سایر منابع:
سایر خبرها
روزی که روحانی 10 هزار تومان از امام گرفت
...، برایشان صحبت کنید؛ نگویید دو نفرند. دیدار شاید حدود نیم ساعت طول کشید و از محضرشان مرخص شدم.چند دقیقه بعد، آقای اشراقی، داماد امام (س) که ظاهرا همان روز از تهران آمده بودند، من را صدا زدند و از طرف امام (س) یک پاکت پول (10 هزار تومان) به من دادند. من به آقای اشراقی گفتم : فعلا نیاز به پول ندارم. ایشان خندید و گفت، مثل این که شما امام (س) را نمی شناسید! امام (س) به کسی پول نمی دهد؛ نمی دانم چطور شده که این پول را برای شما فرستاده اند؛ پول را بگیرید. من هم پول را گرفتم که آن پول برای من برکت زیادی داشت. 1.مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات دکتر حسن روحانی، (جلد اول)، ص464 ...
حال خراب خانه های اشرافی
مقداری راه را پیاده تا عمارت طی کند. مرا هم که بچه ده دوازده ساله ای بودم، دم در فرستاد که از شاه استقبال کنم. رضاشاه همراه من تا داخل عمارت آمد، اما روی مبل ننشست و همانطور که قدم می زد شروع به صحبت کرد و قدم زنان به داخل باغ برگشت. مادرم هم ناچار به دنبال او روان شد. خانه فخرالدوله فخرالدوله بسیار حسابگر بود. کلیه مخارج منزل، هزینه تحصیل و پوشاک فرزندان، تحت ضابطه خاصی قرار
روایت عزیز محمدی از حرف های سردار همدانی که بچه های یک تیم فوتبال را سراسر انگیزه کرد
، بغض کرده بود ند و سراسر انگیزه بودند. آمدند که بتواند جلوی فجر سپاسی با آن همه بازیکن بایستد. سردار همدانی به بچه ها گفتند شما الان با فجر سپاسی می خواهید بازی کنید، فردا نباید شائبه ای باشد که این تیم به آن تیم راه داده. بروید و سفت و محکم بایستید، اگر هم بردید و تیم فجر سپاسی هم بالا نیامد ایرادی ندارد ولی محکم بازی کنید. من که نایب رئیس هیات مدیره فجر بودم و زحمت می کشیدیم که تیم را بالا
سردارهمدانی:اطاعت پذیری بشار اسد از رهبر انقلاب بیشترازبرخی دولتمردان ماست
. حزب بعث یک در آهنین دارد و یک دیوار فولادی به هیچکس راه نمیدهد! شبیه به معجزه بود. امروز هم دولتمردان و هم مردم آنجا، ایران را فرشته نجات میدانند. شما در سوریه با نام ابووهب مشهور بوده و بسیار محبوب هستید. دلیل این محبوبیت و موفقیت شما در سوریه چیست؟ اولاً ما در یک ماه اول که با سه نفر از دوستان که دو نفرشان را از لبنان آورده بودیم هرچه میرفتیم برای کار راه نمیدادند. میگفتند
روایت رضا رشیدپور از مصاحبه با دکتر خرازی/ دقایق سخت و ترسناکی را پشت سر گذاشتیم
جدی در نمایندگی ایران بکنیم تا نیویورک تبدیل به مرکز ثقل مناسبات دوجانبه، چندجانبه و بین المللی ایران شود. روحیه من چالشی بودم، الان حزب ندا را نگاه کنید. این حزب از موقعی که درست شد چقدر حاشیه ایجاد شده است؟ - قبل از اینکه حزب ندا درست شود در میان اصلاح طلبان چنان آقا صادق آقا صادق می گفتند که نگو. اما بعد مطرح کردند که مگر صادق خرازی اصلاً اصلاح طلب هم هست؟ - متاسفانه یکی از
فردا، مجلس یکشنبه تاریخی را رقم می زند؟/ سه کلمه ای که آمریکا را به وحشت انداخته است
کابینه است و من با توجه به اینکه با همه وزرای خارجه کار کرده ام، وی را متخصص ترین وزیر خارجه بعد از انقلاب می دانم. ظریف مرد ملی ایران است و لیاقت رئیس جمهوری در سال 1400 را دارد. من هم اگر جای ظریف بودم با اوباما دست می دادم، زیرا دیپلمات برای صلح می رود نه جنگ! مسؤولیت مشترک ملی/ همدانی، شهید مبارزه با نفوذ آمریکا روزنامه وطن امروز نیز تیتر یک خود را به جلسه فردای مجلس در
با خداوندحرف بزنیم/امابه خداوندحرف نزنیم
تحمل بود و لحظه به لحظه با فشار و با مقاومت بدن درحال پیشروی بود و تاصبح چهار انگشت دست به حالت مشت و رو به داخل منقبظ و خشک شد و آثار کبودی و آتش و سوزش تا آرنج رسید و صبح بعد از اذان متوقف شد . اما در این مدت همان ابتدا گفتم خدایا من فقط صبح یک فکرکوتاه داشتم ، چرا اینطوری پاسخ دادی؟ از راه دیگر هم مرا میتوانستی هشدار بدهی و چند بار با حال زار و نزار قصد زیارت عاشورا کردم و
دیگر انتقاد نمیکنم پیشنهاد هم نمیدهم
به گونه ای که میخواهند جلوه دهند . تا آن زمان که خدا می فرماید ای گنهکاران امروز از بی گناهان جدا شوید و آن زمان که میفرماید ای فرزندان آدم مگر به شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید که او دشمن آشکار شماست و اینکه مرا بپرستید و این است راه راست . ولی امروزه بیشتر آنانیکه تا کنون دیده ام با وسوسه شیطان پول را به جای خدا میپرستند و خدایانی اینگونه برای خود ساخته و پرداخته اند . برای اندکی پول
پاسخ شهید بهشتی به خیانت های بنی صدر چه بود؟ / ماجرای دوخته شدن پیکر 10 پروانه عاشق به سیم خاردار
عملیات کرد. هرچه به او می گفتیم: چه شده است؟ ، حرفی نمی زد و فقط می گفت: شما ادامه دهید . بعدها وقتی که شنیدیم او به ساحل مان رسید، از فرط خون ریزی به درجه رفیع شهادت نائل آمده، پیش خودمان گفتیم: برایش انجام مأموریت، اهمیتش بیشتر از جانش بود، چراکه در صورت اعلام مجروحیت، یک یا دو نفر می بایست او را به عقب برگردانند . * راه زیادی در پیش داریم عبدالحسین
شخصیت های منفی در داستان دینی برای پرواز نویسنده بیشتر کشش دارند
کنم. البته بنده یکی دو سال بود که در فکر نوشتن یک رمان با این موضوع بودم و حتی مطالعاتم را در همین مورد شروع کرده و حتی فصل هایی را هم نوشته بودم، که با پیشنهاد خوبی که توسط مؤسسه خاکریز مطرح شد و گام خیلی خوبی بود برای شروع کار در این زمینه و بعد از مطالعه راجع به شخصیت پیشنهادی، فرصت را غنیمت شمرده تا عرض ادبی خدمت حضرت امام حسین(ع) داشته باشم. من فکر می کنم با حرکتی که مؤسسه انجام
سجادی: من مشاور کروبی نبودم بلکه کروبی به من مشاوره می داد!
همین امروز صبح روزنامه کیهان بودم و همین حرف ها را به آنها هم زدم. گفتم این حرف ها را چرا می زنید؟ بالاخره شما یک روزی مشاور کروبی بوده اید؟ نه من هیچ وقت مشاورش نبودم . قبلا هم تکذیب کرده بودم. اولین باری که کیهان نوشت سجادی مشاور کروبی است. یکی از دوستان پیغام داد که خانواده کروبی می گویند این را تکذیب کن. گفتم چشم! یعنی رابطه ای با کروبی نداشتید؟ آقای
انتقادهای صریح صفایی فراهانی از 8 سال ریاست احمدی نژاد
که خودش بد بود، حالا یک چیز دیگر هم به آن اضافه می کنید؟ می خواستیم از دست آن یکی در برویم، حالا یک چیزی هم بستی به دمش. این که بدتر از بد شد! به 75 میلیون نفر یارانه می دهی و نمی توان قطعش کرد. الان یکی از معضلات دولت آقای روحانی همین است. من سال 89 زندان بودم با مسئولینی که صحبت می کردم دقیقا می گفتم این اقدام برای یارانه خلاف امنیت ملی است. شما برای 75 میلیون جمعیت جامعه بی دلیل حق
اسرا با ذکر اهل بیت(ع) زندگی می کردند/عراقی ها به بهانه تزریق واکسن مانع عزاداری می شدند
از خواب بیدار شدم در فکر همین خواب بودم که سرم را ناخودآگاه پایین آوردم که در این لحظه تیر رسامی وارد سنگر شد و از بالای سرم عبور کرد و من به یاد کلام حضرت امام (رحمة الله علیه) افتادم که در خواب به من گفته بودند، خداوند نگه دارت باشد. در حدود یک ماه بعد شهید نوجوان عبدالرحیم عزیزی که از دوستانم بود درست در همین مکان مورد اصابت تیر تک تیر اندازهای دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. وی در
منتقدان برجام حرف زیاد می زنند، اما در رای دادن گریزان هستند
می توانست توافق را تصویب کند چیزی حدود 2 تا 2 هزار و 500 میلیون دلار در این 22 روز هزینه ای بوده است که به خاطر تحریم ها به کشور تحمیل شده است. ناصری در پاسخ به اینکه معتقدید برجام باید در مجلس برای تصویب می رفت یا خیر گفت: از ابتدا معتقد بوده و هستم باید برجام به مجلس برود چرا که در مجلس مخالفان برجام جایگاه قابل توجهی دارند و معتقد بودم که با همه این ها برجام رد نخواهد شد مثل آنچه که
انصراف عباس رافعی از جشنواره یهودی
پی گیری دلیل انصراف او از فستیوال جاشواتری با وی گفت وگویی داشتیم که در پی می خوانید. _مستقیم برویم سر اصل مطلب تقریباً دلیل انصرافتان را می دانم اما اگر امکان دارد خودتان به طور کامل توضیحاتی بدهید. إولین سوالی که بعد از نمایش فیلم در جشنواره بین المنللی از یک فیلمساز ایرانی می برند این است که آیا این فیلم در ایران اکران شده است یا نه؟! و به همین دلیل گفتم که بعد از اکران
وقتی علم و فناوری از فرصت فرهنگسازی غافل نمی ماند ...
تولید که برای سفارش دهنده و سفارش گیرنده، مقرون به صرفه باشد، این کار از همان ابتدا، چهارچوب های دیگری هم داشت. من 10 تا پارامتر را در نظر گرفته بودم و گفته بودم که آقای درخشی رعایت کند. در مطالعه ای که کردم، به این نتیجه رسیدم که ما باید در کارمان استمرار داشته باشیم. هفته ای یک انیمیشن فراموش می شود. بنابراین باید انیمیشن روزانه داشته باشیم. مثل روزنامه ها که هر روز درمی آیند. به علاوه عمده
پسیانی:همواره در حال گدایی فرهنگی ام
. این نمایش نامه پر پرسوناژی است. شما هم با همین پرسوناژها اجرا می کنید یا تفاوت خواهد داشت؟ بله، همان تعداد پرسوناژ، ولی در اجرا البته تفاوت هایی خواهید دید. چون این متن حالت منشوری دارد و من هم سعی کردم تماشاگران از هر طرف بتوانند همه ابعاد کار را ببینند. براساس یک ترکیب بندی 360 درجه که خیلی هم دشوار است، کار کرده ایم. من کیلومترها برای کارگردانی این نمایش راه رفته ام. البته دور
دوچرخه سوار بی ادعا دوکوهه
از صبحانه در محوطه پادگان با جمعی از دوستان مشغول گپ و گفت بودیم. در همان حال که در گوشه ای از پادگان نشسته بودیم دوچرخه سواری با چهره مقتدر به سوی جمع ما آمد اولین بار نبود که می دیدمش ولی هرچقدر فکر کردم به جا نیاوردم همان لحظه که به فکر فرو رفته بودم یکی از دوستانم نهیب زد که سردار همدانی را نگاه کن سوار دوچرخه شده است. یادم افتاد از عصر گذشته که وارد دوکوهه شدیم این دوچرخه سوار مو
برنده نوبل ادبیات: قلبم همواره با رنج دیدگانی است که درباره آن ها نوشته ام
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سایت آکادمی نوبل پس از اعلام برنده ادبیات سال 2015 که پنجمین روسی زبان برنده این جایزه و نویسنده آثاری چون جنگ چهره زنانه ندارد و صداهای چرنوبیل است، گفت وگویی را به صورت تلفنی با آلکسیویچ انجام داده است که می خوانید: حتما شنیده اید که جایزه نوبل ادبیات به شما تعلق گرفته است؟ بله، شنیده ام؛ هرچند هنوز باور آن برایم دشوار است.
کمند امیرسلیمانی، بازیگر بی حاشیه و مادری مهربان
ما سه نفر واقعا در راه دوستی مان برای همدیگر جانمان را هم می دهیم. موبایل باز و ماشین باز هستید؟ که مثلا بخرم و یا عوض کنم؟ بله، مثلا خیلی به مدل موبایل یا ماشین تان و اینکه آخرین مدل باشد، اهمیت می دهید؟ ببینید من کلا آدمی هستم که کاربرد اشیاء برایم مهم است. همه آدم ها ماشین خوب و موبایل خوب را دوست دارند ولی اگر بخواهم بین این دو تا انتخاب کنم، موبایل را ترجیح
دربار و مصدق در دستگیری نواب همداستان بودند
بازدید آیت الله کاشانی را پس بدهد، چند تن از تجار تبریزی را که از علاقه مندانش بودند، با خود به دیدن آقای کاشانی برد و گفت: این آقایان تجار آذری هستند و به شما ارادت دارند! در همین موقع دکتر بقایی با فکل و کراوات وارد شد و آیت الله کاشانی بسیار از او تجلیل کرد و او را کنار خود نشاند و بسیار تفقد کرد. پدرم می گفت: همان شب به آیت الله کاشانی گفتم: این آقایان روشنفکری که در اطراف شما هستند، در روز سختی
به مردم می گویند رعایت کنید اما خودشان مراعات نمی کنند
بابل به دوستم گفتم کمی خسته هستم، تو رانندگی کن. من موقع رانندگی همه جوانب امر را در نظر می گیرم چون به دوستانم می گویم موقع رانندگی در خیلی از جاده ها فقط نباید به جلو نگاه کرد، باید مراقب چپ، راست و پشت سر هم بود. باید حواست به آسمان باشد که سنگ روی سرت نیفتد. باید مراقب زمین بود چون احتمال دارد یک دفعه مثل دره دهان باز کند! خطر از بیخ گوش میناوند گذشت مهرداد میناوند بازیکن سابق
حشمتیان: تفکر هاشمی و روحانی را خط میانه می دانم و به آن معتقدم
چیست؟ حشمتیان: به نظر بنده توافق هسته ای یک موضوع برد- برد است؛ همچنین با وجود شرایط کنونی این توافق و ادامه روند آن را یک اقدام مفید و سازنده تلقی می کنم؛ در کل با عنایت به حمایتهای مقام معظم رهبری، مذاکرات هسته ای را به نفع ملت، مردم و نظام می دانم. متاسفانه طی چند روز گذشته شاهد فاجعه تلخ و دردناک منا و کشته شدن چند صد نفر از هموطنانمان در این حادثه بودیم؛ ارزیابی حضرتعالی
شعبه دیگر حرم امام حسین (ع) کجاست؟
دنیا دار آزمایش است. شما ببینید برای حضرت ابا الفضل (ع) امان نامه آمد که غیر از حسین (ع) دست هر کس را می خواهی بگیر و برو اما حضرت یک نگاه به شمر کرد و فرمود اگر قاصدکشی ننگ نبود خونت را می ریختم، تو می خواهی مرا از امام حسین (ع) جدا کنی؟! این هایی که ماندند، این 72 نفر زیر این آسمان نیامده و نخواهد آمد، اصحابی باوفاتر از اصحاب امام حسین (ع) نیست، امام صادق (ع) فرمودند مؤمن از آهن قرص تر است
از وحشت صحبت به زبان حبشی خوابم نمی برد/ روزی که مجیدی با دیدنم به هم ریخت/ غافلگیری در گرم ترین نقطه ...
/> _گریم شما در نقش ابرهه چقدر طول می کشد؟ تقریباً دو ساعت اما در روزهایی که مربوط به تست گریم می شد نزدیک به 7 الی 8ساعت درگیر این روند بودم. _چه اتفاقی مگر در گریم شما افتاد که دوباره مجیدی راضی شد؟ واقعاً به طور دقیق نمی دانم اما احساس من این است که شرایط سخت کار در بیابان ها و اینکه به یکباره با چیزی مواجه شدند که در نظر نداشتند کمی اذیت شان کرد. در واقع وقتی
وقتی گردشگران ایرانی داوطلب دفاع از اقامتگاه رئیس دفتر حفاظت منافع ایران شدند
وقت صرفه جویی شود، در همان میدان موزه آنها را جمع کردند و من دقایقی به آنها خوشامد و چند نکته از مصر و تاریخ آن گفتم. خبرنگاران صدا و سیما و شبکه های خودمان از جمله العالم نیز آمده بودند. خبر و تصویری که تهیه شده بود در شبکه های خبری خودمان پخش شد. با چند نفر از آنان نیز مصاحبه شده بود. از عمد شبکه های مصری را دعوت نکرده بودم، زیرا نمی خواستم باعث حساسیت شود. بعد از آن که
ماجرای حضور سفیر ایران در خانه پیرمرد بیروتی/ اُسقف لبنانی: رکن آبادی فقط مال شما نیست
قیافه اش فرق می کرد، پیراهن مشکی را روی شلوار انداخته بود و به جای ته ریش همیشگی ریش بلند و سفیدی صورت گرد و نمکی اش را پوشانده بود. خمیده راه می رفت و بر خلاف معمول سلام من را تنها با علیکی بی صدا پاسخ داد و گذشت. نمی دانستم چه شده و کنجکاوی هم نکردم تا اینکه دو سه روز بعد محمد، نگهبان سوری ساختمان که اتفاقا خودش هم سنی بود سر صحبت را باز کرد و با ناراحتی گفت : پسر بزرگش را کشته اند! نیروهای تکفیری
پاسخ ظریف به نامه دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)
خودم را راضی کنم. قبلا هم که برای دیدار مرحوم آیت الله مهدوی کنی (رضوان الله تعالی علیه) به دانشگاه رفته بودم با برخورد مشابهی روبه رو شده بودم؛ بنابراین به این نوع مهرورزی ها که منحصر به دانشگاه امام صادق (ع) هم نیست عادت دارم. البته محبت ویژه جناب دکتر سعید مهدوی و جناب میرلوحی بسیار دلگرم کننده و بسیار بیش از انتظار بنده بود. نامه شما و دوستان نیز بنده را بیش از گذشته شرمنده بزرگواری شما و بقیه
کری: هدف از توافق هسته ای هرگز حل تمام مشکلات آمریکا با ایران نیست
و ما واقعا در مورد تبعات این وضع برای جهان، منطقه و همه ما صحبت کردیم. من گفتم: ببین، اگر شما در کار خود جدی نیستید، ما آماده ایم به کشورمان برویم. شما تصمیم خودت را بگیر. ایرانی ها بازگشتند و ما به شکلی توانستیم در مسیر صحیح قرار بگیریم و مشخص است که حدودا یک هفته بعد به توافق رسیدیم. مجری سی بی اس: شما تجربه خود را در ویتنام با عزم خود برای دستیابی به این توافق مربوط دانسته اید
روحانی: مشکلات ایران و آمریکا با دست دادن حل نمی شود/نگرش ها و عملکردها باید عوض شوند
داشته باشد اما ایرانی ها تمایلی نشان نداده اند. بعد از این توافق هسته ای، چرا شما حاضر نیستید با رییس جمهوری آمریکا حتی دست هم بدهید؟، خبرنگار دیگری هم بلافاصله پرسید آماده هستید اگر اتفاقی در راهروهای سازمان ملل اوباما را ببیند با او دست بدهید؟ که روحانی پاسخ داد: ممکن است برخی فکر کنند اکنون راه روابط ایران و آمریکا هموار شده و برخی هم فکر کنند این دو کشور نمی توانند هرگز با هم رابطه داشته باشند یا