سایر خبرها
مخالفت پزشکی قانونی با قصاص یک اسیدپاش
خودم و بچه هایم را از این راه تأمین می کردم. البته وقتی می خواستم از شوهرم جدا شوم، او راضی نبود اما من حق طلاق را گرفته بودم و از شوهرم جدا شدم. بعد از آن بود که تهدیدهایش شروع شد. چون اعتیاد داشت دخترهایمان نمی خواستند با پدرشان زندگی کنند، به همین دلیل هم شوهرم خیلی من را اذیت می کرد. با اینکه زندگی ما را به باد داده بود اما خودش را محق می دانست. روز حادثه برای انجام کاری به شهرداری رفته بودیم
قتل بی رحمانه همسر به خاطر بدهی میلیاردی!/ جنایت به دستور شیطان!/قاتل از مادر و خواهرش رضایت گرفت+ تصویر
/> شوهرم دارد زندگیمان را به خاطر خوانندگی خراب می کند زن جوان وقتی دید که شوهرش تصمیم دارد خواننده شود، تصمیم به طلاق گرفت. شوهرم اجازه نمی دهد درس بخوانم مخالفت مرد میانسال با ادامه تحصیل همسرش باعث شد پای وی به دادگاه خانواده باز شود.
زورشان به فوتبال نرسید، تئا تر را خصوصی کردند
دیگر متون دورنمات هم دیده می شود. احسان فلاحت پیشه: بازی استریندبرگ و ملاقات بانوی سالخورده در سال های اخیر کار شده بود. متن های دیگرش هم مثل ازدواج آقای می سی سی پی در ایران محبوبیت نداشت. همچنین من زمانی که می خواستم متن شیاطین را کار کنم، سه تا بازیگر مرد با من بودند که بعد تصمیم گرفتم کاری را انتخاب کنم که شامل سه شخصیت مرد و یک زن باشد. - مدتی است در تئا تر ما، بسیاری
گریم های ماهرانه برای شکار 35 دختر دم بخت
. مدتی قبل یک زن شیک پوش و به ظاهر ثروتمند به مغازه ام آمد و چند لباس پرو کرد. درحالی که چند مدل لباس انتخاب کرده بود، در میان صحبت هایش برادر شوهر مجردش را به من معرفی کرد و گفت که او قصد ازدواج دارد و مدتی است که دنبال دختر زیبارو است. شماره تلفنم را گرفت تا من را به برادرشوهرش معرفی کند. چند روز بعد برای آشنایی بیشتر مرا به یک پارک دعوت کرد. روز قرار لباس های شیک پوشیدم و طلاهایم را انداختم. او به
سرنوشت جواهرات سلطنتی ایران چه شد؟
ایران بود، در آن زمان خزانه دولت و سلطنت یکی بود، در شورش افغان ها که محمود افغان، پایتخت صفویه یعنی شهر اصفهان را گرفت، تقریبا تمام این جواهرات متفرق شد، یعنی اینها از بین رفت. در زمان نادرشاه مقداری از جواهرات سلطنتی جمع آوری شد بعد دوباره در زمان نادرشاه مقداری از اینها جمع آوری شد، برای این که قدرت مادی و قدرت سلطنت بود، و نادرشاه در سفری که به هندوستان در سال 1154 هجری
3 مرد خطرناک در مقابل چشم مردم اعدام شدند/قتل بی رحمانه همسر به خاطر بدهی میلیاردی!/ جنایت به دستور ...
در ارتباط است یک بی خانمان را به قتل رساند . قتل پدر با بیل بخاطر اعتیاد و آزار و اذیت/ قاتل از مادر و خواهرش رضایت گرفت مرد جوانی که در پی اختلافات خانوادگی دست به قتل پدرش زده بود، در دادگاه کیفری رضایت گرفت. شوهرم دارد زندگیمان را به خاطر خوانندگی خراب می کند زن جوان وقتی دید که شوهرش تصمیم دارد خواننده شود، تصمیم به طلاق گرفت. شوهرم اجازه نمی دهد
جدول/زنان و مردانی که در 18 ماه گذشته همسران خود را به قتل رسانده اند
غذا از دست همسرش عصبانی شده و بعد از این که او را کتک زده، با سیخ کباب سوزانده و سپس سرش را به دیوار کوبیده است. 25. دی 93 ملارد مرگ مرد جوان به دست همسر و خواهرزنش زن در اعترافات خود گفت: من و شوهرم مدتی بود بر سر مسایل مختلف با هم درگیری داشتیم. دیگر از دستش خسته شده بودم؛ بنابراین تصمیم به قتل او گرفتم و با کمک خواهر 14 ساله ام آبمیوه ای تهیه و آن را
حکایت ازدواج های شرطی
حقوق برابر مهناز؛ زن جوانی که حق طلاق دارد درباره اینکه اهمیت داشتن این حق برای زنان چیست، می گوید: ضمانت یک زندگی به این است که هر دو نفر یعنی هم مرد و هم زن از حقوق یکسان برخوردار باشند و اگر این حقوق به هر شکلی تبعیض آمیز باشد احتمال اینکه یکی از دو نفر بخواهد زورگویی کند و از این حق سوءاستفاده کند وجود دارد. این زن جوان می گوید: من زمانی که به شوهرم گفتم که حق طلاق می خواهم او به راحتی
عشق به خوانندگی کار زوج را به دادگاه کشاند
کارهای خودش را می کند. چون چند نفر به او گفتند صدای قشنگی داری و می توانی خوانندگی کنی، شوهرم هم می خواهد تمام زندگی اش را رها کند و کار خوانندگی را ادامه دهد. زن جوان ادامه داد:شاید باور نکنید اما او شغل خوبی را که داشت رها کرد و به شدت به دنبال کار خوانندگی افتاده است. وقتی او را می بینم که اصلا به نظر من اهمیت نمی دهد و دارد زندگیمان را به خاطر خوانندگی خراب می کند، من هم تصمیم گرفتم از او جدا شوم تا به این زندگی یک طرفه پایان دهم. وقتی صحبت های این زن به پایان رسید، قاضی شوهرش را به دادگاه احضار کرد تا صحبت های او را هم بشنود. 222 9صبح ...
روایت جالب بی بی قصه دوز از 89 سال زندگی
و 18 سالگی بچه آوردم، بعداً دوباره 21 سالم بودم بچه دار شدم. بعد 14 سال حامله نشدم و بعد یه بچه دیگه آوردم و 7 سالش بود که پدرش فوت شد و من الان پیش همون که مجرده زندگانی می کنم. اون صبح تا شوم میره سر کار و من حوصله ام سر میره و تنهام و خسته می شم. بعد عادت کردم و عروسک درست می کنم. اگه کار کنم خوبم اما اگه بلند شم راه برم می خورم زمین. جون ندارم. کوچیک که بیدم هم عروسک درست می کردم، اما بعد
عوامل افزایش سن ازدواج در جامعه
آمار طلاق و تک سرپرستی عوامل مهم افزایش فقر در جامعه است و باید به این موارد و رفع آن ها بیش از پیش توجه کرد. علی فرجامی یکی از جوانان بیرجندی اظهار داشت: چند سالی است در یک شرکت به عنوان حسابدار استخدام شده ام و در حال حاضر 27 سال سن دارم، دو سال قبل سرگرم کار، جوانی بودم که پدر و مادرم به فکر زن دادن من افتادند و چند دختر از فامیل را پیشنهاد دادند و هنگامی که قرار شد برای یکی از دختران
از غرور بیش از اندازه شوهرم خسته شدم
حتی در مورد من هم غرور دارد و حاضر نیست برای یک بار هم که شده بابت کاری که کرده معذرت خواهی کند و یا دل مرا بدست آورد. از این غرور بیش از اندازه شوهرم خسته شدم و تصمیم به جدایی از او گرفتم. زندگی در کنار این مرد برایم غیر قابل تحمل شده است. حتی فرزندانمان هم از دست غرور پدرشان خسته شده اند. بعد از صحبت های این قاضی شوهرش را هم به دادگاه احضار کرد تا صحبت های او را هم بشنود.
خواستگاری طلایی از 35 دختر با آبمیوه مسموم
پارکی با هم قرار بگذاریم. او گفت برادر شوهرش به جواهرات قیمتی و لباس های شیک اهمیت زیادی می دهد و از من خواست اگر طلا و جواهرات زیادی ندارم، از بستگان و دوستانم امانت بگیرم. ابتدا قبول نکردم اما وقتی با اصرار او روبه رو شدم، قبول کردم. روز حادثه طلا و جواهرات مادر و خواهرم را امانت گرفتم و به پارکی که آدرس داده بودند، رفتم. در پارک من و زن جوان با هم شروع به حرف زدن کردیم و مرد جوان هم به مغازه ای
شوهرم با من لج کرده و مرتب دعوا می کنیم
بخوانم و از بیکاری تنهایی نجات پیدا کنم. ولی شوهرم لج کرده و چند ماهی است که مرتب سر این موضوع با من دعوا می کند. برای همین تصمیم به جدایی گرفتم. دیگر تحمل زندگی در کنار این مرد را ندارم. بعد از صحبت های این زن شوهرش هم به دادگاه احضار شد. 2007
قرآنی که رهبر انقلاب به الهام چرخنده اهدا کردند
هم بانوی سینماگر ایرانی این چیزی که این خانمی که از بس کوچک است؛ اسمش هم یادم نیست و جدیدا در اروپا لباس های نامرئی می پوشد و عکسش روی جلد مجلات می رود و در فیلم افغانی هم لخت شده است؛ نیست. پنج شش سال پیش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان مختلفی هم سراغ من آمدند و پیشنهاد حضور به عنوان نقش اول سریالی که مضمونش مربوط به یک خانم مانکن و چند نفر مرد عاشق و شیفته او بود را دادند و گفتند 5-6 میلیارد به تو
افغانستانی ها از آمریکا متنفرند ولی خطر جنگ روانی جدی است/ ماجرای استقبال سرخپوست های کانادا از فرشتگان ...
بازیگر زن انتخاب شد. وی ادامه داد: بعد از نمایش فیلم، سایت آن و همینطور سایت شخصی خودم، توسط صهیونیست ها هک شد، برخی نیز با عملیات روانی و نوشتن چند مقاله سعی داشتند، جلوی دیده شدن این فیلم را بگیرند. سلیمی در پایان سخنانش، با اشاره به این که تاکنون فیلم دیگری درباره جنایات آمریکا در افغانستان ساخته نشده است، بیان کرد: مجوز ساخت فرشتگان قصاب2 ، گرفته شده است اما تاکنون، این فیلم
کارخانه رؤیاسازی عموشهر فرنگی
برنج را میلیمتری خط کشی می کنیم و روی آن خط تا می اندازیم. اگر اندازه ای این طرف و آن طرف شود همه کارمان خراب می شود. اسکلت کار که آماده شد باید آن را با 3 هزارتا میخ و پرچ به هم بچسبانیم. بعد اهرم های داخلی و آینه روبه رویش را نصب می کنیم، طوری که هم اپراتور آن را ببیند و هم کسی که پشت شیشه نشسته. آقای اسلامی می گوید: پدرم عاشق کارهایش بود. نمی گذاشت ما دست به آهن ها بزنیم. فقط سوهان کاری اهرم های
رفیعی: قدرت امروز دنیا به دانش است/ محقق: مروج علم باشیم نه جهل
عجیبی به نمایش گذاشته است. اظهر به عنوان زنی با اعتقادات مذهبی که عاشق همسر است لباس رزم می پوشد و در طول ماجراهای بسیار به شوهرش وفادار می ماند، هرچند که از سوی بسیاری از اطرافیان خود به دلیل بی توجهی به ثروت سرزنش می شود. نزاری در این داستان اهمیت خاصی به مردم نشان می دهد و این در حالی است که بسیاری از ادبای ما به سلاطین و بزرگان توجه دارند. نزاری مردم را وارد صحنه می کند و آن ها را علت پیشرفت
عامدانه، عاشقانه، قاتلانه
بعد عنوان قاتلانه را برایش انتخاب کردم. این یکی کمی به نظرم تند و تیز آمد و در آخر عنوان عامدانه، عاشقانه، قاتلانه را انتخاب کردم. البته به خاطر سه اپیزودی بودن و همینطور داستان این اپیزودها تصور می شود هر اسم برای یک اپیزود است اما رای من قضیه اینطور نبود. عامدانه، عاشقانه، قاتلانه تم های جاری در هر سه اپیزود هستند و فقط جنس و میزان شان فرق می کند. من از ابتدا می خواستم سه زن در سه مسیر کاملا
چهار میم مهم در ازدواج
اندازه بینی و فرم دندان های او مطابق سلیقه من نیست و یا خانمی می گوید شوهرم نمی تواند در جمع صحبت کند، خوب لباس نمی پوشد و از این قبیل نظرها؛ بنابراین اگر قصد و نیت ازدواج است تا حدی که اسلام هم اجازه داده باید یکدیگر را ببینند و بپسندند. دوم مصاحبه ، است که دو نفر باید خوب با هم صحبت کنند و درباره نکات مثبت و منفی یکدیگر و مسائل مهمی که در تاریخچه هر کدام وجود دارد، بیماری های خاص، محل
همسر مرحوم جمشیدنژاد: شوهرم می گفت کفنم را آماده کنید/ تنها پسر خانواده: پدرم مثل اربابمان امام حسین(ع) ...
کرد و رفت. وی می گوید: در حادثه مکه و سقوط جرثقیل با یکی از هم اتاقی های خود (حاج احمد خادمی) که او هم جز جانباختگان بود خیلی بی تابی می کردند و می گفتند کاش ما به جای آنها بودیم و در خانه خدا و در بهترین مکان از دنیا می رفتیم و تمام فکر و ذکرشان فقط حسرت خوردن بود. برای درگذشتگان خانه خدا، گفتم خداوند از سال 84 حاج صمد را دعوت کرده است. چند روز قبل از روز عرفه با هم اتاقی اش خیلی به
زنی به جرم اقدامات غیراخلاقی دستگیر شد/گرفتن موجودی حساب قربانیان با تهدید قمه/ پسر جنایتکار مادرش را با ...
جویانه زد و مرد مواد فروش را کشت، در دیوان عالی کشور تایید شد. جنجال های زوج جوان بر سر سند زدن خانه مرد جوان زمانیکه دید همسرش می خواهد که سند خانه را به اسم خودش کند، تصمیم به طلاق گرفت. از غرور بیش از اندازه شوهرم خسته شدم زن میانسال زمانیکه نتوانست غرور بیش از اندازه شوهرش را تحمل کند، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. برای آگاهی از آخرین اخباروپیوستن به کانال تلگرامی باشگاه خبرنگاران جوان اینجا کلیک کنید. انتهای پیام/
علیرضا حیدری: بلد نیستم به خاطر شغلم ریش بگذارم
. می گفت بگذارید آبرویتان بریزد، وقتی ریخت دیگر راحت می شوی، مردم چند روز حرف می زنند و بعد تمام می شود. ما با متر خودمان جامعه را می سنجیم، اما متر خدا یک جور دیگر است. اینجا می گوییم مدال و پول و چشم و ابرو و.... معیار است. ولی بعد آن طرف می بینیم متر خدا چیز دیگری است. مهم این است که محبوبیت را خدا باید به آدم بدهد. خیلی از آدم ها را می بینیم که رعایت ادب هم نمی کنند، رعایت مسائل اجتماعی هم نمی
صیاد حیله گر
سایه به سایه دنبالش رفتم. خودم را به او رساندم و از نسبت او با خانواده فرشاد پرسیدم. زن داداش فرشاد بود. او هم یه بوهایی برده بود که فرشاد هوایی شده و می گفت فرشاد تو خونه جسته گریخته گفته به کسی فکر می کنم. شخصیت من و شیرین به هم می خورد شماره او را گرفتم تا راحت تر بتوانم از فرشاد و بازگشتش به منزل با خبر شوم. بعد از مدتی به اصرارمن،شیرین داستان بی تابی من را به فرشاد گفت
گرفتن موجودی حساب قربانیان با تهدید قمه/ تایید حکم قصاص مردی که مواد فروش را کشت/ پسر جنایتکار مادرش را ...
+ تصاویر پسری اهل " امریکا " مادر خود را بوسیله تبر به قتل رساند. تایید حکم قصاص مردی که مواد فروش را کشت حکم قصاص مرد جوانی که دست به یک جنایت کینه جویانه زد و مرد مواد فروش را کشت، در دیوان عالی کشور تایید شد. جنجال های زوج جوان بر سر سند زدن خانه مرد جوان زمانیکه دید همسرش می خواهد که سند خانه را به اسم خودش کند، تصمیم به طلاق گرفت. از غرور بیش از اندازه شوهرم خسته شدم زن میانسال زمانیکه نتوانست غرور بیش از اندازه شوهرش را تحمل کند، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. انتهای پیام/ ...
دلالان برای طلاق هم نقشه کشیده اند!
... کافی است مطمئن شوند طرفین از دادگاه اجازه طلاق گرفته اند تا دوره ات کنند... آنها سعی می کنند مجابت کنند تا به دفتری که تبلیغ می کنند بروی برای ثبت آخرین لحظه دوتایی بودن... برای راضی شدن زوج ها البته پیشنهادهایی هم دارند... از ثبت کمتر از آنها اصلا فکر نمی کنند که شاید مهلتی کوتاه به اندازه چند ساعت کافی باشد تا حداقل یکی از آن زن و شوهرهایی که اجازه طلاق گرفته اند از کارشان پشیمان شوند
سخنی با ریاست محترم دانشگاه تهران
باسابقه ترین دانشگاه کشور که به حق دانشگاه مادر نامیده می شود پا می گذارند؟ یا به جشن عروسی، میهمانی خصوصی و...؟ آخر چند سال بود به دانشگاه نیامده بودم. آرایش غلیظ دختران، لباس های تنگ، چسبان و یا خیلی گشاد آنان،استفاده از عطر و ادکلن ها ی تحریک کننده، خلخال، زنجیر و حلقه ی طلا در پای برخی، مانتو های نسبتاً باز، روسری هایی تا پشت بناگوش عقب رفته، بعضاً دخترکان کشف حجاب کرده در داخل خودروهایشان و
خوابی برای بخشش عروس قاتل
تا با هم صحبت کنیم. او گفت در قهوه خانه است. با او قرار گذاشتم تا هر طور شده شناسنامه ام را بگیرم و او را راضی به طلاق کنم اما او با عصبانیت حرف های گذشته را تکرار کرد و گفت که حاضر نیست جدا شود. بعد از آن با چاقو تهدیدم کرد. من هم برای اینکه او را بترسانم با چاقوی ضامن داری که همیشه همراهم بود ضربه ای به او زدم. قصدم فقط ترساندنش بود اما ناگهان او خون آلود روی زمین افتاد و من از ترسم فرار کردم
وصیتنامه شهید مرسل محمدی
چند روز، ماه، نیز بنشینم باز وقت پیدا نمی کنم، دفترها را پر کنم. ولی چه کنم. الهی! تو خود درد دل و سوز و گداز همه رزمندگان اسلام را می دانی. شبهای جمعه، دوشنبه، با کمال خضوع و خشوع تمام، در یک جا جمع می شوند و در تاریکی شب حال پیدا می کنند و با عاشق خود صحبت می کنند و به یاد شهیدان شان می افتند. آخر دوستان ما لیاقت پیدا می کنند و به جوار الله می روند و پیش حسین می روند و ما می مانیم و جامعه.
بی بی حاضر برای بچه ها عروسک می سازد
خانجانم یاد گرفته بودم. بعد که ازدواج کردم و بچه دار شدم فرصت نکردم عروسک درست کنم. اما از وقتی شوهرم فوت کرد دوباره تنها شدم و حوصله ام خیلی سر رفت. کم کم به عروسک سازی عادت کردم و هر روز عروسک درست می کردم. هنوز هم درست می کنم. اگه سرپا باشم قدرت ندارم. اما اگه نشسته باشم درست می کنم. از بی بی خواستیم قصه عروسک هایش را بسازد خیلی از عروسک های بی بی اسم و قصه دارند که آقای عباسپور