سایر منابع:
سایر خبرها
شیفت شب ؛ زمانِ خودکشی موش ها و سربریدن خرگوش ها
، بلکه موش ها بوده است. شیفت شب با برخی بازی های خوب ازجمله بازی مادر ناهید و برخی دیالوگ های جذاب آن، هم چنین برخی اتفاقات و کلام های طنزگونه و التهاب و خشونت، تا حدی مخاطب را با خود همراه می کند و او را با خود پیش می برد. شائبه ی خودکشی همسر، که در ذهن لیلا می گذرد، فیلم را ملتهب نگه می دارد و با ذهن مخاطب تا آخر فیلم بازی می کند. اما سقوط زندگی فرهاد امری است که باید رخ دهد و این اتفاق
روایت جدیدی از بازی زیرپوستی
حدود چهل دقیقه از فیلم بیننده اصلا نمی فهمد چه خبر است و برای فرهاد به جز اخراج چه اتفاقی افتاده و همین هم اصلا برای بیننده جذاب و جالب نیست و به جز اینکه فهمیده برای فرهاد خیلی اتفاق بدی افتاده است که قرار است همه خانواده اش را به قتل برساند و خودش را هم بکشد و مرگ موش خریده و البته اصلا به بیننده ربطی ندارد که بفهمد چرا این اتفاقات افتاده و چطور ناهید که در صحنه های بعدی فردی مسوول و خانواده دوست
کوچه بی نام پرکشش برای جذب مخاطب
بزرگسالان برود و دور رده سنی کودک و نوجوان را خط بکشد. کوچه بی نام شرح مقطعی کوتاه از زندگی یک خانواده تهرانی در محله ای با بافت سنتی و قدیمی است. جو آرام خانواده آبرومند حاج مهدی که زندگی خوب و خوشی دارند با شروع سلسله حوادثی بر هم می ریزد و کم کم رازهای افراد این خانواده آشکار می شود و ... . قصه سومین فیلم اجتماعی علیمردانی نه تازه است و نه ویژگی فوق العاده ای دارد اما کارگردان با
لیلا برخورداری: مردم مرا با کبری می شناسند!
به عنوان ایفاگر نقش نازنین جزو کسانی بودم که نسبت به انتخاب فرزاد حسنی نظر مساعدی داشتم و با توجه به نگاهی که به قصه سال های ابری داشتم معتقد بودم انتخاب خوبی می تواند باشد و نازنین و فرهاد می توانند زوج خوبی باشند که خوشبختانه این اتفاق هم افتاد و پاس کاری خوبی با هم داشتیم. امیدوارم بیننده هم راضی باشد. بازیگر سریال های خواب و بیدار ، ساختمان 85 ، حس سوم و... در بخش دیگری از گفت وگویی
خدمتی که کتاب به فیلم پدر آن دیگری کرد
مشکلات ریز و درشت فیلمنامه های سینمای ایران اضافه شد؛ اتفاقی که در جشنواره فیلم فجر امسال نمونه های آن بسیار دیده شده است. فیلمسازان ، بی میل به اقتباس فیلمسازان ایرانی تمایلی به اقتباس نشان نمی دهند و در سال های اخیر راه اندازی بخش اقتباس در بنیاد سینمایی فارابی و حتی اختصاص جایزه برای فیلم های این چنینی هم نتوانسته به رفع این گرفتاری کمک کند. فیلم پدر آن دیگری از معدود آثار اقتباسی
کوچه بی نام بهترین فیلم من است
اسم های سه سیلابی در ذهن مخاطب ماندگار نیست. ایده داستان کوچه بی نام چطور شکل گرفته است؟ - این داستان با توجه به نیاز و ضرورت جامعه نوشته شده است. ایدۀ داستان را از دل جامعه از میان کسانی که در بین ما نفس می کشند، بیرون کشیدم. ماجرای این فیلم واقعی نیست، اما آدم هایش آدم های آشنای همۀ ما هستند.این آدم ها براحتی در اطراف ما دیده می شوند .من فقط این آدم ها را با توجه به مشاهدات
خواستم به والدین بی مسئولیت هشدار بدهم/ از سکوت تا موسیقی کم حجم
سحر دولتشاهی هم خیلی خوب از عهده ایفای نقش برآمده است به شکلی که نوع بیان دیالوگ ها و میمیک صورت و چهره اش این امر را به ذهن مخاطب متبادر می کند که انگار بازی نمی کند بلکه این اتفاق ها در زندگی شخصی اش رخ داده است؟ - انتخاب سحر دولتشاهی از دوبله فیلم گذشته آمد. وقتی فیلم را دیدم متوجه شدم که دولتشاهی در نقش لوسی چقدر عادی و معمولی حرف زده و همان جا بود که به انتخاب او رسیدم. این معمولی
موفق در بیان روایت
زمانه کنونی. کوچه بی نام شرح مقطعی کوتاه از زندگی یک خانواده تهرانی در محله ای با بافت سنتی و قدیمی است. جو آرام خانواده آبرومند حاج مهدی که زندگی خوب و خوشی دارند با شروع سلسله حوادثی بر هم می ریزد و کم کم رازهای افراد این خانواده بر ملا می شوند و ... قصه سومین فیلم اجتماعی علیمردانی نه تازه است و نه ویژگی فوق العاده ای دارد اما کارگردان تلاش می کند تا قصه تکراری اش را با شرایط امروز جامعه وفق دهد
حلقه گمشده ارتباط بین شخصیت های فیلم کوچه بی نام/نمایش رابطه های بی پروا در کاخ جشنواره
گروه سینما و هنر فرهنگ نیوز: فیلم کوچه بی نام، اثری قصه پردازانه بوده که با گنجاندن حوادثی پی در پی و ایجاد گره افکنی در فیلم نامه به سمت روایتی همساز با نگاه مخاطب می رود و از این رو می تواند به عنوان فیلمی مخاطب پسند محسوب شود. اما برخی کاستی های مندرج در فیلم نامه موجب شده تا محصول نهایی به اثری متوسط بدل شود. فیلم کوچه بی نام، داستانی است از دو خانواده همسایه که یکی به علت مرگ
دوران عاشقی؛ در هم تنیدگی خطا و عشق
حسینی (حمید)، لیلا حاتمی (بی تا)، مینا وحید(میترا)، فرهاد اصلانی (دایی میترا) شروع می شود. فیلمی که باز هم به موضوع خطای مردان و زنان در زندگی اشاره دارد. خطایی که برای زنان تحت عنوان کلی خطا و زندگی پنهانی و برای زنان نام عشق می گیرد. تمامی نقش های این قصه در یک فضای متمدن با یکدیگر روبه رو می شوند. حمید در حین معامله تجاری در دفتر دایی میترا (فرهاد اصلانی) با میترا که در خانواده ای بدون پدر بزرگ
شاهزاده روم؛ جهش فرمیک انیمیشن ایرانی
درام ما کمک کند و نکاتی که به درام کمک نمی کند را نیاوردیم. مثلا در روایات هست که تعداد خواب های بانو ملیکا زیاد است و نزدیک به پنج یا شش بار خواب دیدند اما اگر ما این را در انیمیشن می آوردیم شاید به ذهن مخاطب برسد که ایشان یک فرد خواب نما بوده است نعوذبالله! ما برای اینکه چنین فضاهایی پیش نیاید قسمت های از زندگی ایشان را آوردیم که به درام کمک کند و به قصه اصلی هم ضربه نزند. اگر قصه را نگاه کنید هیچ
ایران برگر ، یک هجویه اجتماعی
حرفی است که فیلمساز می خواهد بیان کند، اما از تبعات آن می ترسد . این روش البته یک راه مرسوم در عرصه هنرهای روایی است تا آنجا که برترین نمونه های آن در ادبیات فارسی ، قصه موش و گربه عبید زاکانی است . عبید زاکانی در موش و گربه ارجاعی مستقیمی به شرایط اجتماعی جامعه خود داشته است ، اما آن را در لفاف طنز و هجو بیان می کند. مشابه همین رفتار در فیلم ایران برگر نیز دیده می شود. ایران برگر یک اثر با ارجاع
برای نقش فرید زحمت زیادی کشیدم
. سختی نقش هم به دلیل پنهان کاری ها و نشان ندادن ها و اینکه این نشان ندادن ها باعث شود که بیننده متوجه این نکته ای که نشان داده نشده است، بشود. این خیلی سخت تر بود، چون نشان دادن یک حرکت بیرونی است و بازی کردن و اجرا کردن آن، هر چقدر هم که حرکت سختی باشد، بسیار ساده تر از نشان ندادن و در عین حال القا کردن یک حس خاص به مخاطب است. در پرونده بازیگریتان، به عنوان نقش مکمل، این نقش چه
خوب بد زشت
رسد تا متفاوت. کاری که پریشانی در ساختارش لحظه به لحظه دیده می شود و نمی دانم چرا عده ای را بر این گمان است که اگر می خواهند بر اساس شخصیت یک آدم ذهن پاک شده فیلم بسازند می توانند همه قواعد منطق روایی را زیر پا بگذارند و با این توجیه که شخصیت اصلی حافظه اش را از دست داده هر رفتار با گریم یا... را به حساب متفاوت بودن به خورد مخاطب بدهند.تنها برای نمونه به عنوان مصداق برای پریشانی این اثر می توان به
در فیلم من همیشه زن محترم بوده است
از محمود آیدن رسیدم و آن را طی یک ماه نوشتم و پس از اضافه شدن علی اصغری به این پرژه،آن را بازنویسی کردیم. کریمی در ادامه گفت: طی سال های گذشته،تحریم ها باعث شد که اوضاع اقتصادی خانواده ها تحت تاثیر قرار بگیرد و عده زیادی ثروتشان را از دست بدهند که طبعا این موضوع تاثیر مستقیمی بر روی کانون خانواده ها داشته است و ما نیز در شیفت شب به این مساله پرداختیم. کارگردان "یک شب" افزود
مشرف به کوچه بی نام سینما
ایرانی با اطلاق نام هنرمند با برداشتی خاص از این نام ، خود را برتر از جامعه می دانند و به این ترتیب ناتوانی آثارشان در برقراری رابطه با جامعه را توجیه می کنند و از آن نوعی عامل تبختر نیز می سازند ، این فیلم با رعایت قواعد قصه گویی توانسته است ، بدل به اثری شود که با جامعه اش می تواند گفتمان داشته باشد و به این ترتیب واجد کارکرد باشد. مشرف به کوچه بی نام اثری است که ادعا ندارد ، اما از آثار پرمدعایی که با زبانی الکن ساخته شده اند و در سی و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده اند ، بسیار بهتر است . این اثر یک اثر بی ادعا اما خوب است . ...
چگونه فیلم هنری بسازیم؟!
استیک در دوران سینمای صامت را که مهرجویی دوست دارد ، بازسازی کرده است. ساب ژانر چند لایه در این ساب ژانرسینمای هنری ، تلاش می شود تا فیلم داستانی چند لایه را بازگو کند ، قصه فیلم در یک نگاه کلی شاید یک قصه سر راست و ساده به نظر رسد ، اما در زیر این لایه دلچسب لایه های دیگر با کارکردهای متفاوتی وجود دارد که همزمان وجود خود را به مخاطب ارایه می کنند. نمونه بارز این ساب ژانر فیلم
فرزاد حسنی از حاشیه دور شده؟
بودند. شک نکنید اگر همسر فرهاد را زنی آرام و مثبت نشان می دادند این نقش خیلی زود به سمت کلیشه های رایج شخصیت های خاکستری تلویزیونی می رفت. در حالی که شخصیت عصبی و پرتنش همسر پوردلجو باعث می شود رفتارهای این دو به نوعی در ذهن مخاطب بالانس شود و او با این کاراکترها ارتباط بیشتری برقرار کند. یعنی رفتارهای متضاد و عصبی همسر پوردلجو باعث شد که مخاطب با او همذات پنداری بیشتر کند و
خوشا شیراز و وصف بی مثالش/ دیدن لیلا و آرزویی که برآورده شد
نیست. فروغ (خواهر زن فرهاد) بعد از مرگ خواهرش وقتی می گوید بچه را با خودم می برم این فاصله بیشتر خودش را نشان می دهد. او می گوید من ارغوان را می برم چون او تنها یادگار افروز است. ما با انتخاب دو شهر مختلف که نماد آن لهجه بود، تفاوت دو خانواده فرهاد و افروز را هم می خواستیم نشان دهیم. علیمحمدی: حتی ما به نوعی نشان دادیم که فروغ تا وقتی خواهرش زنده است با فرهاد خوب است. گویا خانواده اش از
کدام فیلمها اکران میلیاردی خواهند داشت؟
. داوودی پس از تجربه توقیف شده زادبوم 6 سال صبر کرد تا با فیلمی به سینمای ایران بازگردد که نشان دهد می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. رخ دیوانه معاصرترین فیلم جشنواره فجر است. قصه ای درگیرکننده و پرچالش و فضایی معمایی و پرتعلیق که تا آخر تماشاگر را روی صندلی اش میخکوب می کند. فیلم ابوالحسن داوودی آینه جامعه در این سال های پر تنش شده است. جوانانی که دلخوشی شان شده است شبکه های اجتماعی داخل آن.پس
فیلم ضعیف نیکی کریمی در سی و سومین جشنواره / پانتومیم محمدرضافروتن در شیفت شب
گروه سینما و هنر فرهنگ نیوز : فیلم شیفت شب به کارگردانی نیکی کریمی، بازیگر با سابقه ی سینمای ایران در بخش سودای سیمرغ سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. محمدرضا فروتن و لیلا زارع نقش های اصلی را به عنوان یک زوج در شیفت شب که برخلاف فیلم های قبلی نیکی کریمی تم مستندگونه ندارد، بازی می کنند. "شیفت شب" قصه زنی است که زندگی خوب و آرامی دارد اما با شنیدن یک خبر در می یابد طوفانی در راه است و می
گذر از رنج ها با فریدون حسن پور
به گزارش نامه نیوز، کارگردان سریال گذر از رنج ها ، ابتدا درباره گرفتن پلان های دور از طبیعت زیبای شمال و اینکه آیا نگاه سینمایی اش باعث این اتفاق شده است؟ توضیح داد: به هر حال من فیلم ساز سینما هستم و در تلویزیون کمتر کار کرده ام؛ بنابراین نگاه سینمایی ام حتما در این موضوع دخیل است، اما این اتفاق به این معنی نیست که موضوع خوب دیده نشود؛ چراکه در بحث سینما و تلویزیون می بینیم همیشه قصه سر این است
فیلم های بورژوآیی با زندگی واقعی ایرانی ها همخوان نیستند
دزد است و دزد به دنیا آمده. هرکسی در هر مسیری چه منحرف، چه درست گاهی اوقات دستخوش جنبه های اتفاقی و ناتورالیستی محیط و اجتماع در طول مسیر می شود. عصر یخبندان نمی گوید چرا این اتفاق افتاده، چرا آنها به هم خیانت می کنند. یک شبه جامعه نوکیسه در عصریخبندان دیده می شود که در آن همه آدم ها یا خیانت می کنند یا آنکه خیانت نمی کند بزدل است. وی تبدیل شدن شخیصت بابک(فرهاد اصلانی) به کاراکتری طنز را
مسجد، امام جماعت و شیوه های انتقال مفاهیم به کودکان
نوجوانان بهره بگیرد. اما برای اینکه از این ابزار (داستان) که شیوه تبلیغی انبیاء نیز بوده است، کامل و جامع بهره مند شویم، بهتر است با شیوه های داستان گویی آشنا شویم. ویژگیهای داستان: جذاب و مورد علاقه بودن عدم ایجاد خستگی در مخاطب و تمایل به شنیدن ادامه داستان تنوع در انواع داستان و قصه هیجان داشتن (قابلیت افزون کردن قوانین جذب، نشاط، امید، شادی، غم، آرامش و ...)
مخاطب را امیدوار کن حتی با یک فیلم متوسط تلویزیونی
برادر بزرگترش آرش می کند و به همین دلیل نیز او را بابای آرش خطاب می کند. تنها حامی شهاب مادرش است که با تمام وجود از او دفاع می کند و از شهاب می خواهد که با حرف زدنش او را یاری کند؛ امری که البته فقط یکبار رخ می دهد و دوباره شهاب حرف نمی زند. با ورود مادربزرگ مادری شهاب اوضاع بر می گردد و اخلاق خوب این مادربزرگ و همراهی وی با شهاب باعث می شود که روند حرف نزدن شهاب بشکند و او البته با پدرش آشتی کند
نقد'خداحافظی طولانی' از منظر جامعه شناسی تصویری
آنقدر درگیر زندگی های بورژوازی شده، که یادش رفته به زندگی مردم دیگر نیز نگاه کند. کارگردانان سینمای ایران در سالهای اخیر بیشتر کاراکترها و لوکیشن های خود را تنها به شمال تهران معطوف کرده اند و انگار همه قصه ها در تهران و آنهم در شمال آن رخ می دهد و این نگاه جامعه شناختی حتی به تلویزیون نیز سرایت کرده است. فیلم خداحافظی طولانی، اگر چه فیلم بی جغرافیاست، اما همین کارگر عاشق پیشه که از قضا
نزدیک تر ادای دینی است به قهرمان زندگی ام/ اجر صبرم را گرفتم
. بابت کوچکترین اختلاف نظرها از پشت به هم ضربه می زنیم و روبروی هم می ایستیم. البته حتی روبروی یکدیگر هم نمی ایستیم بلکه از هم دور شده و به هم فحاشی می کنیم. به نظرم این اتفاق به آدم بزرگ های جامعه و پدر و مادرهای ما که کمی نقش خودشان را فراموش کرده اند، برمی گردد. به این مفهوم که پدر و مادرهای ما از امکانات مشروعی به دلیل بزرگ خانواده بودن برخوردار هستند که تحکم کنند و افراد خانواده را
خشونت یه جور سرگرمی سینماییه
انجیل ، آنها را می کشند. چند لحظه صبر کنید : ما از این دو آدمکش بدمان می آید ؟ خشونت در عموم فیلم ها به منظور ترساندن و وحشت و میخکوب کردن ما به کار می رود .اما این بار با نمونه ای از آن روبروییم که کمی عجیبتر است . خشونت اتفاق می افتد تا ما کیف کنیم . خشونت اتفاق می افتد ، خون جاری می شود و مغز فرد متلاشی می شود اما عکس العمل ما خندیدن است . تا قبل از تارانتینو ، خشونت در سینما تعاریف
وقتی وایبر و واتس اپ سوژه فیلم سازی یک پیرمرد می شوند!
به گزارش افکارنیوز ، سینمای ایران این شکلی است؛ چند سال همه جمع می شوند و فیلم اکشن می سازند تا حدی که دیگر شور قضیه در بیاید و مخاطب، هر نوع میل و رغبتی به این نوع آثار را از دست بدهد. بعد می فهمند که فیلم اکشن دیگر جواب نخواهد داد و یک فیلم دختر - پسری باعث می شود که باز همه دست جمعی به یک سمت دیگر بروند. آن وقت شور فیلم های دختر - پسری هم که درآمد و مخاطب از آن ها هم که دل زده شد
آشفته بازاری سرگیجه آور و پر از شعارهای قشنگ و انسانی
نیکی کریمی در چهارمین ساخته بلند سینمایی اش در امتداد سه اثر قبلی خود دست به تولید یک اثر اجتماعی در بستری از مشکلات خانوادگی زده است. فیلمی که به دلیل کلیشه ای بودن داستان و همچنین دادن شعارهای گل درشت که به زعم فیلمساز به غنای اثر منجر شده اند اما در واقعیت برای مخاطب جز سرگیجه و کلافگی چیزی را به همراه ندارند، رسما تبدیل به یک آشفته بازار و معجونی شگفت آور شده که اصلا شبیه به سینما نیست!