سایر منابع:
سایر خبرها
اختلالات شدید اعصاب و روان بر اثر کارتن خوابی و آسیب هایش و به دلیل طردشدگی از خانه و خانواده و جامعه، تمایل بالایی به خودزنی و خودکشی دارند علاوه بر آنکه همه شان گرفتار بیماری هایی هستند که زیر پرده اعتیاد پنهان شده است؛ دیابت، مشکلات تغذیه، یبوست شدید، اسهال و استفراغ، معلولیت، عقب ماندگی ذهنی. چند نفرشان داوطلب تست اچ آی وی بودند که نتیجه اش هم مثبت بود اما هیچ منعی برای پذیرش بیماران ایدز نداریم و
مادرانی مانند فاطمه که با تمام وجود برای خوشبختی فرزندانشان تلاش می کنند چقدر در این زمینه موفق خواهند بود؟ مادرانی که هنوز توانمند نشده اند و تنها به جرم فقر اقتصادی یا برخی مناسبات فرهنگی قدم در خانه بخت می گذارند و با همه تلاش هایشان نمی توانند در حوزه تولید اقتصادی و کسب درآمد مناسب وارد شوند و همچنان در چرخه فقر باقی می مانند. آغاز کار کودکان دوران کودکی برای بسیاری از
همچنان در مرحله اول قانونی شدن بماند. در صورت تصویب چنین قانونی، هیچ زن تاجیکی نمی تواند در اماکن دولتی نظیر مدارس، بیمارستان ها، دانشگاه ها و ادارات دولتی با حجاب حاضر شود. با این وجود اما خبرهایی طی یک سال اخیر در تاجیکستان منتشر می شود مبنی بر اجرای غیررسمی چنین قانونی نسبت به زنان محجبه. در آخرین نمونه از این دست، پرونده نیلوفر رجبوا دختر رحمت الله رجب، عضو سابق ریاست عالی حزب نهضت اسلامی و خواهر
توانند اثر خشونت را دوچندان کنند؛ مثلاً در خانواده هایی که آن قدر که باید به سوءاستفاده اعتنایی نمی کنند و حتی قربانی را مجبور می سازند به زندگی با متجاوز ادامه دهد. این موضوع به خوبی در خاطرات تارا وست اُور، به نام تحصیل کرده (2018) تصویر شده است. او دربارۀ بزرگ شدن در خانواده ای با والدینی رادیکال، خودپرست و مورمون در مناطق روستایی آیداهو می نویسد؛ یعنی در شرایطی جداافتاده و بیگانه با جامعۀ اصلی
اعتقادات دینی اصیل، در وجود زنانی چون بانو (دختر آفاق و خواج توفیق) و به خصوص بلور خانم مجال ظهور گستاخانه ای می یابد و در مورد رضوان (همسر رحیم خرکچی) به کشته شدن او می انجامد و همسرش را به پای چوبه دار می برد یا مردانی چون مأمور شهربانی و امان آقای بخشنده و مهربان را به موجه بودن خیانت در زناشویی متقاعد می سازد. در چنین اوضاع پریشان و آشفته است که گروههای مبارز با آرمانهای گوناگون شکل
آشوبد و دست به ترور فعالان جناح سکولار می زند. می دانید که ستارخان یک لوطی شجاع و جوانمرد بود که خود را از مقلدین مرحوم آخوند خراسانی می دانست و روی انگیزۀ ظلم ستیزی، و به اعتبار فتوای آخوند، به نهضت مشروطه ملحق شده بود تا جان خود را سپر کند و مشروطه را نجات دهد. بالاخره مشروطه خواهان سکولار، نیروهای او را در پارک اتابک به گلوله می بندند؛ بعد ستارخان تیر می خورد و زخمی و دل شکسته، برای
اپوزیسیون به دنبال گرفتن سهم شان از عربستان و آمریکا هستند در ماجرای سوریه، عراق یا فلسطین سازمان نمی تواند کمک چندانی به معارضین کند اما سیاست های آنها را تبلیغ می کند، مثلاً پس از فتح موصل توسط داعش، یک جنجالی راه انداختند که مقاومت ملت عراق پیروز شد اما بعد که دیدند داعش آنجا است و سر می برد عقب کشیدند. الآن هم عین همان چیزی را که عربستان و اسرائیل بگویند کپی می کنند، سیاست مستقلی از خودشان
ناکام بوده ایم، یا خطا رفته ایم و یا کارمان ناقص بوده است. این بازآفرینی در حوزه اقتصادی بسیار مهم است، جامعه ای که از نابرابری در توزیع فرصت ها رنج می برد، همان هایی که در نظام ترقی و ارتقاء هیچ جایگاهی ندارند، راهی جز خشونت برایشان نیست. وقتی در جامعه می بینیم که توزیع فرصت ها و منابع ناعادلانه، نابرابر و مبتنی بر تبعیض است، این ها واقعیت هایی است که با آن روبرو هستیم. فرصت ها فقط اقتصادی نیستند
بر اعتماد داشته باشند و لاجرم هر جنس ذکوری که می بینند، به نوعی همه را به یک چوب می رانند. در فیلم خداحافظ دختر شیرازی ، شبنم که زنی مطلقه است، در پی ناکامی در بودن با فردی به نام محمود جون، در پی آمدن مردی دیگر به نام نسیم کارونی به خانه اش که در واقع خانه اجاره ای فعلی نسیم است، دچار همان هیستری بدبینی به مرد می شود و کرداری از خود بروز می دهد که در حالت طبیعی نیز جز آن انجام می گرفت
می کند، از همین جنبه های فمینیستی تاثیر گرفته اند. در بسیاری از کشور های اروپای شرقی، لااقل بین هنرمندان و روشنفکران شان هنوز حقد و کینه ای بزرگ نسبت به فاشیسم اروپایی از یک سو و توتالیتاریسم کمونیستی شوروی از سوی دیگر بیداد می کند؛ چنانکه آن ها را می شود همچنان در حال شلیک به جنازه هایی متلاشی شده دید، اما فقدان توجه به معادل های امروزی همان مکتب ها یا همان شخصیت های تاریخی، در این