سایر منابع:
سایر خبرها
بوسه پدرانه سردار سلیمانی/نفس های ایرانمنش/ رضا گلزار و پرچم ایران/آنا نعمتی و اتفاقات تلخ+تصاویر
دیگه نگاه میکنن ،یه جوری که دل منو میلرزونه، یه جوری که ملزمم میکنه هرچی بلدم یادشون بدم ،هرچی حس کردم رو باهاشون تقسیم کنم ،همه وزن بودن در دنیا رو ،رفقا بچه ها شاگردای عزیزم ممنونتونم زندگی هنوز و همیشه قشنگه و هر روز پر إز شگفتی من غلط بکنم بگم بی حوصله ام خدایا من عاشقتم عاشق تو و این عمر زیبایی که هدیه دادی... بهنوش بختیاری در صفحه شخصی اینستاگرامش خبر از شروع پخش سریال آمین را به
ماجرای کتابی که نتانیاهو در دست گرفت!
، یک جنگ روانی را هم علیه آن ها سامان دادند و لقب مرد بیمار اروپا به دولت عثمانی دادند. دکتر ولایتی در بخش دیگری از این نوشتار می نویسد: دوره حدود30 ساله صلح مسلح اروپا که همه دول قدرتمند اروپا، خود را برای جنگی بزرگ و قابل پیش بینی آماده می کردند، مجموعه انگلیس و فرانسه و روسیه که خود را در تقابل آلمان و اتریش می دیدند زمینه های تصرّف و تجزیه عثمانی به عنوان متحد ژرمن ها را نیز فراهم
توضیحات اکبر عبدی در رابطه با خاطره جنجالی اش و شبکه 3+عکس
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان ، اکبر عبدی بازیگر سرشناس سیما و سینما در یک برنامه زنده تلویزیونی در شبکه 3 در بیان خاطره ای از حج و در نکوهش رفتار ماموران عربستان سعودی با حجاج ایرانی لفظی را به کار برد که باعث ناراحتی هموطنان عرب زبان ما شد و به علاوه آن در شان چهره محبوب هنری ما نبود.در این برنامه اکبر عبدی در مورد رفتار و درخواست یک طلا فروشی برای خواستگاری
توضیحات اکبر عبدی درباره خاطره جنجالی اش
گفت، شما کجا هستید؟ همه دنبالتان می گردند. من و دخترم بلند شدیم برویم که صاحب مغازه به همراه پسرش بیرون آمد و از مسئول کاروان پرسید، آیا این خانم دختر آقا هست؟ مسئول کاروان هم پاسخ داد، این آقا اکبر عبدی یکی از کمدین های خوب ایران است و این خانم هم دخترش است. صاحب مغازه که یک مرد عرب بود گفت حاضرم هم وزن خود آقا و دخترش طلا بدهم به شرط آنکه دخترش را به پسر من بدهد. من هم به مرد عرب گفتم منم حاضرم هم وزن خودش و پسرش (...) !! /ایسنا
انتقاد ضرغامی از خاطره اکبر عبدی / حرف هایش در شأن او و مخاطبان سیما نبود
اضافه کرد: من و دخترم بلند شدیم برویم که صاحب مغازه به همراه پسرش بیرون آمد و از مسئول کاروان پرسید، آیا این خانم دختر آقا هست؟ مسئول کاروان هم پاسخ داد، این آقا اکبر عبدی یکی از کمدین های خوب ایران است و این خانم هم دخترش است. صاحب مغازه که یک مرد عرب بود گفت، حاضرم هم وزن خود آقا و دخترش طلا دهم به شرط آنکه دخترش را به پسر من بدهد. من هم به مرد عرب گفتم منم حاضرم هم وزن خودش و پسرش (...) !!
بزرگترین آرزوی پدرشهیدجهان آرا درآخرین سخن
به گزارش شریان نیوز به نقل از محله من، پس از پایان جنگ، سیدهدایت جهان آرا، برای آبادانی خرمشهر تا مجلس شورای اسلامی هم رفت و بی پروا خواسته ها و گلایه های خود را عنوان می کرد. آنقدر به خرمشهر علاقه داشت که خیلی ها معتقد بودند خرمشهر جان اوست. اما این مرد شهیدپرور که در محله شهیدنامجو سکونت داشت، برای رفع مشکلات اهل محل هم از هیچ کوششی دریغ نمی کرد. برای اینکه باری از دوش همسایه ها بردارد به کمک عصای چوبی اش به هر سازمان و نهادی می رفت. برای دختران دم بخت جهیزیه آماده می کرد و مسئولی نبود که به احترامش از پشت ...
توضیح اکبر عبدی درباره خاطره جنجالی اش
آقا اکبر عبدی یکی از کمدین های خوب ایران است و این خانم هم دخترش است. صاحب مغازه که یک مرد عرب بود گفت حاضرم هم وزن خود آقا و دخترش طلا بدهم به شرط آنکه دخترش را به پسر من بدهد. من هم به مرد عرب گفتم منم حاضرم هم وزن خودش و پسرش (...) !!
هیچ چیز مثل خدمت به خانواده، بندگی انسان را رونق نمی بخشد
آزمایش شدن است. اگر ما عبد خدا هستیم باید هر لحظه ببینیم خدا از ما چه می خواهد. هر یک از زن و مرد در خانواده باید ببینند خدا از آنها چه خواسته است. مثلاً خداوند از یک خانم خواسته است که فقط خودش را برای شوهرش تزیین کند اما اگر این خانم بخواهد خدا را حذف کند و به خواستۀ پروردگار بی توجهی کند، نمی تواند خودش را فقط به شوهرش محدود کند، لذا خودش را به همه نشان می دهد و برای آنها تزیین می کند. اما اگر عبد
بهترین فیلم ژانر مقاومت ایران
برای خسرو شکیبایی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را برای نقش رضا در فیلم کیمیا ی احمدرضا درویش به همراه داشت. کیمیا تنها بازمانده اوست که به تازگی از اسارت برگشته و به دنبالش می گردد. این فیلم در سال 73 ساخته شده بود و توانست جایزه ویژه هیات داوران را به دست بیاورد. گیلانه جنس دیگری از دوران جنگ را روایت می کرد. روزهای سخت مادر و دختری که پسرش به جنگ رفته و جانباز
اخبار ویژه روزنامه های یکشنبه 12 مهر
بگیرند و هزینه شان به خانواد ه تحمیل نشو د . پسرها هم به شرط اجازه صاحب کار می توانند د و ساعت د ر روز سر کلاس باشند . ساعت چند ه ؟ خانم اجازه ساعت چند ه ؟ سلطان جان فقط د و ساعت باید د ر کلاس باشی اما د فعه د هم است که می پرسی . پسر بی قرار است و د ر کلاس بند نمی شود . برای بار یازد هم هم پرسید خانم الان ساعت چند ه ؟ همین که شنید ساعت نه و نیم است مثل فنر از جا پرید . گل د اود ی روز
خداوندبه مهمانی فقرانمی آید
کرده بود ... مشکلات دوچندان شد ان موقع قاسم درکارهای خانه دست وپای همسرش بود دراموردرسی به دخترش کمک میکرد خرید خانه وکارهای دیگر اما الان نه تنها نمی تواند بلکه دیگران باید مددکارش باشند.مدتی به این شکل گذشت همسرش بازشکرگزاربودند که موضوع فقط فلج شدن است به هرحال سایه مرد خانه هرچندکمرنگ باشد از افتاب سوزان جلوگیری میکند قاسم عمری درحال حرکت وزندگی بود اما الان برای دستشویی نیاز به
همه با محصولات اش خاطره داریم: از هربرت مارکوزه، تا "قصه های خوب برای بچه های خوب"/ بنیان گذار انتشارات ...
غذایی شان را کم می کردند. در برابر این زورگوئی ها نامه ای به صورت مستعار به فرمانده پادگان نوشت که منجر به برکناری فرمانده و معاون گروهان گردید. همچنین در سال 1319 صاحب چاپخانه ای که در آن مدت ها شاغل بود بنام محمد اسماعیل علمی و پسرش محمد جعفر فوت نمودند. او به تجربه در یافته بود معیار، صداقت در کار است . کسی که زحمت می کشد نیاز به دروغ، ریاکاری و پشت هم ندازی ندارد . این اعتقاد باعث شد که مورد
مراسم جشن عید غدیر خم در خارج از کشور برگزار شد
بود طی سخنرانی اظهار کرد: در انعکاس واقعه غدیر خم عموماً اشتباهی بکار می برند و آن اینکه می گویند که در حج آخر پیامبر هنگام برگشت در غدیر خم جانشینی امام علی (ع) رااعلام نمود. یعنی اعلام جانشینی جناب ناگهانی اتفاق افتاد. چنین نیست بلکه برای این منظور از قبل آمادگی شده بود. در مدینه اعلام کردند که این حج یک حج رسمی خواهد بود و مسلمانان هرچه بیشتر شرکت کنند. طبق یک روایت از مدینه هفتاد هزار مرد و زن
محل زندگی شهیدان نیکوبین خانه شهید می شود
به من آرامش می دهند و وقتی از آنها دورم، آرام و قرار ندارم. همیشه به اطرافیانم می گویم که حواستان باشد، شهدا اینجا، کنار ما هستند. حاجیه خانم لطیفه طهماسبی پور از روزهای آمدن شان به محله می گوید: وقتی از شهرستان اردبیل به محله دروازه غار تهران مهاجرت کردیم، خداوند، حسن و ایوب را به ما داده بود. 2 دختر و 2 پسر دیگرم نیز در تهران به دنیا آمدند. در سال 59 همسرم مرحوم حاج اسماعیل نیکوبین، یک
گفت وگو با عبدالرحیم جعفری مدیر انتشارات امیرکبیر/ چاپ آثار بزرگان ادبیات مدرک جرم شد
چاپ کتاب های درسی که می شد ورق تا می کردیم یا پشت ماشین چاپ مطالب را می خواندیم و تصحیح می کردیم. و خواب ... خواب، لحظه ای ، دقیقه ای، آنقدر که چشم ها را روی هم بگذاری و همه چیز را فراموش کنی: آن روزها خواب برایم کیمیا بود.در شبانه روز سه چهار ساعت بیشتر نمی خوابیدیم و همین هم از نظر صاحب کاریم، حاج آقا علمی زیادی بود. عشق خواندن از همین روزها به سراغش می آید. مادر کار خودش را کرده
سفری بی بازگشت به خانه خدا
قربانی و بلکه فرا تر برسد. زمانی که از حادثه اولیه با خبر شد، دلش گرفت؛ با خودم گفتم خدا کند که ایرانی در بین این جمعیت نباشد، حتی یک درصد هم احتمال نمی دادم که چنین فاجعه ای رخ داده باشد و پدرم هم... . امیدی برای زنده بودن بعد از اذان مغرب و عشا به مغازه یکی از دوستانش رفت، همان موقع ها بود که تلفن های مشکوک دوستان و اقوام شروع شد. تماس گیرنده ها جویای حال پدر بودند و سجاد از
آنچه این روزها در فرودگاه امام می گذرد
از مادربزرگ سجاد، خانواده داغدار دیگری ایستاده اند. بغض چند زن هر از چند گاهی می ترکد. شانه های شان، آرامبخش یکدیگر شده. از میان صدای بریده بریده شان می توان فهمید عزیزی را از دست داده اند. در میان آنها دختر داغداری در انتظار پدرش ایستاده. پدر او همراه پسرش به حج رفت اما حالا تنها بازمی گردد. پسر او که کودکی پنج ماهه دارد جزؤ مفقودشده های حادثه منا است اما خانواده اش مرگش را باور کرده اند. در چند
شماره 10 تیم ملی: من که جلوی علی دایی کسی نیستم
اردوی تیم ملی افشین پیروانی سرپرست تیم ملی این روزها اصلا حال و روز خوشی ندارد. مرگ هادی نوروزی به شدت او را منقلب و ناراحت کرده است. او در دو روز گذشته با چشمانی اشک آلود در اردوی تیم ملی دیده شده و ترجیح می دهد زیاد با کسی حرف نزد. پیروانی از لحظه ای که خبر مرگ نوروزی را شنید، شوکه شد و گریه کرد. پیروانی در دو روز گذشته هم با مدام با همسر هادی در تهران در ارتباط بوده. پیروانی در این باره می گوید: به همه به ویژه خانواده هادی تسلیت می گویم. همه بهت زده هستیم. من که باورم نمی شود. بیشتر از همه نگران خانواده هستم، مخصوصا دختر و پسرش. واقعا خدا صبر بدهد. 41257 ...
اگر 50 سال درباره جنگ بنویسیم بازهم جا دارد
کردیم و حدود 14 ، 15 ماه آنجا ماندم و آشنایی کامل با کار عکاسی و عکاسخانه پیدا کردم. پس از مدتی به دلایلی به تهران بازگشتم. مدتی بیکار بود و به چند عکاسی سر زدم و گفتم شاگرد نمی خواهید، بالاخره قسمت شد و در همان چهارراه عباسی که محل ما بود در عکاسی شاهرخ مشغول کار شدم و منزلمان هم آن موقع همان حوالی بود. وقتی از من سابقه کار خواست گفتم در شهریار پیش پسر دایی ام بودم. گفت آن عکاسی به درد خودش می
ویژه نامه عید سعید غدیر خم؛ مداحی، اعمال، احادیث و اشعار
به گزارش به نقل از تسنیم ، در سال دهم هجرت، به دستور الهی، آخرین سفر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به مکه برای تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (علیهم السلام) آغاز شد. در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهی کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت. بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و برای برنامه ای مهم در غدیر خم - که کمی قبل از محل جدا شدن
هاشمی رفسنجانی اصلاح طلب است + تصاویر
براینکه تغییری در وی رخ نداده و این اطرافیانش هستند که دست خوش تغییر شده اند شاهدی برای تلاش این سیاست مدار اصلاح طلب برای پاسخگویی فارغ از فلتات لسان باشد. به عقیده برخی ها نقطه عطف فعالیت های سیاسی او انتخابات دهم ریاست جمهوری است که به همراه برخی از اعضای حزب متبوعش فعالیت های وسیعی را برای پیروزی کاندیدای متبوع خود انجام دادند و در جریان اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 به
7 رابطه عاشقانه بیادماندنی بازی تاج و تخت
. دوئلی که سرانجامش فقط یک زخم جدی برای پتایر بود و برندون به خواسته کاتلین او را زنده باقی گذاشت. بماند که کاتلین نصیب هیچکدام از طرفین آن نبرد نشد. برندون مرد و نامزدش به برادر کوچکترش ادارد استارک رسید. درست است که پیتر از کودکی میان خاندان تالی بزرگ شده بود اما خاندان بیلیش خیلی کوچک تر از آن بود که بشود وصلتی میان آن ها و خانواده تالی تصور کرد. لیتل فینگر زندگی اش را صرف این کرد که از
دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس/ در عصر مادیگری و پوچی می توان به ارزش ها پایبند بود
اصرار دارند که بین مسئله لبنان و مسئله فلسطین امتزاج و وحدتی بوجود نیاید و می گویند که باید این دو مسئله را از هم جدا کرد. منظورشان این است که مبادا آمریکا می خواهد آن حرکت خاص خودش را در فلسطین انجام دهد و آن کنفدراسیون را با اردن بین فلسطین و اردن بوجود آورد. مبادا آنجا برای اینکه آن کار انجام شود، مجبور شود یک آوانسی به لبنان بدهد به عرب ها، و اسرائیل را مجبور کند به عقب نشینی، یعنی اسرائیل می
آنهایی که با علی (ع) ماندند و آنهایی که بیعت شکستند
داشت گفت: ای امیر المومنین سن من زیاد شده و فراموش کرده ام. 15. اشعث بن قیس کندی اَشْعَث ِ بْن ِ قَیس ِ کِنْدی ، بزرگ قبیلة پر نفوذ کنده بود. در سال دهم هجرت که همه قبایل و طوایف عرب، دین اسلام را پذیرفتند، طایفه کِنده هم که طایفه اشعث بن قیس است، اسلام آورد. پدر اشعث ، قیس ، جدّ اولش معدیکرب ، جدّ دومش معاویة بن جبله و کنیه اش ابومحمد است. اشعث در زمان امیرالمومنین