سایر خبرها
وقایع ماه محرم الحرام
المؤمنین علیه السلام نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند: هر کس بعد از من فلان وفلان نشانه را به تو داد، این پوست را به او تقدیم کن . آن سه نفر آن نشانه را نداشتند، و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهری امیر المؤمنین علیه السلام به آن حضرت – که همه نشانه ها را دارا بود – تسلیم نمود. 8-هنگام حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر
قرائتی: سر به نی بدهید ولی به نزد ظالم سر خم نکنید/ درس هایی از کربلا
کبری سلام الله علیه فرمود: مرا در نماز شبت دعا کن. در جبهه های جنگ ما نیز، بیش از نود و پنج درصد جوانان رزمنده، بچه های مسجد و هیئت بودند. شما که در عاشورا، در عزاداری ها شرکت می کنید، یک قرار و عهدی تازه با نماز و امامت داشته باشید. هر کار خیری انجام دهیم، اگر نماز ما ناقص و مردود باشد سایر اعمال قبول نخواهد شد. ما در زیارت امام حسین (ع) اول به نماز او
آیت الله مهدوی کنی درقامت یک دوست
، دوره تقابل ها و تنش ها در کشور بود و منافقین کم کم داشتند به فاز مسلحانه می رفتند. همه به خاطر دارید که ایشان به نماز جمعه آمد و با تواضع گفت: رفقا! من محمدرضا مهدوی هستم، نه محمدرضا پهلوی! من همان رفیق و زندانی سابق شما و همان پیشنمازی هستم که می آمدید و در مورد مسائل فکری از او سؤال می پرسیدید، من دارم با شما صحبت می کنم، نمی خواهیم خونریزی شود، به دامن ملت برگردید... تا جایی هم که می توانست
آیا می دانید آلپاخ کجاست؟
سیگار کشیدن های زیاد جوانان بعد از صرف غذا که میز غذا را غیرقابل تحمل می کرد یا بی معرفتی های گاه و بیگاه برخی شان. در این مورد اخیر مثالی دارم از یک خانم ایرانی که از بروکسل به آلپاخ آمده بود و پس از گذشت چند روز قصد بازگشت کرد. اما دوست قدیمی اتریشی اش از او خواسته بود یک شب دیگر پیش او بماند. خانم ایرانی هم قبول کرده بود. عصر بود که ما با خانم ایرانی درحال صحبت بودیم که یک دفعه پیامکی از طرف
گپ اس ام اسی بزرگمهر حسین پور با سینا حجازی
. فکرشو می کردم. ب: اولین قدم رو که داشتی رو سن می ذاشتی خوب نگاهت می کردم...! به عنوان یک دوست احساس می کردم ذهنت مغشوشه. اون لحظه اینطوری بودی؟ س: آره یه اتفاق هولناک دقیقن نیم ساعت قبل اجرا افتاد که ممکن بود همه چی نابود بشه و ما مجبور می شدیم کنسرت رو لغو کنیم. واسه همین کل بدنم لمس شده بود و موقع ورود سرم خورد به ال ای دی و در طول اجرا داشت خون می ومد. خدا رو شکر مو زیاد
معلم قرآن بود و درس شهادت می داد
ما مان چهار پنج تا دوست دارم. حاج آقا جزایری، موسوی و طاهری دوستانش بودند. گفتم ما مان اینها که هم قد شما نیستند. گفت به هم قد بودن که نیست به معلوماتشا ن است، اینها معلوماتشان زیاد است و من استفاده می کنم. بچه شاد و با نشاطی بود. می گفت ما مان بیا من خودم برا یتان روضه می خوانم. دروس حوزوی اش را که خواند دیگر می توانست لباس بپوشد. یک روز گفت مامان من عمامه بگذارم خوب می شوم؟ گفتم اگر سید بودی بله
رفع تحریم ها از 2 ماه دیگر / شرط ما ورود سرمایه به داخل کشور است
: علی القاعده چیزی که درباره طرح برجام باقی مانده اظهار نظر شورای نگهبان است و بعد از آن کاری که دولت باید انجام دهد و اقداماتی که در حال انجام است . رئیس جمهوری اظهار داشت: فکر نمی کنم امشب نیاز باشد تا در این زمینه صحبت شود و هفته آینده که زمان 90 روز برای اجرایی شدن مقرر شده بود و در توافق آمده بود، فرا می رسد اگر چه زودتر هم می توانستیم شروع کنیم اما تا همه کشورها آماده شوند و ما هم
یک متن دوست داشتنی با پایان بندی عجله ای/ سمندر با زبان مدرن قصه می گوید/ جمشیدی برای مخاطب امروز می ...
شخصیت های داستان شده است، درست مثل یک فیلم سینمایی که ظرف دو ساعت کارگردان باید همه چیز را تمام کند. *دوران حجیم نویسی به سرآمده است جمشیدی گفت: نظر شما محترم، اما دوران حجیم نویسی به نظرم به سر آمده است. نواقص مهمی می تواند تلالو رمان را کم فروغ کند. من همه اجزا را در سمندر مناسب دیدم اگر اینطور نبود هنر و فلسفه زیبایی شناسی رمان که این روزها مغفول بوده به کار گرفته نمی شد
بهنام صفوی: دلیل فیلتر شدن اینستاگرامم را نمی دانم
بشنوند که به خاطر خودش باشد نه حاشیه اطراف آن،شما ببیند مرتضی پاشایی تا قبل از بیماریش به آن صورت کارهایش شنیده نمی شد ولی بعد از بیماریش هم پیگیر آهنگ های او بودند مردم باید دنبال کار خوب و با کیفیت باشند و ارزش هنر و هنرمند را بدانیم نه به خاطر بیماری اش به او بها بدهیم . دلیل فیلتر بودن پیچ اینستاگرام شما چیست؟ من خواننده رسمی و مجوز دار کشور هستم خودم هم جواب این سوال را
گلچین شب پنجم محرم کربلایی حمید علیمی
/> مگه برام نگفتی قصه ی دیوار و در ، مگه برام نگفتی قصه ی دیوار و در چرا حالا نمی ذاری بشم شبیه مادر ، چرا حالا نمی ذاری بشم شبیه مادر منم و دردو غم ها ، منم و یاد زهرا ، که حالا مثل بابا از غم و داغ زهرا عمو بذار حالا من هم برم ، ای سایه ی سرم ، میمیرم تو حرم بذار تا که من هم برم ، ای سایه ی سرم ، میمیرم تو حرم واویلا واویلا واویلا واویلا
گلچین شب چهارم محرم کربلایی حمید علیمی
/> زندگی یعنی تو ، زندگی یعنی تو ، اعتقادم اینه و فقط با اسمت زندگیم شیرینه ، زندگیم شیرینه یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین همه رو راه می دی همه دوست دارن ، ارمنی ها حتی به تو ایمان دارن به تو ایمان دارن نه فقط اونی که از تو حاجت داره ، هرکیو می بینم بهت ارادت
نیمار: سوت هایی که مردم برایمان می کشند ناراحت مان می کند
چهارشنبه 22 مهر 1394 0 حالا که مسی مصدوم شده و غایب است همه به تو به چشم رهبر تیم نگاه می کنند. فشار این مسئولیت را می پذیری؟ از بچگی همیشه زیر بار مسئولیت رفته ام، هم در سانتوس، هم در تیم ملی و... اینجا اما شرایط فرق دارد ؛ همه به وظیفه و مسئولیت مان آگاهیم و می دانیم در زمین بازی چه کاری باید بکنیم. من هم هر کاری از دستم بربیاید برای کمک به تیم انجام خواهم داد. این چالش تو را نمی ترساند؟ با اینکه می د
سفر 31 روزه دور ایران برای سلفی گرفتن / تصاویر
زمان زیادی از پایان سفر می گذرد؛ اما خستگی سفر هنوز از تن جوان ماجراجوی تبریزی درنیامده است. تا یک هفته بعد از سفر مدام خواب بودم. الان هم که مدت ها از آن می گذرد، هنوز سرحال نشده ام. شاید باور نکنید هنوز ترک های پایم خوب نشده است. در آخر از او می پرسم تمام این سختی ها ارزش این کار را داشت که فقط پاسخ می دهد: صد در صد! من عاشق ایرانم و برای آن هر کاری می کنم. من دوست دارم بقیه کشورها با زیبایی
- اما استون - از زندگی، بازیگری و... می گوید
دارم توی دنیا و هستی غوطه می خورم. شاید باید برای اینکه در مورد برخی چیزها خیلی شفاف نباشم مهارت پیدا کنم. کیتون: خب، شاید هم نه. شاید همین مدلی که هستی خیلی هم برای تو خوب باشد. حالا که عکست روی جلد اینترویو خیلی هم فوق العاده و زیبا است. انگار بی هیچ وحشت و ترسی به جهان بیرون خیره شدی. و برای هر نقشی که یک هنرپیشه می تواند بازی کند آماده ای. آیا همین احساس را داری؟
مصاحبه ای با دکتر محمد کیانوش راد/فعال سیاسی اجتماعی
حقایق از ملا محسن فیض خواندم که گفته بود؛ گاهی دشمن آدم، عیبِ آدم را بهتر می گوید. گفته بود؛ به سخن دشمن ات گوش بده. زیرا دشمن بر خلاف دوست، برای کوبیدن تو، به دنبال نقطه ضعف توست. پس حتماً با دقت بر تو می نگرد تا عیب تو را ببیند. خب ما در فرهنگی تربیت شده ایم که گفته اند: المومن مرات اخیه المومن و گفته اند: رحماءبینهم . واقعاً چقدر اخلاقیّات در بین ما گسترش یافته است؟ باید همه یک بازنگری جدّی در
اسفندقه: در کودکی از اینکه امام حسین(ع) پیروز نمی شد خشمگین می شدم/ مجاهدی: شور، شعور و حماسه سه ضلع شعر ...
خوانی خود را با شعری کوتاه به شرح زیر آغاز کرد. آب یک اشاره است جانب تو را یا امام عاشقان به یک اشاره اکتفا کنند رو به سوی کربلا کنند السلام... و در ادامه شعر دیگری خواند که در زیر می آید. اگر خنجر ببارد دوست دارم اگر زخمی بکارد دوست دارم مرا ای تیغ ها در بر بگیرید اگر او دوست
علی مشهدی:من 14 سال پیش خیلی دلم شکسته بود...
تنم چیزی نداشتم. رفتم حرم امام رضا(ع) و جلوی پنجره فولاد ایستادم. پشتم را چسباندم به پنجره فولاد و گفتم یا امام رضا خدا که دست همه بنده هایش را می گیرد، تو پشت من باش و ضامن من شو که خدا خواسته های مرا بدهد. بدون غلو از آن سال به بعد ماجرای زندگی من عوض شد. این را به همه می گویم که اگر در اوج دلشکستگی از امام رضا (ع) بخواهید، به شما می دهد چون خیلی ها را دیدم و حتی در مورد خودم. داریوش
خلیلی: فوتبال توی خون چپ پاهاست
خانواده نوروزی، هانی از مدارس فوتبال پله به پله بالا بیاید. تو هم که طبق معمول گل زدی. خب دیگر، در این بازی باید گل می زدم. کارم گلزنی است و همه از من انتظار دارند که گل بزنم. چرا فوتبالت اینطوری تمام شد و پایان خوشی نداشت؟ طوری تمام شد که خودم هم انتظارش را نداشتم. خیلی تلاش کردم که پایان خوشی داشته باشد اما آخرش خوب نشد. دست تقدیر بود.هر طور تلاش کردم مشکلی سر راه من سبز
شور، شعور و حماسه؛ سه ضلع شعر آئینی
آمده است و این موضوع به نوعی در اختیار خودم نبوده و ناخودآگاه به این سمت رفته ام. وی شعر خوانی خود را با شعری کوتاه به شرح زیر آغاز کرد: آب یک اشاره است جانب تو را یا امام عاشقان به یک اشاره اکتفا کنند رو به سوی کربلا کنند السلام... و در ادامه شعر دیگری خواند که در زیر می آید: اگر خنجر ببارد دوست دارم اگر زخمی بکارد دوست دارم مرا ای
شعر خوانی شاعران آیینی در رثای موذن کربلا + متن اشعار و گزارش تصویری
/> وه کزین قامت، قیامت کرده ای نرگست با لاله در طنازی است سنبلت با ارغوان در بازی است از رخت مست غرورم می کنی از مزار خویش، دورم می کنی گه دلم پیش تو گاهی پیش اوست رو که با یک دل نمی گنجد دو دوست بیش از این باب دلم را خون مکن زاده ی لیلی، مرا مجنون مکن پشت پا بر ساغر حالم مزن نیش بر
گلچین شب هشتم محرم حاج محمود کریمی
/> ----- من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج افتاده ام به پای تو یا ثامن الحجج از کار من کسی نگشاید گره مگر دست گره گشای تو یا ثامن الحجج بالله نمی روم در بیگانگان به عجز تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند هستند خاک پای تو یا ثامن الحجج پایین کارنامه ی من نقش بسته است امضای کربلای تو یا ثامن الحجج دریافت فایل
هنر ایرانی با شیب تند رو به انهدام است/ می ترسند مردم با کتاب گمراه شوند
داده. یا سار تر در کتاب عذاب روح حرف هایی درباره فرانسه زده. چراکه فرانسه را از جان خودش بیشتر دوست دارد. آقای مجابی شما به طور متوسط روزی چند ساعت کار می کنید؟ و در کل روزتان را چگونه می گذرانید؟ بیداری من به نوشتن و خواندن تقسیم می شود. به طور مرتب بیش از 40 سال است که هر روز 7 ساعت کار می کنم. از 9 صبح تا 1 و بعد ازظهر هم چند ساعت کار جدی نوشتن می کنم و بقیهٔ روز را می
بغض جناب خان در وداع با رامبد جوان
میزبانمان بودید. خداییش این دوری واسه تمام ما خندوانه ای ها که تمام شبانه روزهای پشت سر به حال شما فکر کردیم و دلمون را به دل شما دادیم خیلی خیلی سخته. ایرونیم دیگه تو تاکسی هم صحبت اگه بشیم هنوز پیاده نشده دلمون تنگه حالا ببینید ما چی میکشم،. مطمئنم اتفاقی که باید افتاده، بعضی وقتا وسط یه پیاده رو وقتی داری راه میری اتفاق میافته، بعضی وقتا وقتی از خواب می پری اتفاق میافته
ترمزدستی قطار مرگ را بکشیم
. مردم با فامیل هایشان دور هم جمع می شدند و حرف می زدند. از مشکلاتشان می گفتند، از سختی های زندگی حرف می زدند، بعد هم لحظات شادی را فراهم می کردند تا از نظر روانی فشارهای زندگی کاهش یابد. فکر می کنید چرا قدیم ترها آمار سکته های قلبی و مغزی کمتر بود؟ یعنی وضع زندگی مردم بهتر از امروز بود؟ راننده خیلی سریع جواب داد: نه آقا، قدیم ها ما هیچی نداشتیم، اما این همه چشم و هم چشمی هم نداشتیم. همه مثل هم
خوبی ها را باور می کنم!
برایت دارم تا خوشحال شوی. یک دوست خوب و بااستعداد با قلبی مهربان! دوست ما می خواهد یک قطعه بی نظیر و مخصوص برایت بنوازد." آنی هیچ واکنشی نشان نداد و اصلا از جایش تکان نخورد. عینک تیره ای به چشمانش زده بود و کت مندرسی پوشیده بود. به نظر می رسید حول و حوش چهل سال داشته باشد. دلم برای تنهایی او سوخت. غرق در رویاهای خود بودم که زن جارو به دست گفت: "زود باش من کار دارم باید بروم و بقیه کارم را
گفتگویی متفاوت با همسر آیت الله مهدوی کنی
اندازه کار فرهنگی دوست ندارم و به من هم می گفتند: بالاترین کاری که می کنید و برایتان می ماند، کار فرهنگ سازی است، وگرنه در کارهای سیاسی هر کسی چند روزه نوبت اوست (1) پست و مقام چند روزی هست و هر قدر هم خوب باشید، دوره دارد و شما را عوض می کنند، ولی کار فرهنگی برای همیشه ماندنی است. شاید به همین دلیل بود که خودم و بچه ها از تمام چیزهایی که به نظر مردم لذت است، چشم پوشیدیم و داریم این کار را انجام می
رزمنده ای که درجه سرلشکری خالکوبی کرده بود!
با لشکر کار آن چنانی نداشتم، او را هم نمی شناختم. فقط سال 84 می دونستم "حسین بهزاد" - دوست بعد از جنگ که نویسنده توانایی است - توانسته خاطرات او را بگیرد و به عنوان "تکلیف است برادر" منتشر کند. استادم آقای "علی رضا کمری" همواره از آن کتاب به عنوان کاری بسیار ارزشمند و بی نظیر در حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس یاد می کرد و می کند. نمی دونم چرا، ولی با وجودی که کتاب رو در قفسه کتاب هام داشتم
دلسوزی حقیقی برای خانواده
غذا را انجام دهد. روزی حضرت امیر علیه السلام به حضرت فاطمه (س ) فرمود: آیا چیزی (از غذا و خوراکی ) نزد شما هست ؟ حضرت زهرا گفت : سوگند به آنکه حق ، تو را گرامی داشت ، سه روز است که چیزی نداریم تا بیاورم . حضرت امیر علیه السلام فرمود: چرا به من نگفتی ؟ عرض کرد: پیامبر مرا نهی فرموده از اینکه از شما چیزی بخواهم و به من فرمود: از پسر عمویت چیزی مخواه ، اگر چیزی آورد که خوب وگرنه از او درخواست مکن
تنها راه صلح در جهان نگرش عرفانی است
که خورشید فرقی نمی گذارد که بر کجا می تابد. می گوید هر که می گوید هر که می خواهد از نور من استفاده کند و هر که می خواهد از حرارت من استفاده کند. می گفت تو هم خورشیدوش باش و فرق نگذار. نه اینکه فرق ها را نمی بینی. فرق ها را می بینی اما می گوید من همه اینها را یکجور، به یک اندازه و با یک کیفیت دوست دارم. البته این یک پشتوانه نظری دیگری هم دارد. ما تا آنجا که مرزناشناسیم، عارف هستیم. تا جایی که هیچ
گلچین مداحی حاج محمود کریمی شب اول محرم
/> آقا سلامٌ علیک اما بعد از سلام جانم فدای شما ای نامه که می روی به سوی حسین از جانب من ببوس روی حسین کاشکی میشد که نامه ات پیک رهایی باشه وقتی رسید به دستت هنوز یه راهی باشه کاشکی میشد ببینی الان کجای کارم شبیه یک غریبه تو کوچه ها آواره ام اینجا دلی نمونده همه شبیه سنگند به جز منو