سایر منابع:
سایر خبرها
شهرام جزایری:بزودی عالم بوجودم افتخارمی کند
یکی یاد بابک زنجانی و اعدام مه آفرید امیرخسروی می افتد و برای بعضی ها مصداق موفقیت در کسب و کار است و برای برخی دیگر نمونه زنده یک مفسد اقتصادی. اسم مَرد خبرساز دهه 80، برای خیلی ها هم مثل یادآوری یک خاطره دور است؛ خاطره بزرگترین فساد اقتصادی بعد از انقلاب تا آن زمان. فارغ از تمام آنچه با شنیدن نامش به ذهن ما می آید، او خودش را طور دیگری معرفی می کند؛ شهرام جزایری عرب. او که یک سال است
شخصیتیی که امام خمینی (ره) خود را از ارادتمندان او می دانست
محسن رضایی فرمانده کل سپاه در مورد سفر خود به استان های کرمان ، سیستان و بلوچستان و هرمزگان گفت : آمریکا اخیرا دست به توطئه تازه ای زده و زیر تنگه هرمز در داخل کشور عمان شروع به حفر یک کانال کرده است ، تابه جای تنگه هرمز، از این کانال استفاده کند. وی ادامه داد : این ها قبلا می خواستند در مواقعی که ما وارد خاک عراق شدیم ، حمله ای کرده و حداقل جزایر ما را بگیرند و بعد با توجه به
سبک زندگی سالم سمیرا حسن پور
محبوب من من از دوران کودکی به ورزش کردن علاقه داشتم. از طرفی استعدادم باعث شده بود که همیشه ورزش کنم. حال در این بین به ورزش های مختلفی- از پینگ پنگ گرفته تا والیبال، ایروبیک، دو، شنا و. . .- می پردازم. البته در مقطعی که به شکل جدی به رشته دو می پرداختم توانستم در آن مدال هم کسب کنم. خاصیت ورزش های گروهی از بین رشته های مختلف ورزشی من به ورزش های گروهی مثل والیبال و
تیم مذاکره کننده در طول این دو سال خون دل بسیاری خوردند / برجام با هدایت های شخص رهبری و شجاعت رئیس ...
فراوان، مجاهدت ها، شجاعت های دولت و شخص رییس جمهور با هدایت مشخص رهبری و مجاهدت های تیم مذاکره کننده و بعد از دو سال و نیم مذاکره برجام در مجلس نیز به تصویب رسید و امروز امیدواریم با اجرای هر چه سریع تر آن گره از مشکلات کشور گشوده شود. هاشمی رفسنجانی افزود: من در جریان قطعنامه پایان جنگ قرار داشتم و می دانم مذاکره کردن با قدرت های دنیا به چه اندازه مشکل است. ما در این مذاکرات چیزی را از دست
گفتگوی ویژه با ستاره جدید فوتبال ایران
اصراری یکی از مسئولین فوتبال کرج در کمپ استعدادیابی باشگاه سایپا حاضر شدم و توانستم نظر مربی تیم فوتبال جوانان باشگاه را جلب کنم. این گونه شد که وارد وادی فوتبال شدم و از آنجایی که این باشگاه همیشه توجه ویژه ای به تیم های پایه خود دارد و از معدود باشگاه هایی است که اجازه می دهد بازیکنان کم سن و سالش در مسیر رشد قرار گیرد، با نظر مجتبی تقوی سرمربی وقت تیم بزرگسالان سایپا به ترکیب این تیم اضافه شدم و
در مراسم بزرگداشت هما روستا چه گذشت؟
به گزارش سلام خبر، در مراسم یادبودی که برای هما روستا به همت آکادمی سمندریان برگزار شده بود جمع زیادی از هنرمندان و دوستان این بازیگر تئاتر حضور داشتند. در ابتدای این مراسم حسین پاکدل که اجرای این برنامه را بر عهده داشت در خصوص این بازیگر تازه درگذشته گفت: در تاریخ بزرگانی بودند که همیشه به وزن بشریت چیزی اضافه کرده اند. این ها هیچ وقت نمی میرند و تمام نمی شوند. هما روستا پس از مرگش یک
هاشمی رفستجانی : در ایران هم مانند لابی های امریکا کسانی فعال بودند تا برجام به نتیجه نرسد
به گزارش وقت نیوز ، رییس مجمع تشخیص مصلحت نطام عصر امروز پنج شنبه در آیین سالگرد شهادت شهید محراب آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی با اشاره به مساله برجام در مجلس اظهار کرد: بعد از تلاش های فراوان، مجاهدت ها، شجاعت های دولت و شخص رییس جمهور با هدایت مشخص رهبری و مجاهدت های تیم مذاکره کننده و بعد از دو سال و نیم مذاکره برجام در مجلس نیز به تصویب رسید و امروز امیدواریم با اجرای هر چه سریع تر آن گره
حمیدرضا آذرنگ: بدون تمرین رفتم جلوی دوربین
شاهگوش و حالا دندون طلا. نقش عنایت سرخوش را که خواندید چه تصویری از آن داشتید؟ - من برای رفتن به استقبال شخصیت دورخیز نمی کنم. سعی می کنم در موقعیت قرار بگیرم بعد که با هم یکی شویم. روزی که عنایت سرخوش را خواندم بزرگترین وحشتم این بود که قرار است نقش سیاه بازی کنم. هنوز خیلی از آدم های متخصص هستند که کار آدم را (در سیاه بازی) قضاوت می کنند. ضمن اینکه نمایش آئینی ما هم هست و
خاطرات خواندنی باستان شناسان از حفاری های استاد/ ملک شهمیرزادی: سخنان پاپ فرانسیس را داریوش هخامنشی 2500 ...
وی چنان جذاب بود که بنده که در رشته دیگر درس می خواندم و تنها به دلیل دوستی که در این رشته داشتم، با وی به صورت آزاد در این کلاس ها حضور پیدا می کردم و در نتیجه نوع بحث، مباحثه، نگرش و تحقیق استاد چنان جذاب بود که بنده را مفتون می کرد و یکی از دلایلی شد که در تصمیم خود مصمم شدم به رشته باستان شناسی روی بیاورم و در این رشته تحصیل کنم. مشاور رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی افزود: در واقع شیوه
این جا دست ها می بینند و می آموزند
جدید، مادری از شهرهای اطراف برای ثبت نام دخترش آمده بود و می گفت من پول ندارم که بچه ام را با خودم ببرم، چه اشکالی دارد که او پیش شما بماند؟ به او گفتم این بچه نیازهای عاطفی هم دارد که باید برآورده شود. بالاخره بعد از صحبت هایی که با این مادر داشتم گفت اگر توانستم ماهی یک بار به بچه سر می زنم. این مسایل زیاد اتفاق می افتد و ما اگر بتوانیم گوشه ای از مسایل اقتصادی بچه ها را حل کنیم، پدر و مادرها
اشعار شب دوم محرم؛ ورود به کربلا
دلم تکیه گاه شانه های خسته ام در هر مقام پابه پایت آمدم یک عمر همدل همنفس پابه پایت آمدم هرجاکه رفتی گام گام باتو این پنجاه سال احساس عزت داشتم با تو در محمل نشستم در کمال احترام با تو تا اینجا رسیدم بی غم و بی دردسر با تو میگویند از امنیتِ من خاص و عام اسم اینجا را که گفتی سینه ام آتش گرفت شعله ور شد خاطرم از غصه های
دارنده مدال برنز جودو بانوان آسیا: می خواهم در آسیا طلایی شوم
دارنده مدال برنز جودو بانوان نوجوانان آسیا گفت: با رسیدن به مدال برنز آسیا بسیار امیدوار شدم که در رقابت های آینده بتوانم مدال طلا را کسب کنم. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) - منطقه همدان، "لیلا سیاوشی" افزود: در مسابقات سال قبل قهرمانی آسیا به میزبانی کشور هنگ کنگ نتوانستم به مدال برسم اما اکنون مزد چندین ماه تلاش در اردوهای تمرینی تیم ملی را با کسب مدال برنز گرفتم.
مهدی ترابی: هدفم حضور در جام جهانی است
در زیر می خوانید. - فوتبال را از کجا شروع کردی؟ - من در حقیقیت یک فوتسالیست بودم و مدتها فوتبال در سالن بازی می کردم تا اینکه متوجه شدم باشگاه سایپا در کرج مشغول تست گیری است. با تاکید و اصراری یکی از مسئولین فوتبال کرج در کمپت استعدادیابی باشگاه سایپا حاضر شدم و توانستم نظر مربی تیم فوتبال جوانان باشگاه را به خود جلب کنم. این گونه شد که وارد وادی فوتبال شدم و از آنجایی که
مقتل نویسی که آوازه شهرتش همه گیر نشد
تصمیم گرفت در محضر اساتید برجسته حاضر شده و اصول مداحی را هم یاد بگیرد. معطر کار در آجیل فروشی را رها کرد و پی کسب درس معرفت و اصول مداحی رفت. او در این موقع 25 سال بیشتر نداشت. این نوحه خوان ادامه می دهد: دو تا استاد داشتم، حاج مرزوق که عرب زبان بود. 30 سال نزد ایشان شاگردی کردم. چند سالی هم مرشد توکلی استادم بود. این حرف مال 70 سال پیش است. آن موقع مثل حالا نبود که مداح از روی کاغذ نوحه بخواند
روشندلی که دلش را با آیات قرآن جلا داد/ از امتحان الهی سرافراز بیرون آمدم
سال 1369 شهرستان ایوان(استان ایلام) حافظ کل قرآن و در حال حاضر در رشته علوم قرآنی در مقطع کارشناسی دانشگاه پیام نور ایلام مشغول به تحصیل هستم. درباره روش حفظ خود در طول این مدت توضیح بفرمائید؟ در ابتدا باید بگویم که بنده از کودکی علاقه زیادی به حفظ قرآن داشتم و همین امر موجب شد تا قبل از اینکه به مدرسه بروم با خواهرم در خانه شروع به حفظ قرآن کنم و از همان ابتدا با توجه به اینکه با
دختر کردستانی که قرآن را با دو چشم نابینا حفظ کرد
آزمون سراسری دانشگاهها ثبت نام کردم و موفق شدم رتبه 5800 را کسب کنم و با تعیین رشته توانستم زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان قبول شوم. وی ادامه داد: از سال 78 در 12 سالگی شروع به حفظ قرآن کردم و تا نیمه اول سال 81 به مدت دوسال و نیم کل قران کریم را حفظ کردم . با توجه به شرایطی که دارم شخص خاصی برای یادگیری تجوید نداشتم اما در فضای نرم افزار استاد تجوید ما استاد منشاوی بود.
ترابی: من یک فوتسالیست بودم
چیزی که تصور داشتم تمام بازیکنان با روی گشاده از من استقبال کردند. بازیکنان با تجربه تیم که سال ها در میادین بین المللی حضور داشتند بدون هیچ چشم داشتی به من توجه ویژه کردند و از هیچ کمکی برای انتقال تجربیات خود دریغ نکردند. بارها و بارها کنار بازیکنانی مثل آندو تیموریان، اشکان دژاگه و سایر باتجربه تیم نشستم از آنها چیزهای زیادی را یاد گرفتم. البته این روند در تیم سایپا هم همین طور بود و همیشه
هادی ساعی:ناخواسته وارد این حرفه شدم
توانایی تان از شما دعوت به همکاری کرده اند؟ بله البته نقشی که در فیلم سینمایی بازی کردم، کار سخت اما لذت بخشی بود و دوست داشتم. به هر حال چنین نقشهایی به آمادگی جسمانی و توانایی خاصی نیاز دارد. ضمن اینکه من همواره دوست داشتم کارهای سخت را تجربه کنم. اصلاً چطور شد که به بازیگری علاقه مند شدید؟ من خیلی به بازیگری علاقه نداشتم، اما چند پیشنهاد در این زمینه داشتم که باعث شد ناخواسته وارد
مدال برنز مسابقات جودوی قهرمانی آسیا به دختر نهاوندی رسید
مدال بهتر در آسیا و کسب موفقیت های بیشتر باید سخت تمرین کنم و خیلی به آینده امیدوار هستم و فکر کنم پیشرفت خوبی داشتم چون سال گذشته در مسابقات آسیایی هنگ کنگ نتوانستم موفق شوم و امسال هم می توانستم به فینال برسم ولی با اخطار به حریفم باختم و سوم شدم.
عکس: حاج حسین همدانی وقتی کشتی گیر بود
شوم. تا اینکه در رشته آزاد وزن 57 کیلو کشتی می گرفتم اما به دلیل شرایط نامناسبی که داشتم نمی توانستم شش دانگ به کشتی بپردازم چون هم متکفل معیشت خانواده بودم و کار می کردم و هم شب ها درس می خواندم. تصویری که پیش رو دارید، نمایی است از حسین همدانی در اواخر دهه ی 40 وشاید اوایل دهه ی 50 شمسی. مبارک باد بر آن پیرجنگاور همدانی، گوارای وجود آن سالارِ انصارالحسین ، برازنده ی روح
روایت خواندنی از چاپخانه های قدیمی تهران
برای من موقعیت هایی در آنجا پیش آمد که کم کم به درجه مدیریت رسیدم. و در سن 18 سالگی مدیریت شعبه دیگر همین چاپخانه را بر عهده گرفتم. و نزدیک دوازده نفر حروف چین با سن های چهل و پنجاه سال زیر دست من کار می کردند. عکاس خبری کیهان با آنکه کامل وقتش را برای چاپخانه گذاشته بود و زندگی اش را پای دستگاهای چاپ می گذارند ولی با تاکید به ما گفت: من دوباره به مدرسه برگشتم. دوسالی را شبانه
ترابی: امیدوارم روزی به همراه این تیم ملی در جام جهانی حضور پیدا کنم
حضور شما چه طور بود؟ برعکس چیزی که تصور داشتم تمام بازیکنان با روی گشاده از من استقبال کردند. بازیکنان با تجربه تیم که سال ها در میادین بین المللی حضور داشتند بدون هیچ چشم داشتی به من توجه ویژه کردند و از هیچ کمکی برای انتقال تجربیات خود دریغ نکردند. بارها و بارها کنار بازیکنانی مثل آندو تیموریان، اشکان دژاگه و سایر باتجربه تیم نشستم از آنها چیزهای زیادی را یاد گرفتم. البته این روند در
مرد سیاست و کارهای اجرایی نبودم
تحمل کنم. خلاصه رفتم سربازی پادگان قصرفیروزه و سلطنت آباد در خیابان پاسدارن فعلی. شش ماهی که خیلی سخت گذشت. محیط بسیار خشک، اجباری، بی نزاکت ومستبد. بعد از دوره آموزشی بر اساس نمره تقسیم شدیم و من برای بیمارستان208منطقه ای قزوین انتخاب شدم. همان زمان بود که چون عصر ها وقت آزاد داشتم، اولین تجربه در زدن مطب شخصی را تجربه کردم. دو سال در کنار سربازی بیمار هم ویزیت می کردم که
خوبی ها را باور می کنم!
موسیقی حال او را بهتر می کند." آن قدر تحت تاثیر او قرار گرفتم که در جواب گفتم: "خوشحال می شوم بدون پول برای او بنوازم." همان طور که با هم قدم برمی داشتیم به من گفت: "دوست من اصلا صحبت نمی کند طوری رفتار می کند که انگار در این دنیا نیست. اگر به نظرتان رسید که اصلا به شما گوش نمی دهد لطفا ناراحت نشوید." وقتی کنار آن خانم رسیدیم، زن جارو به دست گفت: "آنی من یک هدیه
رمز موفقیت ما دست هایمان است نه چشم هایمان
بهداشتی برسانم، از کمک پدر و مادر برای حفظ تعادل استفاده می کردم، اما بعد از چند روز به خودم نهیب زدم که باید هر طور شده به محیط خانه، محیطی که می شناختم مسلط شوم و هر راهی را از ذهنم عبور دادم، در نهایت به این نتیجه رسیدم که روی زمین بخزم و حاشیه فرش ها را پیدا کنم و از راه همان حاشیه ها، مسیر اتاق ها و سایر قسمت های خانه را پیدا کنم؛ این فکر نتیجه داد و بعد از مدت کوتاهی توانستم به طور کامل در
مهتاب کرامتی؛ فرشته نیکوکار سینمای ایران
کنید یا از بین ببرید، هیچ متخصص تغذیه ای نمی تواند به هیچ روش استاندارد و علمی و سالمی وزن تان را کم کند. اگر شما به سلامت پوست خود بی توجه هستید و کارهایی را انجام می دهید که به پوست تان لطمه می زند، هیچ درمان و روشی نیست که زیبایی شما را برای مدت طولانی تضمین کند. سفر یعنی درس زندگی من از بودن در اجتماع و رفتن به سفرهای مختلف، دایره دید و نگاهم به زندگی و هستی و حتی خودم
چرا استاندار ساروی نداشته ایم ؟
دوران کودکی و پنج-شش سالگی علاقه داشتم که همراه پدرم باشم و در فعالیت های اجتماعی شرکت کنم از سن 9 سالگی وارد پایگاه بسیج شدم و اکنون هم عضو این پایگاه هستم. سعی کردم در همه ی انتخابات، حتی زمانی که نمی توانستم رای دهم، به عنوان کسی که می تواند کمکی کند در ستادها حضور داشته باشم و بعدها نیز در جلساتی که در سطوح بالاتر و میان اعضای ستادهای کاندیداهای انتخابات مجلس یا شورا برگزار می شد، حضور به هم
حمیده عباسعلی در گفت وگو با متافوتبال : اگر کاراته المپیکی شود، پیشرفت چشمگیری می کند / همه به من توصیه ...
است. تعداد شرکت کننده ها هم خیلی بیشتر است. من قبل از اینکه به بازی های آسیایی اینچئون اعزام شوم در ذهن خودم 2 تا هدف داشتم. یکی اینکه بتوانم مدال طلای بازی های آسیایی اینچئون را بگیرم و بعدی این که مدال جهانیر ا بدست بیاورم. البته رنگش هم باید طلا می بود. در اولین حضورم ثابت کردم که توانایی این مساله را دارم که بتوانم در عرصه جهانی هم پیشرفت کنم و توانستم فینالیست مسابقات شوم اما متاسفانه طلا به
کرار:اگر در استقلال مرا نخواهند، دیگر نه بازی می کنم، نه یک لحظه هم می مانم
. قرار بود مشکل مسکن مرا حل کنند ولی متاسفانه این اتفاق صورت نگرفت. من نمی توانستم سرگردان باشم و به همین دلیل برگشتم. چند درصد از مبلغ قراردادت را تا الان باید می گرفتی؟ من باید 30درصد از مبلغ قراردادم را می گرفتم ولی فقط 10درصد دادند. چرا این قدر چاق شدی؟ من تمریناتی انجام دادم و وزنم را کم کردم. به انتقادها احترام می گذارم ولی مظلومی باید تشخیص بدهد که
چشمم نمی بیند، اما دستم پرواز آرزوهاست
سال بعد بر اثر پرش از پله ها، بطور کامل بینایی خود را از دست دادم و می شود گفت حدودا تا سن یازده سالگی کم بینا بودم. (با خنده می گوید از بس شیطنت داشتم و دنبال تجربه کردن نا ممکن ها بودم همان کم بینایی خودم را از خودم گرفتم). با توجه به روحیه جسورو کنجکاو شما، بهرحال یک سکوتی دردناک را در همان اوان کودکی تجربه کردید . از همان لحظه بطور مختصر بگویید که چقدر زمان برد تا شما و خانواده با