل عملیات گردان امام حسین(ع) از لشگر امام حسین(ع) وارد عمل شده و تنها یکی از گردان ها موفق به فتح ارتفاع مورد نظر می شود و دوگروهان دیگر موفق نشده و برمی گردند. نویسنده کتاب ما ایستاده ایم گفت : در این کتاب خاطرات لحظه به لحظه ای که برای ماشاالله تقی زاده رخ داده است ثبت و ضبط کرده که چگونه، چهارده روز بدون آب و غذا و با تنی مجروح در دره ای بین نیروهای خودی و دشمن و با دو نفر از رزم ...
روایتی از خاطرات شنیدنی جانبازی گمنام؛
12 ساله و بزرگترین رزمنده آن جوانی 20 ساله بود در جبهه های سومار حضور یافتم. وی خاطرنشان کرد: بنده در جبهه سومار که فاصله نیروهای ایرانی با دشمن کم تر از یک کیلیومتر و به اندازه ای بود که با چشم غیر مسلح نیز می توانستیم یکدیگر را ببینیم مسئولیت پاسبخشی را بر عهده داشتم؛ در یکی از شب های نزدیک نیمه شعبان باید مصطفی بیات را بیدار می کردم تا جای بنده حضور یابد اما متوجه خواب دیدن او شده و
باقری:این بچه زیر فشارست رهایش کنید
اینکه در بازی با پیکان اخراج شده بودم و در بازی بعدی جام حذفی نمی توانستم روی نیمکت باشم به خاطر کمردردی که در تمرینات دچار آن شده بودم با هماهنگی کادر فنی اجازه گرفته بودم و چند روزی در تمرینات نبودم که متاسفانه در این میان شایعات و گمانه زنی های زیادی ایجاد شد که حرف از قهر بنده و چنین مسائلی در رسانه ها انعکاس پیدا کرد. در حالی که من هیچ مشکلی نداشتم و فقط دلیل غیبتم همین بود. همین کمردرد بود
وزارت گردشگری ایجاد می کنیم / در رکود شدید اقتصادی به سر می بریم
/> من در مناطق جنگی کردستان از لشکر 25 امام علی تا لشکر قدس گیلان حضور داشتم و در عملیات مجروح شدم ولی با این حال باز هم به جبهه برگشتم. من نیز مانند تمامی رزمندگان خاطرات تلخ و شیرینی بسیاری از جنگ دارم. ما توانستیم در هشت سال دفاع مقدس تاریخ درخشانی را رقم بزنیم که باعث افتخار ماست. تا اندازه ای که کشورهای دیگر اعتبار و ارزش خاصی را برای شهدا و جانبازان ما قائل هستند. به عنوان ناظر
دو چشم صدام را در کربلای3 کور کردیم
؟ وقتی که جنگ شروع شد دیگر امنیت در کردستان تا حدودی برقرار شده بود. یک روز در پادگان سنندج بودیم که ناگهان دیدیم هواپیماها آمدند. ابتدا فکر کردیم هواپیماهای خودمان هستند که در آسمان پرواز می کنند ولی بعد از چند دقیقه دیدیم صدای بمب و انفجار آمد. در اولین روز جنگ عراقی ها فرودگاه سنندج را زدند. جنگ که شروع شد به همراه شهید خرازی گفتیم اینجا نمیمانیم. خیلی فشار آوردند و گفتند اگر از شهر
رسالت آموزش و پرورش ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است
جنگ با آن رو به رو بودم موشک باران شهر تهران بود. در آن زمان اگر مدارس تعطیل می شد اتفاقاتی در پیش داشت و دانش آموزان یک سال ارتقای پایه نداشتند اگر مدارس تعطیل نمی شد نیز اتفاقات دیگری به دنبال داشت. وزیر آموزش و پرورش اضافه کرد: در آن زمان اختیار را بر عهده خانواده ها گذاشتیم . مدارس و کادر آموزش و پرورش دایر بودند اما حضور دانش اموزان اختیاری بود. فانی با اشاره به خاطرات
عامل موفقیت عملیات بیت المقدس چه بود؟
/> نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتک کردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشکنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی کردند. در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال