سایر منابع:
سایر خبرها
فاش شدن راز عجیب قتل در دماوند پس از 15 سال
/> وی گفت: به دلیل مشکلات و انگیزه مالی با پرویز اختلاف داشتم، به همین خاطر وقتی با او به باغ رفتم، در یک لحظه کنترلم را از دست داده و با چاقو به جانش افتادم و سپس با سنگ به سرش زدم. در آن لحظه اختیار کارهایم را نداشتم، خیلی ترسیده بودم به همین خاطر وقتی به تهران برگشتم، تصمیم گرفتم داستانی را طراحی کنم و به خانواده پرویز بگویم تا شکی هم به من نکنند. نزد آنها رفتم و گفتم پرویز یک افغانی را به قتل
منظم و وظیفه شناس
در تاریخ 22 بهمن 1364 در اروند کنار به درجه عظیم شهادت نایل می شود. در گلستان ویژگی های اخلاقی شهید 1-احترام به حقداران به خصوص پدر و مادر ومعلّمان.روی همین اصل هیچ وقت کاری را بدون اجازه پدر ومادر انجام نمی داد و در تمام کارهای خانه مددکار مادر بود. 2- به حدّی متین و آرام بود که به جز در موارد ضروری حرف نمی زد و هیچ وقت از کسی غیبت
این جایزه تقدیم هادی کاپیتان تیم محبوبم
. سوءاستفاده از عکس ها متأسفانه خیلی از این ها که امروز می آیند و با خانواده نوروزی عکس می گیرند، به دنبال سوءاستفاده از این عکس ها هستند. شبیه همان هایی که با عکس گرفتن در کنار بازیکنان استقلال و پرسپولیس در مجلس شورای اسلامی رأی گرفتند. امیدوارم به جای عکس گرفتن، به هانی و هانا در آینده کمک کنیم نه مثل خانواده سبزی فقط فیلم بازی کنیم که برای شان خانه گرفته ایم اما یک سال بعد
پاداش بیش از 3 قرن خدمت در حسینیه
/> با یکی از هم محله ای ها به خانه شهدا رفتیم. مادر روی تخت بود و کنارش واکر و در پاگرد طبقات هم ویلچرش خودنمایی می کرد. اما پدر با سر و وضع بسیار مرتب شده بعد از دقایقی به استقبال ما آمد. سخت راه می رفت اما گویا حاضر نبود عصا به دست بگیرد... سعید آقا، برادر کوچکتر شهدا حضور داشت بود که همراهی ما را به عهده داشت و البته تا حدی تسهیل کننده گفتگو... پدر و مادر مویی سپید کرده اند و این
تحلیل لایه های ایدئولوژیک داستان کیخسرو
ماه و به تخت و کلاه سوگند یاد کرد که "پر کین کند دل ز افراسیاب" و مبادا "ز خویشی مادر" بدو بگرود. پس، بر آن شد که: به کین پدر بست خواهم میان *** بگردانم این بد ز ایرانیان ( 125/16/4 ) پهلوانانی چون رستم و طوس و گودرز نیز با او هم پیمان شدند: رخ شاه شد چون گل ارغوان *** که دولت جوان بود و خسرو جوان ( 138/16/4 ) دو هفته طول کشید تا سپهبدان و نام آوران و گوان و
برادرکُشی در شاهنامه
( یا همان برادر برخاسته از جبهه ی شر ) عنصر مقتول ( یا همان برادرِ مثبت و خوب ) و عنصر منتقم. گویا در تمامی این داستان ها، عناصر آن از یک قانون معلوم و مشخص پیروی می کنند و به طوری ناخودآگاه عاملی از عوامل فاجعه و تراژدی برادرکشی می گردند. 1- عنصر قاتل و خهوی های منفی او 1-1 سلم و تور تور بزرگ ترین پسر فریدون است که با سلم از یک مادر و با ایرج از مادری جداگانه بود
نقشه پیچیده برای پنهان کردن راز جنایت
شرق: پسری که در نوجوانی مرتکب قتل شده و سال ها راز این قتل را پنهان کرده بود، بعد از 10 سال وقتی پای میز محاکمه رفت اتهام را پذیرفت و از اولیای دم درخواست بخشش کرد. به گزارش خبرنگار ما، متهم با حکم دادگاه و براساس درخواستی که اولیای دم مطرح کردند، به قصاص محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما، مأموران پلیس مهر سال 84 حین گشت زنی جسد مردی را در شرق تهران پیدا کردند. این فرد با ضربات متعدد به قتل
اشعار ویژه شب هشتم محرم _ حضرت علی اکبر (ع)
خدا هیچ کسی مثل تو اکبر نشده پسرم هیچ کسی مثل تو بی پر نشده رفتنت ولوله ای در حرم انداخته است عمه ات هیچ کجا اینهمه مضطر نشده اربا اربا شده ای سرو صنوبر ، به خدا بدن هیچ کسی مثل تو پرپر نشده بعد تو خاک دو عالم به سر این دنیا پسرم دیده ی من غیر غمت تر نشده خیزو یک جنگ نمایان دگر کن پسرم تا پدر دست
پایان بازی 10 ساله یک قاتل در دادگاه جنایی
شد، پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این پسر 28 ساله صبح دیروز در مقابل هیات قضایی این شعبه گریه کنان تقاضای بخشش کرد. در ابتدای این جلسه پس از قرائت کیفرخواست از سوی نماینده دادستان، خانواده مقتول تقاضای قصاص کردند. پدر مقتول گفت: این پسر چندین سال من و خانواده ام را بازی داد برای همین نمی توانم از قصاص او بگذرم. او باید اعدام شود. در ادامه متهم نیز در
مظلومی: برخی در پرونده ریوالدو با اصالت خانواده مظلومی بازی کردند/ او از کُرنش باشگاه سوءاستفاده کرد
اساس که طبق قانون جرم محسوب می شود و باید تبعات آن را می پذیرفتند سعی می کردند با آبرو و اعتبار چندین و چندساله ورزشی خانواده با اصالت و تاریخ ساز مظلومی بازی کنند. این افراد بی اصالت و نان به نرخ روز خور بدون ملاحظه و نسنجیده اعتبار و عزت و افتخاری که سالیان سال پدر مرحوم و عموی بزرگوارم برای ورزش مملکت رقم زدند را نادیده گرفتند و انگشت اتهام به سوی نماینده این خانواده نشانه رفتند.
اشعار شب ششم محرم؛ حضرت قاسم(ع)
گذاشتیم به آن شانه ای که داشت یک شهر بود در صف پیمانه ای که داشت همواره باز بود درِ خانه ای که داشت هرچند خانه بود برایش صف مصاف جز او کدام امام زره بسته در طواف اینک دلم به یاد برادر گرفته است شاعر از او بخوان که دلم پر گرفته است آن شعر را که قیمتِ دیگر گرفته است شعری که چشم حضرت مادر گرفته است " از تاب رفت و تشت طلب کرد و ناله کرد
فوت و فن پختن قیمه امام حسین (ع)
همان جا دم می کردم و پخش می کردیم. قبلا قیمه غذای آدم های مرفه بود حالا بحث به قیمه امام حسین می رسد و می پرسیم اصلا چرا نذری امام حسین به قیمه معروف شد که جواب های جالبی می دهد. این سنتی است که از قدیم پارجا بوده و قدمتش به بیش از 100 سال یا150 سال می رسد. از آن زمان غذای قرمه سبزی و قیمه غذای خانواده های مرفه بود. و چون در سنت ما از قدیم مردم بهترین غذایشان را برای اباعبدلله کنار
ازدواج دختران 9 ساله با مردان 78 ساله!+تصاویر
زنان خلاص کنند. آن ها اما با این کار ریسک بزرگی را به جان خریده اند؛ بیم آنکه آن ها توسط خانواده و جوامعشان طرد شوند، همیشه همراهشان است. یونیس می گوید: وقتی 9 سالم بود، پدرم بدون صحبت با من مرا به ازدواج با مردی 78 ساله وادار کرد... به تبعیت از پدر به خانه اش رفتم و یک هفته هم با او زندگی کردم. آن مرد به من گفت در آینده زنی خانه دار خواهم شد، اما من گناهی نداشتم، چون دوست داشتم به مدرسه
جنایت به دلیل سوء ظن
ادامه داد: یک روز در خانه ما دور هم جمع شدیم و داشتیم مواد می کشیدیم. من برای چند لحظه از جمع خارج شدم تا کاری انجام دهم، وقتی داشتم برمی گشتم متوجه شدم کیوان و محسن درباره همسر من صحبت می کنند، آنها می گفتند او زن زیبایی است و می توانند با او رابطه داشته باشند. همان موقع بود که تصمیم خودم را گرفتم. فردای آن روز به محسن گفتم می دانم چه نقشه ای دارید و باید با من همدستی کنی تا کیوان را بکشم.
فروش فرزند به خاطر روضه امام حسین(ع)
و تو فرزند آن پدر هستی. پدرت نیز تو را به دلیل خرج سفر نفروخت، بلکه می خواست مجلس ما را اقامه کند. ما شما را خوب می شناسیم و از وضع زندگی شما باخبریم! . با حرفهای او تنم لرزید، خودم را به روی پاهای او انداختم و التماس کردم که خودش را معرفی کند. آقا زیر لب و شمرده گفت: انا الغریب! انا المظلوم! انا العطشان... و بعد گفت: به نزد پدر و مادرت برو و از قول من بگو: ما نذرشان را قبول کردیم! ما
قتل نوجوان 17 ساله زیر چرخ های پراید
ماه بعد دستگیر شد. پزشکی قانونی، ضمن تایید شرب خمر مقتول هنگام حادثه، علت مرگ او را شکستگی جمجمه و خونریزی مغزی به دلیل اصابت جسم سخت اعلام کرده است. صدای گریه خانواده مقتول با یادآوری حادثه از سوی نماینده دادستان به هوا بلند شد. پس از قرائت کیفرخواست، رییس دادگاه، پدر مقتول را به جایگاه احضار کرد. مرد، مشکی پوشیده بود. او تقاضای قصاص متهم را تکرار کرد فقط قصاص، متهم، پسر 17 ساله ام را با
پسر جوان، جسد دوستش را آتش زد
همه راه های گریز را بسته می دید به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: عصر روز حادثه با علی (مقتول) تماس گرفتم تا پولی را از کارت عابر بانک او برای یکی از دوستانم که زندانی است واریز کنم. وقتی او سوار بر پراید سفید به محل قرار آمد دختری هم داخل خودرو نشسته بود که با دیدن من به صندلی عقب رفت. آن دختر دوست علی بود و او ادعا می کرد که دختر مذکور با خانواده اش درگیر شده است و نمی خواهد به منزلشان بازگردد
قاتل 40 هزار تومانی در انتظار چوبه دار
قتل اعتراف کرد و گفت: من به خاطر اعتیادم از شرکت اخراج شده بودم. برای همین از سه ماه قبل تصمیم به سرقت از داخل شرکت گرفتم. تا اینکه روز حادثه همراه پسرعمه ام با موتورسیکلت وی به شرکت رفتیم. منتظر ماندیم تا خیابان خلوت شود. بعد از ورود به داخل حیاط درحالی که رضا بیرون شرکت مراقب بود، متوجه شدم چراغ اتاق نگهبانی خاموش و احتمالا نگهبان خواب است. برای همین سراغ گاوصندوق رفتم. اما نگهبان
این دل شده هیأت اباعبدالله(33)/تو فقط نیزه نخور صدعلی اصغر بفدات
جواب آخر گناه کودک شش ماهه ات چه بود؟ افطار آمده است و نگاهت به ظرف آب محسن ناصحی دو قدم سمت خیام و دو قدم بر می گشت پدری که نگران سمت حرم بر می گشت پسرش را به روی دست تماشا می کرد چاره سازِ همه در سینه خدایا می کرد قدح چشم ترش پشت سرش جاری بود کاشکی دور و برش یاور و غمخواری بود مادری را دم خیمه نگران می بیند حرم
اشعار ویژه شب هفتم محرم- حضرت علی اصغر (ع)
/> مادر و خیمه و یک طفل ....و یک سال گذشت منتظر پشت درم تا شب اصغر گردد بیشتر طعم عطش را بچشد آن کس که پیش بالای حسینی تو کمتر گردد ظاهرا طفل ولی آنقدری مرد شده که به تیر سه پر حرمله پرپر گردد کاش مردی وسط هلهله مضطر نشود یک قدم سمت حرم ، چند قدم برگردد سمت عرش از کف دستش چقدر خون بارید نکند معصیت قوم مکرّر گردد وای بر مادرش آن دم که عدو
10 کتاب شعری که می توانید در ماه محرم بخوانید
اوست ساغری دارم از عطش سرشار تشنه ام، تشنه، تشنه دیدار این عطش را تویی، تویی ساقی ای دلیل جلیل مشتاقی من می گویم، شما بگریید مجموعه شعر من می گویم، شما بگریید گزیده ای است از مراثی عاشورایی شاعران از گذشته تا دوران معاصر که توسط علیرضا قزوه انتخاب شده است. این کتاب در پنج فصل با عنوان های این حسین کیست؟ با کربلا، با حسین ، ای پدر جان
زندگی یک خانواده تهرانی در سایه "ایدز"
مثبتم. پس اصلا ناراحت نباش و نیازی نیست بگی. من به تو قول می دم... . امین تندوتند چیزهایی را روی کاغذ می نویسد. با احتیاط از او می پرسم چه شد که ایدز گرفت و او بدون اینکه سرش را بلند کند می گوید: اول اینکه ما عقیده داریم اصلا مهم نیست از چه راهی گرفتیم. بیشتر مهمه کاری کنیم که جلوی افزایش آمار مبتلایان به این بیماری گرفته بشه. اما برای شما باید تعریف کنم. من چهار سال مواد مصرف می کردم و اون
حقایقی درباره ماهی و گربه
زمینه ها موفق بوده و توانسته همه را جذب کند. فیلم پرفروشی هم بوده است. او دربخش دیگری از مصاحبه خود درباره مستند "شش قرن ،شش سال " می گوید : از دیدن مستند آقای میرطهماسب شگفت زده شدم. این همه تلاش و شعوری که یک نفر در کاری می گذرد که ظاهرا چرخه ای را هم قرار نیست بچرخاند اما باری به بار فرهنگی سینما اضافه می کند، خیلی ارزشمند است. /کیانیان :بعد از دیدن ماهی و گربه مکری را بوسیدم و گفتم
پیک نیک در میدان جنگ در ستایش زندگی و نکوهش جنگ
قصه ی ما ناگهان در وسط میدان جنگ در کارزار توپ، تانک و بمب بسان زنان بافنده بافتنی بدست می شود. گویا میدان جنگ را با گوشه ای دنج در خانه اشتباه گرفته است. آهنگی هم که پخش می شود چنین حسی را تداعی می کند. سرباز بافتنی می بافد که ناگهان پدر و مادر از راه سر می رسند. پدر و مادری که وسط میدان یاد سلفی گرفتن افتاده اند. سور وسات و بساط پیک نیک هم جور است. انگار نه انگار اینجا میدان جنگ است و دشمن در
آخرین لحظه حیات آیت الله مهدوی کنی به روایت فرزندش
کردند و یکی دو هفته ای نگه می داشتند و بعد آزاد می کردند. مدرسه ما، یک مدرسه مذهبی بود و همه بچه ها از تیپ خانواده های مذهبی و پدر چند نفر دیگر از بچه ها هم، روحانی بودند. با این همه یک بار معلم که یا بچه ها از من پرسیدند: پدر شما کجاست؟ و من پاسخ دادم: زندانی است.، یکی پرسید: مگر پدرت دزدی کرده؟ دیگری گفت: حتماً قاچاقچی است! یکی دیگر گفت لابد کسی را کشته است! همان چیزهایی که در فیلم
اشعار شب ششم محرم؛ قاسم بن الحسن(ع)
سوختۀ مادرت ماه و شان گرد رخت فوج فوج اشک بچشم همگان موج موج پیکر صد چاک تو گلبرگ بود تازه عروست ببرت مرگ بود لیلۀ عاشور در آن شور حال کرد ز تو عم گرامی سؤال کی همه دم عاشق ایثار خون شربت مرگ است بکام تو چون؟ غنچۀ لبهات پر از خنده شد با سخن مرگ، دلت زنده شد کی تو مرا چون پدر و
پایان پرونده یک قتل ناموسی؛یک نفر محکوم به قصاص، یک نفر 15سال زندان/قاتل ومقتول معتاد بودند
به خانه خود نمی رفت و به خانه حجت الله می آمد. تا اینکه صبح روز حادثه قرار شد با تاکسی محمد، من و حجت الله و همسرش برای تفریح بیرون برویم. وقتی سوار خودرو شدیم، به سمت جاده مرزن آباد حرکت کردیم. یک ساعت بعد وقتی به مکان خلوتی رسیدیم، ناگهان متهم به قتل سیمی را از جیبش درآورد و به گردن محمد انداخت و او را خفه کرد. وی دست و پا زد که من دستانش را گرفتم سپس جسدش را همان حوالی انداختیم و
گول فرهنگ غرب را نخورید
به گزارش صبح توس، به نقل از سیمای مه ولات، پاسدار شهید سید جعفر هاشمی مهنه که در تیرماه 1344 متولد شد، صبح روز 19 دیماه 1365 در ساعات اولیه عملیات کربلای 5 با اصابت ترکش خمپاره به ناحیه گلو به سختی مجروح شد. همرزمش می گوید: دیدم سید که قبلا تحرک و جنب و جوش زاید الوصفی داشت به ناگهان سست و از تحرک ایستاد. زیر بازوانش را گرفتم و بعد از اینکه او را روی زمین خواباندم گفت مرا رها کنید و حرکت خود را
برداشتن طناب از گردن قاتل به احترام امام حسین(ع)
اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی فرستاده شد. در حالی که متهم در یک قدمی چوبه دار قرار داشت، هیئت صلح و سازش دادسرای جنایی جلساتی را برای جلب رضایت اولیای دم برگزار کردند. سرانجام تلاش های تیم صلح و سازش نتیجه داد تا اینکه چند روز قبل اولیای دم مقتول به دادسرا آمدند و به احترام ایام سوگواری امام حسین (ع) قاتل را بخشیدند. بدین ترتیب قاتل با این اقدام خداپسندانه اولیای دم به زندگی دوباره برگشت.
رسایی: صالحی پیش حسینیان گریه کرد/ لاریجانی من را هل داد
. برخی از سایت ها نوشته اند که رسایی در حال گرفتن عکس بود! اصلا اینطور نیست من فیلم اظهارات آقای زارعی را گرفتم تا معلوم باشد این مرد برای چه گریه می کند. اتفاقا در سایت ها و روزنامه های این جریان تلاش کردند که این گریه را به خاطر رأی آوردن طرح آقای لاریجانی و تایید برجام جلوه دهند که واقعیت چیز دیگری بود. این فیلم 15 ثانیه بود و قرار بود شما بقیه آن را روی سایت تان بگذارید، چرا منتشر نشده