سایر منابع:
سایر خبرها
سفیدها بیخود قرمز نشده اند
ور بود که بیشتر مسابقات فوتبال داخلی و بازی های ارزنده تیم های خارجی را پیگیری می کرد. کارخانه اتومبیل سازی روتس (سازنده اتومبیل پیکان) که از این علاقه آتشین مطلع بود هرگاه مسابقه مهمی بین تیم های معروف عالم برگزار می شد برای او بلیت طیاره به همراه بلیت لژ مخصوص استادیوم و فیش رزرواسیون هتل را می فرستاد و محمودآقا 90 دقیقه زل می زد به چمن. شاید سر همان زل زدن ها بود که وقتی شاهین عزیز در سال 1346
سکانس دوم زندگی گلزار
سال گذشته همین روزها بود که گفت وگوی ما با رحمان گلزار ، سازنده معروف ترین برج های ایران یعنی اکباتان در همین صفحه منتشر شد. پس از انتشار این گفت وگو که نخستین گفت وگوی مکتوب آقای گلزار بعد از خروج او از ایران بود، بازخوردهایی از مخاطبان دریافت کردیم که ما را ترغیب به تهیه قسمت دوم مصاحبه کرد. از این رو سکانس دوم زندگی گلزار را به روایت خود ایشان در پاسخ به سوالات مخاطبان و رفع ابهام در برخی مسائل تهیه کردیم. یکی از مسائلی که از آقای گلزار خواستیم تا توضیحات بیشتری در مورد آن ارائه دهند، موضوع بزرگراه تهران-شمال بود. ...
زندگی مردم مشهد روی گسل خطرناک
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) : البته بسیاری از ادیبان و سفرنامه نویسان هم بوده اند که می توان شرح زلزله های بسیاری را در کتاب خاطرات آنان پیدا کرد. به عنوان مثال در سال 587خورشیدی زمین لرزه عظیمی به وقوع پیوست که موجب ویرانی نیشابور و از بین رفتن حدود 10هزار نفر شد. به گزارش چارلز ملویل عمق این زمین لرزه فاجعه بار به حدی بوده که در سرتاسر بخش بزرگی از خراسان باختری احساس شده و منطقه نیشابور را به کلی ویران کرده
از رسانه ملی بپرسید: 82 درصدت کو؟
ملی همچنان از مدل کوچکتر استفاده می کند. نکته مهم تر، اما نوع پرسش های نرمالی است که از مخاطبان پرسیده می شود و سیما هیچ وقت آن ها را رسانه ای نکرده است. یعنی یک پاسخ دهند به چه سئوال هایی پاسخ می دهد که حاصلش می شود این میزان داده های استخراج شده. دیگر نکته بنیادی در تعریف مخاطب از نظر سیماست. سال ها قبل میرحسینی مدیر وقت شبکه سوم سیما در مصاحبه ای با روزنامه تماشاگران امروز درباره
اعتراف بزرگ همتی: اینستکس فقط حرف است
برجام، 3 کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس در مذاکره با مقامات سیاست خارجی کشورمان با 11 وعده جدید تعهد دادند تبعات خروج آمریکا از برجام را برای ایران جبران کرده و بویژه در حوزه های فروش نفت و مبادلات بانکی و تجاری با تحریم های ضدایرانی آمریکا مقابله کنند. با این حال و با وجود اینکه مهلت اروپا برای این موضوع چند هفته و حداکثر 2 ماه تعیین شده بود، پس از چند نوبت وقت کشی در نهایت بهمن ماه سال گذشته
سفیدها بیخود قرمز نشده اند
یکسالی پیکان را اداره کرد و سال بعد خیامی گفت یک مربی از انگلیس آوردم، اگه می مانی زیردستش کار کنی بکن و اگر دوست نداری برو. نادر گفته بود که من از 16 سالگی در زمین نپتون و در تیم نادر نفر اول بودم، حالا بشم نفر دوم؟ من می روم ولی اگر به بچه های من هم همان پیش قرارداد 5 هزارتومنی و حقوق ماهانه 500 تومانی را می دهید که به بازیکنای پرسپولیس می دهید، بگویم آنها هم بمانند. نادر رفت و علی سلطون پیشنهاد
پرهام مقصودلو: یک صدم پول استراماچونی را به شطرنج بدهید/ مسئولان بگویند چه کنیم تا حمایتمان کنند/ هنوز ...
ابقاتی حتی بهتر از جام ستارگان برگزار می کنیم اما هیچ خبری نشد. * قول ها در چه حدی بود؟ صرفا یک حرف بود یا جدی مطرح می شد؟ نه کاملا جدی مطرح می شد. حتی در جلسه گفتند همان جا بودجه اش را مشخص کنید تا مسابقات را ببندیم، اما فردایش هیچ خبری نبود. چقدر قول چقدر وعده؟ از جلسه خوشحال بیرون می آمدیم و می گفتیم به به چه اتفاق های خوبی قرار است بیفتد اما حالا بعد از یک سال حتی مربی هم ن
خاطرات آیت الله هاشمی؛ 4 دی 1371 تا 1375: با رهبری درباره اعتراض جمعی از طلاب به آقای منتظری صحبت شد؛ هر ...
شب میهمان رهبری بودم. دربارة مسائل قم و اعتراض جمعی از طلاب به آقای منتظری صحبت شد؛ رهبری و من هم مخالف بودیم و هر دو پیام فرستاده بودیم که مهار شود. دربارة مسائل بحرین صحبت شد؛ ایشان معتقدند باید جاهایی مثل مجلس و... به فشار دولت بحرین بر مردم اعتراض کنند که من گفتم، در شورای عالی امنیت ملی صلاح ندانستیم که از مجلس اعتراض شود، چون آمریکایی ها این را وسیله ارعاب بیشتر دولت های جنوب و حضور بیشتر نیروهای بیگانه خواهند کرد. دربارة مسائل مرجعیت هم صحبت شد و نیز وضع کامل شخصی مان که هر دو مقداری خستگی و فرسودگی به خاطر کار زیاد داریم. ...
ماجرای چهار دهه چشم انتظاری به روایت مادر شهید +عکس
دارم. بعد از تماس او رفتم بنیاد شهید ماجرا را گفتم. گفتند مگر می شود؟! گفتم بله مشخصات کاملا درست است. الان هم از شما می خواهم کمکم کنید. اما هی می گفتند صبر کن صبر کن، مرا معطل می کردند. باز خودم به آقای صادقی گفتم تو را خدا خودت مرا ببر سر مزار همسرم. مثل اسیری بودم که پایش را با طناب بستند و او می خواهد طناب را پاره کند. به آقای صادقی گفتم یک وقت دیدی کار دست خودم دادم از بی صبری
عمر ما به مسئولیت پذیری مسئولان قد نمی دهد!
روی ویلچر، پای من را زدند شکاندند. از هواپیما که پیاده شدم یکسره رفتم بیمارستان، آن سه روز که آنجا بودم این بود برنامه ی من. چقدر طول می کشد یک جانباز یا یک معلول را از روی ویلچر بلند کنید و بگذارید روی صندلی! اگر بخواهند اصولی کار کنند کمتر از یک دقیقه زمان می برد. به خاطر کمتر از یک دقیقه پای من را زدند شکاندند، من رفتم 6 ماه تمام در بیمارستان و همین باعث شد من دیابتی شدم. من دیابت نداشتم.
واکاوی آموزش عالی، عدالت آموزشی و خود آیینی
اقتصاد بازار در ایران است باید به مصاحبه با صاحبان کسب و کار بپردازی. این کار را من به عنوان یک پروژه پست دکترا انجام دادم و به این سخن اشرف واقف شدم که سخنان این افراد در خود چیزهایی دارد که نمی شود در اسناد و مدارک آنها را پیدا کرد. اینکه آنها از خاستگاه بازار به صنایع آمده اند یا خاستگاه زمین داری داشته اند و یا اینکه خاستگاه دیگری داشته اند پرسشی بود که من در پی آن بودم. جامعه شناسانه