سایر منابع:
سایر خبرها
همه اقوام می خواهند خود را در سینما ببینند/ خاکریزها فتح شده اند
مرزهای جغرافیایی ژنرال ها را بگذارید نه صفر سربازها را. من دوست دارم فیلم خودم را بسازم. من در منطقه ای از آسیا زندگی می کنم که برای همه دنیا مهم است. حتی برای جشنواره هایی که برای رفتن به آنها سر و دست می شکنیم. طرف از آن طرف دنیا به دلیلی آمده است اینجا، آن وقت نرفتن و بها ندادن من چه دلیل شبه روشنفکری احمقانه می تواند داشته باشد؟ بگذارید روان تر سخن بگویم اگر امروز صدای خرد شدن استخوانی در حوزه
خاطرات غرضی از پیش و پس از انقلاب: رفتم اوپک دعوا راه انداختم که تولید 24 میلیون بشکه نفت زیاد است
اصفهان حدود 90 نفر بودند که دستگیر شدند. من با آنها رفیق بودم و هنوز هم هستند، آنها می گفتند که روز 30 تیر ما ساعت 10 صبح آمدیم لاله زار و زمانی که که ماشین آب پاشی به ما رسید همه فرار کردیم اما وقتی ساعت 12 مسلمانان آمدند شهید شدند و عقب نشینی نکردند. یک تفاوتی هست بین کسانی که می توانند سرباز گیری بی انتها داشته باشد و کسانی که نمی توانند حتی یک سرباز هم داشته باشند. سرود بله کتاب
محجوب: بسیاری به کتاب های چاپ شده اطمینان کافی ندارند/ ماجرای درخواست حسین نصر از دفتر فرح برای جلوگیری ...
همه کتاب هایمان را دوست دارم اما کتاب های بازرگان و کتاب راه طی شده او مرا متحول کرد. بهترین خاطره تان در طی این سال ها چه بوده است؟ زمانی که شهید مطهری به من گفت حق التالیفی که ما به او می دهیم هزینه سه سال زندگی او را می دهد. یک بار هم برای دادن حق التالیف آیت آلله طالقانی بعد از انقلاب به دیدن او رفتم و می خواستم 10 درصد حق التالیف او را که معادل 600 هزار تومان می شد به او
پدرم بلورفروش بود/ هم بلال فروخته ام هم آلبالو و باقالی
تلویزیون پخش می شدند، جاذبه های زیادی را برای من به وجود می آوردند و همه اینها توامان در ما شکل گرفت و بعدها شکل جدیدتری به خودش گرفت. *اجازه دهید از قبل تر شروع کنیم. شما در کبودر آهنگ همدان به دنیا آمدید ولی بعید می دانم آنجا را به خاطر داشته باشید. - اتفاقاً خیلی از آنجا خاطره دارم و همچنان در حال تردد به آنجا هستم. *ولی فکر کنم در دوران کودکی، یعنی همان سه تا
گفتگو با ایرانی زندانی در مالزی
آنکه تحصیلاتم به پایان رسید یک صرافی راه انداختم. به جز من فقط دو، سه ایرانی دیگر در آنجا صرافی داشتند و اوضاع کاری خیلی خوب بود. در کنار این کار من موسسه کرایه اتومبیل داشتم. سعی می کردم از همه وقتم برای کار کردن استفاده کنم. همه چیز در آنجا خوب بود تا اینکه پای قاچاقچیان مواد مخدر به مالزی رسید.ورود قاچاقچیان به مالزی چه تاثیری در زندگی تو داشت؟آنها چند ایرانی بودند که از ایران به مالزی شیشه قاچاق
فرماندهان ارتش پس از انقلاب چگونه انتخاب می شدند
شدم، با برخورد خوب او روبرو شدم. در آن جلسه هر قدر خواستم مسئله را باز کنم دیدم زود است. چند کلمه ای بیشتر درباره اوضاع روز صحبت نشد. ایشان با همه فرماندهان دوست بود، و رده های بالا هم به او علاقه مند بودند. خداحافظی کردم و رشته کلام را به دست دوستم سپردم. گفتم باقی با شماست اما خود من هم با شما در تماس خواهم بود. به خیال خودمان برای ارتباط آغاز خوبی بود ولی به دلیل حجم فعالیتها ملاقات های بعدی
پایان اکران های جشنواره سی و سوم و آغاز لحظه شماری برای اختتامیه
خیابان ولی عصر شکل گرفت در ابتدا که فیلم نامه را خواندم قرار بود نقش دیگری را ایفا کنم اما به صلاح دید آقای افخمی این نقش عوض شد خیلی دوست داشتم که جلوی دوربین افخمی باشم و رفتارهای او را به عنوان کارگردان از نزدیک مشاهده کنم. - مرجان شیرمحمدی درباره حضورش در فیلم های بهروز افخمی گفت: طبیعی است که من هم مثل همه بازیگران دوست دارم با کارگردانان بزرگ کار کنم سال گذشته هیچ پیشنهادی از کارگردانی
روایت ماجرای 12 شبانه روز شکنجه در قتلگاه شیراز
کرده و نسبت به امام توهین هایی روا داشته است. سخنگوی جامعه روحانیت مبارز گفت: فردای آن روز به همراه امام جمعه وقت اصفهان خدمت حضرت امام رسیدیم؛ بنده که پایین پای حضرت امام نشسته بودم، کنده پای راستم را به قصد شفاعت قیامت به کنده پای راست امام (ره) گذاشتم؛ و گزارشم را ارائه دادم؛ امام جمعه من را معرفی کرد و گفت "این آقا احمد سالک است " که امام فرمودند "نیازی نیست؛ من ایشان و سوابق ایشان را
قُل حاج اسماعیل: برادرم مظلومانه تشییع شد/ خانه به دوشی خانواده شهید مدافع حرم
می روم و خودم با شما و پدر و مادر در تماس خواهم بود. خبر شهادت مردم کوچه و بازار می گفتند حاج اسماعیل در سوریه شهید شده است. هیچ کدام از اعضای خانواده خبر موثقی نداشتیم. شماره ی تماسی هم از او نداشتیم. یک روز در خانه ی خودم بودم که پدر زنگ زد بیا خانه کارت دارم. به در خانه ی پدر که رسیدم و پارچه مشکی را دیدم، متوجه شدم خبر واقعیت داشته و اسماعیل به آرزویش رسیده
زندان قبل انقلاب دانشگاه ما شد
و در رشته اقتصاد قبول شدم و به ادامه تحصیل پرداختم. زندان و تلخی های آن به همراه بازجویی های سنگینی که داشتید تغییری در روند مبارزه تان ایجاد نکرد؟ نه. زمانی که شما به حقیقتی می رسید دیگر نمی توانید مثل کبک سر به زیر برف ببرید و آن را ندید بگیرید. ما به این یقین رسیده بودیم که کار این رژیم فاسد تمام است و باید از میان برداشته شود تا مردم بتوانند در زندگیشان آنطور که دوست
دلایل شایستگی یک کتاب/ ساختارشکنی گفت و شنود در کتاب گفت وگو با مسعود سعد سلمان / ادبیات فانتزی و اغراق ...
جزو آن دسته از مخاطبانی باشید که به ادبیات فانتزی و اغراق آمیز علاقه دارند، مطمئنا این مجموعه یکی از مناسب ترین گزینه های پیش روی تان خواهد بود و خواهید پسندید. چرا که زارعی سعی خودش را کرده تا سبک نوشتاری اش را در تمام سیر داستان ها پیش بگیرد و حفظ کند. البته شاید بد نباشد در وانفسای این همه واقعی و ساده بودن، کمی تغییر ذائقه بدهیم و مثلا قورباغه ای در پشت گلدان باشیم، یا حتی اصغر آقای کارمندی که
طالبلو:مهاجم پیکان با زانو زد توی کتفم
بالاتر و بیشتر از اینکه بعد از این همه مدت برای تیم محبوبم بازی کردم . البته چقدر هم خوب بود که با کمک دوستان خوبم در تیم توانستم دروازه ام را بسته نگه دارم و بازی را هم بردیم. *کلین شیت کردی اگرچه خیلی هم صاحب توپ نشدی! پیکان خیلی بسته بازی کرد و کار ما را برای برد سخت کرده بود. برای همین خیلی موقعیتی روی دروازه ما ایجاد نکردند. لطف خدا بود که بعد از 90 دقیقه توانستیم بازی را ببریم و
چالش نقش سخت را به زمین امن بازیگری ترجیح می دهم
کارنامه ام مرگ ماهی است. در مرگ ماهی نقش زنی را بازی می کنم که به شدت پرخاشجو، عصبی و حساس است و باید همه این حس ها را نشان می دادم. خوشبختانه وقتی روی نقشی تمرکز می کنم به هیچ عنوان اجازه نمی دهم چیزی من را از این تمرکز منفک کنند. بازیگران زیادی در این کار حضور داشتند، اما از آنجا که من اغلب روی نقش خودم متمرکز بودم، شاید چندان هم متوجه رفت و آمدهای اطرافم نمی شدم. این موضوع برای من
حرف های صریح صادق خرازی در باره انتخابات88،احمدی نژاد، سیدمحمدخاتمی،اشتباهات اصلاح طلبان، حصر و...
دلش اینها نیست. یک بار نگفت که انتخابات را باید باطل کرد. آقای خاتمی دوست داشت با ادبیات دیگری مواجهه شود. من خودم یکی از کسانی بودم که نقش پررنگی در رای دادن آقای خاتمی داشتم و ایشان را تشویق کردم که در انتخابات مجلس نهم شرکت کند. بعد از آن، اهانت های زیادی به من شد. خیلی ها می گفتند که آقای خاتمی پایان یافته ولی ایشان با رایی که در انتخابات سال1390 دادند، سند حیات اصلاح طلبی را تثبیت کردند.
شرط بندی یا کلاهبرداری؟ مراقب باشید!
بارها دیده بودم، از طرفی کم سن و سال بودم و متوجه نبودم کاری که دارم انجام می دهم درست نیست. بعد از اینکه بزرگ شدی چرا به این کار ادامه دادی؟ - وقتی افتادم در این کار، همه اش منتظر بودم که یک بار ببرم، آن هم یک مبلغ هنگفت و سنگین تا جبرانی بر آنچه از دست داده بودم باشد. به همین دلیل در شرط بندی بعدی شرکت می کردم و باز هم باخت بود و باخت. برای این برگه ها چقدر هزینه
پارتی بازی های زیبا کلام زیر ذربین
استاد داشتم حدس می زدم که چه سوالاتی برای امتحان طرح می کند. همان سوالات را به صورت حل شده با خودم به جلسه امتحان می بردم و خیلی وقت ها درست از آب در می آمد. شما که حدس می زدید، پس چرا به جای تقلب، جواب را از پیش نمی خواندید؟ به دلیل اینکه امتحانات ما یک مبحث و دومبحث نبود، مباحث زیادی را ما باید می خواندیم و به جلسه امتحان می رفتیم و من اگر می خواستم تمام آن مباحث را بخوانم کار پردردسری می شد. این
دانه درشت هایی پرونده اختلاس بیمه
زمانی که بلیط پیدا نمی کردم و چون ایشان آشنا داشتند به ایشان می گفتم اما خودم حضوری بلیط را از آژانس تحویل می گرفته و هزینه را پرداخت می کردم.این متهم در پاسخ به سوال قاضی که گفت شما با همه مشتری هایتان سریع دوست می شوید، گفت: من الان صدها دوست دارم که مشتری خوب بانک ها بودند. ایشان هر وقت می آمد و می گفت از من سوال دارد و در اتاق من به روی همه باز بود. من نیز به کارمندانم می گفتم که به ایشان وقت بدهید چرا که اگر ما مردم را راهنمایی نکنیم مردم چگونه می توانند مشکلات شان را حل کنند.قاضی محمدی کشکولی پایان جلسه دادگاه را اعلام کرد و گفت: جلسه بعدی امروز (سه شنبه) 9:30 برگزار شد. ...
تازه ترین سخنان رئیس مجلس خبرگان/اطرافیان رئیس جمهور کاری نکنند که موجب جدایی شود
ستون آن ولایت فقیه و ولی فقیه زمان است.در راهپیمایی بیست و دوم بهمن بعضی ها مرگ بر آمریکا را می گویند و بعد به ما هم که می رسند می گویند حاج آقا اوضاع هم خوب نیست . یک فکری برای اوضاع بکنید . می گویم چی شده که آمدی مرگ بر آمریکا می گویی ، نظام را تأیید می کنی ؟ من تحلیل خودم را به دوستان اینطور می گویم، مردم ما که انقلابی هستند قلبشان دو لایه دارد. لایه زیرین و لایه رویین . لایه رویین مشکلات را می
روایت یک فصل ناتمام
ابتدا گفت قهوه زیادی برای او تهیه کنیم، چرا که قهوه زیاد می نوشد! ترک بودن یک مزیت بزرگ بود. مردم ما را دوست داشتند. ارتش آزاد سوریه ما را دوست داشت. سوریه به سوژه اصلی وی تبدیل شد و آیگان سرسختانه خشونت و رنجی که جلو چشمانش رخ می داد را ثبت می کرد. مانند خیلی از خبرنگاران، آیگان در روزهای نخست جنگ تصویری مثبت از مبارزان به نمایش درمی آورد. مردم عادی هرچه داشتند، می فروختند تا انقلاب جلو برود، من
قصاص برای متهم پرونده قتل در خیابان گاندی/ عکس
کارهای ساختمانی می کردند. فکر کردم از روی مصالح ساختمانی رد شدم تا انتهای خیابان دنده عقب رفتم. مردم به سمتم هجوم آوردند اما نتوانستند من را متوقف کنند. بعد فرار کردم و در خط ویژه حرکت کردم. پرایدی دنبالم بود اما نتوانست من را بگیرد. وقتی فرار کردم با یکی از دوستانم تماس گرفتم و گفتم چه کرده ام. دوستم آمد با هم به گردش رفتیم و مواد هم کشیدیم. فردای آن روز در خیابان ونک دوستم علی که حالا فراری است
در پیچ های تاریخی فرمان را می چرخانیم
که اینجا زندگی می کنم. خودم این را انتخاب کردم. من با همه کاستی هایی که وجود دارد عاشق این مملکت هستم. مردم این سرزمین را دوست دارم. ما در کنار هم هستیم و اگر اشتباه هم بکنیم، سر هر پیچ تاریخی، فرمان را می چرخانیم و از خطر می گذریم. ممکن است قیمه یکی را بخوریم و چلوکباب دیگری را اما پای صندوق رای روح ملی ما را مجبور می کند به کسی رای بدهیم که دوستش داریم و از همه بهتر است. دلم می خواست این حس را
شوهرش را کشت چون او را دوست نداشت؟!
این خاطر بود که هیچ وقت دوستش نداشتم. برای جدایی هم اقدام کرده بودم اما شوهرم مخالف بود. آن شب وقتی با هم مشاجره کردیم من وسایلم را جمع کردم که به خانه پدرم بروم همسرم مانع شد و گفت: حق نداری جایی بروی. رفتم پرونده ای که در آن دادخواست طلاق داده بودم برداشتم. تصمیم خودم را گرفته بودم می خواستم جدا شوم دیگر نمی توانستم این شرایط را تحمل کنم. می گفت: حق نداری بروی باید بمانی. او 10 سال از من بزرگ تر بود و من اصلا دوستش نداشتم. اگر آن شب مانع من نمی شد، این قتل اتفاق نمی افتاد. بعد از پایان جلسه محاکمه، هیات قضات شعبه 71 برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند. ...
سفر به اروند برای یافتن کشتی به گل نشسته/ جنگ در دنیا تمامی ندارد
مخالف هستم. چون به عقیده من برخورد با اثر هنری منوط به سلیقه افراد است پس چنین عناوینی نزد مخاطب پیش فرض و توقع ایجاد می کند و ممکن است این پیش فرض ها پس از دیدن فیلم نتواند انتظار مخاطب را برآورده کند. بنابراین به هیچ عنوان به پدیده بودن بدون مرز اعتقاد ندارم اما فارغ از هر سلیقه ای می دانم که فیلم خوب راه خود را پیدا خواهد کرد. * بدون مرز از چه زمانی آغاز شد؟ - حدود پنج سال
اهل سنت عراق بازندە بزرگ جنگ کنونی هستند
اقلیم کردستان نخواهید بود؟ - با آغوش باز می پذیرم. * آقای رئیس من پاسخ دیپلماتیک نمی خواهم. - این احساس واقعی من است. دوست دارم این امانت را به شخص دیگری واگذار کنم. غیرممکن است که من مادام العمر رئیس باشم. ممکن نیست به خودم اجازه دهم تجربیات دیگران در مورد من تکرار شود. می خواهم پیش از آنکه مردم از من بخواهند، (ریاست) را ترک کنم. متواضعانه می گویم تاریخ
90/ اگر نتیجه گرا بودیم بعد از غرب آسیا حاتمی را برکنار می کردیم
بودن صمد هم به یکسری عوامل ربط پیدا می کند، اینکه بازیکنان کنار او چه کسانی هستند؟ کادر فنی به او چه می دهد و چه می خواهد؟ بله این را هم قبول دارم. شاید هم این گفته شما درست باشد شرایط تیم طوری بود که صمد نتوانست تمام توانایی هایش را به نمایش بگذارد ولی در کل انتظار از او بیشتر بود و به نظرم این انتظار هم غیر منطقی نبود چون ما همه به توانایی های این بازیکن ایمان داریم و توقع مان از او بالاست
عباس غزالی از الگوی همیشه اش می گوید
می گیرم و شناسنامه شخصیت جدید را از آن خودم می کنم. در سریال تلویزیونی حانیه هم سعی کردم کاملا از عباس غزالی دور شده و بیشتر به سعید نزدیک شوم. از آنجا که عاشق کارم هستم، دوست دارم نقش های متفاوت را تجربه کنم؛ بنابراین سختی های نقش ها برایم خیلی شیرین بود. نقش سعید هم برایم جای کار داشت. بازیگر به دنبال ایفای نقشی است که برایش چالش داشته باشد. در صورت سعید اسحاقی همیشه اضطراب
عزیزم ببخشید فرزند لطفا در یک مصاحبه خصوصی
دبستان معلمی داشتیم که همه ر ا با خط کش کتک می زد، من با اینکه درسخوان نبودم اما کودک شیطانی هم نبودم. فقط وقتی کاری را از من می خواستند، انجام نمی دادم! از بچگی تا الان کارهایی که در آن تعیین تکلیف داشته باشد را انجام نمی دهم. اولین کارت صدآفرین؟ کلاس اول ابتدایی یک کارت صدآفرین گرفتم که طرح ماه و ستاره داشت. اولین بیست دوران مدرسه؟ خیلی اهل گرفتن بیست نبودم حتی
اقبال سینماگران پس از نخستین رونمایی محمد در روز معرفی نامزدها
می شود. 9:30- گلاب آدینه بازیگر و نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن با فیلم من دیه گو مارادونا هستم درباره پیش بینی اش به اعتماد گفته است: من هیچ پیش بینی ای ندارم. خدا را شکر، من در بدترین شرایط هم همیشه امیدوار بوده ام. 9:45- بهرام توکلی کارگردان من دیه گو ماردونا هستم درباره فیلمش به اعتماد گفته است: این فیلم کمدی نیست. اگر اصراری بر دسته بندی داشته باشیم
بقایی: با احمدی نژاد و مشایی به اتهامات می خندیم!
اجرایی رییس جمهور هستم و آنقدر گرفتاری دارم که وقتی می بینم خیلی از برچسب ها به من نمی چسبد، بی توجه از کنار آن ها عبور می کنم. * تغییر محسوسی در موضع گیری خطیبان جمعه که همواره حامی جریان اصولگرایی و دولت اصولگرایان بودند، را احساس می کنم اما حرف من این است که به نظرم، این یک امر طبیعی است و ممکن است این مواضع به مرور تغییر کند. یک وقت هایی ممکن است اطلاعات غلط، برداشت های غلطی برای برخی
"نباید دیپلمات ها را محدود کنیم"
هزار سال تمدن دوست داری کدام نوع باشی ؟ فکر نمی کنم کسی در ایران بگوید که من دوست دارم کشوری تابع باشم و آقا بالاسر داشته باشم. این موضوع دور از اخلاق و آداب ایرانی است. حال دقت کنید که ما رادیو آزاد داریم که مقر آن در پراگ است. زمانی که برلین سقوط کرد و دیوار برچیده شد و کومونیسم و شوروی از بین رفت. آنها خودشان می گفتند که نخستین چیزی که در فروپاشی شوروی و به طبع آن اقمار آن موثر بود، رادیو آزاد