سایر منابع:
سایر خبرها
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
قدرت های جهانی می دانند بدون کمک ایران امنیت منطقه برقرار نمی شود
انقلاب اسلامی را سرمایه ای ارزشمند برای کشور دانست و با تحلیل روند مبارزه علیه رژیم پهلوی گفت: در شرایطی که نه حزب و نه رسانه ای داشتیم، با بهره گیری از برنامه های ماه های محرم، صفر و رمضان و رهبری داهیانه امام امت(ره) توانستیم مردم علاقه مند به اسلام را آگاه و روشن سازیم. وی در بخش دیگری از سخنانشان به اوضاع کشور در مقاطع مختلف پس از پیروزی انقلاب اشاره کرد و با تأکید بر این نکته که
چهارم محرم؛پیوستن پیک عمر سعد به سپاه امام حسین (ع)
آوردند تا کثیر بن عبدالله شعبی برخاست و گفت من می روم و اگر بخواهی او را غافلگیر می کنم و می کشم. عمر گفت نمی خواهم او را بکشی، از او بپرس برای چه آمده است و چه می خواهد. کثیر سوار کاری دلیر بود و از هیچ کاری رویگردان نمی شد. او دشمن سرسخت اهل بیت (ع) بود. وقتی ابوثمامه صائدی او را دید به امام گفت، فدایت شوم اباعبدالله، شرورترین فرد روی زمین به سویت می آید، او جسورترین آنها در خونریزی و
به هنگام پیری مرانم ز پیش
مکه و دنبال جایی برای اسکان می گشتم. دیدم یک مرد سیاهپوستی به من نزدیک شد و پرسید ایرانی؟ با سر گفتم: بله. شروع کرد نام امام حسین(ع) را بردن و گریه کردن. من واقعا منقلب شده بودم؛ در خانه خدا می گشتم و می گفتم هرکه از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست/ عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شود . با این حساب حتی اگر اشخاص یا هیئت هایی هستند که برای خودنمایی کار می کنند باز برای امام حسین(ع) است. یعنی
ثواب عزاداری و گریه بر مصائب امام حسین و دیگر امامان مظلوم علیهم السلام
مشرق: از اهل بیت علیهم السلام در باره فضیلت و ثواب عزاداری و گریه برای امام حسین و نیز دیگر امامان مظلوم و شهید علیهم السلام روایات متعددی نقل شده است که در زیر گزیده ای از آنها را از نظر می گذرانید: امام حسین علیه السّلام فرمود: هیچ بنده ای نیست که چشمانش برای ما یک قطره اشک بریزند یا پر از اشک شوند مگر اینکه خداوند وی را در بهشت جای خواهد داد. (مجالس مفید و امالی شیخ طوسی)
اصلاح نظام بانکی از ضرورت های اقتصاد مقاومتی است
بعد مدیریتی و حاکمیتی ایشان بارها تکرار شده است و در قران اطاعت از رسول خدا 19 بار آمده است. آیت الله حسینی همدانی همچنین گفت: مدیریت و رهبری اسلام را خدای تعالی تعیین می کند و دموکراسی نیست، انتصاب و نصب الهی است و سیاست از دیانت جدا نیست و اگر کسی جدا بداند سیاست را از دیانت با زیارت عاشورا و آیات الهی مخالفت کرده است و این مخالفت جنگ با خداست چرا که در زیارت عاشورا لعن آمده است. زیارت
همایش"قلم و رسانه، آرمان های انقلاب" در اردبیل برگزار می شود
توجه کرد میراث فرهنگی، وحدت ملی، ایدئولوژی اسلامی، ایمان به خدا و پیروی از ولایت فقیه مهم ترین عنصرهای امنیت ملی و قدرت ملی ماست. رئیس سازمان بسیج رسانه استان اردبیل گفت: آنچه مهم است، این است که وقتی این عنصرها به خطر می افتد نخستین کسی که نگرانی خود را اعلام می کند و پرچم آگاهی سازی و ایجاد بصیرت در جامعه را به گوش همه می رساند چه کسی است؛ آیا کسی جز مقام معظم رهبری است. لطفی
دین آدم را فکور و عمیق بار می آورد
به گزارش افکارخبر ، امسال هشتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) -هئیت میثاق با شهدا- است و میثم مطیعی نیز مانند سالهای گذشته عهده دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش هایی از دومین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع نزدیک شدن به خدا را در ادامه می خوانید
دیدارهایی متفاوت در روزی متفاوت!
دوباره به نماز جمعه برگردید و خطبه بخوانید. وی در ادامه سخنان خویش به سیاسی کاری های یک اقلیت محدود در برخورد با پرونده هسته ای و به ویژه برجام اشاره کرد و گفت: نمی خواهند رابطه ایران با جهان برقرار شود و اقتصاد ایران رونق بگیرد و شگفتا که همه ی این حرف ها را به بهانه دفاع از انقلاب و نظام می زنند. وی در پایان سخنان خود گفت: آرزو می کنیم به کاروان شهدا برسیم، که دلمان خیلی
چه کنیم هنگام مرگ شهادتین بر زبانمان جاری شود
گویم، فرمودند: استمداد از سحر می جویم! این آقای بروجردی که یکی از شاگردانش رهبر انقلاب بود، یکی از شاگردانش آیت الله محقق داماد بود، یکی از شاگردان آیت الله آقا مرتضی حائری، فرزند حاج شیخ عبدالکریم حائری بود، یکی از شاگردانش آیت الله آقای گلپایگانی بود، ایشان با این مقام علمی و عملی معتقد بود باید این گونه رفتار کند. پس چرا من معتقد نیستم؟ هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ/از یمن دعای شب و
مروری بر آثار اجتماعی و معنوی صدقه در جامعه
و محرومان جامعه برطرف شود. * والدین فرزندانشان را با آموزه های دینی آشنا کنند رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان قزوین نیز در گفت وگو با خبرنگار فارس در قزوین اظهار کرد: یکی از راه های رسیدگی به نیازمندان و مستمندان با حفظ کرامت انسانی در دین اسلام پرداخت صدقات واجب و مستحب است. حجت الاسلام علی قابل با اشاره به روایتی از امام رضا (ع) مبنی بر اینکه صدقه بده
هویت انقلاب در میانه ی مخاطرات
. بنابراین اسلامی شدن یک جامعه، در عین حال که مهم ترین نقطه ی قوت آن به شمار می آید، می تواند در صورت کم توجهی یا بی توجهی مردم و مجموعه ی دست اندرکاران اجرایی، تهدیداتی نیز در پی داشته باشد. نظام سیاسی ارائه شده از سوی امام (ره) و مقام معظم رهبری، در مقام اجرا، با دو گونه از تهدیدات روبه روست. دسته ی نخست، تهدیداتی هستند که کارآمدی و تأثیرگذاری این نظام را هدف قرار داده اند و به نوعی
ماجرای تشکر پدر مرحومم از جمعیتی که برادر شهیدم را در گمنامی تشییع کردند
کوتاهی می کنند از اشتباهشان برگردند،در مسیر واقعی قرار بگیرند و پشتیبان مقام معظم رهبری باشند. هیچوقت رهبر را تنها نگذارند. زیرا اگر ما امنیتی در این کشور داریم و مردم ما آسایشی دارند، همه اش به برکت خون شهداست. به برکت ایثارگری جوانانی که به جبهه ها رفتند. من هر جا که زیارت رفتم از جمله خانه خدا و حرم کربلا، دو رکعت نماز هم به نیت خانواده شهدا خوانده ام و همیشه دوست دارم اگر کاری از دستم بربیاید
هماهنگی در مورد برجام در سطوح کلان نظام انجام شد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی بعد از اتمام سخنرانی خود در مراسم نکوداشت فعالان عرصه امر به معروف و نهی از منکر که امروز (یکشنبه 26 مهرماه) در برج میلاد تهران برگزار شد درباره روند بررسی برجام در مجلس گفت: حدود 3 سال است برجام در رأس امور کشور قرار دارد که یک سال این مذاکرات در دولت قبل و 2سال آن در دولت فعلی برگزار شده است. رئیس مجلس شورای
جنگ تن به تن سردار شهید شوشتری با پسرخاله صدام
تجربه عملیاتی سردار شوشتری از وی یک فرمانده با تجربه،عاقل و دوراندیش ساخته بود و برای حفاظت از جان بچه ها بسیار تلاش می کرد. سردار شوشتری یک انسان بسیار خوش اخلاق، مردم دار و یک انسان عاطفی و انسانی اهل نماز شب بود، یک انسان پاک و پاکیزه بود و به قول معروف حساب و کتاب خود را با خدا صاف کرده بود. یک انسان ولایت مدار بود و به امام و مقام عشق می ورزید. زمانی فتنه ای در شهر مشهد رخ داده بود و
ولایت؛ کلید اصول دین/رمز مصونیت اعتقادات از نفوذ یهود چیست؟
که بیان می شود، امّا باطنش چیست؟ بزرگان فرمودند: باطنش این است که باید ائمّه حق را داشته باشی. لذا اگر باطن را نداشته باشی، ظاهرش هم حرام است. یعنی چه؟ یعنی اگر ولایت امیرالمومنین، ائمّه حق را نداشتی، نکاحت هم حرام است. چون شما به باطل تمسّک جستی. عزیز دلم! خیلی عجیب است، بدون امام هیچ چیزی نیست و نمی تواند جلو برود. اولیاء خدا، بزرگان، اعاظم، مانند شیخنا الاعظم، حضرت مفید عزیز و همه
مباحثی پیرامون عزاداری
مستند و دقیقی درباره هنر مناقب خوانی و چگونگی شکل گیری آن در ایران است؛ هنری که ترکیبی از موسیقی و ادبیات این مرز وبوم در خود نهفته دارد. * روایت گل سرخ کتاب 477 صفحه ای روایت گل سرخ ، برگزیده حکایات امام حسین (ع) در متون کهن فارسی است و محور اصلی حکایات را موضوع زندگی امام حسین (ع) و شخصیت امام تشکیل داده است. بسیاری از مطالب نقل شده، از کتب مختلف، به لحاظ محتوایی شباهت های
توهین به دیگران در مجالس دینی حد شرعی دارد
مداحی ها با ساز و نواهایی عجین شده اند که کمتر بویی از حال و هوای عزاداری های سنتی سال های گذشته را دارد. فرهنگ دینی و شیعی جامعه ایران می طلبد که موضوع مداحی به خصوص در ایام محرم و صفر مورد بررسی و آسیب شناسی قرار گیرد. مشروح میزگردبا حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی مهریزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین و یدالله بهتاش ازپیر غلامان اهل بیت، مداح سنتی و قدیمی تهران به شرح زیر می
دانش است که باعث تولید ثروت می شود
دارد و آخرین هواپیمایمان که هواپیمای سی 130 است و ترابری است، تا سی روز و سی و سه روز دیگر بیشتر دوام ندارد. بعدش، دیگر ما مطلقاً هواپیما نداریم. امام نگاهی کردند، گفتند - حالا نقل به مضمون می کنم، عین عبارت ایشان یادم نیست؛ احتمالاً جایی عین عبارات ایشان را نوشته باشم - این حرفها چیست! شما بگوئید بروند بجنگند، خدا میرساند، درست می کند، هیچ طور نمی شود. منطقاً حرف امام برای من قانع کننده نبود؛ چون
روسای ورزش ایران، میراثی 80 ساله
بود. دو سال بعد و در سال 1361 معاون مالی اداری وزارت بازرگانی شد. در آن سال همزمان سمت ریاست هیات گزینش مرکزی و رئیس هیات تجدیدنظر بازسازی نیروی انسانی وزارت بازرگانی را برعهده داشت. دو سال بعد به وزارت معادن و فلزات نقل مکان و به عنوان قائم مقام یکی از معاونت های آن انجام وظیفه کرد. علی سعیدلو در سال 1364 رئیس هیات تجدیدنظر بازسازی نیروی انسانی وزارت معادن و فلزات شد و در همان سال به وزارت دفاع نقل
نوکر واقعی امام حسین (ع) کیست؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا به نقل از کریمه، عشق وصف ناپذیر به سید الشهدا (ع) و دلدادگی نسبت به آن حضرت، این احساس را در برخی از افراد به وجود می آورد که واژگانی مانند دوستدار، پیرو یا مرید امام حسین (ع)، بیانگر شور و عشق درونی آنان نیست و برای همین، ترجیح می دهند خود را نوکر امام حسین (ع) بخوانند... اما سؤال اصلی اینجاست که نوکر واقعی امام حسین (ع) کیست؟ گفتنی است
مصطفی معین:افراطی گری از بی هنری است/نا آرامی آب و نان افراطی هاست/فروپاشی اخلاقی محصوب دولت احمدی نژاد ...
که به نظرشما مهم ترین بحران های هویتی که جامعه ایران در سال های 84 تا 92 از دولت های نهم و دهم کسب کرد چیست؟ بهتر است پیش زمینه ای دراین مورد مطرح کنم و آن اینکه جامعه ما جامعه ای با فرهنگ دینی و توحیدی است و سه هزار سال سابقه اعتقاد به خدا و فرهنگ مذهبی در آن وجود داشته است. متاسفانه جامعه می بیند در مقطعی دولتی تشکیل می شود که اصولا اساس کارش بر سوءاستفاده از دین است، یعنی هر کاری را
چگونه به کمال زیارت امام حسین(ع) برسیم
والمسلمین سعیدی ادامه داد: از مجموع این روایت این معنا به ذهن می آید که زیارت امام حسین(ع) جزو دین، ایمان، اعتقاد و حقوق خدا و رسول خداست. وی تصریح کرد: نکته دیگری که از این روایات در می یابیم این است که قبر أباعبدالله(ع) باید زیارت شود و زیارت از راه دور شامل کسانی است که دسترسی ندارند. امام جمعه قم در پاسخ به این موضوع که وهابیت زیارت را شرک می دانند، بیان داشت: ما باید
جایگاه خطیب در نگاه آیت الله بروجردی (ره) / ذکر مصایب 14 معصوم، مشخصه منبر تشیع است
حجت الاسلام والمسلمین محمدمهدی تاج لنگرودی، خطیب پیشکسوت، گفت: اهمیت منبر به اندازه ای است که بنده پس از مشورت، استخاره و کسب اجازه از علما، منبر را شروع کردم. آیت الله بروجردی (ره) فرمودند: مقام منبری ها، اگر از ما بالاتر نباشد، کمتر نیست. زیرا ما در درس خارج، واسط بین اهل بیت علیهم السلام و طلاب؛ و خطبا، واسط بین خدا و خلق هستند . خطبا، پیش و پس از منبر، مطالعه کنند وی با
صبر و پایداری مبدأ سلسله ای از فتوحات حقیقی است / بررسی صبر اولیاء الهی؛ مشکلات و ابتلائات در مقابل ...
در آیه بیست سوره مبارکه فرقان می فرماید: وَ جَعَلْنَا بَعْضَکُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ کَانَ رَبُّکَ بَصِیرًا (فرقان/20)؛ ما بعضی از شما را برای بعضی دیگر وسیله فتنه و ابتلا و امتحان قرار دادیم، آیا مقابل این فتنه صبر می کنید؟ و پروردگار تو حقیقت را از ازل می دانسته و می دیده است؛ ذیل این آیه یک روایت نورانی از وجود مقدس موسی بن جعفر علیهم السلام نقل شده است که پدر بزرگوارشان امام
سرویس های اطلاعاتی بیگانه به جواب سخت و خشن ایران آگاه هستند
عالم ساده زیست و مطیع امر خداوند ذکر کرده اند. حجت الاسلام خمینی با بیان اینکه علت این ارادت یک عمر زندگی در نهایت ساده زیستی و حرکت زاهدانه در راه خداوند بوده است، افزود: از سوی دیگر ساده زیستی امام راحل(ره) سبب عمق ارادت ملت به ایشان شده بود و مقام معظم رهبری همواره بر زندگی ساده مسئولان تأکید دارند. وی با یادآوری اینکه امام راحل فرموده بودند: "باید کشوری بسازیم که دین و
جوانان امروز در مسیر خط امام و سید الشهدا هستند
سپاه انصارالمهدی(عج) استان زنجان با بیان اینکه جوانان امروز در مسیر خط امام و سید الشهدا هستند، خاطرنشان کرد: این جوانان نیز حافظ منافع کشور و نظام هستند. سردار کرمی از شهید سودی به عنوان یکی از فرمانده هان دفاع مقدس یاد کرد که اخلاص و ادب بارزترین مشخصه وی بود و ادامه داد: این شهید در عملیات نصر 7 و در منطقه دوپازای عراق مفقود شد. فرمانده سپاه انصارالمهدی (عج) استان زنجان ایمان و تقوا و به یاد خدا بودن راز از دیگر ویژگی های این شهید عنوان کرد و افزود: جوانان باید شهدا را الگوی خود قرار دهند. انتهای پیام/ ...
وحشت مافیای رسانه ای غرب از تأثیر عاشورا
دهد که جهان به ویژه جهان غرب و وهابیت و تکفیری به شدت از پیام عاشورا بیمناک است. به گزارش بولتن نیوز، در همین خصوص با مصطفی باقرزاده، مدرس دانشگاه و فعال سیاسی گفتگویی داشته ایم که در ادامه می خوانید. این مدرس دانشگاه معتقد است که برای پاسخ به این امر ابتدا باید دو مسئله مورد توجه قرار گیرد؛ نخست درایتی که عاشورا مطرح می کند و دوم اینکه باید دید غرب و وهابیت با کدام یک از
نجواهای درِ گوشی برای هاشمی، شما شخصیت اصلی نظام هستید !/آنچه معاون اجرایی رئیس جمهور باید درباره اقتصاد ...
همواره رؤسای جمهور بوده اند که به عنوان نفر دوم نظام اسلامی مورد اشاره و معرفی قرار می گرفته اند. البته درباره نفر دوم! همواره کسانی بوده اند که سخنانی را مطرح کرده اند. مثلاً زمانی علی مطهری در یک نامه سرگشاده خود را فرزند نفر دوم نظام خواند. اصلاح طلبان نیز در جریان انتخابات سال 92 و تا قبل از اینکه حمایت خود از آقای هاشمی رفسنجانی را علنی کنند، در گفته های خود از ایشان با عنوان نفر دوم یاد می کردند. گفتنیست، در صدر انقلاب نیز بزرگانی بوده اند که افکار عمومی آنها را بعد از امام راحل بعنوان نفر دوم نظامی اسلامی می شناخته اند. ...
مجلس شورای اسلامی، سهل اندیشی در نظام را به نمایش گذاشت/ نه موافقان، عناصر غرب زده اند و نه مخالفان، ...
جملات را فرمودند که 84 زن و بچه ناراحت بشوند؟ مقرب، در مقتل خودش می نویسد وقتی ابی عبدالله این جملات را گفتند، زن ها و بچه ها ریختند دور امام حسین، همه خیره شده و متعجب به ابی عبدالله نگاه می کنند، آقا ابی عبدالله در صورت یکی یکی این دخترها و زن ها نگاه کرد، ای خدا اینجا جایی است که سکینه می خواهد سیلی بخورد، اینجا جایی است که باید این خواهرم زیر تازیانه قرار بگیرد، اینجا جایی است که