سایر منابع:
سایر خبرها
توصیه های میرزا اسماعیل دولابی برای حضور در حرم سیدالشهدا(ع)
بزرگوارش را چشید، ساکت شد، چرا آرام شد؟ وقتی زبان در دهان پدر گذارد، دید اوه! عطش اینجا خوابیده است، دریای حیات و عزت، تشنه حیات و علم است باز علم می خواهد، باز معرفت می خواهد، باز با مبدأ خودش کار دارد وقتی پدر را دید اینگونه تشنه است، پسر راحت شد. هرکدام از مؤمنین هم قوی تر باشند رفیقش را آرام می کند، هرکدام تشنگی بیشتری دارد، پایینی را آرام می کند، قوّه می دهد، قدرت می دهد. * رابطه 72
شب پنجم؛ دست عبدالله، سپر ثارالله
وقتی پیکر پدر را در کوچه های مدینه تیرباران می کنند، در آغوش مادر است. از همان روزها در دامان عمویش حسین بزرگ می شود؛ از آن بزرگانی که سن زیادی ندارند. حالا ظهر عاشوراست. صدایی کودکانه از زنان حرم می خواهد کنار بروند تا بتواند معرکه را ببیند. - عبدالله! کجا می روی؟ - عمو تنهاست. و می زند به دل جمعیت و تا زینب برسد، کنار عموست. عمه ملتمسانه می خواهد که
رسایی: صالحی پیش حسینیان گریه کرد/ لاریجانی من را هل داد
/> حالا رهبری انقلاب فرموده اند که بنده نه در رد و نه در تصویب یا هر رأی دیگر مجلس دخالت نمی کنم، آنوقت چطور ایشان به آقای حجازی می گوید که به مجلس بگو فلان کار را انجام بدهند! دقت کنید حتی خودشان می فرمایند چنین رفتاری نه جایز است و نه شایسته. نظر آقای حداد عادل چه بود؟ چرا اصلا ایشان در این موضوع فعال نبود؟ تا جایی که من می دانم آقای حداد با توجه به استدلال هایی که داشتند با اصل
دریافتم کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا یعنی چه
/> تا هنوز تشنه ام تا هنوز تشنگی بهانه است آب بی صدا ترین ترانه است کاکایی در ادامه غزلی را برای حاضران خواند: یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال ای ماه چه دیر آمدی از راه و عجیب است دلواپس تو عالم و آدم نشد امسال پیش از تو محرم شد و پیش از تو عزا بود مویی ز عزاداری
متن نوحه های زیبا مخصوص دهه محرم
...> درمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری دلم میخواد، به کربلایتو برم بیام کنار اون حرم تو سرداب تو جون بدم اباالفضل، اباالفضل... تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی برادرم در خاک و خون نشسته ای پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای حسین من آقام آقام آقام حسین من از مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب به کربلا می آید منم منم، فدایی سپاه تو غلام روسیاه تو امید من پناه تو ...
آیت الله شیرازی از نخستین حامیان امام خمینی در نجف بود
وزیران قرق شد. ارتباط آیت الله شیرازی با امام خمینی(ره) در دوران حضور در نجف تا چه حد صمیمی بود؟ جنابعالی از این تعامل چه خاطراتی دارید؟ مرحوم آیت الله العظمی جد معظم در ساعات اولیه ورود حضرت امام به نجف اشرف به دیدار ایشان رفتند و از آن لحظه ارتباط تنگاتنگی فیمابین ایجاد شد. نمونه بارز این هماهنگی برخورد با تلاش نخست وزیر وقت شاه، هویدا بود که می خواست به بهانه زیارت حرم
شیطان دست نوشته هایش را بر جام می نویسد
اینکه هوای نفسی در ایشان نیست، پس از چرخیدن به دور میدان، دوباره به سراغ عمرو می آید. اینجاست که حالا عمرو با دیدن اینچنین جوانمردی، از حضرت می خواهد که پس از مرگش، زره را از تنش بیرون نکشند و حضرت هم این درخواست را می پذیرد. اینجا هم نرمش را می توان دید و هم بعد قهرمانانه آن را. این تاکتیکی است که در هرجای اسلام به الگوی رفتاری معصومین که نگاه کنید، این را مشاهده خواهید کرد. در همین زمینه
شاخصه های مرگ اندیشی در نهضت امام حسین(ع)
است،[9] در احادیث مکرّر این مسأله ذکر شده است که آدم باهوش و سعادتمند کسی است که بسیار یاد مرگ کند. به یاد مرگ بودن مشکلات را حل می کند،[10]...وقتی انسان به یاد مرگ می افتد سبک می شود، برای اینکه عاقبت هر کس مرگ است و چیزی که سرانجامش چنین است اصلًا غصّه ندارد.[11] امام علی بن الحسین علیه السلام در این زمینه فرمود: هنگامی که (در روز عاشورا) کار بر امام حسین علیه السلام سخت شد، همراهان
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
/> که قسمتم نشستن درخیمه ها شده افسوس خوردن و غم بی انتها شده حالا که ابریم من و در فکر بارشم میل قتال دارم و لبریز خواهشم دستی بکش به روی سرم کن نوازشم آخر به عمه بهر چه کردی سفارشم؟! ** خورشید تیره بود و هوا پرغبار بود پشت سرتو عمه پریشان و زار بود دور و بر تو نیزه و سرنیزه دار بود زخم تنت یکی و دو تا نه، هزار بود
----- کبوتری پر شکسته -----
/> نیزه حالا که تنت را به زمین دوخته است به هوای سر تو چند نفر می آید تیر در حال فرود است گلویت ببُرد عمو از بازوی من کار سپر می آید دست من مثل سر اصغرت آویزه به پوست یادم از کوچه و از آتش و در می آید کاش با چادر خود عمه ببَندد چشم مادری را که به دیدار پسر می آید برای دریافت اشعار اینجا کلیک کنید بانک عکس
شعرها و جمله های تسلیت ماه محرم
است یا حنجره سوخته تشنه آب ؟ کوتاه بیا تیر سه شعبه، کمی آرام . . ای قوم ظالم حداقل کم کنید هلهله ها را. . کشتن شش ماهه که هوار ندارد ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ متن تسلیت محرم ♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦◊♦ مدتی هست که زخم دل من خورده نمک از کس و ناکس و بیگانه شنیدم متلک رَحمةُ الّٰله عَلَی الحُبَّ حُسینِ بنِ عَلی سر ارباب سلامت،حرف مردم به درک باز هم چشم به
بانوی اهل کوثر مجری توانمند شبکه یک شد
بود و هر کسی هر چه می کرد نمی توانست مرا از آیات الهی دور کند. مادربزرگم بهانه ای شد تا بتوانم با قرآن انس بگیرم و برای اینکه برای او معنای قرآن را بگویم، خودم هم با آیات الهی و معانی آنها آشنا شدم. همواره در خانواده ها بهتر است علاوه بر پدر و مادر نفر سومی که شخصیت ایشان محبوب کودک است و رفتارهایش با معیارهای آن خانواده همخوانی دارد، در کنار او باشد. چون معمولا بچه ها حرف شنوی شان از آن نفر سوم
مداحی، اشعار و مقتل روز پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع)
یتیمم ولی پدر دارم دست لطف عمو به سر دارم رفته میدان عمو و از دوریش دل خون و دو چشم تر دارم دست من را رها کن ای عمه به خدا نیت سفر دارم نگرانم نباش من مَردَم من کجا ترس از خطر دارم? در رگم خون فاتح جمل است نوه ی شیرم و جگر دارم میروم تا فدای او بشوم من برای عمو سپر دارم سمت میدان دوید اما , آه...
همسر آیت الله مهدوی کنی: بعد از رفتن آیت الله در دانشگاه کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است/ زندگی عاشقانه ما ...
بود.اینطور نیست؟ بله، شاید اصلاً حال و هوای ازدواج در ذهنم نیامده بود. سر عقد که شد، مرحوم پدرم، یکی از بستگان خودمان به نام آیت الله سید محمدصادق لواسانی – که پسرعموی مادرم و از دوستان خیلی نزدیک امام بودند و تا اواخر عمر امام هم دوستی شان ادامه داشت و همچنین از نظر خانوادگی خیلی به ما اظهار محبت می کردند- را فرستادند که خطبه عقد را بخوانند. در لحظه ای که ایشان خطبه عقد را خواندند، احساس کردم
جانبازی در رکاب ولایت عشق می خواهد
؟ اصلا حاضر نیستم یک لحظه تنهایش بگذارم. وقتی ایشان در بیمارستان بودند پسرم و دیگران کمک می کردند ولی از صبح تا شب بالینش بودم. حتی گاهی راه نمی دادند ولی اینقدر می گشتم تا راهی پیدا می کردم و خودم را به او می رساندم. برخورد فرزندانتان با شرایط پدرشان چگونه است؟ آقای جعفرزاده چون از ابتدا جانبازی شان اینقدر شدید نبود، بچه ها شرایط سلامت پدر را تجربه کرده بودند. به
اشعار ویژه شب پنجم محرم _عبدالله بن الحسن(ع)
افتاده نگران شد نکند چنگِ عدو افتاده پر گرفت از حرم و عمه به گَردش نرسید دید از اسب به گودال به رو افتاده سنگ و تیر از همه سو خورده، سنان از پهلو لشکری زخم به جان و تنِ او افتاده پاره شد بندِ دلش از تهِ دل آه کشید سایه ی تیغ به گودیِ گلو افتاده شمرها نقشه کشیدند که حالا چه کنند دید تا قرعه به پیچاندۀ
مرجعی که سفیر انگلیس را خوار کرد
انگلیسی را مثل بلبل صحبت می کند. حالا می خواهد حاکم یک کشور عربی شود! یکی از آقایان تحقیق کرد ببیند مادرش کیست، خیلی جالب است مادر او مثل مادر یزید ملعون می ماند. مادر یزید، میسونه بود. پدر میسونه، نصارا و مادرش یهودی بود. مادر ملک عبدالله دوّم هم که زن ملک حسین بود، مادرش یهودی و پدر او نصاری است. ببینید اسلام دست چه کسانی افتاده و حکّام ممالک اسلامی چه کسانی هستند؟! معلوم است طبق
با فرزندتان درباره اتفاقات مدرسه حرف بزنید
شما از لحظه ورود به مدرسه باید مسائل زیادی را خودش به تنهایی مدیریت کند اما شما به عنوان مادر و پدر می توانید با صحبت کردن او را برای این مسئله آماده کنید. به او مسئولیت بدهید. مثلا به او بگویید خودش برای تکالیفش برنامه بریزد؛ اینکه کی و چگونه تکالیف را انجام دهد. اگر فرزندتان کوچک است (قبل از دبستان) می توانید کارهایی به او یاد دهید که اعتماد به نفسش را بالا ببرد؛ مثلا گره زدن بند کفش
به هنگام پیری مرانم ز پیش
در هر دستگاه و هر جایی از این عالم باشی و ریا کنی آن را به اندازه یک قران هم نمی خرند اما اگر در دستگاه امام حسین(ع) ریا هم بکنی باز خریدنی است؛ یعنی یک نفر می آید و می گوید که مثلا من 10تا دیگ غذا برای عاشورا گذاشته ام، اصلا هر جا هم می رود این را می گوید ولی باز می بینی که چون برای امام حسین(ع) است خریدار دارد حرفش؛ نه به خاطر آن بابا بلکه این به خاطر صاحب خانه است که ارزش پیدا می کند. الان محرم
افزایش کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در شیرخوارگاه ها
زمان درخواست وتشکیل پرونده تا تحویل بچه چقدر انتظار کشیدید؟ مادر باران: نزدیک به 3 سال طول کشید. تازه اگر بچه ای که معرفی کنند، مورد دلخواهت نباشد می گویند برو 2 سال دیگر بیا. مادر صبا: در واقع نوعی تحمیل است. آنقدر می روی و می آیی که خسته می شوی. حتی وقتی من می خواستم بچه را بگیرم، گفتم چشم هایم را می بندم و انتخاب می کنم. برای ما فرقی نمی کند چه بچه ای باشد. مادر امیر مهدی: به
منظومه ای که لرزه در قلب های آهنین انداخت
/> آسمان، مات و زمین، حیران چشم ها از یکدگر پرسان: کودک و میدان؟! کار ِ کودک خنده و بازی است! در دلِ این کودک اما شوق جانبازی است! از گلوی خستۀ خورشید باز در دشت آن صدای آشنا پیچید گفت: تو فرزند ِ آن مردی که لَختی پیش خون او در قلب میدان ریخت! هدیه از سوی شما کافی است! کودک ما گفت: پای من در جست و جوی جای پای اوست!
قافله عشق به سر منزل جاودان خویش نزدیک می شود/ سخنی که پشت شیطان را می لرزاند
تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا... این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می کند. ... و تو، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و
علیرضا رئیسیان : انتقام نتیجه جهل است
استفاده می کنند و شاخصه های فردی فیلمسازی در آن مشخص است برای بیننده هم اثری گنگ نیست. بله ما چند نشانه و المان برای جذب مخاطب در فیلم بکار بردیم که البته از قبل هم به آن فکر شده بود و در اجرا کامل شد. من معتقد نیستم که همه چیز یک فیلم از قبل ساخته می شود و ما فقط آن را به تصویر می کشیم. خیر، اصلاً به این صورت نیست یا حداقل فیلمسازی من این طور نیست و سعی می کنم قوه تجربی آدم ها در لحظه هم شکوفا
باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی ها از شهدای مظلوم منا ...
وبقلبی ناری چرا که من بودم که از عطش از عمویم آب تقاضا کردم آتشها در دل من شعله ور شد. وراح عمی وانتظرته ... حتی ملّیت انتظاری و چنین بود که عمویم رفت و من به انتظار او ماندم و آن قدر منتظر شدم که از انتظار خسته شدم. ملیت .. ظلیت .. انطر واحسب لحظات از انتظار خسته شدم پیوسته؛ لحظه ها رو شمردم. وتنوح .. هالروح .. تقدر تصبر هیهات و این جان به لب
فرزند خواندگی همت می خواهد نه پارتی
ایران آنلاین /باورم نمی شد موفق شوم پای آنها را به روزنامه باز کنم. باور کنید نه یکی نه دوتا از 5 خانواده دعوت شده همه آمدند. حضور آنها می توانست فضای میزگردمان را متفاوت کند. یکی از آنها دختر بچه کوچک خود را هم آورده بود تا اونیز در این نشست که مربوط به کودکانی مثل اوست شرکت کند. گرچه مادرصبا وقتی صحبت می کرد و از خاطرات روزهایی که قرار بود صبا را به فرزندی قبول کند می گفت و اشک می ریخت اما برای او جالب بود ک
سرمقاله روزنامه های صبح ایران
را از معاویه آموخته اند و جنون و حماقت را از یزید. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرده اند. برای مسخ دین جدت، جدیت دارند و هزار شریح قاضی درست کرده اند که هزاران فتوا برای قتل خوبان و رسم خوبان و دین خوبان صادر کنند. حاجیان کعبه را با لب تشنه می کشند و بدون تیغ و سنان بدن هاشان را متلاشی می کنند. حبیب سپاه آخرالزمانی ات را به جرم دفاع از حرم خواهر مکرمه ات به شهادت می رسانند و...
اشعار و مقتل چهارم محرم فرزندان حضرت زینب (س)
به گزارش افکارخبر ، در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (سلام الله علیها) نیز خود را آماده قتال کردند. حضرت زینب (سلام الله علیها) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می کرد، حالتی دگرگون داشت. او عقیلة بنی هاشم است. او نائبة الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (علیه السلام) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با
طلاق های عجیب و غریب در ایران
اختلافاتی که با ناپدری اش داشت بیشتر وقت ها به خانه خاله یا مادربزرگش می رفت. پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و مادرش دو سال بود که با مرد دیگری ازدواج کرده بود. وقتی شرایط زندگیش را برایم تعریف کرد دلم به حالش سوخت. چون ناپدری اش خیلی او را اذیت کرده بود. وقتی با هم ازدواج کردیم به من قول داد که هرگزبه تنهایی به خانه مادرش نرود. چون من اصلا احساس خوبی نسبت به این مرد ندارم و رفتار هایش عجیب است
حرکت عجیب شهید چمران در اهواز
نه انقلابی بود و نه حتی امام را می شناخت. یادم هست یک بار که سربازهای خودش را جمع کرده بود، حرفی را زد که اگر از او به عنوان رکن یک ارتش می شنیدند قطعاً و بدون چون چرا حکمش اعدام بود! من از دور ناظر بودم. به سربازهایش در بحبوحه اوج تظاهرات، حدوداً یک ماه قبل از پیروزی به حالت دستوری گفت پدر سربازی که به سمت مردم شلیک کند در می آورم! گلوله شلیک کنید اما هوایی یا به نقطه ای غیر مردم... این حرف
آداب و رسوم عزاداری سید و سالار شهیدان(ع) در اردبیل+تصاویر
و زیباست. طوری که در ده روز محرم هر محله و افراد عزادار اصلاً بدون اطلاع از اینکه مداح در این مسجد، مراسم عزاداری را در چه موضوعی و با چه شعری می خواند، مراسم شکل می گیرد و در آن لحظه مطلع و شاه بیت نوحه خوانی توسط عموم مردم به صورت هم آوایی و گروه کر شکل می گیرد و در نهایت همکاری زیبای اعضای هیئت با مداح همکاری بسیار جالبی را دارند و نقش خود را به عنوان یک عزادار کاملاً زیبا و بدون نقص