سایر منابع:
سایر خبرها
روایتهای خواندنی یک عاقد از ازدواج های عجیب
مهریه به خانواده داماد گفته بودند که مهریه برایشان مهم نیست. آقا داماد هم وقتی می بیند که مهریه برایشان اهمیتی ندارد می گوید پس برای ما هم مهم نیست و این مقدار سنگین را برای مهریه ثبت می کند. بعد هم خوشحال و خندان و دست در دست هم از محضر بیرون رفتند. اما این موضوع زیاد به وجود آمده که مادر داماد پیش ما از مهریه ای که متقبل شده اند گله کرده است. ازدواج با دختر مورد علاقه بعد از
چهره ها در شبکه های اجتماعی (166)
/> سلفی یهویی هانیه توسلی در مقابل آینه گریم. اینکه گریمِ هانیه برای پروژه سینمایی است یا جشن تولد دختر خاله اش قابل تشخیص نسیت، مخصوصاً وقتی آن چتری ها از غلاف خود آزاد شوند! گشت و گذار تابستانی (!) جانیار کوچولو، پسر برزو ارجمند بر روی میز پذیرایی خانه شان. سلفی علیرضا کمالی بازیگر سینما و تلویزیون با شهریار صیقلانی خواننده کم کار و توانایی که طرفداران خاص خودش را دارد
خواب سنگین، آدم ربا را گرفتار کرد
رسیدگی به این پرونده روز یکشنبه پس از ارسال پیامک دختر جوان به خواهرش آغاز شد. دختر 20 ساله در این پیامک از ربوده شدن خود توسط پسر شروری خبر داد. خواهر 30 ساله نیز پس از مشاهده پیامک، بلافاصله به کلانتری مراجعه و ماجرا را برای ماموران تعریف کرد. با شکایت زن جوان تیمی از ماموران همراه او به آدرسی که گروگان اعلام کرده بود، مراجعه و با رهایی تینا، پسر 25 ساله به نام مهران را درحالی که خواب بود
روایت یکی از آن 23 نفر: از بوسه سرباز عراقی تا مانور تبلیغاتیِ کاخ صدام
. اما در یک لحظه نگاه همه به یک سمت متوجه شد و نظامیان و خبرنگاران شروع کردند به کف زدن و پا کوبیدن. چیزی که می دیدیم یک مرد بلند قامت با لباس نظامی شیک بود و درحالی که دست یک دختربچه 6-5 ساله در دستش بود، به سمت ما نزدیک تر می شد. در وهله اول خیلی ها او را نشناختند ولی من چون عکس صدام را در خانه برادرم دیده بودم، او را شناختم. تسنیم: خوب بعد از حضور صدام در جمع شما، چه اتفاقی
روایت نوجوانی که داعش دست و پایش را برید
تنبیهش که سه هفته پیش رخ داده است، می گوید: داعشی ها همه مردم منطقه را در یک خیابان جمع کردند و بعد جلوی چشم آنها، دست راست و پای چپم را قطع کردند. داعشی ها پیش از آنکه عمر را مُثله کنند در خانه ها و خرابه ها به دنبال کودکان و نوجوانان منطقه گشتند و وادارشان کردند که حتماً در مراسم قطع دست و پای عمر حاضر شوند تا درس عبرت بگیرند. آنها ساعد نحیف عمر را به زور روی یک بلوک چوبی نگه
روز همدلی؛ غیبت و تهمت تعطیل!
شوم تا فرصتی مناسب و در اولین وقت به آنها سر بزنم. و امروز در خانه عموجان، همین اتفاق افتاد و من بعد از سه ماه، بالاخره موفق به دیدار او شدم. متأسفانه خانم و بچه ها نتوانسته بودند بیایند. یکی درگیر تحویل پروژه و هر روز در کتابخانه بود و یکی عروسی دعوت شده و قول داده بود در قرار بعدی، حتماً با من همسفر شود و یکی نتوانسته بود مرخصی بگیرد و مرخصی این ماهش را برای صله رحم دیگری خرج کرده بود و محمد هم
از حمله گرگ و خرس به دختر جوان تا معلمی که مادر روستا شد
روستا که 7 پسر و دختر بودند، کیف و بسته های نوشت افزار شامل دفترچه و جامدادی و مداد رنگی و مداد و خودکار را آماده کرد تا هم معلم و هم دانش آموزان را خوشحال کنیم. *مسیری سخت و ترسناک ساعت 4 صبح با مدیر اطلاع رسانی بسیج و عکاس خبرگزاری فارس حرکت کردیم به سمت چالوس. دو کیلومتری که از مرزن آباد گذر کردیم به جای آنکه وارد بزرگراه شویم وارد جاده قدیم شده و از آنجا سمت راست به طرف
گفتگوی روزان با طلبه ای که نماد تکثر نسل است/حجت الاسلام وافی: مردم به حرف ما اعتماد ندارند!
همه مسخره کردند. دختر دومم هم همینطور. یعنی نوع نگاه مردم چون متفاوت شده است. جالب است که طبق همان نگاه سیستم زندگیشان به جلو می رود. ولیکن کسی که سیصد سکه می زند، خانه فلان هم می خواهد و بعد از سیصد سکه جهیزیه فلان هم می خواهد. فارغ از همه درگیریهای فکری و سیاسی که داریم، واقعیت جامعه این است؛ مردم ما بشدت پرتوقع و چشم و هم چشمی می کنند. بشدت! وقتی می گوییم نسبت به چهارده سال پیش سه تا چهار برابر
جانبازی که در خیابان کفاشی می کند /تصاویر
بیست و هفت سال از جنگ گذشته است. اما هنوز خاطراتش کنج خانه هایمان پیدا می شود. هنوز در همسایگی و بین دوست های خود کسی را پیدا می کنیم که زندگی روزمره اش با یادگاری هایی که ازهشت سال دفاع مقدس می گذرد. هنوز هستند کسانی که با سرفه های پدرشان بند دلشان پاره می شود. آقای کمالی یکی از همان آدم هاست. چند سالی است که دیگر راحت نفس نمی کشد و نیاز به اسپری دارد. هروقت حال پدر بد می شود، زینب دختر 13 ساله
روایت نوجوانی که داعش دست وپایش را برید
روزنامه جمهوری اسلامی در ادامه نوشت: این پسر که خودش را عمر معرفی می کند، در سوریه به چنگ داعش افتاد و یک ماه و نیم شکنجه شد تا عضوی از کودکان تروریست داعش شود اما او قبول نکرد و به همین علت داعشی ها این مجازات هولناک را برایش در نظر گرفتند. عمر در گفت وگو با کانال 4 فرانسه، درباره تنبیهش که سه هفته پیش رخ داده است، می گوید: داعشی ها همه مردم منطقه را در یک خیابان جمع کردند و بعد جلوی
اخبار حوادث
. پس از انتقال جنازه به پزشکی قانونی، تفحص ها ادامه یافت و افسران جنایی پی بردند مقتول از مدت ها قبل با همسر خود به نام میترا به شدت اختلاف داشت به همین سبب زن جوان تحت بازجویی قرار گرفت. او گفت از نحوه وقوع جنایت بی اطلاع است و زمان حادثه در منزل حضور نداشت. تنها مظنون پرونده در بازجویی های تخصیصی دچار تناقض گویی شد و همین امر وی را به بن بست رساند. میترا درنهایت ارتکاب قتل را پذیرفت و
خواب خواستگار آدم ربا را ربود
بود که دختر جوان احساس کرد خودروی پرایدی درتعقیب اوست. همین که سربرگرداند، راننده پیاده شد و با تهدید دخترجوان را سوار ماشین کرد و ربود. او کسی جز خواستگار سمج دختر جوان نبود که با تهدید چاقو دختر جوان را سوار ماشین کرد و با خود به خانه اش برد. فرار گروگان 3ساعت از این ماجرا گذشته بود که زن جوانی به اداره پلیس رفت و اعلام کرد که خواهرش را دزدیده اند و در خانه ای زندانی کرده
امیر یل ارجمند ویاسمینا باهر:یک ازدواج عاشقانه در خلوت
است و برگرداندن آب تقریبا محال است. نقش مادر شوهر و مادر زن امیریل ارجمند: من و یاسمینا هیچ کدام اهل تفکیک کردن روابط خانوادگی مان با هم نبودیم. خوشبختانه نه تنها از دخالت های خانواده ها در امان بودیم بلکه در بسیاری موارد مورد حمایت آنها قرار می گرفتیم اما متاسفانه برخی از زوج ها به قدری در خانواده شان ذوب می شوند که یادشان می رود خودشان خانواده ای تشکیل داده اند. به طور
قصه های مردی بی نیاز که به سر رسید و به خانه اش نرسید
دارد که سرنوشتشان به نوعی در هم ادغام می شود: پسر جوانی در آرزوی هنرپیشه شدن از شیراز به تهران می آید، مرد عامی و بیسوادی که روزی بر حسب اتفاق در قهوه خانه ای مقابل دوربین قرار می گیرد و از آن پس آرزوی هنرپیشگی را در سر می پروراند و زن زیبا و جوانی که در آرزوی معروف و محبوب شدن از همسرش جدا می شود و قدم در راه هنر می گذارد و..... بخشی از متن کتاب: بیش از نود و پنج درصد مردم
قتل دختر با تفنگ پسر همسایه
یک پسر بچه 11 ساله طی یک نزاع بر سر یک اسباب بازی، دختر 8 ساله همسایه خود را با تفنگ ساچمه ای (Shotgun) هدف قرار داده و به قتل رساند. مک کایلا، دختر8 ساله ای که قربانی این ماجرا شد، شامگاه شنبه بود که از ناحیه سینه و بیرون از خانه خود در ایالات تنسی آمریکا هدف گلوله قرار گرفت. مادر این دختر به رسانه های محلی گفت که دخترش زمانی کشته شد که به این پسر اجازه نداد تا با عروسک وی بازی کند. پس از این
خودکشی پسر کارخانه دار معروف لاهیجان
حوالی ساعت 22 دیشب (13 مهر)، صدای بلند شلیک گلوله ساکنان مابین خیابان گلستان 15 و 17 لاهیجان را به بیرون خانه ها کشاند؛ آنانی که هراسان به دنبال نشانه ای از حادثه بودند با چراغ روشن و دو جوان بی حرکت در یک خودرو پراید سفید رنگ مواجه شدند. شاهدان عینی از صحنه دلخراش کشته شدن دختر و پسری جوان با گلوله اسلحه شکاری که در دستان پسر بود خبر می دهند. یکی از شهروندان لاهیجانی که در محل
انتخاب های سخت (18)
بود اما من رهبران عرب را برای بازکردن جوامع خود، احترام به حقوق بشر و ارائه فرصت های بیشتر به جوانان و زنان کشورشان تحت فشار قرار می دادم. گهگاهی در برخی موارد نظیر موردی از ازدواج کودکان در عربستان سعودی، قادر بودم پیشرفت هایی به وجود آورم. مطلع شدم پدر یک دختر حدوداً هشت ساله او را به زور مجبور به ازدواج با یک مرد پنجاه و پنج ساله در ازای حدود 13 هزار دلار کرده است. دادگاه های عربستان
از کارواش تا کلین شیت
اینکه چنین قراردادی ببندم، پدر و مادرم را فرستادم خواستگاری. اما خانواده دختر جواب داده بودند پسر شما کسب وکار درست و حسابی ندارد و آینده اش معلوم نیست. اینجوری نمی توانیم به شما دختر بدهیم. خلاصه جواب شان منفی بود. بعد من عمه ام را واسطه کردم تا پا پیش بگذارد. او رفت و گفت که آینده علیرضا روشن است و همین روزها قرارداد خوبی امضا می کند. کلی برایم تبلیغ کرد تا آنها پذیرفتند. مگر خانواده
تجاوز و خودکشی،پایان تلخ دوستی با اشخاص ناباب
، تولد شیوا بود و قرار بود که جشن تولدی سه نفره با سحر و لیدا بگیرد. از یک هفته قبل آن ها را دعوت کرد و سحر و لیدا بعد از اطلاع دادن به خانواد ه شان تصمیم به رفتن گرفتند. قرار بود تولد خانه شیوا به همراه مادرش برگزار شود ولی زمانی که سحر و لیدا به آنجا رسیدند شاهین دوست شیوا و یک پسر دیگر که همسن شاهین بود و شیوا می گفت دوست مادرش است آنجا بودند. بعد از گذشت چند دقیقه و دیدن وضعیت خانه، سحر و لیدا
توله سگ آمریکایی عامل کشته شدن دختر 8 ساله
با دختر 8 ساله همسایه بر سر مالکیت یک توله سگ در ایالت تنسی آمریکا، پسر با تیراندازی جان دختر نگون بخت را گرفت. به گفته لاتاشا دایر مادر دختر 8 ساله ماجرا از این قرار بود که فرزندش بیرون از خانه مشغول بازی بود که پسر 11 ساله همسایه از او خواست توله سگش را بیاورد اما با جواب منفی مواجه شد که در نهایت این دعوا سبب شد پسر با تیراندازی دختر را بکشد. مادر آمریکایی همچنین گفت که این
درس و مشق به محل زندگی شما باز می گردد
مهم تر این که کودک شما ساعت 9 شب خواب باشد. کودکی که خوابش ناکافی است، دیر و با کسالت از خواب برمی خیزد و این کسالت و خستگی، این گونه تلقی می شود که به مدرسه رغبت ندارد. سایر نکات از قرار زیر است: دانش آموز را از نهاد مدرسه نترسانید بچه باید به یقین برسد که مدرسه مکان امنی است؛ حتی بهتر از خانه و والدین مدرسه دوستان او هستند و معلمش هم بهترین دوست اوست تا احساس غریبی نکند. اگر شام نخوردی
اخبار ویژه روزنامه های سه شنبه 14 مهر
را از دست داده اند. عضوگیری داعش با زور * گروه تروریستی داعش، دست و پای یک پسر سوری 14 ساله ای را که نمی خواست به این گروهک تروریستی بپیوندد، برید. این پسر که خودش را عمر معرفی می کند در سوریه به چنگ داعش افتاد و یک ماه و نیم شکنجه شد تا عضوی از کودکان تروریست داعش شود اما او قبول نکرد و به همین علت داعشی ها این مجازات هولناک را برایش در نظر گرفتند. عمر در گفتگو با کانال 4
کتک زدن دختر مورد علاقه برای گرفتن جواب مثبت
بدهم و با او ازدواج کنم اما من آب پاکی را روی دستش ریختم و گفتم به درخواست او جواب مثبت داده ام. درباره آدم ربایی دختر جوان در شرح حادثه گفت: ساعتی قبل در حال رفتن به خانه بودم که شاپور با خودروی پراید جلویم توقف کرد. او با عصبانیت از خودرو پیاده شد و به زور مرا به داخل خودرو کشاند و بعد هم با چاقو مرا تهدید کرد که هیچ حرکتی نکنم. دقایقی بعد او مرا به زور به داخل خانه ای برد که بعد
شکار زنان تنها از بالکن خانه!
دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ناحیه 34 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و شاکیه پس از حضور در اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: در ساعت 14 روز سیزدهم مرداد ماه در حال استراحت در خانه بودم که ناگهان جوانی قد بلند با چهره ای نسبتا سیاه از طریق بالکن وارد خانه شد در حالیکه در خانه تنها بودم، این جوان با تهدید شوکر و
به عواطف و احساسات خود بها بدهید
/> قصه ای می خواندم از پیرزنی که اجلش سر رسیده بود و ملک الموت به او بیست دقیقه فرصت داد تا آخرین آرزویش را بگوید. او که داشت بر سر مزار مادرش دسته گلی می گذاشت گفت می خواهم در این چند دقیقه یک بار دیگر در تولد دوازده سالگی خودم شرکت کنم، شبی که همه اهل خانواده به همراه دوستانم در خانه قدیمی جمع بودند و جشن گرفته بودیم. بلافاصله خود را در پیراهن توری قشنگی که مادرش برایش دوخته بود، در جمع
داریوش فرهنگ و همسرش نازیتا اربابیان + عکس پسرش مانی
، تئاتر و تلویزیون است ازدواج کردم، اما در سال 1369 به دلایل مهاجرت او به خارج از کشور، به رغم داشتن یک فرزند دختر به نام توکا از همدیگر جدا شدیم و اکنون با همسر دوم خودم نازیتا اربابیان زندگی می کنم. – توکا الان چند سال دارد؟ = دخترم 25 ساله است. – شما و خانم اربابیان چند فرزند دارید؟ = یک پسر 12 ساله به نام مانی که امسال به کلاس پنجم ابتدایی رفته است
خواستگاری در کافی شاپ ممنوع!
هایی اشاره خواهیم کرد که برای برگزاری جلسات خواستگاری مهم به نظر می رسند. یاد بگیریم تصمیم به ازدواج گرفته اید؟ پیشنهاد ما این است که شروع کنید به مطالعه و تحقیق. پسر و دختر جوانی که ازدواج را در اولویت زندگی شان قرار داده اند، بهتر است چند کتاب درباره شخصیت زن یا مرد مطالعه کرده و به شناختی که از طریق خواهر و مادر یا پدر و برادرش کسب کرده اکتفا نکند. خواندن کتاب، مشاوره، شنیدن
افزایش جمعیت؛ از حرف تا عمل
به روزنامه ابتکار گفت: در گذشته نگاه مثبتی به مقوله تک فرزندی وجود نداشت، چراکه باروری زنان جنبه حیثیتی و نمادی از قدرت در بین خانواده ها بود. او با اشاره به اینکه گذشته ها تاکید بسیاری برای داشتن فرزند پسر بین خانواده ها بود، ادامه داد: آن زمان اگر فرزندان اول خانواده دختر می شدند، به دنیا آمدن فرزند پسر، انگیزه ای مهم برای ادامه زاد و ولد بین خانواده ها بود.اعرابی به سیاست های کنترل
مرگ متجاوز فراری در تعقیب و گریز پلیسی
بودم که ناگهان جوانی قدبلند با چهره ای نسبتا سیاه از طریق بالکن وارد خانه شد. درحالی که در منزل تنها بودم، این جوان با تهدید شوکر و چاقو به سمتم آمد. متوجه شدم قصد آزارواذیت مرا دارد به همین علت با او درگیر شدم. این جوان درحالی که من را به شدت مورد ضرب وشتم قرار می داد، به زور مرا داخل کمد دیواری یکی از اتاق ها حبس کرد. پس از دقایقی، موفق شدم با فشار در کمد را باز کنم. در همین زمان، آن جوان از طریق
120 تک بیت و رباعی شاعران جوان کشور برای کربلای منا
توسط دبیرخانه طرح ملی اصحاب الحسین(ع) برنامه ریزی شد و موجب آن گردید تا محتوای هنری و ادبی ارزشی تولید گردد و به نوعی باعث مقابله با محتواهای سکولار و غیر انقلابی در این خصوص شد. وی افزود: دبیرخانه طرح ملی اصحاب الحسین(ع) قرار است از میان آثار رسیده به 5 شعر برگزیده جوایزی اهدا و مجموعه اشعار را به صورت کتابچه و در فضای مجازی منتشر نماید. در ادامه قاصدنیوز ، 120 اثر منتخب از