سایر منابع:
سایر خبرها
تکلیف محوری؛ حرکت در مسیر تعالی
: عزل کارگزاران فاسد عزل فرمانداران عثمان توسط حضرت علیj در همان روزهای اول خلافت از اموری است که هم در همان ایام و هم پس از آن بسیار مورد بحث بوده است. مورخین می نویسند: مغیره بن شعبه که یکی از سیاستمداران عرب در آن روزگار بود، براساس مصلحت اندیشی سیاسی به علی علیه السلام گفت: من به تو نصیحت می کنم که کارگزاران عثمان را در مقام خود ابقا کنی و هنگامی که از مردم برای تو بیعت
وقتی جبرئیل پیامبر(ص) را از مصیبت کربلا آگاه کرد
. والسلام . نقل می کند که حر نامه را خواند و به آنها گفت: این نامه امیر عبیدالله بن زیاد است. به من دستور داده است تا در همان مکانی که نامه اش به من می رسد، شما را متوقف کنم و این فرستاده اوست که فرمانش داده از من جدا نشود تا دستورش را اجرا کنم، در این هنگام یزیدبن زیاد کندی، متوجه فرستادی ابن زیاد که از قبیله کنده بود شد و جلوی او ایستاد و گفت: تو مالک بن نسیری؟ گفت: آری! گفت: مادرت بر تو
هدف من ، امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح مفاسد امت است
نامه را نوشت و با مُهر خویش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفیه داد: " من نه از روی خودخواهی و یا برای خوش گذرانی و نه برای افساد و ستم گری از شهر خود بیرون آمدم؛ بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت اصلاح مفاسد امت و احیای سنت و قانون جدم رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب(ع) است. پس هرکسی این حقیقت را از من می پذیرد ( و از من پیروی کند)، راه
خون تو تفسیر این اسرار کرد
وشهادت است. درهنگام حرکت از مدینه نامه ای به محمد حنیفه ،نوشت که در عین کوتاهی، فوق العاده جانسوز و حاکی از شهادت طلبی او درراه معبود بود. ...من نه از روی خودخواهی و یا خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می گردم، بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر است و مرادم از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیا ی سنت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علی است . پس هرکس
صمدی آملی:مکاشفات عرفا باید مطابق با قرآن و تعالیم اهل بیت باشد/در دوران جاهلیت، قتل و غارت در محرم ...
، ذریه و نسل پاک را طلب کردند و خداوند به او حضرت یحیی را داد. از ناحیه ی یحیی نسل او ادامه پیدا کرد. سپس فرمود: یا بن شبیب! این ماه، ماهی است که حتی مردم دوران جاهلیت به آن احترام می گذاشتند و می گفتند در این ماه، تعدی و ظلم به هم دیگر بس است. قتل و کشت و کشتار قطع شود. این یک ماه را صبرکنید. امام رضا می فرمایند در همان دوران جاهلیت هم، وقتی به محرم می رسیدند، کشتن و ستم و ظلم را قطع می کردند، اما
سیاست و دیانت در سیره امام حسین(ع)
مخالفت با تو را ندارم، اما از خدا بر این معنا [یعنی] ترکِ درگیری با تو می ترسم که مبادا! مرا مواخذه کند که چرا با تو وارد ستیز نمی شوم! گمان نکنم که خداوند عزّوجلّ راضی باشد ترک ستیز با تو و طرفدارانت [یعنی] حزب ظالمان و طرفداران شیطان را. اباعبدا...(ع) سپس در این نامه به جنایتهای معاویه اشاره کرده و می نویسند: ای معاویه! تو قاتل حجر بن عدی و یاران او نیستی؟، انسانهای پاک، مطیع خدا و
توصیه های میرزا اسماعیل دولابی برای حضور در حرم سیدالشهدا(ع)
نوبت هم که شده برای حضرت زهرا و امام حسین (ع) سینه بزن، سینه زدن برای امام حسین (ع) بدن را سبک می کند زیبا و تمیز می کند، تا جایی که عکس خوبان خدا را در آن پیدا می شود. می گویند امام حسین (ع) شهید شد، تا گنه کاران امت بخشیده شوند، آیا هیچ شخص عاقلی مثلاً بچه چهارده ساله اش را به کشتن می دهد که گاوش را نجات دهد؟ خیر. امام حسین (ع) خودش دوست داشت که در راه محبوبش جانفشانی کند و به ملاقاتش
اسم و رسم مذاکره(نگاه)
مخنف، سیدبن طاووس، تاریخ طبری، ارشاد شیخ مفید و...) حر که عزم جزم حضرت امام حسین بن علی(ع) و تصمیم قاطع آن بزرگوار برای رسوا کردن حکومت یزید را دریافته، با تأکید بر این نکته که: ... از تو جدا نخواهم شد تا به کوفه ات برسانم و نزد عبیدالله ببرم... از در خیرخواهی وارد شد و از سر دلسوزی به امام هشدار داد که: ای حسین، تو را به خدا در اندیشه خودت باش، صریح می گویم که به نظر من اگر جنگ کنی، حتماً کشته می
ارزش مداری و دلسوزی دو درس از قیام کربلا
گرامی فرمودند تاریخ را بخوانید، تا در یابید امام علی(ع) تا چه اندازه زاهدانه زندگی کرده است! امام علی علیه (ع) در نامه ای که به عثمان بن حنیف فرمودند: امام شما از دنیای خودش به دو جامه و به دو قرص نان اکتفا کرد. من می دانم مردم باور نمی کنند. گویا دارم می شنوم از زبان دیگران که اگر علی غذایش این است، او باید از ضعف نتواند از جایش بلند بشود و نتواند در میدان های جنگ با شجاعان درجه اول نبرد
پیوستن پیک عمر سعد به سپاه امام حسین (ع)/نامه نگاری عمر و ابن زیاد
، او جسورترین آنها در خونریزی و غافلگیری است. هنگامی که کثیر رسید ابوثمامه به او گفت سلاحت را تحویل بده، گفت: نمی دهم، من یک فرستاده ام، اگر می شنوید پیامی که برای آن فرستاده شدم می گویم و گرنه باز می گردم. ابوثمامه گفت من دسته شمشیرت را به دست می گیرم، تو پیامت را بگو، گفت نه، بخدا قسم نمی گذارم به آن دست بزنی. ابوثمامه گفت: پس پیامت را به من بگو من به حسین بن علی (ع) می رسانم
در عزاداری امام حسین(ع) افراط معنا ندارد
رفت مدتی، باز برگشت، همان شخص پیدا شد، گفت: احدی از جن و انس امشب حق ورود به این آستانه را ندارد. گفت تو که هستی که مانع من شدی آن هم در این خوف و خشیت؟ گفت: من از ملائکه موکل بر این قبرم. پرسید: چرا نمی گذاری من مشرف بشوم؟ من از اصحاب خاص امام زین العابدین ام. گفت: می شناسم، می دانم ولی آنچه ما اطلاع داریم...- اینها عقل را مبهوت می کند، قرآن را بخوانید، ببینید موسی بن عمران کیست؟ وَنَادَیْنَاهُ
متن نوحه های زیبا مخصوص دهه محرم
...> درمناجاتی، باب حاجاتی، مگر به این شک داری از چه ای سقا، با قد رعنا، تو قبر کوچک داری دلم میخواد، به کربلایتو برم بیام کنار اون حرم تو سرداب تو جون بدم اباالفضل، اباالفضل... تیغ تو خوش بود، حرمله کش بود، اگر به میدان بودی چشم تو حالا، خفته در صحرا، امید طفلان بودی برادرم در خاک و خون نشسته ای پشت مرا شکسته ای، زخم سرت نبسته ای حسین من آقام آقام آقام حسین من از مزار تو از دیار تو، بوی خدا می آید مرغ دل هر شب، بر لبش یا رب به کربلا می آید منم منم، فدایی سپاه تو غلام روسیاه تو امید من پناه تو ...
شیطان دست نوشته هایش را بر جام می نویسد
سال 61 چه بلایی بر سر مردم آمده که اینگونه دچار نادانی شده اند؟ اهل کوفه در دعوت نامه های خود به امام چه نوشتند؟ آیا ننوشتند پسر علی (ع)! کوفه محل خلافت و حاکمیت علی (ع)، پدر تو بود، کوفه در انتظار توست. بعد چه اتفاقی می افتد که به عهد و دعوت خود وفا نکرده و اینگونه عهدشکنی می کنند. آیا امام زمانشان را نشناخته بودند، یا شناخته بودند و صدای سکه های زر یزید و عبیدالله دست و پای آنها را لرزانده بود
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
یابنَ اباعبدالله (علی اکبر لطیفیان) پرستوی حریم کبریایم کبوتر بچه ی آل عبایم نمی ترسم اگر بارد به من تیر که من با تیر باران آشنایم انا بن المجتبی، ابن المصائب بلی مردم یتیم مجتبایم غم بابا ، غم عمه، غم طشت خدا داند نمی سازد رهایم اگر تیغی به دست آرم ببینند که من نوباوه ی شیر خدایم عمو فرمانده
پایان عصر دلواپسان
بزرگترین شهدای اسلام محسوب شدند...رابعاً پیروزی نظامی دست خدا است و قبول قطعنامه هم به معنای صلح و سازش نیست و پیروزی در آینده هم در گرو ایثار و فداکاری ملت ما در آینده خواهد بود. گفتمان و آرمان سیاسی طیف چپ جمهوری اسلامی با مواضع نظام در دوران پسا قطعنامه پیوندی عمیق داشت. خصوصاً با این پیام امام خمینی که تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم و دعوت از امت اسلام و جوانان پرشور جهان
مداحی، اشعار و مقتل روز پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع)
اندازه که به پسران خودش مهربانی می کرد چون آنها یتیم بودند و پدر نداشتند.این پسر اسمش عبد الله و خیلی به آقا علاقه مند است،و آقا به زینب سپرده است که تو مواظب بچه ها باش،و زینب دائما مراقب آنهاست.یک دفعه زینب متوجه شد که عبد الله از خیمه بیرون آمده است و می خواهد برود پیش عمویش حسین بن علی علیه السلام. زینب دوید او را بگیرد،او فریاد کرد: و الله لا افارق عمی به خدا قسم که من هرگز از عمویم جدا
حجت الاسلام کرمی :خوب بودن مهم نیست، خوب ماندن مهم است
سخنرانی کرد که چرا می رویم ؟برای اینکه ریشه نیست. برای اینکه ریشه محکم نیست. من در سینه زنی هم خودم را می بینم توی منبر هم خودم را می بینم در این رفت و آمدها یک وقت می بینی امام حسینی وجود نداشته باشد. 12 هزار نامه بنویسند، این همه اصرار می کنند به آقا می گویند نخلستان هامایمان بار داده است بعد امام بیاید و نماینده امام با یک سخنرانی که عبیدالله بن زیاد تنگ غروب 30 نفر یار نداشته باشد. بعد از
ثواب عزاداری و گریه بر مصائب امام حسین(ع)
هستند که طرفدار خلیفه می باشند. دشمنان ما که ناصبی ها و اهل قبایل و دیگران هستند زیادند. من از اینکه شکایت مرا به خلیفه بکنند و ضرری به من برسانند در امان نیستم. امام صادق فرمود: آیا مصیبت امام حسین را به خاطر نمی آوری؟ گفتم: بله. فرمود: از مصیبت آن حضرت ناراحت می شوی؟ گفتم: آری، به خدا قسم به قدری حال گریه به من دست می دهد که اهل و عیالم اثر آن را بر من مشاهده می کنند و من به نحوی از غذا
سوگنامه حسینی
ایکتابی نوشته درباره مسلم بن عقیل که می شود گفت که: بهترین و عمیقترین کتاب ناب هم هست. ایشان ثابت می کند که، مادر مسلم ایرانی است. امام حسین علیه السلام وقتی حکم را می دهد به ایشان حکم این است . می نویسد: ای مردم کوفه(این دست خط امام حسین علیه السلام است ( إرشاد مفید، ج 2، ص 39) من فرستادم به سوی شما اَخِی برادرم را وَ ابْنَ عَمِّی پسر عمویم را وثِقَتِی کسی را که مورد وثوق من است
طاغوت به دنبال تحقیر جایگاه ولی خدا است
که چه کاری انجام دهد و چنین خدایی اهمیت و کبریایی خود را در نظر آنها از دست می دهد. وی افزود: می گویند که خدایی که جهنم داشته باشد را دوست نداریم و خدا نباید بسوزاند اما چرا خدا نباید بسوزاند در حالی که همه چیز برای اوست؟ خدایی که عظمت نداشته باشد هر نافرمانی در برابر او قابل توجیه است. آسیب رساندن به وجهه خدا در نظر مردم گام بلند طاغوتیان است حجت الاسلام سرلک با
مرجعی که سفیر انگلیس را خوار کرد
، متعلّق به تو بوده است، حقّ نداری آن چیزی را که خدا به تو داده، به دیگری بدهی، امّا اگر متعلّق به تو نبوده، تو اشتباه کردی این را به دست گرفتی! بعد حضرت فرمودند: تو باید خلافت را کنار بگذاری و بدانی امام، حقیقت است. اصلاً این هم یک نکته خوب است، دقّت کنید، خلافت، زیر مجموعه امامت است؛ یعنی خلیفة الله بودن، فی ذاته در امام، موجود است. در مثال مناقشه نیست، وقتی می گویید: انسان
حسین(ع) از دیدگاه اهل سنت
رسول خدا(ص) فرمود: قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، هیچ کس با ما اهل بیت دشمنی نمی کند مگر اینکه خدا او را وارد جهنم کند. آلوسی یکی از مفسرین اهل سنت از این حدیث این نتیجه را می گیرد که محبت اهل بیت بر تمام مسلمانان فرض است. و به همین دلیلامام شافعی عقیده خود را در باره اهل بیت این گونه ابراز می کند: یا اهل بیت رسول الله حبکم/فرض من الله فی القرآن انزله کفاکم
چرا امام حسین(ع) در آغاز حرکت، از مدینه به مکّه رفتند؟
یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. با فرا رسیدن ایام عزای حسینی (ع) و همچنین برنامه سخت دشمنان اهل بیت (ع) برای شبهه افکنی و کم اثر جلوه دادن قیام عاشورا ، برآن شدیم تا به تعدادی از سؤالات و شبهات مختلف در سلسله پرسش هایی عاشورایی پاسخ دهیم .یکی از مواردی که در تاریخ شیعه بسیار اهمیت دارد، بحث حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس حرکت از مکه به سمت کوفه است. قیام امام حسین (ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شیعه و اسلام محسوب می شود. زیرا این حرکت باعث حفظ اسلام واقعی از انحرافات ایجاد شده در زمان بعد از رسول خدا (ص) می باشد. ماجرای بیعت یزد از امام حسین در نیمه دوم ماه رجب سال 60 هجری، یزید در نامه خود به ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) خواسته بود که حتماً از چند نفر مخالف خود که یکی از آنها امام حسین(ع) بود، بیعت گرفته شود و بدون بیعت رها نشوند.(1) اما بعد فخذ حسیناً و عبداللَّه بن عمر و عبداللَّه بن الزبیر بالبیعه اخذاً شدیداً لیست فیه رخصه حتی یبایعوا و السلام . ولید بن عتبه (فرماندار مدینه) وقتی دستور یافت تا از امام حسین (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرد. حضرت فرمود ... یزید فردی است شرابخوار و فاسق که به ناحق خون می ریزد و اشاعه دهنده فساد است و دستش به خون افراد بی گناه آلوده گردیده و شخصیتی همچون من با چنین مرد فاسدی بیعت نمی کند. ولید گرچه با خوی مسالمت جویانه خود حاضر به آغشته کردن دست خود به خون امام حسین(ع) نبود؛ (2) اما در مدینه افراد باند اموی به ویژه مروان بن حکم که ولید در موارد سخت و از جمله این مورد با او مشورت می کرد ،- او را به شدّت تحت فشار قرار می دادند تا خون امام(ع) را بریزد؛ چنان که در همان آغاز وصول نامه، وقتی ولید با مروان مشورت کرد، مروان گفت: نظر من آن است که در همین لحظه به دنبال این چند نفر فرستاده و آنان را ملزم به بیعت و اطاعت از یزید کنی و اگر مخالفت کردند، قبل از آنکه از مرگ معاویه مطلع شوند، سرهای آنها را از تن جدا کنی؛ زیرا اگر آنان از مرگ معاویه با خبر شوند، هر کدام به طرفی رفته و اظهار مخالفت کرده و مردم را به سوی خود دعوت می کنند.(2) وقتی مروان بن حکم بیعت با یزید را از حضرت درخواست کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: ای دشمن خدا! دور شو، من از رسول خدا شنیدم که فرمود : خلافت بر فرزندان ابوسفیان حرام است. اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید او را بکشید. و امت او چنین دیدند و عمل نکردند و اینک خداوند آنان را به یزید فاسق گرفتار کرده است . امام حسین(علیه السلام) در شب 28 رجب سال 60 هجری همراه با بیشتر خاندان خویش و بعضی یاران، پس از وداع با جدش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مدینه به طرف مکه حرکت کرد . بنابراین، امام حسین(ع) با توجه به نامناسب بودن شرایط مدینه برای اظهار مخالفت علنی و قیام و نیز در خطر بودن جان خود در این شهر بدون امکان حرکتی مؤثر، تصمیم به ترک آن گرفت و از آیه ای که در هنگام خروج از مدینه قرائت کرد، این نکته – که ترک این شهر به علّت عدم احساس امنیت بوده است – آشکار می شود. فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین قصص (28)، آیه 21٫؛ موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای عرض کرد: پروردگارا! مرا از این قوم ظالم نجات بده . دلایل انتخاب سفرامام به مکه : هنوز مردم شهرهای مختلف از مرگ معاویه مطلع نشده بودند و تلاش های جدی مخالفان برای اظهار مخالفت با یزید آغاز نشده بود. هنوز امام حسین(ع) دعوتی از شهرهای دیگر و از جمله کوفه نداشت. امام(ع) باید مکانی را برای هجرت خود انتخاب می کرد که بتواند آزادانه و در کمال امنیّت در آنجا دیدگاه های خود را ابراز کند. طبق آیه صریح قرآن و من دخله کان آمناً آل عمران (3)، آیه 97٫ مکه حرم امن الهی بود. با توجه به سرازیر شدن مسلمانان از سرتاسر مملکت اسلامی برای انجام اعمال عمره و همچنین نزدیک شدن ایام حج تمتع و حضور مردم برای انجام مناسک حج ، امام حسین(ع) به خوبی می توانست با گروه های مختلف دیدار کرده و علّت مخالفت خود با دستگاه اموی و یزید را برای آنها تبیین کند و نیز گوشه هایی از معارف اسلامی را برای آنها بیان نماید. در ضمن با گروه های مختلف شهرهای اسلامی از جمله کوفه و بصره در ارتباط باشد. و در آخر امام حسین(علیه السلام) هدف خروج از مدینه را در وصیتنامه اش چنین بیان می کند : ... و جز این نیست که برای اصلاح در میان امت جدم خارج شدم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (علیه السلام) رفتار نمایم . کسی که به سوی خدا دعوت کند عمل نیک انجام دهد و بگوید از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمی شود ... اگر در نوشتن نامه ات خیر مرا آرزو کرده ای، خدا پاداش تو را بدهد . امام(ع) شب جمعه سوم شعبان سال 60 ق وارد مکّه شد و تا هشتم ذی حجه همان سال، در این شهر به فعالیت مشغول بود.(4) ....................................................................................... پی نوشت: 1) وقعه الطف، ص 75: 2) ابن اعتم، الفتوح، ج 5، ص 12؛ وقعه الطف، ص 81٫ 3)وقعه الطف، ص 77٫ 4) همان، ص 88: فاقبل اهلها یختلفون الیه و یأتونه و من کان بها من المعتمرین و اهل الآفاق . ...
ولایت؛ کلید اصول دین/رمز مصونیت اعتقادات از نفوذ یهود چیست؟
: اصبروا دقیقة ، مردم را معطّل می گذارد تا برود و بیاید. خدا گواه است این ها دارند علناً دین را مسخره می کنند. مگر نبود عمرو بن عاص که به معاویه گفت: می خواهی بدانی مردم چطورهستند، من به تو نشان می دهم. لذا اعلام کرد چون خلیفه کار دارد و می خواهد برود به بلاد اسلامی سر بزند، نماز جمعه را چهارشنبه می خوانیم! دین را به سخره گرفته بودند. حالا این ها هم از نسل همان ها هستند؛ یعنی اگر شما به
20 جمله از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا
مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه کشیده خواهند شد. 1375/03/20 * اگر فداکاری بزرگ حسین بن علی علیه السلام نمی بود که این فداکاری، وجدان تاریخ را به کلی متوجه و بیدار کرد در همان قرن اول یا نیمه ی قرن دوم هجری، بساط اسلام به کلی برچیده می شد. 1372/03/26 * کار امام حسین علیه الصّلاه والسّلام در کربلا، با کار جدّ مطهرش حضرت محمد بن عبداللَّه صلی اللَّه علیه وآله وسلم در بعثت، قابل
از مدینه تا مدینه بر سالار شهیدان و یارانش چه گذشت
با مرقد مطهر آن جناب نزدیک خواهد بود چنین می پنداری که آن چه تو دانسته ای من ندانم؟ به خدا سوگند که من تن به خواری ندهم، بتول عذراء از آن چه ذریه طاهره او از فاسقان امت دیده اند نزد پدر بزرگوارش شکایت کرد و آنان که اولاد بانوی دو سرا را آزار کرده اند داخل بهشت نشوند. در بخش دیگری از این کتاب می خوانیم: همان طوری که گفته شد هیچیک از سپاه عمر سعد متصدی کشتن حضرت امام حسین
صبر و پایداری مبدأ سلسله ای از فتوحات حقیقی است / بررسی صبر اولیاء الهی؛ مشکلات و ابتلائات در مقابل ...
مقام رضوان می رسند؛ بکم یسلک الی الرضوان (6)؛ پس بلایی که خدا برای آن ها رقم زده و سختی هایی که آن ها تحمل می کنند و عهدی که خدا از آن ها گرفته، همواره در عالم میثاق و در این دنیا بوده و در عوالم قبل از آن نیز بوده است؛ ایشان عهد کردند و بر عهدشان ایستادند؛ این امر برای خود ایشان نتایجی دارد؛ ولی نتایجی هم برای امت ایشان دارد. ابتلای مؤمنین به بلای معصومین(ع) همان گونه که صبر
سرمقاله روزنامه های صبح ایران
خونخواهان توییم. از خدا بخواه که دیگر ستم این ستمکاران و ناله های ستمدیدگان بر سینه هامان سنگینی می کند و بی تابمان کرده است. نه از تحریم نامه های موریانه خورده آنان واهمه داریم و نه امان نامه های آنان فریبمان می دهد که همگی دروغ در دروغند و با شهرهای زیرزمینی و موشکی خود ثابت کردیم که ساده لوح نیستیم و دست روی دست نگذاشته ایم، آماده ایم و به امید آمدن صبح ظهور چشم به راه مهدی تو دوخته ایم و
قربانیان خواهر خود را قبول کن+تصویر سازی
عقیق : زمانی که کاروان کربلا، از مدینه حرکت کرد و در مکه فرود آمد، عبدالله جعفر و فرزندانش همراه این کاروان نبودند. چون حضرت مسلم بن عقیل (ع) با نامه حضرت حسین (ع) ماموریت کوفه یافت، ابتدا به مدینه آمد و در این موقع بود که عبدالله ابن جعفر فهمید که حضرت حسین (ع) برای سفر به عراق مصمم است. بر این اساس، با توجه به شناختی که از بنی امیّه داشت، نامه ای خطاب به آن حضرت نوشت و آن نامه را به
اشعار و مقتل چهارم محرم فرزندان حضرت زینب (س)
چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت تا که خدا نکرده مبادا برادرش ... زینب همان شکوه که ناموس غیرت است زینب که در مدینه قرق بود معبرش زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است از بس که رفته این همه این زن به مادرش زینب همان که زینت بابای خویش بود