سایر منابع:
سایر خبرها
به من گفتند آقای آرتیست، خوشم اومد
گروه سینما و تلویزیون: خانه دو طبقه قدیمی در یکی از کوچه های تجریش؛ می گفت از زمان کودکی همین جا زندگی کرده و از نقطه به نقطه آن خاطره دارد.فضای جالبی داشت؛ بوی عود، صدای ملایم موسیقی، سالنی نیمه روشن با چند تابلوی نقاشی و عکس های یادگاری. از در که وارد می شدی، روبرویت در اتاقی کتابخانه ای بزرگ قرار داشت. سمت چپ یک آشپزخانه اپن. جلوتر که می رفتی در قسمت راست آن راحتی و میز ناهارخوری
8 قابلیت جالب گوگل Translate که شما از آن بی خبرید!
ترجمه ها را در گوگل Sheet درصورت نیاز، وارد کنید. برای دسترسی به ترجمه های رایج دلخواه خود در گوشی های اندرویدی، پس از بازکردن برنامه Google Translate، بر روی آیکون "منو" که با سه نقطه مشخص شده است، ضربه بزنید. اکنون، "Pharsebook" را انتخاب کنید. در نسخه "تحت وب" Google Translate برای دسترسی به "Pharsebook”، برروی آیکون "کتابچه” در بالا، گوشه سمت راست کلیک نمایید. 6- تصاویر را
معنای سعادت در چند کلمه از حسین بن علی(ع)
سعادت بود که عرض کردم. به عنوان مثال، درباره معنای سعادت؛ یکی از دوستان تحصیل کرده ما که سمت استادی ھم دارد و کمی عرفان مشرب ھم است، گفت: چندین سال پیش، برای انجام کاری به کرمانشاه رفته بودم. ھوا گرم بود و من ھم تشنه بودم. این طرف و آن طرف خیابان را نگاه می کردم که آب خوردنی پیدا کنم و بنوشم. رفتم دست راست، کوچه ای مقابلم بود. گفتم بروم این طرف ببینم چه می شود. چون سابقا در ایام کودکی، ما آن جا
ریشه های نخستین نبرد رستم و افراسیاب در آیین های هند ( بر پایه ی نظریه ی اسطوره شناسی ساختاری )
ساختاری اسطوره ندارد و مهم دسته بندی سازه های اسطوره به گونه ای است که بتوان روایت را هم به حیث همزمانی ( از بالا به پایین ) و هم به حیث در زمانی ( از راست به چپ ) مطالعه کرد. لوی استروس در مقاله ی مزبور، خود به عنوان نمونه ای برای روش تحلیل خویش از داستان اودیپوس بهره می گیرد و براساس آن نمودار چهارستونه می سازد که در آن وابسته های هر ستون نشان دهنده ی یک ویژگی مشترکند و ستون ها دوبه دو در
بررسی الگوی پری گونگی و نخستین انسان در شخصیت سیاوش
نقش مهم اسب در این داستان، تأکیدی بر این تحول توتمیک است. همسانی میان کارکرد سیاوش به عنوان میانجی صلح ایران و توران و ظاهر شدن گاو سخن گو در نوشته های پهلوی در این نقش و توصیف غم انگیز شیوه کشته شدن او به صورت بی کین و خاموش در مقایسه با یک حیوان قربانی مانند گوسفند یا مرغ و سرانجام کشتن خروسی به یاد سیاوش در شب نوروز، همه قرینه ای بر نقش توتمیک سیاوش در ساخت اسطوره است. ( ر.ک. کراسنو ولسکا، 1382
تأمّلی در مورد مسأله منابع فردوسی از رهگذر مقایسه روایت شاهنامه فردوسی با روایت غررالسیر ثعالبی از ج
شاه را ز آن نگیرد شتاب چو از جهن گفتار بشیند شاه *** بفرمود زرین یکی زیرگاه (1149/244/4-1150) در روایت غررالسیر نامی از پیام آوران نیست. تنها از آن ها به صورت "پیام آورانی" یاد می شود: سپاهی با افراسیاب روان شدند تا او برابر لشکریان کیخسرو را بستند دو سپاه در بیابان که سوی راست آن خوارزم و سوی چپ آن دهستان بود لشرگاه زدند افراسیاب پیام آورانی فرستاد و درخواست آشتی کرد و پرداختن
کمر درد و دلایل ایجاد کمر درد و درمان کمر درد
کشیده بالا بیاورید. سپس در جهت مخالف آن، پای راست تان را در هوا به صورت معلق نگه داشته و آن را تا جایی که موازی زمین قرار بگیرد، بالا بیاورید. سپس همزمان دست چپ خود را به سمت جلو و پای راست را به عقب بکشید، انگار که دو نفر دست و پای تان را گرفته و در جهت مخالف به سمت خود می کشند! حال پنج ثانیه در این حالت بمانید. سپس این حرکت را 11 بار برای هر سمت بدن تکرار کنید. علت کمردرد از دیدگاه طب
اشعار ویژه شب ششم محرم - حضرت قاسم بن الحسن (ع)
مال سقا شد نوه ی مرتضی و فاطمه بود زائر مرتضی و زهرا شد صبح پایش رکاب را پس زد عصر قدش چو قد آقا شد چند ابرو اضافه بر رخ داشت یا سم اسب بر رخش جا شد؟ ارباً اربا شد از درون بدنش این حسن زاده پور لیلا شد سخت پیچیده است پیکر او علت مرگ او معما شد قاتلی دور دست خود تاباند
سوگنامه حسینی
حسین(علیه السلام) سلام داد. ابی عبدالله هم وفاداری کرد، در آخرین لحظات یاد مسلم کرد: فنظر یمیناً و شمالا یک نگاه به راست کرد و یک نگاه به چپ کرد فلم یر من اصحابه احدا حسین هیچ یک از اصحابش را ندید فنادی یا مسلم بن عقیل و یا هانی بن عروه (2) روزشمار محرم به همان جایی که آمده ام باز می گردم. [کاروان حسینی] دو منزل به کوفه مانده بود که ناگاه حر بن یزید با هزار سوار بر حسین (ع)
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
6 ویژگی بی نظیر Windows 10 برای گیمرها
بازی شروع شد بازی در ویندوز به این شکل هنوز در آغاز راه است و مسیر زیادی را باید طی کند اما بودن همین ویژگیهای فعلی هم بسیار عالی است و میتواند علاقمندان بازی را به سمت تازهترین و آخرین سیستمعامل مایکروسافت سوق دهد. در آیندهای نزدیک شاهد بازیهایی خواهیم بود که نهایت استفاده را از دایرکتایکس 12 میبرند. این ویژگی در کنار قابلیت امکان بازی بین پلتفرمهای متفاوت ما را مشتاق میکند تا منتظر باشیم و ببینیم که ویندوز 10 چه تحولاتی در صنعت بازی ایجاد خواهد کرد. منبع: ماهنامه شبکه 0 ...
اشعار و مقتل چهارم محرم فرزندان حضرت زینب (س)
کنندگان عزاداری امام حسین (ع ) در دوران متاخر در قم دانست .این تکیه نیز طاق نما داشته و از قرار معلوم عزاداری باشکوهی در آن برگزار می شده است . هم چنین، تعزیه ای که در این مکان برگزار می شده، یکی از باشکوه ترین تعزیه های دوران متأخر بوده است ؛ به گونه ای که در سال 1321 ش صد رأس اسب برای برگزاری آن استفاده شده است . همان طور که چند سطر بالاتر اشاره شد، گویا کاربرد اولیه این تکیه برای قمه
راه کارهای تغییر بینش از عاشورایی سراسر احساس به عاشورایی عقلانی
می آورند و جمله معروف خود را فریاد می زنند که: آیا پناه دهنده ای هست که ما را پناه دهد؟ در کتاب ها آمده است که پس از این ندای امام، عده ای از سپاه دشمن به امام پیوستند. از این حکایت نتیجه می گیریم که برای دعوت به حق نه تنها عقل و منطق بلکه گاه تحریک احساسات کارآمد است و می توان از آن برای حق استفاده کرد؛ چنان که این خطبه حضرت با این لحن و آن وضعیت، تأثیرگذار بود و عده ای را به سمت حق مطلق زمان
جاذبه های گردشگری مازندران
کرد . چشم انداز طبیعی مقابل آن نیز بسیار بدیع و چشمگیر است عمق غار کیجا کچال زیاد نیست ولی با وجود کوچک بودن و سادگی شکل و نمایی دلپسند دارد تمام مساحت داخل آن شامل یک تالار ساده بیضی شکل با طول 12 متر و عرض 10 متر و دو اتاق بزرگ کنار هم با اندازه های متفاوت می باشند. اتاق بزرگتر در جانب شمال غار با شش متر طول و 75/4 متر عرض در جهت شمالی جنوبی و اتاقی کوچکتر با 5/5 متر طول و 10/4 متر عرض در جانب
4 حرکت ورزشی برای قدرتمند شدن عضلات لگن
، همسترینگ، چهارسر ران و کشاله ران همراه است. 4 حرکت ورزشی که به قدرتمند شدن لگن و عضلات درگیر در حرکات لگن کمک می کنند به شرح زیرند: 1- در حالت چهار دست و پا بر روی زمین قرار بگیرید. ساق پای راست را بر روی ساق پای چپ قرار دهید. قسمت لگن و باسن را پایین بیاورید طوری که عضلات این ناحیه منقبض شوند و سپس دوباره لگن و باسن را بالا بیاورید. برای اینکه بتوانید عضلات لگن را قدرتمند کنید
گزارش تصویری و تحلیل فنی مسجد جامع مظفری کرمان
فیروزه ای ، سیاه و لاجوردی استفاده شده است . در طرفین محراب دو ستون نمای حجاری شده مشاهده می شود و در این قسمت ها با کاشی نام علی همراه آجرهای مشبک کار شده است که آجرهای مشبک آن مشابه نمونه کار شده آن در گنبد سلطانیه هستند . در این مسجد انواع کاشی های معرق ، هفت رنگ ساده و چندرنگ کار شده است . دراین بنای باشکوه مقرنس گچ بری شده در هشتی یکی از ورودی ها و محراب مقرنس شده با
این یک واقعیت هولناک بود
همچون تظاهراتی روان بود اما هر چه بیشتر به سمت جلو حرکت می کردیم، بر تعداد جمعیت اضافه می شد. کسی آنجا پاسخگو نبود که چرا راه ها بسته است. پاسخ دادن در آنجا مفهومی ندارد. با موانع پلاستیکی راه را بسته بودند. تابلوهای راهنما زده بودند با عنوان محل عبور ایرانی ها و آفریقایی های غیرعرب . در واقع این کشورها باید از این خیابان های مشخص شده عبور می کردند. جمعیت از خیابان های اطراف هم اضافه می شد. در آن
امینم، سلطان رپ جهان
، استن امینم سعی می کند تا با تبعات منفی محبوبیتش مبارزه کند. او این کار را با نشان دادن یکی از طرفدارانش به نام استن که با تقلید از آهنگ از 97 بانی و کلاید از اسلیم شیدی ای پی، خود و دوست حامله اش را داخل آب انداخته بود، انجام داد. در نماهنگ استن ، امینم طرفداری را نشان داد که سعی می کرد با وجود راست دست بودن مانند امینم با دست چپ بنویسد. استن از نظر ٔ کیو سومین نماهنگ برتر تاریخ نام گرفت. و همچنین
تاریخچه کامل سیستم عامل اندروید - بروز شد: اندروید 6 مارشمالو -
شد کمی سطح روشنایی تصویر را حتی در حالت Adaptive تغییر دهد. یکی از عمده ترین تغییرات در اندروید آبنبات چوبی مربوط به صفحه قفل است. در صفحه قفل جدید دیگر خبری از ویجت ها نیست. در وسط این صفحه ساعت و تاریخ روز را مشاهده می کنید. در نوار بالایی سمت چپ نام اپراتور و در سمت راست همان جزئیات ذکر شده در بخش نوار اطلاع رسانی قابل مشاهده اند. در پایین صفحه قفل در گوشه سمت چپ علامت گوشی تلفن را
ترفندهای برای استفاده از یوتیوپ
ویدئو در یوتیوب به این نوع فایل ها کافی است در URL ویدئوی موردنظر کلمه “GIF” را قبل “youtube.com” اضافه کنید یعنی در URL شما باید عبارت “gifyoutube.com” نوشته شود. با انجام این کار صفحه ای برای شما باز خواهد شد که در آن می توانید فایل GIF موردنظر خود را بسازید. شما می توانید زمان شروع و توقف فایل GIF را تعیین کنید و به راحتی آن را به اشتراک بگذارید. خلاصه کافه گجت : اگر از ویدیو های سایت یوتیوب زیاد استفاده می کنید ، قطعا این ترفند ها برای شما کاربرد دارند و می توانند کار شما را ساده تر کنند. این ترفند ها در زمان پخش ویدیو و یا دانلود آن می توان استفاده کرد. ...
آموزش استفاده از اینستاگرام برای اندرویدی ها
. ترتیب قرارگرفتن تب ها از سمت راست: Home tab | Popular tab | Camera button | News tab | Profile tab برای فعال کردن دوربین ثانویه روی دکمه پروفایل (profile) کلیک کنید و از قسمت بالایی و در سمت راست اپ منو محتوا یا جزییات را انتخاب کنید (سه نقطه عمودی). به قسمت تنظیمات دوربین (Camera Settings) رفته و گزینه “Use Instagram’s Advanced Camera” را انتخاب کنید تا دوربین دوم شما فعال
پرچمدار ریز نقش
ساحره چمنی طراحی طراحی و جنس بدنه اکسپریا Z5 compact برخلاف نسل قبل که ترکیبی از شیشه و فلز بود، از فریم پلاستیکی استفاده شده و این بار شاهد استفاده از شیشه مات در این گوشی هستیم. در قسمت بالای فریم پلاستیکی جک 3/5 میلی متری صدا و میکروفون حذف نویز قرار دارد و در قسمت پایین میکروفون حذف نویز دیگری به همراه درگاه میکرو USB قرار گرفته است. در سمت چپ فریم درگاه
نگاهی به Oculus Rift و بررسی آینده هدست های واقعیت مجازی
توجه داشت که ورژن نهایی چنین سیم های ضخیم و بلندی را به همراه نخواهد داشت. به محض قرارگیری هدست روی سر و نمایش تصویر روی آن، می توانید چشمان خود را با لنزها تطابق دهید. دو پیچی که در سمت چپ و راست دستگاه قرار گرفته، فاصله لنزها را از صورت کم یا زیاد می کند و خوشبختانه فاصله خوبی هم برای بینی در نظر گرفته شده. از همه مهم تر، برخلاف تجربه های چند ده هزار تومانی، آکیلس ریفت قرار نیست هیچگونه
آموزش جامع اینستاگرام؛ از سیر تا پیاز!
توانید با ورود به دکمه اول از سمت راست و انتخاب دکمه سه نقطه و سپس تیک زدن Private Account تصاویرتان را خصوصی کنید. به این ترتیب تنها افرادی که با اجازه شما اکانت تان را دنبال می کنند (Followerها) می توانند تصاویرتان را ببینند؛ البته این تنظیمات تأثیری روی دنبال کنندگان فعلی شما ندارد. دو – به اشتراک گذاری تصاویر و ویدئوها در نوار ابزار پایین صفحه دکمه وسط مربوط به شروع عکاسی
اولین دستور زاهدی آزادی زندانیان سیاسی بود
راه افتادیم. تصرف ستاد من سمت راست پدرم و سرتیپ گیلانشاه سمت چپ ایشان حرکت می کردیم. وقتی جمعیت متوجه ورود ما شد، سکوت عجیبی تمام آن منطقه را فرا گرفت. همه چشم ها به ما دوخته شده بود. نمی دانم ورود غیرمنتظره ما آن ها را دچار حیرت کرده بود، یا عامل دیگری باعث این آرامش و سکون گشته بود. به هر حال هر چه بود سکوت وحشت آور و هولناکی بود. من جدا روحیه خود را باخته بودم، چون اگر
بررسی اچ تی سی وان E9 پلاس: سریع تر باش!
رنگ بندی متفاوت قاب پشتی سبب می شود تا شبیه به هیچ کدام از گوشی های اچ تی سی که تا کنون دیده اید، نباشد! در واقع به نظر می رسد که این کمپانی تفاوت در طراحی های گوشی هایش را از پشت پیاده سازی می کند و اعتقادی به تغییر از جلو ندارد! کلید نسبتا کوچک پاور به همراه دکمه یک پارچه صدا در بخش راست تعبیه شده و محل ورودی سیم کارت ها و کارت میکرو اس دی، با یک کاور نسبتا پهن و کشیده در قسمت چپ قرار
15 جاذبه توریستی برتر دبی
/> حیاط این مجموعه محل نگهداری چندین قایق قدیمی و خانه های ساخته شده از نخل می باشد. سالن سمت راست موزه تسلیحات و سالن سمت چپ نمایشگاه آلات موسیقی امارات می باشد. در زیرزمین نمایشگاهی از شهر فرنگ وجود دارد که جوانب زندگی سنتی اماراتی ها و همچنین مقبره هایی با قدمت 3000-4000 ساله در منطقه ای باستانی را نشان می دهند. مکان: خیابان الفهیدی، بور دبی 3. باستاکیا (دبی قدیمی)
موفقیت مدیران در سایه توجه به نیروی انسانی
شد. برای روشن شدن مطلب مثالی می آوریم، کارگری را در نظر بگیرید که موظف است لوازمی را در پالت قرار دهد و به قسمت دیگری از خط تولید انتقال دهد. اگر او با نحوه چیدن درست قطعات در پالت و نتیجه آن مطلع نباشد و آن وسایل را بصورت نامنظم حمل نماید، موجب می شود تعداد کمی قطعه را در پالت قرار دهد و تعداد دفعات حمل و نقل نیز اضافه خواهد شد که باعث اتلاف وقت و افزایش زمان انجام کار و هزینه می شود. درصورتی که
15 ترفند برای داشتن بهترین تجربه ی کاربری با جی 4 ال جی (قسمت دوم)
سایر قسمت های گوشی سرک بکشند. برای فعال کردن این ویژگی باید به بخش تنظیمات گوشی هوشمند رفته و سپس از بخش General وارد Security شوید. سپس کافی است تا به پایین ترین بخش منو اسکرول کنید تا Screen Pinning را بیابید. در نهایت باید این ویژگی را فعال کنید. تمام اپلیکیشن موجود روی گوشی هوشمند را می توان از این طریق روی صفحه ی نمایش پین کرد. برای استفاده از این قابلیت کافی است تا پس از
مسیری که ستون پنجم برای مهاجمین آمریکایی باز کرده بود!(پاورقی)
بود، مدال هایی که از درون باعث افتخارش نمی شد. جیم بار دیگر تکانی خورد و به صفحه مقابلش نگاهی انداخت. بالگرد از مسیر سنگلاخ گذشت اما نه! باور کردنی نبود، آنها ناگهان وارد توده ای از هوای سخت و فشرده شدند. بدون شک فشاری که حالا به بالگرد می آمد، نتیجه یک طوفان غافلگیرکننده بود. بالگرد در برخورد با شن ریزه هایی که به شیشه می خورد، به سمت چپ منحرف شد، جیم با صدایی بلند گفت: لعنتی! لعنت