سایر منابع:
سایر خبرها
افشاگری بی سابقه درباره تیم کشتی فرنگی
که او در اندیمشک چه کار می کند. او اول در وزن 66 کیلوگرم بود و بعد به 71 کیلوگرم آمد و بعد هم از آنجایی که ما پشتوانه ای در وزن 75 کیلوگرم نداشتیم او به این وزن آمد. عبدولی در شرایطی که خورد و خوابید به ر قا بت های انتخابی تیم ملی آمد و چون کسی هم نبود مقابلش قد علم کند خیلی راحت به دوبنده تیم ملی رسید. حتی مقابل گرمسیری با فاصله بسیار کمی به پیروزی رسید. مثلا همین برادران گرمسیری که
دهقانی: بیوه کشی ظرفیت طولانی شدن را داشت/ عبداللهیان: علیخانی حرف تکراری نمی زند
نشست گفت: رمان بیوه کشی داستان دختری است به اسم خوابیده که با هفت برادر به ترتیب ازدواج می کند (اسم ها در رمان بیوه کشی عجیب هستند) بعد از مرگ بزرگترین برادر که نامش بزرگ است، به عقد دومی درمی آید و بعد از مرگ برادر دوم، زن برادر سوم می شود و به همین ترتیب الی آخر. وی افزود: همه ماجرا در زمانی حدود 18 سال یا به حساب دقیق راوی 17 سال و 7 ماه و 7 روز روی می دهد. همه این اعداد به صورت
دو چشم صدام را در کربلای3 کور کردیم
. بخش زیادی از لشکر28 را گرفتند که امام سریعاً پیام دادند که بروید سنندج را آزاد کنید و ما هم سریع تصمیم به بازگشت گرفتیم. به محض رسیدن شروع به پاکسازی کردیم و بیمارستان توحید را گرفتیم. اصول رزمی را خیلی بلد نبودیم اما در کردستان ساخته شدیم. فرمانده ای مثل شهید همت در کردستان ساخته و در جنگ فرمانده لشکر شد. آنجا ما یک سال جنگ سخت داشتیم. بعد از کردستان جنگ شروع شد و خودتان را به منطقه
رامبد یکی از مهمان های خندوانه را با کمربند تهدیدکرد
بعضی ها چهره ام بعد از چند دقیقه آشنا می شود. بعضی ها هم همان اول مرا می شناسند. یک بار در خیابان بودم یکی از من پرسید: آقا سینما آزادی کجاست؟ داشتم آدرس می دادم که خندید و گفت: آ... آهااان. خیلی ممنون، خیلی ممنون نمی رفت و می خندید و مدام می گفت: خیلی ممنون . بعضی ها هم سعی کردند تیکه هایی از استنداپ را برایم اجرا کنند. خیلی ها هم خاطره تارخ را از من می پرسند. من خیلی رابطه ام با مردم خوب است.
مگر ممکن است خانمی اینقدر خوب دروازه بانی کند؟ مگر داریم؟
. نویر الگوی خارجی من است و دوست دارم بازی ام شبیه او شود. ولی در ایران هم آقای عابدزاده را دوست داشتم و عاشق دروازه بانی اش بودم. اصلا به خاطر عابدزاده دروازه بان شدم چون در بچگی علاقه زیادی به او داشتم. او اعتماد به نفس زیادی داشت و همیشه الگوی من بود. اصلا به خاطر او بود که سمت گلری کشیده شدم و خدا کمک کرد که به اینجا برسم. می دانید که عابدزاده روزی چقدر تمرین می کند؟ بله
واقعه عاشورا به هنر تئاتر ماندگارتر شد
جشنواره، 90 هنرمند برگزیده بخش های هشت گانه جوایز خود را دریافت کردند. دوره پنجم با 12 سالن جدید برگزار خواهد شد اولین سخنران مراسم محمود صلاحی بود که بعد از پخش کلیپ یادبود بانو هما روستا به سخنرانی پرداخت. رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با اشاره به رشد کمی و کیفی در چهارمین دوره جشنواره تئاتر شهر گفت: این اتفاق به مدد حضور و همراهی همیشگی هنرمندان بنام عرصه
گفتگو با یک شاهد عینی حادثه منا
) را قسم دادم. با مرگ 5 ثانیه فاصله داشتم در لحظه آخر که اشهدم را گفتم از امام زمان(عج) طلب کمک کردم، از دری که جلویم بود بالا رفتم، کاری که اگردر حالت عادی بخواهم آن را انجام دهم نمی توانم، بالای در رفتم روی چادرهای الجزایری ها، خودم را به پایین پرت کردم و از الجزایری ها خواستم که کمکم کنند. وقتی به هوش آمدم خدا را شکر کردم که توانسته ام نجات بیابم. زمانی که در میان انبوه حجاج
داستانی که پر از دوقطبی است
نزدیک شد و شخصیت ها باور پذیر شدند بعد نویسنده کره خودش را از این آب بگیرد. چون این مراحل مقدماتی صورت نگرفته و به سر دستی ترین حالت ممکن پرداخته شده مخاطب به شخصیت ها نزدیک نشده و با آنها همراه نمی شود. به همین خاطر هم عموما تصعنی به نظرش می آید. رفاقت پدربزرگ یحیی با مسلمانان برایش تصنعیه، مسلمان شدن یحیی تصنعیه، ارتباط یحیی و آوا در کودکی تصنعیه و قس علی هذا. مصطفی وثوق کیا
تصمیم قبیله برای تیم جوانان مشکل ایجاد کرد!
تیم نوجوانان و جوانان در دوره آقای دوستی مهر خط خورده ام. اینها درست نیست. چون من در جام جهانی نوجوانان در امارات حضور داشتم و با شماره 4 در خط دفاع بازی کردم. حتی در رده جوانان ، هم در مسابقات کرمان حضور داشتم و هم ویتنام. حتی جزو 6 بازیکنی نبودم که قبل از جام جهانی نوجوانان به دلیل صغر سن از تیم خط خوردند. اگر صغر سن داشتم و مشکل دار بودم چرا به جام جهانی رفتم؟ مدارکم هم موجود است. هم ایکس ری و
علی کریمی دخالت نمی کرد پرسپولیسی می شدم!
سینما می دیدیم... چه شد که در مراسم اکران خصوصی فیلم ناصر حجازی شرکت کردی؟ من سینما را دوست دارم ولی معمولا وقتی به سینما می روم که خبرنگارها آنجا نیستند(خنده) برای مراسم اکران فیلم ناصر حجازی هم مرا دعوت کردند و چون خیلی دوست داشتم فیلم حجازی را ببینم، در این مراسم شرکت کردم. وقتی مرا به این مراسم دعوت کردند خیلی خوشحال شدم. فکر می کنم که یک شب خوب برای استقلالی ها بود. با توجه
عسل خاله : من خاله تنابنده نیستم!
داشت، بازی کردم. سرایدار همان خانمی بودم که به نقی گفت برود خانه شان برای نصیحت پسرش. چند سال تونه؟ 75 سال. عسل خاله شما بچه هم دارید؟ بله. سه تا پسر و سه تا دختر. شش تا نوه دارم و هفت تا نتیجه. پسر کوچکم کمک دستم است. تازه زنش دادم. ارسطو هم مثل پسرم بود. برای همین دوست داشتم زنش بدهم. همه پسرهای شیرگاه از من می خواهند برای شان زن بگیرم. (خنده)
حمید هما روایتگر زوج ماندگار سینما و تئاتر
ای و نسخه دیگر آن که چهار ساعت است. سجادی درگذشت این هنرمند را ضایعه ای جبران ناپذیر عنوان می کند: من از بیماری هما روستا خبر داشتم. اما فکر نمی کردم به این زودی این اتفاق بیفتد. امیدوار بودم بتواند سلامت خود را به دست بیاورد. فیلم حمید هما حالا با درگذشت هما روستا تبدیل به اثری ماندگار شده است که شاید کامل ترین و تنها فیلم موجود از زندگی این زوج هنرمند و تاثیرگذار سینما و
تدوینگر فیلم محمد رسول الله(ص): این فیلم شانس اسکار دارد/ مجیدی هیچ چیزی را به من دیکته نکرد
کنار مردم دیده است آن را افتخاری برای خود دانست و گفت: واقعا مردم جذب این فیلم شده بودند. خودم هم با اینکه فیلم را به فارسی دیدم جذب شدم و دوست داشتم لحظه دیدن فیلم فارسی صحبت کنم. وی درباره آشنایی اش با زبان فارسی اظهار کرد: قبلا چیزهایی یاد گرفته بودم اما به یاد نمی آورم، فقط می توانم تکرار کنم. این تدوینگر درباره مردم ایران و اینکه چه برداشتی از رقتار آنها طی روزهای حضورش
خاطره هاشمی از گوینده زن تلویزیون
و تلویزیون گویندگی اخبار بکند. من بارها به این منتقدان اعلام کردم الان زمان جنگ است و اگر مردان را به جبهه می فرستید باید بسیاری از کارهای دیگر را هم به زنان بسپاریم و نقش آنها را در جامعه پر رنگ کنیم. خلاصه اینکه این مساله به قدری بالا گرفت که خدمت امام رفتم و مساله را با ایشان مطرح کردم و از ایشان کسب تکلیف کردم. امام سکوت کرد و چیزی نگفت. دو هفته بعد امام به مناسبتی یک پیام مهم
در آستانه بی سرپناهی
آن ابا داشته باشد. مدام سرقت می کرد و وقتی ناراحتی پیش می آمد بچه ها را به باد کتک می گرفت. فاطمه خانم بعد از متواری شدن همسرش به طور غیابی از او جدا می شود و حضانت 6 فرزندش را به عهده می گیرد؛ وقتی دیدم بودن با او همه اش دردسر است و تن و بدن بچه هایم از کارهای او می لرزد ترجیح دادم که از او جدا شوم. هیچ وقت از او نفقه ای به من نرسید. همیشه یک سفره خالی داشتم و گاهی دسترنج کار خودم را از من می
پیرمرد تهرانی بهترین چایی دنیا را درست می کند
70 سال سن دارد و 28 سالی می شود که بعد از بازخرید شدن از شرکت پرسی گاز؛ چای فروشی می کند. با وجود آنکه 33 سال می شود همسرش را بر اثر بیماری از دست داده؛ اما بعد از فوت او هیچ وقت ازدواج نکرده و به تنهایی 5 فرزند یادگار از او را بزرگ می کند. در حال حاضر 4 فرزندش را سر و سامان داده و با یک پسرش در خانه ای اجاره ای نزدیک حرم، روبروی یک مسجد زندگی می کنند. می گوید مردم چایی هایش را دوست دارند چون
شهید همت: تا آخرین قطره خونم در راه حفظ و حراست از ارزش های انقلاب گام برمی دارم
نیافتم. بعد از پیروزی انقلاب وقتی در شهرضا مدارس بازگشایی شدند، با آنکه عاشق تدریس بودم و کار کردن با بچه های مدرسه را دوست داشتم، لیکن به علت غرق شدن در کارهای سنگین و طاقت فرسای انقلاب، مانند، تأسیس و راه اندازی کمیته دفاع شهری دیگر توفیق حضور در کلاس و تدریس را نیافتم، با خدای خود پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خونم در راه حفظ و حراست از ارزش های انقلاب، شبانه روز تلاش کنم، این شد که
هما روستا در روز تولدش درگذشت
برد. هما روستا، 4 مهرماه 1323 متولد شد. او که بازیگری و کارگردانی تئاترهای مختلفی را در کارنامه اش داشت همسر مرحوم حمید سمندریان، کارگردان نامدار تئاتر ایران بود. استاد سمندریان نیز سال 1391 از دنیا رفت. هما روستا در کارنامه هنری خود ایفای نقش در نمایش هایی همچون "باغ آلبالو" و "ازدواج آقای می سی سی پی" و همچنین بازی در فیلم هایی نظیر "پرنده کوچک خو شبختی" و "از کرخه تا راین
دام گروگانگیر اینترنتی برای دختران جوان
ارتباطمان شکل گرفت. باهم تلفنی حرف می زدیم تا این که او فریبم داد و به بهانه این که به من علاقه مند شده و قصد ازدواج دارد، از من خواست تصاویر شخصی ام را برایش ارسال کنم تا آن را به خانواده اش نشان دهد. من هم به خاطر اعتمادی که به او داشتم قبول کردم. چند روز بعد او عکس هایم را با فتوشاپ تغییر داد و برایم ارسال کرد. با دیدن این عکس ها شوکه شدم. او تهدید کرد اگر با او قرار حضوری نگذارم عکس ها را در
تارانتیو: آخرین فیلمم روایت فروپاشی یک کشور به خاطر نژادپرستی است
را که اسپیلبرگ می زند، مردم در دهه 90 می زدند و همچنین در سال های دهه 70. پس تو اصلا نگرانی نداری؟ نه به خاطر دلیل های به دردنخوری که تو گفتی. اگر سینما بروی و تمام فیلم های یک سال را ببینی اصلا نمی توانی 10 فیلم برتر را انتخاب کنی چون المان هایی که دوست داری در همه فیلم ها دیده ای. انتخاب 20 فیلم برتر راحت تر است. احتمالا هم بشود سالی یک شاهکار انتخاب کنی و من فکر نمی کنم
فقدان تنوع صدا و جهان بینی در داستان امروز
، منتقد ادبی و استاد دانشگاه، دکتر حمید عبداللهیان، منتقد ادبی و استاد دانشگاه، و محمدرضا گودرزی، نویسنده و منتقد، رمان بیوه کشی را نقد و بررسی کردند. در ادامه مشروح سخنان این سه منتقد می آید: داستانی پر از ترس و وهم و کابوس دکتر محمد دهقانی: رمان "بیوه کشی" داستان دختری است به اسم "خوابیده" که به ترتیب با هفت برادر ازدواج می کند (اسم ها در رمان بیوه کشی عجیب هستند) بعد
حرف های لومبتزی از آخرین تلاش ها برای مادر بودن در ایتالیا
می خوانید: تسنیم: خوشبختانه نمایشنامه شما به فارسی ترجمه شده است و من مشتاق بودم نمایشنامه را به انگلیسی هم بخوانم؛ چون تخصصی در زبان ایتالیایی ندارم. سنت بسیار مهمی که از فرهنگ ایتالیا برداشت می شود، توجه زیاد به ناهار هست، به خصوص در سینما و برای مثال آثار فدریکو فلینی. اما فیلمی که مرا به شدت با ناهار در ایتالیا آشنا کرده، آوانتی بلی وایلدر بود. دوست دارم بدانم ناهار در ایتالیا، و به
قالیباف: باید تئاتر را مردمی تر کنیم
تاثیر حضور افرادی چون داوود رشیدی و هما روستا در بنانهادن تئاتر نوین اظهار کرد: تئاتر ما در سال ها پیش با تقلید از غرب متولد شد. البته آثار اولیه ترجمه هایی صرف نبودند بلکه متناسب با شرایط و فرهنگ ایران تغییراتی در آن ها داده می شد ولی در هر صورت ترجمه محسوب می شد. نصیریان ادامه داد: بعد از آن و در اواخر دهه 30 بود که تعدادی از هنرمندان تئاتر که تحصیلات خود را در خارج از کشور به اتمام
از خواستگاری در پارک تا خالی کردن صندوق های صدقات توسط زوج شیشه ای
و با هم دست به سرقت می زدند. زن که از یکی از شهرستان ها به مشهد آمده و پس از ازدواج با همسرش دست به سرقت می زدند، درخصوص روی آوردن به سرقت گفت: دوساله بودم که پدر ومادرم را در حادثه تصادف از دست دادم. آن موقع نمی فهمیدم چه بلایی سرم آمده است. خدا بیامرزد عمه ام را. سرپرستی ام را برعهده گرفت و نگذاشت جای خالی پدرومادرم را احساس کنم. بیست سال گذشت. در این مدت چند خواستگار هم داشتم. عمه
محمد بنا: سکوت کرده بودم تا خدا حرف بزند
با توجه به راه هایی که بلد بودم طوری عمل می کردم که او را نگه می داشتم. بنا تصریح کرد: در حال حاضر هم 4 سنگین وزن خوب داریم و حتی کشتی گیران جوانی داریم که می توانیم به آنها میدان بدهیم، اما چون امسال فقط باید به فکر نتیجه باشیم تمرکز خود را روی باتجربه ها می گذاریم. وی درباره اینکه آیا او نیز اعتقاد به استفاده از علیاری در سنگین وزن دارد، گفت: او یک سال است که با من صحبت می
جهانیان اسلام درست را با محمد (ص) ببینند
برای گفتن ندارم، اما گاهی پیش می آمد که فیلم هایی از ایران به دستم می رسید یا در جشنواره ها از آن ها چیزهایی می شنیدم. اما به طور مستقیم دنبال دیدن آثار ایرانی نبودم. او همچنین درباره همکاری اش با مجیدی گفت: در ابتدا وقتی پیشنهاد همکاری با مجید مجیدی به دستم رسید اصلاً شناختی نسبت به او و کارهایی که انجام داده بود، نداشتم، اما این پیشنهاد از طرف دوستان دیگرم به دست من رسیده بود. در جمع
سکوت و تقدیم اجراهای روی صحنه به هما روستا
. بسیار از ایشان آموختم. زمانی که بسیار جوان تر بودم ایشان به من اعتماد کردند و نقش های مهمی را در نمایش های زمستان و سانتا کروز به من سپردند. هما روستا زنی بسیار پرقدرت، محکم و در عین حال مهربان، دوست داشتنی و صمیمی بودند. در آن زمان کار کردن با چنین کارگردانی برای من بسیار آموزنده بود.بهاره رهنما نیز درحالی که بغض گلویش را گرفته بود گفت: خانم روستای عزیز و زیبا! با صدا و شخصیت دوست داشتنی و هنرمند از شما بابت همه چیزهایی که به ما آموختید ممنونم و اجرای امشب را از صمیم قلب به شما تقدیم می کنیم و جایتان همیشه خالی خواهد بود. ...
پاسخ به سؤالات شرعی مخاطبان درباره مسائل تحصیلی براساس فتاوای رهبر معظم انقلاب
توانش را دارد ولو اینکه قبلا خلاف کرده است، اگر شرایط را داشته باشد، استخدامش مجاز است و حقوقی که می گیرد در قبال کار مجاز مانعی ندارد و حلال است. ادای دین نسبت به بیت المال بچه که بودم در کلاس اول ابتدایی وسایل هم کلاسی ها را برمی داشتم. الان که دبیرستانی هستم باید در رابطه با لوازم التحریرها چه کنم؟ لازم به ذکر است بعد از فهمیدن اینکه این کار دزدی است تمام سال ها عذاب وجدان
یک بازیگر زن: هم دنبال مجری گری هستم هم بازیگری
روشنک عجمیان، متولد 20 بهمن 1355 در تهران است. کودکی هایش را در محله های تجریش، دارآباد و دزاشیب گذرانده است. 19 سال است که بازیگری را به طور حرفه ای دنبال می کند و اولین تجربه حرفه ای او هم به سریال گوهر کمال عباس رنجبر در سال 76 بر می گردد. بعد از آن بازیگری را با فیلم و مجموعه های تلویزیونی زیادی به طور جدی دنبال کرد. وی در مقطعی به عرصه اجرا روی آورد و مسابقه هایی همچون پلکان و
عذاب ابدی
/> یک روزکه بسیار احساس خستگی داشتم برای اولین بار، بله برای اولین بار گوشی ام را برداشتم و بی هدف شماره ای گرفتم، مردی گوشی را برداشت او مانده بود که من کی هستم و من که تا به حال با نامحرمی بدون دلیل سخن، نگفته بودم، قلبم به مانند گنجشکی که در دستان کودکی اسیر باشد می تپید و عرق شرم بر پیشانیم خودنمایی می کرد. مِن ومِن کنان با او هم کلام شدم. آن مرد که متوجّه اضطرابم شده بود با نرمی و