سایر منابع:
سایر خبرها
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
حجت الاسلام قاسمیان : ذکر یونسیه راه برون رفت غم های مومن+ گزارش تصویری
حساب رسی کند. آن حرفی که در دل شب می گوید با زمان های دیگر متفاوت است. باور کنیم اگر خدا نخواهد نمی شود آیه سوره مبارکه فاطر که می فرماید: مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَمَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ 4 را باور کنیم. اگر خدا بخواهد به بنده ای رحمت بدهد احدی نمی تواند جلویش را بگیرد و اگر نخواهد
خواستگاری معاویه از دختر حضرت زینب سلام الله علیها
حضور حضرت رقیه (س) در کربلا/ 10 ذکر مصیبت در مورد حضرت رقیه (س) که هیچ سندی ندارد) زینب کبری سلام الله علیها که بود؟ او ادامه داد: این بانو معدن عاطفه در کربلا بوده است و می توان گفت مدیریت داخلی حرم امام حسین علیه السلام در کربلا با ایشان بوده است. حضرت زینب سلام الله علیها پرستار امام سجاد علیه السلام بودند و حفظ جان امام سجاد علیه السلام به عنوان ادامه امامت، به ایشان بستگی
برخی شبهات دینی در حوزه زنان و پاسخ های آن ها
ایران هم می توان به مسئله سنگسار اشاره کرد که همه می گویند فقط برای زن است؛ درصورتی که این عمل هم برای مردان و هم برای زنان خیانتکار است، اما در حال حاضر معمولاً کسی سنگسار نمی شود، بلکه اعدام می شود که دلیل فقهی سنگسارنکردن، حفظ مصلحت نظام است. اگر چندین بار این شایعات را رد کنید، افراد از آن پس بیشتر در این موارد دقت می کنند. نقصان عقل زنان این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره
هیأت ها چگونه می توانند در مقابل نفوذ فرهنگی سد ایجاد کنند؟
آمده است: و بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَة الضَّلالَه خونش را بهای بیداری و نجات ما کرد. سومین مؤلفه، همین شور و به تعبیر امام خمینی رحمه الله علیه هیاهوست. حضرت امام رحمه الله علیه می فرمودند: هر مکتبی که پایش سینه زن نباشد، نمی ماند. این شور و هیاهو خودش جذابیت هدفمند خاصی را به دنبال دارد. این اوج عاطفه است که انسان از غم عزیزش بر سر و سینه
به هنگام پیری مرانم ز پیش
هستیم و آنجا هر دوشنبه پدرم روضه خانگی داشت؛ هم منبری های بزرگی می آمدند و هم پدرم و دیگر مداحان آنجا می خواندند. پدرم نخستین مشوق من بود که بخوانم و بعد هم زیرنظر اساتید آموختم. در یزد نزد آقایان محتاج الله و علیزاده شاگردی می کردم. این استادان حق زیادی بر گردن من دارند. نسبت به مرحوم حاج آقا توکلی، آقای کربلایی و حاج حسن ارضی هم ارادت دارم. مرحوم نادعلی کربلایی شعرهای خوبی به من می دادند. خدا
شب چهارم محرم، شب آشتی کنان گناه کاران با خدا/شبی که منتسب به حر بن یزید بن ریاحی، آزاده کربلاست
داده اند گرفته تا قاسم جیگرکی و صد ها نمونه دیگر که هر کدام به نوعی از گذشته خود بازگشتند و در صراط مستقیم قدم گذاشتند . شب چهارم محرم ، بهانه ای است برای آشتی کنان انسان های آزاد مردی که الگویشان آزاد مردان تاریخ و علی الخصوص آزاد مرد کربلاست که در آغوش ارباب خود ره صد ساله را یک شبه پیمود و به لقاء الله پیوست . درست است که عده ای توبه حر را نشأت گرفته از سروش غیبی و رویای
مجری صدا و سیما که دختر نه ساله اش هم چادری است
قطار عازم مشهد بودیم. برای رفتن به راه آهن آژانس گرفتیم، راننده از شوق دخترم برای سفر آن هم با قطار فهمیده بود ما عازم مشهد هستیم به همین جهت قطعه ای از تصنیف بسیار زیبای آمدم ای شاه پناهم بده را گذاشت و خطاب به من گفت: خانم ملکی! یک عمر شما در برنامه های تلویزیونی دل ما را به سمت خدا هدایت و دل بسته ائمه(ع) کردید، حالا من می خواهم دینم را ادا کنم به همین دلیل این قطعه که خیلی هم آن را دوست دارم
اصلاح نظام بانکی از ضرورت های اقتصاد مقاومتی است
بودند در جامعه اسلامی و نشر داده شدند، تبلیغات اثر کرد و عامه مردم و عوام را به سمت خود جلب کردند و مجموعه ای درست کردند که این وقایع روی داد. خطیب جمعه کرج اظهار داشت: دشمنی صرفا با امام حسین (ع) نبود، دشمنی با اهل بیت و فکر آنهاست لذا دشمنان اهل بیت ابتدا دفع کی کنند و سعی می کنند حکومت اهل بیت به صورت موقت انجام نگیرد و برنامه فوری دشمنان اهل بیت به سر انجام نرسیدن حکومت است و برنامه
بسته پیشنهادی کتاب های عاشورایی برای اعضای کتابخانه های عمومی کشور
محمدمهدی میرباقری/ انتشارات تمدن نوین/233 صفحه کتاب ضیافت بلا در دو فصل با عنوان های سیر و سلوک متعارف و مقالات سلوکی از زیارت عاشورا تنظیم شده و مباحثی مانند عزم و تصمیم انتخاب معبود ، محاسبه ، توبه و رجوع الی الله ، سلام به ولی خدا و علت عقب ماندن افراد مختلف از قافله عاشورا را بررسی کرده است. اثر حاضر، تنظیم متن سخنرانی حجت الاسلام محمدمهدی میرباقری درباره مقایسه ارکان و
پیدا و پنهان زندگی شهید همدانی
اطلاعات روز# علی ثابت نام آشنایی برای همه نیست، اما برای خانواده شهید همدانی انسان آشنایی است. وقتی با او تماس گرفتیم، همدان بود. رفته بود برای آخرین بار با سردار همدانی وداع کند. او هیچ نسبت فامیلی با سردار نداشت اما همچون پدر دوستش می داشت. وقتی ثابت را دیدیم، با وجود طی مسافت چند ساعته از همدان تا تهران، هنوز چشمانش از اشک سرخ بود. خودش می گفت فقط برای ترویج نام شهدا آمده است و
چه کنیم هنگام مرگ شهادتین بر زبانمان جاری شود
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس ، به نقل از خبرگزاری فارس ، با آغاز ماه محرم الحرام هیأت در مساجد و حسینیه های سراسر کشور بر پا می شود و عزاداران حسینی پای صحبت کارشناسان دینی می نشینند و بعد از آن در مصیبت عزای سید و سالار شهیدان اشک ماتم می ریزند. یکی از این سخنوران نامی و درس آموز، مرحوم آیت الله عبدالکریم حق شناس بود که سخنانش هنوز بوی تازگی و معرفت ناب می دهند:
سردار شوشتری، شهیدی که قول شفاعت امام(ره) را گرفت
مسوولان نظام و منطقه در محتوا و اجرای این راهبرد می دانست. ** نگاهی گذر به زندگی این سردار شوشتری سردار سرتیپ پاسدار نور علی شوشتری در سال 1327 در روستای سر ولایت شهرستان نیشابور به دنیا آمد. وی که از فرماندهان پر افتخار و یارگاران نامدار دفاع مقدس محسوب می شد، در دوران قبل از انقلاب با ارادت ویژه ای که نسبت به مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای داشت، بطور مرتب در جلسه های که معظم له
مروری بر آثار اجتماعی و معنوی صدقه در جامعه
آنان صدقات خود را داخل آن بریزند. * افزایش 7 درصدی جمع آوری صدقات در قزوین مدیرکل کمیته امداد امام خمینی استان قزوین در گفت وگو به خبرنگار فارس در قزوین با اشاره به اینکه دین اسلام به مسلمانان در کمک کردن نیازمندان و فقرا سفارش ویژه ای کرده است، اظهار کرد: یکی از این راه های کمک ها پرداخت صدقه است که انجام این مهم آثار و برکات بی شماری در زندگی فرد دارد. هدایت الله
امام حسین با خون خود اسلام را حفظ و جاهلیت جدید را رسوا کرد
پیروانش خواسته شده است تا یک سری از مسئولیت ها را در قبال عموم انسان ها و در قبال مسلمانان بپذیرند، زمانی که این عناوین را به صورت فهرست وار می شماریم، البته من در این جا تنها برخی از عناوین را بر می شمارم، چرا که تمام عناوین بسیار طولانی هستند، درک بهتری خواهیم یافت، مثلا هدایت به سمت حق، مسئولیت هدایت مردم به سمت حق، دعوت به سمت الله، نصرت و یاری مظلومان، کمک به محتاجین و درماندگان، کمک به فقرا و
هویت انقلاب در میانه ی مخاطرات
هرگونه نارسایی در این ساخت و یا تحول در رابطه ی آن ها، به معنی ایجاد اخلال در انتظام ملی است و به ایجاد بی ثباتی و در نهایت، ناامنی منجر خواهد شد. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در این باره می فرمایند: نظام جمهوری اسلامی یکساخت حقوقی و رسمی دارد که آن قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی، دولت اسلامی،انتخابات (همین چیزهایی که مشاهده می کنید) است که البته حفظ این ها لازم وواجب است، اما کافی نیست. همیشه در دلِ
تناقض حجاریان درباره عاشورا و شهادت !
حسین مغایر عقل است. کجا مغایر عقل بود؟ ما می گوییم. اَشٌهَدُ اَنَّکَ قَدٌ اَقَمٌتَ الصَّلاة وَ اتَیٌتَ الزَکاة وَاَمَرٌتَ بآلمَعروف ونَهَیٌتَ عَنِ المُنکروجاهَدٌتَ فی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَاَطَعٌتَ الله حتّی اَتَیکَ الیَقینِ به مرحله یقین رسیده است امام حسین. پرده ها از جلوی چشمان ایشان کاملاً رفع شده است. لذاعاشق هم بوده است. رابطه امام حسین علیه السلام با خدا رابطه محب با محبوب بوده است. لذا می
ناگفته های مردی که کارش رضایت گرفتن است
بستم اما زمانی که برای ماموریت به لار سفر کرده بودم اولیای دم منصرف شدند و حکم اجرا شد. ضربه روحی بدی بود، فشارم بالا رفت و مجبور شدم به درمانگاه مراجعه کنم. با برخورد صریح و خشن اولیای دم هم مواجه شده اید؟ فراوان. همین 2 ماه قبل برای اخذ رضایت به دشت ارژن رفتم. پدر مقتول تا مرا دید شروع کرد به توهین و به سمت ماشین آجر پرتاب کرد. با این حال از رو نرفتم تا حالا که برخورد خوبی
ماجرای عاشق شدن هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری/ اصلاحات برای گلشیری مهم بود+عکس
خواهم داد. به نظر من این درست نیست حالا که آنقدر بی اخلاقی زیاد هست همه بتازانند. در اوج بی اخلاقی شریف ماندن و درست کار کردن بسیار مشکل شده است. انسان باید سعی کند آلوده نشود حتی اگر در لجنزار افتاده. انسان باید خود و دایره ی دور خود را حفظ کند و تلاش کند که تأثیرگذار باشد. هرکس کار خود را باید به درستی انجام دهد. ایده آل من و امثال من یک حکومت سوسیال دموکرات است. خفقانی که دوره ی شاه
جنگ تن به تن سردار شهید شوشتری با پسرخاله صدام
تجربه عملیاتی سردار شوشتری از وی یک فرمانده با تجربه،عاقل و دوراندیش ساخته بود و برای حفاظت از جان بچه ها بسیار تلاش می کرد. سردار شوشتری یک انسان بسیار خوش اخلاق، مردم دار و یک انسان عاطفی و انسانی اهل نماز شب بود، یک انسان پاک و پاکیزه بود و به قول معروف حساب و کتاب خود را با خدا صاف کرده بود. یک انسان ولایت مدار بود و به امام و مقام عشق می ورزید. زمانی فتنه ای در شهر مشهد رخ داده بود و
نواقص قانون امر به معروف باید شناسایی و برطرف شود
امر به معروف و نهی از منکر تاکید کرد: این قانون منبعث از سنت اسلامی است و ادعا نداریم که قانون کامل و بدون نقصی تصویب شده به طوری که نواقص آن باید در عمل شناسایی و برطرف شود. وی امر به معروف و نهی از منکر را معادل محاسبه و مراقبه از نفس در رابطه فردی با خدا دانست و تصریح کرد: همان گونه که یک فرد نسبت به رفتار خود بازرسی شخصی انجام می دهد امر به معروف هم بازرسی اجتماع است و همه جوامع اگرچه
حاشیه های دوباره گفت و گوی تازه اکبر عبدی
دارند سینمای ما در مقابله سینمای آمریکا شوخی است فیلم تولیدی در ایران حداکثر در چهل سینما نمایش داده می شود اما در سینماها آمریکا به طور همزمان در سه هزار سینما نشان داده می شود فیلم محمد رسول الله یک سر و گردن از فیلم های آمریکایی بالاتر است. بالاخر موضع شما نسبت به آقا مجیدی مثبت است یا منفی؟ ببنید من اگر انتقادی به آقای مجیدی دارم آنجایی است که فیلمی می سازد از خواهر و برادری
نصرالله: در بیش از دو جبهه آماده نبردیم
لبنان خاطرنشان کرد: دستاوردهای مقاومت در سال 2000 حاصل شد، بعد از آن مقاومت وارد مرحله جدیدی شد و پیروزی بزرگی در سال 2006 به دست آمد. پس از پایان جنگ ژولای در 14 آگوست سال 2006 مردم به زندگی خود بازگشتند تا خانه های خود را بسازند. رهبران مقاومت وعده دادند که آمادگی خود را تکمیل می کنند و قدرت حزب الله را بار دیگر می سازند ، چرا که ما در برابر دشمنی هستیم که ماهیت تجاوزطلبانه و تروریستی دارد و انسان
ولایت؛ کلید اصول دین/رمز مصونیت اعتقادات از نفوذ یهود چیست؟
ملموسات سر و کار داریم، این نوع مثال ها اشکال ندارد - و فرمودند: مثل گردو که پوست دارد، امّا اصل آن، درون آن است. لذا باب الحوائج(علیه الصّلوة و السّلام) در ادامه فرمودند: فَجَمِیعُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِی الْقُرْآنِ هُوَ الظَّاهِرُ جمیع آنچه که خدا در قرآن حرام کرده، ظاهر است. امّا خیلی عجیب است، خوب دقّت کنید، اگر امام معصوم این را نمی فرمود، هیچ کس باور نمی کرد، می فرمایند: وَ
قافله عشق به سر منزل جاودان خویش نزدیک می شود/ سخنی که پشت شیطان را می لرزاند
بر سر ما لانه ساخته است. ابی مخنف گوید: از دَلهم دختر عمرو که همسر زهیر بود، اینچنین روایت شده است: من به زهیر گفتم: آیا فرزند رسول(ص) خدا تو را دعوت می کند و تو از رفتن امتناع می ورزی؟ سبحان الله! بهتر نیست که به خدمتش بروی، سخنش را بشنوی و سپس بازگردی؟ زهیر با ناخشنودی پذیرفت و رفت، اما دیری نگذشت که با چهره ای درخشان بازگشت و فرمود تا خیمه اش را بکنند و راحله اش را نزدیک امام حسین(ع
روسای ورزش ایران، میراثی 80 ساله
1296 در این سمت باقی ماند. پس از انتخاب مستوفی الممالک در دی 1296 به ریاست وزرا، او میرزا حسین خان علاء را - که در آن هنگام معین الوزاره لقب گرفته بود به سمت وزیر تجارت و فواید معرفی کرد. حسین علاء بعد از کناره گیری مستوفی الممالک، سمت وزارت تجارت و فواید عامه را در کابینه صمصمام السلطنه بختیاری حفظ کرد و در سال 1299 پیش از کودتا، ابتدا وزیرمختار ایران در اسپانیا و سپس وزیرمختار ایران
ماه محرم زمینه ولایت پذیری را هموار می کند
ائمه اطهار(ع) می برد و اتصال قلبی با اولیای خدا به حد نهایی خود می رسد، به گونه ای که انسان در این ماه از تمام اعمال زشت تصفیه می شود و در صورت گناهکار بودن، توبه ای می نماید که همانند کوه استوار است. این کارشناس مذهبی در ادامه، هدف از انجام واجبات دینی را تزکیه و تصفیه نفس انسان دانست و اظهار داشت: انجام واجبات دینی نه تنها روح و جسم انسان را پاک می کند، بلکه موجب تقرب او به درگاه الهی
مولوی شه بخش: اقدام شهید شوشتری در بومی سازی سپاه زاهدان دل ها را به هم نزدیک کرد
) را دوست دارند اهل سنت، کل بزرگان اهل تشیع را از خودشان می دانند. حضرت امام حسین رضی الله عنه نوه پیامبر(ص) هستند و زمانی که پیامبر خدا ایشان را دوست داشته اند دیگر اهل سنت چگونه می تواند ایشان را دوست نداشته باشند؟ لذا امام حسین(ع) را اهل سنت بسیار دوست دارند و نه تنها امام حسین(ع) بلکه کل اهل بیت(ع) را بالاتفاق اهل سنت دوست دارند. ما در خطبه های نماز جمعه خود ممکن است نام خیلی از
نوکر واقعی امام حسین (ع) کیست؟
از نوکری برای امام حسین (ع) مرحوم نوری از استاد بزرگوار خود عالم جلیل القدر علامه شیخ عبدالحسین تهرانی نقل می کند که چون میرزا نبی خان از دنیا رفت (و او از خواص محمد شاه قاجار بود و از کسانی بود که هر گناهی را مرتکب می شد و در تظاهر به فسق و فجور ضرب المثل بود) در خواب دیدم که در باغ های سرسبز و عمارت های عالی که گویا در بهشت است تفریح می کنم و با من کسی بود که صاحب خانه ها و قصر ها را
خودکشی یا مَن کشی؟
سمت شهادت رفتید مسئله ای است که باید از سطح آن گذر کرد و به عمق آن وارد شد تا بتوانیم بفهمیم آنچه را که می شود فهمید. یک سؤال اساسی از خودمان! اگر کسی به خاطر حفظ جان و فرزندش خود را در خطری بیندازد که بداند خروجی اش حفظ خانواده و از بین رفتن خودش است، آیا باید چنین فردی را تحسین کرد یا توبیخ کرد که چرا خودت را به کشتن دادی؟ بی شک هر عقل سلیمی می داند که انسان عاقل جایی که