سایر منابع:
سایر خبرها
خاطرات شنیدنی دانش آموز جبار باغچه بان / دردِدل های ناظم ناشنوای بازنشسته
تحصیلم را در آن مدرسه تمام کردم و توانستم مدرک ششم دبستان باغچه بان را کسب کنم. * ناظم سخت گیری بودم شهیدی به ناظم شدنش در مدرسه باغچه بان اشاره می کند و می گوید: چند سال بعد و زمانی که دیگر بزرگ شده بودم، باغچه بان از من خواست که به عنوان ناظم در مدرسه اش کار کنم و من هم پذیرفتم. وی ادامه می دهد: من ناظم سخت گیری بودم ولی سعی می کردم که دوست بچه ها نیز باشم؛ بلاخره
می خواستم بنیاد جامعه را زیر و رو کنم
زندگی من و امثال من بدانند گفته ام. حتی کوچک ترین چیزهایی که بین ما گذشته بود. حتی شوخی ها و متلک ها، همه را گفته ام و نوشته ام. دیگر چیز تازه ای نیست که بگویم... . همه جا گفته شده که انور خامه ای متولد 1295 است اما خودش می گوید که شناسنامه اش را چند سالی کوچک تر گرفته اند و متولد اوایل دهه 1290 است. یعنی حداقل صد سال دارد. بعد از آزادی از زندان و بریدن از حزب توده به آلمان می رود. آنجا درس
آیا خودروسازان مهره مار دارند؟
کارخانه شان با خودروهای تولیدی شیفت صبح و خودروهای تولیدی شیفت عصر متفاوت است و به همین دلیل مشتری پس از خریدن خودرو با این پرسش روبه رو می شود که: ماشین شما خوب از آب درآمد؟ پرسشی کاملاً منطقی که حتی اگر هم از سوی دیگران پرسیده نشود از سوی صاحب خودرو در پاسخ به احوالپرسی دیگران به زبان می آید که: خدا را شکر ماشین خوب از آب درآمد! به راستی این چه کالایی است که تا نخری، سوار نشوی و به اصطلاح چندین
پل جدید افغان ها برای رسیدن به اروپا
کنند که نیازهای ثانویه شان تأمین نمی شود. البته نیازهای اولیه آنها در 30 سال گذشته فراهم بوده است، بچه هایشان مدرسه رفته و امنیت داشته اند و ... اما خدمات ثانویه ای که نیاز دارند مثل دسترسی به شغل مناسب و... نداشته اند و آنها به رفتن تصمیم گرفته اند. ما گزارش هایی داریم، کسانی که در ایران هستند و حتی رفاه نسبی هم دارند و جزو گروه های مختلف اجتماعی هستند، قصد مهاجرت کرده اند و حتی کسانی را داریم
از زیر آب تا نوک کوه!
دوست دارم در زمان سفر کنم. مثل فیلم ها! عکس هایش از یک سالی به بعد همه 2نفره می شود؛ همه چیز را 2نفری با هم تجربه می کنند. سیدحسین میر و اکرم شاه قلیان زوجی به شدت دوست داشتنی هستند. می پرسم چه سالی ازدواج کردید؟ ازدواجتان حاصل سر به زیری بود یا سر به هوایی؟ می گوید: سال 1388ازدواج کردیم. من همسرم را با چشم باز و از روی منطق انتخاب کردم . درباره شباهت شان می گوید: اوایل اینطور نبود
این عشق جهانی است
چه اینکه حضرت امیرالمومنین امام علی(ع) تنها امام شیعیان نیست. او آمد تا همه انسان ها را در هر دوره ای از تاریخ و هر سرزمینی تا رسیدن به سعادت هدایت کند. اما باید با همه ارادتت باورش کنی تا سعادت حقیقی را درک کنی و بچشی. ما را نمی رسد جز آنکه علی(ع) را دوست بداریم و به او عشق بورزیم، چه او جوانمردی است بس عالیقدر و بزرگ نفس، از سرچشمه وجدانش خیر و نیکی می جوشید و از دلش شعله های شور و حماسه زبانه می زد ؛ این جملات فقط بخشی از نوشته های کارلایل، فیلسوف بزرگ انگلیسی است. اینطور است که 14قرن دانشمندا ...
تربیت شهروند خوب در مدرسه زندگی
سطح مدرسه تقسیم نمایند و محیط مدرسه را مبدل به محیطی مناسب برای فعالیت و مشارکت دانش آموزان، معلمان و والدین کنند. **اردوهای تربیتی فرصتی آزادانه برای یادگیری فنون شهروندی دکتر کوشکی این متخصص اهل فن بر کمک گرفتن از فرصت فعالیت های کلاسی در مدرسه برای تربیت شهروند خوب تاکید داشته ومی گوید: معلمان می توانند در کلاس درس، از طریق دخالت دادن دانش آموزان در تصمیم گیری ها و استفاده از روش های تدریس و
ورود 60 هزار افغان به ایران فقط در یک ماه/ هدف؛ رسیدن به اروپا
هایی مثل دسترسی به شغل و جایگاه خوب اجتماعی متناسب با تحصیلات شان وجود داشته است؛ از طرف دیگر با توجه به مشکلات کمبود شغل و کار و بالا بودن نرخ بیکاری در ایرانی ها، به طور طبیعی اولویت با ایرانی هاست به ویژه در پست های تخصصی تر و به همین دلیل مهاجران احساس می کنند که نیازهای ثانویه شان تأمین نمی شود. البته نیازهای اولیه آنها در 30 سال گذشته فراهم بوده است، بچه هایشان مدرسه رفته و امنیت
تغییر در کادرفنی استقلال اهواز/کمیته انضباطی در انتظار 4 بازیکن خاطی
غلامی تاکنون 27 میلیون تومان از باشگاه دریافت کرده است و 20 درصد از مطالبات آقای سالارزاده هم پرداخت شده است. غلامی صبح پنج شنبه آپارتمانش را دید و قرار بود که روز شنبه قرارداد آن بسته شود و حتی با من تماس گرفت که آپارتمان را دیدم و خوب است و قرارداد آن را ببندیم ولی بعد عصر پنج شنبه سر تمرین حاضر نشد. به هر حال یک بازیکن که نباید این همه توقع داشته باشد. این نفرات در هتل هدیه اهواز زندگی می
شیطنتی که باعث سوختن ریش فرمانده شد
. این بچه ها دیگر نمی توانستند رضایت دهند که زود آزاد شوند و این تصور را داشتند که ممکن است آزادی شان به ضرر کشورشان تمام شود. غذایمان 9 قاشق برنج بود آنها حتی برای زیباتر جلوه دادن فضای اردوگاه اسرا پشت اردوگاه خواستند مدرسه بسازند. همین طوری هم هر روز خبرنگارها می آمدند و فیلم و عکس می گرفتند. یک حوض آبی در محوطه اردوگاه ساخته بودند و چند ماهی هم داخل آن انداخته بودند و حوض
گفت وگو با طلبه هایی که در اعتراض به توافق هسته ای مقابل مجلس تحصن کردند
طلبه متحصن از کی به اینجا آمدید؟ از روز دوشنبه صبح همراه همسرم که طلبه است و سه فرزندم به اینجا آمدیم تا اعتراض خود را نسبت به برجام و توافق این گونه نشان دهیم. چرا مجلس را انتخاب کردید؟ نظر همسرم بود که اینجا متحصن شویم زیرا مجلس برجام را بررسی می کند و اگر مجلس آن را تایید نکند ما تن به این برجام ذلت بار نخواهیم داد. ما هم آمده ایم به نمایندگان بگوییم که
8 ساعت زیر تیغ آفتاب، بدون محدودیت سنی +تصاویر
خلیج فارس: هشت ساعت کار در روز، بزرگ و کوچک هم ندارد، هر کسی هر چقدر کار کند، پول درمی آورد. به گزارش خلیج فارس به نقل از ایسنا؛ کارگری در کوره های آجرپزی برای آماده کردن یکی از سنتی ترین مصالح ساختمانی ایران که اتفاقاً اصلاً هم ایمن نیست و موقع زلزله می تواند به تنهایی عامل خسارت جانی باشد، هنوز ادامه دارد. این داستان یک شغل است. هشت ساعت کار زیر تیغ آفتاب، بدون بیمه، بدون قرارداد های ثابت، و بدون محدودیت سنی. با تنفس مدام بخار گازوییل و ذرات سبک خاک رس توی هوا. اسم من بهزاد است. تابستان که تمام شود برمی گردم قزوین برای اینکه به مدرسه بروم. چهار ماه در سال اینجا کار می کنم، از اردیبهشت تا آخر شهریور. کلاً در روز هشت ساعت بیشتر کار نمی کنیم، ولی هرچه بیشتر کار کنیم پول بیشتری درمی آوریم. پدرم در شال (شهری در نزدیکی تاکستان) کار می کند؛ من هم اینجا با مادربزرگم هستم. از ساعت پنج صبح که هوا خنک است شروع می کنیم. الان هم که ساعت هشت شده می خواهم برگردم پیش مادربزرگم که صبحانه بخورم، ولی کسی را به خانه مان راه نمی دهم، چون ما تنها هستیم. من 36 سال دارم و دو تا هم نوه دارم. ما زود ازدواج می کنیم چون از چهل سالگی به بعد زندگی روی سر پایینی است و آدم باید تا وقتی که جوان است و انرژی دارد زن بگیرد و زندگی کند. ما دخترهایمان را هم زود شوهر می دهیم که تا جوان هستند و حوصله دارند زندگی شان را راه بیندازند. من خیلی سال است که توی کوره کار می کنم، دستم را ماشین همین کوره برده است و حالا برای همین تمام سال را اینجا می مانم و وقتی کوره کار نمی کند هم اینجا نگهبانی می دهم، اما بیمه ندارم، چون اتباع خارجی را بیمه نمی کنند. درآمدم شکر خدا خوب است، آدم باید به چیزی که درمی آورد راضی باشد. اسمم خدیجه است، لباس کار را پوشیده ام که بروم سر کارم. ما آجرهایی را که کنار هم چیده شده اند روی هم می چینیم و می شماریم. هرچه بیشتر آجر بزنیم بیشتر پول درمی آوریم. من هنوز مدرسه نمی روم، شاید امسال که به قزوین برگردیم، بروم مدرسه. این ها خانه هایی است که کارگرهای افغانی کوره آجرپزی در آن ها زندگی می کنند. این خانه ها از همان خشت هایی ساخته شده است که خودشان می سازند. عمرشان بیشتر از 30 سال است. از سال 1350 تا الان همین شکلی که هستند، مانده اند. می گویند این خانه ها چون خشتی هستند مقاوم ترند و در سرما و گرما، دما را حفظ می کنند. تا همین چند سال پیش کوره های آجرپزی رونق بیشتری داشتند. هر کدامشان بیشتر از 200 کارگر داشتند. می گویند خشت زن ها بیشتر کُرد بوده اند و با زن و بچه چند ماهی به اینجا می آمدند و خانوادگی کار می کردند، گل رس را قالب می زدند و بعد خشت ها را روی شکمشان می کشیدند و می گذاشتند که خشک شود. حالا دستگاه نیمه اتوماتیک خشت زنی آمده است که خودش گل را قالب می گیرد و خشت بیرون می دهد؛ نتیجه اش کم شدن تعداد کارگرهاست و سریع تر شدن خشت زنی. وقتی خیلی خیلی بچه بودم از افغانستان به ایران آمدیم. من حتی درست آن روزها را به یاد ندارم. 30 سال است که اینجا زندگی می کنم، هشت بچه دارم، دو تا دختر بزرگم ازدواج کرده اند باقی شان هنوز کوچک هستند، این ها که کار نمی کنند، اینجا می چرخند و بازی می کنند، حالا یک وقتی هم کمک می کنند. یکی از دخترهایم هم نامزد کرده است، پسرم دوست ندارد که از من عکس بگیرید؛ ولی عکاس ها برای اینکه از بچه هایم عکس بگیرند زیاد اینجا می آیند. اینجا فقط سه - چهار ماه کار می کنیم، وقتی برگردم قزوین دوباره باید بروم مدرسه، امسال می روم کلاس پنجم. امسال را که درس بخوانم دیگر به مدرسه نمی روم. دوست ندارم هفت صبح بیدار شوم و تا ظهر در مدرسه بمانم، پدرم هم می گوید همین قدر که سواد داشته باشم بس است دیگر. بعد از مدرسه می خواهم همین طور از صبح تا شب توی خانه بمانم و تلویزیون ببینم. اینجا کارگری می کنیم دیگر، از چی ما می خواهی عکس بگیری؟ چند ماه پیش یک عکاس آمد از ما عکس گرفت بعد عکس ها را توی اینترنت پخش کرد، همه فامیلمان عکس ما را توی موبایل هایشان داشتند و به ما می خندیدند. اصلا دوست ندارم عکسم را بگیری که ببری چاپ کنی توی اینترنت، من خودم عکس هایمان را توی کامپیوتر پسرخاله ام دیده ام ، اگر از ما عکس بگیری همه به ما می خندند. روزی 30 - 40 هزار تومان درمی آورم. آجرها را می چینم و می شمرم و علامت می گذارم. همه پول ها را به پدرم می دهند، پدرم هم آخر سر روزی پنچ هزار به من می دهد که برای خودم باشد. خانه مان در همین شال است. سه - چهار ماه سال را اینجا آجر می زنم، باقی سال را هم کارهای دیگر می کنم؛ باغبانی و این چیزها. ولی خوب با همین درآمد کارگری هر شش تا بچه ام را فرستاده ام دانشگاه آزاد، اینجا دانشگاه دولتی نداریم، فقط پیام نور هست و دانشگاه آزاد، حالا این پسر از همه کوچکترم فقط توی خانه مانده است، این هم سال دوم حسابداری است. درسش که تمام بشود می تواند برای خودش یک کار حسابی پیدا کند، اما فعلاً تابستان ها با موتور می آییم اینجا که آجر بچینیم. روی هم رفته دوتایمان 60 - 70 هزار تومان در روز کار می کنیم. پنج صبح که هوا خنک است می آییم تا ساعتِ یک کار می کنیم؛ بعد دیگر نمی شود اینجا ایستاد، برمی گردیم خانه مان. 40 سال است که کارگری کرده ام ولی بیمه ندارم، اگر بیمه داشتم حالا 10 سال بود که باید بازنشسته شده بودم. بیشتر از 30 سال است که اینجا کار می کنم. وقتی از افغانستان آمدیم، آنجا جنگ بود، حالا هم جنگ است. دیگر تمام خانواده و زندگی ما اینجاست. دخترانم را ایجا شوهر داده ام و پسرهایم اینجا زن گرفته اند؛ الان دیگر نه کسی را در افغانستان دارم و نه جایی را می شناسم. خدا را شکر اینجا امن است، خودمان و بچه هایمان اینجا امنیت داریم. زندگی مان هم می گذرد. ما کارت داریم یعنی می توانیم اینجا بمانیم و کار کنیم، اما باز هم هر چند وقت که برای سرکشی می آیند چند نفر را می برند بعد دوباره ولشان می کنند. حالا البته کارگرها کمتر شده اند. زمانی تمام این دور و اطراف کوره بود و در هر کدامشان هفت - هشت خانواده زندگی و کار می کردند حالا بیشتر کوره ها تعطیل شده است یا ماشینی شده اند و کارگرها را کم کرده اند، هر کجا بروید دو - سه خانواده بیشتر باقی نمانده است. در تاکستان هنوز بیشتر کوره های آجرپزی حفره ای هستند، در حالی که کوره های تونلی مصرف سوختشان کمتر است، چون درآمد کوره آن قدر ها زیاد نیست و هزینه ها هم بعد از هدفمندی یارانه ها بیشتر شده است. کوره دارها نمی توانند کوره هایشان را به روز کنند. نمونه های دیگری هم از کوره های آجرپزی در دنیا هست که از فناوری های روز استفاده می کنند و در زمینی با وسعت کمتر در سوله ای که تمیز است و خبری از گرد وخاک رُس در آن نیست آجر درست می کنند، بازدهی شان هم چهار برابر روش های سنتی است. اما تا به حال از چنان فن آوری هایی در ایران استفاده نشده است. مصالح سنتی مثل آجر خشتی را بیشتر در معماری روستاها استفاده می کنند، اما گاهی می شود که حتی همین آجرها هم فروش نمی رود و کوره دارها مجبور می شوند چند روزی کار را تعطیل کنند تا آجرها انبار شده روی زمین فروش برود. بیشتر کارگران افغانی که امروز در کوره های آجرپزی زندگی می کنند نسل سوم مهاجران هستند، اما هنوز خیلی چیزها را از ملیت اصلی شان نگه داشته اند. از جمله اش این همه رنگ در خانه و گهواره ای که در همه اتاق ها می شود شبیهش را دید. هیچ کدام از این خانواده ها کمتر از چهار بچه ندارند. خدا را شکر زندگی ما خوب است. هرچقدر کار کنیم همان قدر پول درمی آوریم. در ماه هایی هم که کوره تعطیل می شود در قزوین کارگری می کنیم، هر کاری که پیش بیاید ولی بیشتر بنایی است. اینجا هم خدا را شکر زندگی مان خوب است، اگر بچه هایمان مریض بشوند در شال درمانگاه رایگان هست، اما برای رفتن به تاکستان و قزوین باید ماشین گرفت. زندگی همین است دیگر، آدم باید راضی باشد و چشمش به دست خدا باشد. ...
روایت سردار از سرزمین مجاهدت های خاموش
داشتیم که بعداً به او می گفتند کریم دیکتاتور. او هم از بچه های ابوشریف و ابووفا بود که در فلسطین دوره دیده بودند و الگوهای آموزشی شان بسیار خشن و سخت بود. معتقد بودند خشونت جرأت و شهامت می آورد. مثلاً برای آموزش در بندر انزلی رفتیم و همه ما را در ماسه های کنار دریا به خط می کرد و بعد می گفت چرا منظم نیستید؟ اگر تا دو دقیقه دیگر منظم نشوید، زانوی هر کسی را که دو سانت بیرون ایستاده باشد با تیر می زنم
باید نسبت به فقر دیگران احساس مسئولیت داشت
به گزارش خبرگزاری پانا، علی الهیاری در مراسم نمادین جشن عاطفه ها که در مدرسه معلم برگزار شد، اظهار داشت: اگر بتوانیم درس انفاق و مهربانی را به دانش آموزان آموزش دهیم کار مهمی انجام داده ایم. مدیرکل کمیته امداد فارس با بیان اینکه فقر مشکل فقط فقیران نیست و نباید از کنار فقر دیگران بی تفاوت عبور کرد، افزود: تمرین توجه به فقر و محبت می تواند ما را در کمک به همنوعان و دوستان نیازمندان یاری دهد
فردگرایی و تأثیر آن در سست شدن پیوندهای عاطفی خانواده
احساس در غربت بیشتر دامن می زند. عباراتی چون در خارج بچه ها دیگر مال آدم نیستند یا در خارج آدم بچه هایش را از دست می دهد در رابطه با همین مسأله گفته می شود. بحران هویت خلقیات ، عادات و آداب و رسوم که هویت انسان را تشکیل می دهد، با گذشت زمان ریشه های عمیق تری می یابد. این عادات و آداب که ریشه در زندگی جمعی و روابط خانوادگی و قومی ما دارد، در مهاجرت دچار بحران می شود. توضیح این که پس از
آتش بسِ جنگ خواهر و برادری
شان بازی کنند. پس گرچه شما و همسرتان دور از چشم بچه ها در مورد همه ریزه کاری های تربیتی و بایدها و نبایدها توافق می کنید اما اجازه دهید برخی محدودیت های خانه را پدر وضع کند. به فرزندتان با حرف و عمل آموزش دهید بعد از گذشت زمان معینی می تواند آنچه در آرزویش بوده را داشته باشد و برخی از این نصیحت ها را از زبان پدر خانواده مطرح کنید. خبرچین تربیت نکنید فرزند بزرگ تر به اندازه
انگین آکیورک: به زودی به ایران می آیم
بازیگر شدن درس بخوانم. یعنی فکر نمی کردم یک بچه 16،17 ساله آنقدرها واقع بین باشد. هیچکس در آن سن واقعا فکر محکمی ندارد. نهایت اینکه بعد از دانشگاه تصمیم گیرنده بهتری می شویم. چتین آلتان، یکی از نویسندگان و سیاستمداران مطرح ترکیه در این باره جمله خوبی دارد و می گوید: ترکیه یعنی کشور بدون حرفه. من در دانشگاه می خواستم در رشته ای تحصیل کنم که بیشتر برایم جذاب باشد؛ حتی بیش از ادبیات یا تاریخ
چشم هایی که به جای گوش ها می شنوند
دانشگاه می روند و چون این آموزشگاه دو رشته گرافیک و نقاشی دارد، در همین رشته ها در دانشگاه تحصیل می کنند. اکثر فارغ التحصیلان ناشنوا بیکار هستند این معلم دینی و قرآن اضافه کرد: نگاه به این بچه ها نسبت به 20 سال پیش خیلی فرق نکرده است. نگاه زمانی فرق می کند که وقتی درس شان تمام می شود بتوانند کار پیدا کنند، اما الان این اتفاق نمی افتد و بچه ها اکثراً بیکار هستند و به ندرت پیش می آید
رامبد جوان یکی از مهمان های خندوانه را با کمربند تهدید کرد!
شناسم. توسط رامبد به یک گروه ایده پردازی 30 نفره دعوت شدم و از آنجا کارمان شروع شد. بعد من سریال گوشه دل تهرون را برای رامبد جوان نوشتم که همه قسمت هایش از صبح تا شب عید پخش شد. یعنی از صبح ساعت 10 تا لحظه تحویل سال در یک روز پخش شد. بعد از آن رامبد ایده خندوانه را مطرح کرد و من هم به عنوان یکی از اعضای گروه ایده پردازی به پروژه دعوت شدم. گفتند ما عاشق شیراز شدیم بحث ما و
حیف شد که نیلسون از پرسپولیس رفت
کردیم در داخل کشورمان بازی می کنیم. همه تمام تلاش خود را می کردند تا ما قهرمان شویم. بعد از بازگشتتان از وزارت ورزش کسی به استقبال نیامد؟ هیچ کسی حضور نداشت. فقط قرار است روز چهارشنبه با حضور مسئولان وزارت ورزش از ما تقدیر کنند. پیشنهاد خارجی داشته ای؟ زمانی که مربی مان اسپانیایی بود پیشنهاد داشتم اما شنیدم که مبالغ قرارداد مانند ایران است. زمانی که در
8 نفرت انگیز ، روایت فروپاشی و نژادپرستی
شهر ، حال بچه ها خوب است یا درس آموزی حرف بزنیم یا نه؟ همین طور فیلم یادداشت هایی بر یک رسوایی و فیلومنا . نصف فیلم های کیت بلانشت همین طوری هستند، همه فیلم هایش شبیه به فیلم های هنرنما هستند. نمی گویم فیلم های بدی هستند اما فکر نمی کنم فیلم هایش عمر مفیدی داشته باشد. اما فیلم های مشت زن و حقه بازی امریکایی را می توان تا 30 سال دیگر هم دید. این طوری فکر می کنی؟ ممکن است
قائمیان: با بانک های دیگر در رقابت نیستیم
مهندس را قبول داریم؛ درصورتی که اگر بقیه رشته ها را هم قبول داشته باشیم بچه های باهوش در رشته بانکداری تحصیل خواهند کرد ولی آن ها ترجیح می دهند مهندسی بخوانند. . اگر به موضوع خودمان بازگردیم. ما به این دستگاه می گوییم خودبانک؛ یعنی دستگاهی که خودش یک بانک است. در ابتدا بانکداری را در دنیا به سه قسمت تقسیم می کنیم؛ بانکداری بر اساس شعبه که قدمتش به 100 سال پیش می
نقشی در 40 هزار دلار ریوالدو ندارم/نه قهر می کنم نه استعفا می دهم
ربط دارند و بچه های ایرانی هم مشکل دارند و قرار شده فردا با مدیرعامل باشگاه صحبت کنند. ما بازیکنان خارجی را برای شان پول گرفته ایم ولی باید امکانات و شرایط را فراهم کنیم تا بتوانند کیفیت خود را نشان بدهند. سرمربی استقلال ادامه داد: ریوالدو از سری آ برزیل بود و مگویان و کرار هم امتحان پس داده اند. پرو پئیچ هم با اینکه بچه اش به دنیا آمد و نتوانست به کشورش برود مشکل روحی پیدا کرد. ما نقاط
با زندگی روتین و مجردی مهرانه مهین ترابی آشنا شوید!
. بیشتر دوست دارم وقتی مسافرت می روم در یک هتل باشم و یک رفاه نسبی را داشته باشم، چون به نظم خیلی اهمیت می دهم. آخرین سفر داخلی که رفتید کجا بوده؟ و برای سفر داخلی کدام منطقه ایران را بیشتر ترجیح می دهید؟ آخرین سفر من به شمال کشور و رامسر بوده. دیوانه اصفهان هستم با تمام وجودم می گویم که به شدت عاشق اصفهان هستم و بعد از آن شیراز، خیلی زیاد این دو شهر را دوست دارم. کدام
امروز ناشنوایان را بشنویم
ناشنوا در کلاس درس حاضر می شود، به جای تمام افرادی که در آن جمع حضور دارند، صحبت و گفته های آنها را برای شخص ناشنوا ترجمه کند. بنابراین کار مشکلی انجام می دهد. کشورهای دیگر، این مشکل را چگونه بر طرف کرده اند؟ در بیشتر کشورها، هزینه رابط از سوی آموزشگاه یا وزارت آموزش و پرورش تامین می شود، اما متاسفانه در کشورمان، هزینه رابط به عهده فرد ناشنواست و خیلی از آنها قادر به تامین چنین
به مناسبت روز بتمن ؛ نگاهی به زندگی شوالیه 80 ساله
تلویزیونی دهه ی 60 نام گرفت. بعد از آبروریزی های بتمن در سریال شبکه ی ای.بی .سی، دنیس اُنیل، نویسنده و نیل آدامز، نقاش تلاش بسیاری کردند تا بتمن را از خاله زنک بازی های آن سریال دور کرده و او را به ریشه های جدی تر و تاریک ترش برگردانند. اگرچه تصمیم آنها برای تبدیل بتمن به انتقام گیر تاریک شب داستان های این کاراکتر را در مسیر درستی که امروز آن را می شناسیم قرار داد. اما ظاهرا مردم هنوز عاشق
90/ وزیر شدن محمد دادکان آخر و عاقبتش حمام فین است
خواهد کرد. (می خندد) چه دلیلی دارد که شما یک پیروزی ورزشی را به ایرانیت یا اسلامیت گره بزنید؟ عده ای تلاش می کنند پیروزی را به ایرانیت گره بزنند مثلاً می گویند بچه های ایرانی، یوزپلنگ ایرانی و... این ها نژاد پرستی است و عده ای هم تلاش می کنند پیروزی را به اسلامیت گره بزنند یک مسابقه ورزشی صرفاً یک مسابقه ورزشی است و بس! 90: مگر اشکال دارد به میهن دوستی و اسلام دوستی بپردازیم؟ اشکال
بنیاد در آینه مطبوعات
جوانمرد روز یکشنبه 7 مهر رسید. طبق معمول هر روز، ساعت 7 صبح کلاسی در محل حزب جمهوری اسلامی برای اعضا گذاشته بودیم. یادم هست که شهید هاشمی نژاد درس آن روز خود را در زمینه مباحث اخلاقی، اعتقادی و سیاسی بیان کردند. اما همزمان با این کلاس، اتفاقی مقابل دفتر حزب در حال رقم خوردن بود که ما از آن بی اطلاع بودیم. جلوی در ورودی جوانی به نام هادی علویان تلاش می کرد که وارد حزب شود. این جوان قبلا مدتی در
در امتداد ارس.../بیتوته درامام زاده یعقوب.../بخش پنجم
گذاشتم تا سروصورتم تازه شود. بعد هم تا آن جا که توانستم آب خوردم. آب، این آب گوارا و خنک که یک آدم تشنه قدرآن را به خوبی می داند. داخل ساختمان کوچک امام زاده شدم تا فاتحه ایی بخوانم. نام امامزاده یعقوب بود که دراصل امامزاده هم نبود. آن چه که اززبان پیرمردخادم شنیدم این بود که ایشان یکی ازشاگردان امام جعفرصادق بوده وبه خاطرکرامات و دانشی که داشته مردم چون امام زاده اورا زیارت می کنند و
سونامی ثبت نام راه نمی اندازیم
می شود. مشکل آخر هم عملیات روانی جریان های مخالف اصلاحات است که بعد از پیروزی سال 92 بیشتر هم شده است. آنها از آن زمان هوشیارتر شدند و جدی تر کار می کنند. در واقع آنها نیز از تجربه 92 درس گرفتند؟ بله. با ابزارهایی که دارند سعی می کنند تفرقه ایجاد کنند. متاسفانه اقطاب سیاسی ما در اجماع حول منافع ملی کم تجربه اند. ما در سامان سیاسی مان با مشکلات بسیار جدی مواجه هستیم. اجماع