سایر منابع:
سایر خبرها
شهرام جزایری به خاتمی و کروبی 800میلیون تومان داده بود
موسوی بود البته امام از زاویه دیگری نگاه می کرد. اردیبهشت سال88 من به سراغ آقا رفتم و به سه عبارت گفتم من آقای احمدی نژاد را خلاف شرع می دانم. ایشان گفتند برخی از حرف هایتان را قبول دارم اما برخی را نه. من هم گفتم در این دوره مثل قبل نمی مانم که هیچی نگویم. اما این موسوی ها بد کردند که سطل آشغال آتش زدند و اغتشاش به راه انداختند. بالاخره به فردی که خبره تر است باید گوش داد. وی در پاسخ به
محاکمه عاملان جنایت جاده تلو
به گزارش خبرنگار مهر، در ابتدای جلسه دادگاه کاکلی نماینده دادستان در تشریح کیفرخواست گفت: در این پرونده اکبر و حسن متهم هستند که در تاریخ 17 تیرماه سال گذشته مرد 40 ساله ای به نام ابراهیم را سوار خودروی خود کرده و پس از قتل جسد او را در جاده تلو رها کردند. در ادامه تحقیقات نیز همسر مقتول به نام ستاره و مرد جوانی به نام فرهاد نیز در این رابطه دستگیر شدند.متهمان در بازجویی ها مدعی شدند از سوی فرهاد
محاکمه امین 5 سی سی به اتهام قتل
فرزندشان شدند.قاضی عبداللهی سپس اتهام قتل عمدی را به امین تفهیم کرد که او با قبول اتهاماتش اظهار داشت: مقتول به نام میرفیاض در خیابان کارون یک دکه روزنامه فروشی داشت. چند روز قبل از حادثه یکی از دوستانم چند کارت شارژ از دکه او سرقت کرده بود. من از مقتول خواستم از دوستم شکایت نکند تا پول کارت شارژها را به او بدهم. روز حادثه بخاطر خوردن قرص ترامادول و دیاسپام حالت عادی نداشتم در حال عبور از مقابل دکه
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/8
را دارد و قرار نیست که این حرف ها در جایی انقلاب کند. همیشه این حرف ها خوب است و گفته می شود و آدم ها راجع به آن بحث می کنند. * بالاخره دلیل مدیران وقت سینمایی چه بود؟ - همین قدر که شما نمی دانید چرا مانع ساخت فیلم می شدند من هم نمی دانم. آن زمان آن آقایانی که ما را دعوت می کردند تا دلایلی برای ساخته نشدن این فیلم برای ما بیاورند، تنها دلیلی که می گفتند این بود که: حالا این
راز به آتش کشیدن دو خواهر سر به مهر ماند
سرقت نرفته بود، بنابراین فرضیه قتل توسط یک آشنا توسط ماموران مورد بررسی قرار گرفت. آنها ابتدا برادر مقتول را مورد بازجویی قرار دادند. این جوان مدعی شد زمان قتل خانه نبوده و برای انجام کاری بیرون رفته بوده. این جوان مدعی شد لیدا، خواهر بزرگش با مردی رابطه داشته و ممکن است قتل کار او باشد. مظنونان زیادی در این پرونده بازداشت شدند اما مشارکت هیچ یک از آنها در قتل ثابت نشد تا اینکه اولیای دم درخواست
فرزاد حسنی از حاشیه دور شده؟
روحی در شرایط خوبی قرار نداشتم. او فضای ایزوله یی را برایم ایجاد کرد که به واسطه آن هیچ خبر حاشیه یی به گوشم نمی رسید و اجازه نمی داد کسی اخبار بیرون را به من منتقل کند. در طول کار هم با وجود اینکه ما ساعت های زیادی را در کنار هم بودیم و گپ می زدیم اما مهدی با وجود صمیمیتی که با من داشت حتی یک بار در مورد مسائل خصوصی زندگی ام با من حرف نزد. او تاکید داشت که در این محیط تو فرهاد پوردلجو
درباره هدفم از ساخت ایران برگر حرفی نمی زنم/ مصمم در ساخت فیلم
، صدابردار و بازیگران پرسید چراکه من تنها یک روستایی هستم که به دوستانم می گفتم چه کنند و چه نکنند، در واقع من فقط فیلمساز هستم و بلدم درس بدهم چراکه ابزار سینما را به خوبی می شناسم. تورج منصوری فیلمبردار ایران برگر در ادامه افزود: جعفری جوزانی به عنوان فیلمساز این اثر سینمایی سعی کرد مانند یک رهبر ارکستر موسیقی، قطعه ای که نوشته شده را به درستی اجرا کند. در واقع در فیلم سینمایی ایران برگر
آن زمان از قول امام دروغ می ساختند نه این که خودشان دروغ بگویند! حالا هم گاهی از قول آقا دروغ می سازند
بخش سوم مصاحبه تفصیلی خبرگزاری رسا با اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب مؤتلفه اسلامی رسا بعد از ماجرای نقل فتوا و جدایی خط مبارزان مسلمان از منافقین، ادامه حرکت چگونه پیش رفت؟ منظورم این است که آیا با این تجربه همکاری با جریانات التقاطی، مدیریت کلان نهضت به کدام سو رفت؟ چون گفتید از این به بعد این حرکت سالم شد و شهید مطهری گزارش آن را به امام دادند. بله! در آن دیدار، امام به آقای مطهری فرمود
چاره سینما رقابت یا رفاقت با غرب نیست، باید زمین بازی را عوض کنیم
خود درگیر می شود، اما بچه را نگاه می دارد و گاه در رویاهای خود مادر بچه را می بیند. بنابراین هر دو مادر یکی هستند و احساس غریبه گی نسبت به یکدیگر نمی کنند. در عالم جانوران می بینیم که حیوانات بچه یکدیگر را قبول نمی کنند و چوپان ها هزار تمهید می کنند تا این اتفاق بیفتد اما اینکه این زن اختیار می کند که بچه دیگری را بپذیرد، این نشان می دهد او مادری بزرگتر از مادرِ کوچکی این بچه است. یا
وقتی دغدغه سبک زندگی در پیازداغ رخنه مدرنیته گم می شود
اثبات حقیقت این جمله در پیش نمی گیریم. مادر فرتوت و چشم انتظارمان را سال تا سال با یک تلفن یاد نکرده و از کشیدن دست نوازش بر سر فرزندانمان (بویژه دخترانمان) دریغ می ورزیم. به صحنه ای دقت کنید که عروس بزرگ خانواده خطاب به شوهرش با لحنی بغض دار و تمنا گونه می گوید: خواهش می کنم یک دقیقه ساکت باش، خواهش می کنم... گوش کن... دخترت از تو می ترسه. منم می ترسم. هیچ وقت نگذاشتی حرف بزنم. شما همه تون
مرجع تصمیم گیری جریان اصلاحات از دید کمالی
یک بار در دولت مثال زدم که در انگلیس اگر کسی به ملکه بد و بیراه بگوید ماموری که با او برخورد می کند می گوید من می دانم تو با ملکه مشکل نداری تو مشکلت مسئله دیگری و مثلا بیکاریت است و چون بیکاری ملکه را مقصر می دانی، ما می دانیم تو ملکه را دوست داری و ما تو را به اداره کاریابی می فرستیم و مشکل سیاسی را به مشکل صنفی تبدیل می کنند و آن را نیز حل می کنند ولی ما اینجا اگر کسی بگوید چرا این سنگک سوخته
آمریکا به ساواک آموزش می داد
حقوق بشر ایران ایراد می گیرند! من آتش میگیرم! یک زن آمده ایران و رفته با آقای عارف که قرار بود رئیس جمهور ایران بشود چهار ساعت در رابطه با وضعیت حقوق بشر ، جنایت و... در ایران صحبت می کند ، ایشان هم ما شاء الله ماست در دهنش بوده و یک کلمه حرف نزده! العان یک خبر روی رسانه ها است که 85 شرکت آلمانی گاز تابورن و گاز سارین به صدام می دادند. این جناب آقایی که معاون رئیس جمهور بوده مگر کتاب
داوری رهنما، زرین و مقدم در پانزدهمین برنامه هزارصدا
از ابهر آمده بود. او آهنگ مرسدس مرحوم بابک بیات را با همراهی پیانوی برادر مانی، محمدرضا رهنما اجرا کرد. موقع اجرا داشتم فکر می کردم چقدر سخت است مرسدس را جلوی خود مانی اجرا کردن اما استاد به شاگردش اعتماد به نفس لازم را داده بود. *** بعد از این اجرا، سهیل اجرا کرد. او آهنگ تیشه فرهاد را اجرا کرد که هم صدا و هم آهنگش خاص بود. هم رهنما و هم بابک زرین عزیز در مورد سهیل خوب گفتند
قهرمانان "داستایفسکی" زندگی را چگونه می فهمند؟!
خدمتکار است قاتل پدر می باشد و انگیزه او از قتل علاقه و تحسین او نسبت به برادر دوم است زیرا برادرش را فردی مظلوم و درستکار می داند. در نهایت برادر بزرگتر مقصر شناخته می شود زیرا همسر او که بسیار انسان نیکی است تصور می کند که شوهرش قاتل است به این علت که بارها نزد او گفته است که پدرم را خواهم کشت! و بنابراین علیه شوهرش شهادت می دهد. در این رمان زندگی بی معنا دانسته نشده است اما افراد به
درآمدی که به ریال به دست می آید و با دلار از بین می رود!
/news منبع: isna.ir مطالب پیشنهادی : هزینه 500 میلیونی اینترنت دو مدیر خودروساز! حاشیه های یک انتخاب ، دام برای پروفسور سمیعی است؟ اتفاق شوم برای اوباما در یک رستوران بازهم یک زن خیانت کار ، بازهم قتل همسر از ترس سرتیپ، به جسد مرده هم شلاق می زدند
داستان درختی که به بار نشست
هستم بالاخره یک زمانی با داریوش رودررو می شوم. آقا به من دلگرمی دادند که شهدا زنده هستند و راهی که اینها رفته اند راه پرافتخاری است؛ البته من هم این را می دانم و سرم را بالا می گیرم و به آرمیتا می گویم که پدرت با افتخار جانش را در راه این مملکت داد و دوست دارم تو هم مانند پدرت باشی. شهره پیرانی، همسر مهندس داریوش رضایی نژاد آرمیتا خانوم سلام! می دانی آرمیتا! یک سال بعد از
نزاع مرگبار به خاطر انگشتر سرقتی
کردم را قبول ندارم. در اداره آگاهی تحت فشار بودم و یک بار بیشتر هم اعتراف نکردم و همان یک بار هم بلافاصله پس گرفتم اتهاماتی که به من وارد شده درست نیست من هیچ چیز را قبول ندارم. قاضی خطاب به متهم گفت: عموی تو بعد از وقوع قتل به همسرش گفته که تو مرتکب قتل شدی و اسنادش در پرونده موجود است. متهم جواب داد: قبول ندارم من قتلی مرتکب نشدم و هیچ وقت هم اتهام را قبول نمی کنم. بنا بر این گزارش در پایان هیات
تربیت نسل منتظر رسالت انقلاب اسلامی
رذیله و جای گزین نمودن صفات پسندیده است. پس یک زن اولاً، به عنوان یک شخصیت انسانی (زن)، ثانیاً، به منزلة یک مادر و همسر و ثالثاً، به مثابه تربیت کننده و منتظرساز، روحی سلحشور و ستیزه جوی می خواهد. منتظر مسلح، وقتی می تواند در رکاب امام، نقش آفرینی کند که برای او پیروزی یا شهادت یکسان باشد و این روح ستیزه جویی وسلحشوری، مربوط به تمام افراد، از جمله زنان بوده که از ابتدا تا کنون، اثرات زیادی از خود
دردهای بی آمار و آمارهای غم انگیز
این بار چون همیشه بی خیال شوی؛ او همچون یک فروشنده دوره گرد سمج که گوشه پیراهنت را می چسبد تا آدامسی بخری، نیست. بیش از 70 سال دارد، لهجه دارد، کارت تبلیغاتی پخش می کند. از او برگه را می گیرم رد می شود، باز می گردم، نمی دانم چرا؟ مادر اهل کدام شهری؟ نام شهرش را می گوید؛ اما حالا ساکن کرج شده همراه خانواده. مرا می کشاند به گوشه خیابان تا مبادا مانع رفت و آمد رهگذران شویم. این برگه ها را
فرح، تقدیمی اردشیر زاهدی به شاه!
می دیدم که دایر مدار امور دربار و دفتر مخصوص و بنیاد پهلوی و سایر مؤسسات وابسته به دربار شده اند و سرگرم چاق کردن خودشان هستند! (4) تاج الملوک در ادامه خاطراتش درباره تأثیرات حضور فرح در دربار می گوید: فرح دوست داشت محیط دربار بی بندوبار و در ید او و مطابق میلش باشد. از وقتی زن محمدرضا شد، پای افراد عاطل و باطل به دربار باز شد. می گفتم این خانم کیست که در کاخ رفت و آمد می کند؟ می گفتند
پیامک اشتباهی 2 قربانی گرفت!
بیمارستان بوعلی این شهر انتقال یافت، اما به دلیل شدت خونریزی، تسلیم مرگ شد. با حضور کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی در محل حادثه، جسد قاتل به پزشکی قانونی منتقل شد. تحقیقات اولیه از همسایه ها، نشان می داد عامل جنایت که پس از حادثه خودکشی کرده، کریم بیست و هفت ساله بوده است. همزمان با شروع تحقیقات، مشخص شد این فرد عموی همسر مقتول بوده و به دلیل مشکلات خانوادگی میثم را کشته
بدون تهذیب نفس، توحید و ولایت در خطرند/بی عفتی های جامعه از کجا نشأت می گیرند
باشد و من زنده باشم و عمر سعد زنده باشد؟ فردای آن روز دو تا پسرهایش را خواست و در مقابل عمر سعد دو بچه را سر برید و به عمر سعد گفت: چه حالی داری؟ گفت خیلی سخت است. گفت چرا وقتی علی اکبر را کشتی، فکر نکردی؟! فردا صبحی دو سه نفر از نظامی های حسابی را فرستاد و گفت: بروید و سر او را برای من بیاورید. اینها به خانه آمدند و او در رختخواب خوابیده بود. به او گفتند مختار تو را می خواهد. گفت من امان نامه دارم
قبل از ماهواره گرده افشانی می کردیم
بودیم خونه شون به من می گفت خاله تو تا حالا به عمو خیانت کردی؟گفتم: خب تو چی گفتی؟گفت: من هول کرده بودم می خواستم زنگ بزنم 110. بعد مامانش اومد گفت خب جواب بچه رو بده دیگه. من مونده بودم بچه فسقلی این حرفا چیه یاد گرفته!گفتم: بر اثر روشنگری های ماهواره بوده احتمالا!گفت: واقعا... قبل ماهواره کجا وضع همین طور بود؟گفتم: کلا همه چی تقصیر ماهواره است به علاوه غرب به علاوه یک! این نیازهای فطری و طبیعی
رابطه با زن متاهل به جنایت خیابانی انجامید
هم آن ها درگیر شدند و پدرام در این میان به قتل رسید. متهم در بازجویی ها علاوه بر اینکه به رابطه با زن همسایه اعتراف کرد، توضیح داد قتل را چطور مرتکب شده است. بنابراین با توجه به مدارک موجود در پرونده به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست صدور حکم قانونی را دارم. در ادامه جلسه محاکمه پدرومادر مقتول در جایگاه حاضر شدند و درخواست صدور حکم قصاص کردند آن ها که اعضای بدن فرزندشان را اهدا کرده بودند
نقش بانوان؛ از همسران شوهر حاجی کن تا همسران خانه خراب کن!
! از لِی لِی که بگذریم، اقتصاد خرد یک لنگه پایی، قاعدتا در ادامة مسیر، خیلی زود خسته می شود و می بُرد و زمین می خورد و پدر صاحب بچه را در می آورد و بدبخت می شود و فلاکت هایی به بار می آورد که مسلمان نشنود کافر نبیند! بیخود که نگفته اند: زن بلا باشد به هر کاشانه ای ... بی بلا هرگز نباشد خانه ای ! از موضوع اصلی پرت نشویم، صحبت اصلی نقش زنان در اقتصاد خرد (و برای ساده سازی موضوع از نظر بنده
گپی با جمشید مشایخی به همراه ساره بیات
که 20 سال شما را ندیده و مغازه اش در همین نزدیکی است. وقتی وارد مغازه اش شدم با یک میز کوچک و صندلی مواجه شدم. ناگهان معلمن کلاس اول ابتدایی آقای شهبازی که مدیر مدرسه هم بود، از در داخلی مغازه وارد شد. نمی دانید با چه شعفی سمتش رفتم و او را در آغوش گرفتم. خواستم دستش را ببوسم اما اجازه نداد و گفت تو جمشید مشایخی هستی، نباید این کار را بکنی. به او گفتم جمشید مشایخی شاگرد شماست و این کار
ثبت یک ازدواج سیاسی دیگر در ایران
کند: : عروس من (دختر صادق زیبا کلام) با من هم خط است (خنده). ایشان و پسرم هر دو روزنامه نگار بودند که یکدیگر را پیدا کردند و تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند. ایشان به شدت به پدرشان احترام می گذارند و رابطه عاطفی بسیار خوبی با آقای زیبا کلام دارند. من همراه با آقای زیبا کلام چند سال در زندان بودم. در لحظه عقد هم به شوخی به ایشان گفتم آقای دکتر ما با حفظ موضع بله می گوییم. عروسی لابی گرها
نقد عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی
خواندند و شاید سالم ترین محل هم برای تعامل و رویارویی دختر و پسر و چه بسا ازدواج و مناسبات پایدار بود. با تفکیک جنسیتی از این پس موقعیت ازدواج کجا می خواهد پیدا شود؟! ما تصور می کنیم جوان ها نشسته اند تا مادر و پدرها برایشان همسر انتخاب کنند یا پدر و مادرها در فضای علایق بچه ها هستند. جوانان باید موقعیت انتخاب داشته باشند این تعامل سالم چه اشکالی دارد اگر این محیط های کار سالم کنترل شده را از آنها
سرانجام قاتل اجاره ای
به قتل برسانید من هم نقشه ای طراحی کردم قرار شد به رامین بگویم گنجی پیدا کرده ایم و قصد داریم شبانه برای برداشتن آن گنج برویم و می خواهیم او را هم سهیم کنیم. با این بهانه رامین را از خانه بیرون کشیدیم و من با ضربات چاقو او را کشتم و بعد هم جسد را در منطقه ای بیابانی در ورامین دفن کردیم. او گفت: من نمی دانم مشکل مقتول با امیر چه بود و چرا می خواستند رامین بمیرد اما به من گفته بودند باید این کار را
فوق العاده زیبا و تکان دهنده: برترین عکس های خبری رویترز در سال 2014 (بخش سوم)
کشته شده است و از من خواست که به صحنه اتفاق برگردم. جمعیت در وضعیت خشونت دیوانه واری بود و من سعی می کردم که حواسم به آنها باشد؛ جمعیت خشمگین می تواند بسیار خطرناک، غیرقابل پیش بینی و ترسناک باشد. بدن بی جان مقتول، که مشکوک به پیوستن به گروه شورشی سلکا بود، توسط سربازان ارتش جمهوری آفریقای مرکزی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، با سنگ مجروح شده و چاقو خورده بود. قبول ندارم که