سایر منابع:
سایر خبرها
خاکسترنشینانی در انتظار مرگ یا معجزه ای برای ادامه زندگی
. وجود مدرسه ای ویژه کودکان کار مرا به یاد سخنان محمد لطفی (نماینده سمن ها در شورای ساماندهی کودکان کار و خیابان و انتقاداو از جداسازی مدارس این گروه از کودکان می اندازد. اقدامی که از نظر او نوعی برچسب زنی به کودکانی است که در روند اقتصادی و اجتماعی نادرستی قرار گرفته اند، و زمینه ساز جاودانه شدن آسیب در این کودکان و جلوگیری از بازگشت آنان به چرخه عادی زندگی. هرچند که وزیر آموزش و پرورش
عباس غزالی ازدواج کرد +خصوصیات همسر این تازه داماد!
شما به مرحله بهتری برسید؛ بهتر از نظر پذیرش مسوولیت و نگاه جدی به زندگی. فوت پدرم اتفاقی بود که آن زمان اصلا انتظارش را هم نداشتم و این باعث شد ناگهان در گودی ای قرار بگیرم که هیچ پیشینه ذهنی درباره اش نداشتم و نمی دانستم که چه خواهد شد. مثل یک جور غافلگیری بود. اما اتفاق افتاد و. . . یک بار با دوستی صحبت می کردم که آخرین بار زمانی همدیگر را دیدیم که پدرم فوت نشده بودند. بار دیگری که او
مرگ پلی است برای عبور به دنیای دیگر
کند: امام حسین(ع) پس از بردن جسد قاسم پسر امام حسن(ع) کنار دیگر شهدا، جلوی خیمه نشست که عبدالله [علی اصغر] را نزدش آوردند و امام او را در دامن خویش نشاند. در این هنگام مردی از بنی اسد، تیری روانه کرد و او را ذبح کرد. امام دستش را [زیر گلوی طفل] گرفت و چون پر از خون شد آن را بر زمین ریخت و گفت: پروردگارا! اگر یاری آسمان را از گرفته ای، پس آن را برای آنچه بهتر است قرار ده، و انتقام ما را از این
مکن ای صبح طلوع...
الله؛ به نام خدا، و برای خدا بر مبنای ملت و آیین رسول خدا به آسمان سر برداشت و خدای تعالی را مورد خطاب قرار داد: الهی انک تعلم انهم یقتلون رجلا لیس علی وجه الارض ابن نبی غیره؛ پروردگارا! تو خود می دانی که اینها مردی را می کشند که بر روی زمین جز او پسر پیامبری نیست . (34) .سپس تیر را از پشت خود بیرون کشید و خون چون ناودان فوران زد. (35) دست را زیر زخم سینه نهاد تا این که از خون پر شد، و به آسمان پاشید
ظلمهای دشمنان در کربلا
کرد و پیش خود فراخواند و من نشستم و نگاه کردم. پیوسته نوری را همچون یک ستون می دیدم که از آسمان بر آن تشت می تابد و پرده سفیدی را دیدم که اطراف آن در پرواز است. چون صبح شد، سر را پیش ابن زیاد برد. [21] سید بن طاووس گوید: عمر سعد سر امام حسین علیه السلام را همان روز عاشورا همراه خولی و حمید بن مسلم پیش عبیدالله بن زیاد فرستاد و دستور داد سرهای بقیه اصحاب و اهل بیت امام را از تن جدا سازند و
شهادت امام حسین(ع)
جاهلان خود را تا من زنده ام، از تعرض به خانواده ام باز دارید. شمر گفت: باشد ای پسر فاطمه! سپس شمر به همراهان خویش داد زد: از حریم خانواده این مرد دور شوید و سراغ خودش بروید. به جانم سوگند که هماورد بزرگواری است! مردم از هر سو به نبرد پرداختند. امام بر آنان می تاخت و آنان بر امام حمله می آوردند و او در همین حال آب می طلبید تا جرعه ای از آن بنوشد. هر بار که با اسب خویش به سوی فرات می تاخت. بر او حمله
حفر خندق پشت خیمه های کاروان/ گزارش های دختر و پسر امام(ع) از وقایع شب عاشورا
او حلقه زده اند. می گرید و می گوید: بدانید شما با من همراه شدید چون می دانستید که من نزد مردمی می روم که با زبان و دل خود با من بیعت کرده اند. اینک امر وارونه شده است زیرا شیطان بر ایشان چیره گشته و یاد خدا را فراموششان کرده است و اکنون هیچ آهنگی جز کشتن من و مجاهدان همراه من و اسارت پس از غارت حریم من ندارند. بیم دارم که ندانید یا بدانید و شرم کنید. نزد ما خاندان پیامبر مکر حرام است. پس هر کس
دام شیطانی پشت در خانه دانشجویی
اگر پدر و مادرم بفهمند چه بلایی بر سر من آمده است نمی دانم چه اتفاقی رخ می دهد آن ها با هزار امید و آرزو مرا از روستا به شهری غریب فرستادند تا در دانشگاه ادامه تحصیل بدهم و موجب سرافرازی خانواده ام شوم، اما اکنون به خاطر اعتماد بی جا و بیش از حد به یکی از همکلاسی هایم دچار وضعیتی شرم آور شده ام که ... دختر 25 ساله درحالی که مانند ابربهاری اشک می ریخت به بیان تلخ ترین حادثه زندگی اش
کار برای خدا و جلب رضای الهی؛ راز ماندگاری قیام عاشورا
احمق باشد بلکه یک اشتباه محاسباتی کرد درحالی که معاویه بسیار با ظرافت عمل می کرد. وی با بیان اینکه یزید می دانست که پدرش می خواهد طومار اسلام را در هم بپیچد اما فکر می کرد که پس از 20 سال کار ظریف پدرش دیگر زمان مرگ اسلام فرا رسیده است و اشتباهش هم دقیقا همینجا بود که عجله کرد، گفت: زمان شاه نیز همین اتفاق رخ داد که با یک خطای محاسباتی زمینه اضمحلال خود شاه فراهم شد زیرا شاه با خروج آیت
آشنایی با اعمال شب و روز عاشورا
غم و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را روز سرور و شادی او قرار دهد و در بهشت با دیدار ما، چشمش روشن می شود و هر کس که روز عاشورا را برای خود روز برکت بداند و در آن روز برای منزل خویش اموالی را ذخیره سازد، آن اموال برای او برکتی نخواهد داشت. (البته کسانی که با مسائل بسیار ضروری مردم سر و کار دارند مانند پزشکان کشیک و امثال آنها از این امر مستثنا هستند). همچنین در این روز از
چهل حدیث زیارت امام حسین علیه السلام در کربلا
لَیَنْقَلِبُ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ ذَنْبٍ امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا حسین بن علی علیهما السلام از نزد پروردگارش نگاه می کند به موضع اردوگاهش و محلی که شهدا با او قرار دارند و به زائرانش نیز نظر می اندازد، در حالی که ایشان بخوبی آنها را و نامهایشان و نام پدرانشان و درجات آنها و منزلت آنها را نزد خداوند، بهتر از احدی از شما نسبت به فرزندانش می شناسد، و بدستیکه امام حسین علیه السلام می
فرهاد آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم
خانه دو طبقه قدیمی در یکی از کوچه های تجریش؛ می گفت از زمان کودکی همین جا زندگی کرده و از نقطه به نقطه آن خاطره دارد.فضای جالبی داشت؛ بوی عود، صدای ملایم موسیقی، سالنی نیمه روشن با چند تابلوی نقاشی و عکس های یادگاری. از در که وارد می شدی، روبرویت در اتاقی کتابخانه ای بزرگ قرار داشت. سمت چپ یک آشپزخانه اپن. جلوتر که می رفتی در قسمت راست آن راحتی و میز ناهارخوری قرار داشت. در کل حال و
گزارش ساعت به ساعت از روز عاشورا
شدند. حدود 6 امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند. 7:06 طلوع آفتاب کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان
بازگشت ذاکر امام حسین (ع) پس از 28 سال
تابلو عکس شهید منصور سودی رساندم شناسنامه کوتاه، اما پرمحتوایی از وی در زیر عکسش نوشته بود. تولد سال 1342، شهادت سال 66/5/16، محل شهادت دوپازا ی عراق در عملیات نصر 7، رشته هنری نوازنده نی و خبرنگار. برایم جالب بود که شهید منصور سودی جنگ را با نگاه و زبان خبرنگار دیده بود و اگر زنده بود حرف های زیادی برای گفتن داشت. سراغ دخترش رفتم، گفت چیز زیادی از پدر نمی دانم اما یک چیز را خوب می دانم که پدرم دوست داشت همچون حضرت فاطمه (س) گمنام و بی نشان باقی می ماند. به ما گفته اند که پدرم سه روز تشنه و زخمی بود که به شهادت رسیده است. به داشتن چنین پدری افتخار می کنم. ...
افراط و تفریط ها؛ نقشه دشمن برای نفوذ در مراسم عزای اهل بیت
/> دوران تمرین پذیرش امامت اگر مردم غفلت کنند و متوجّه نشوند، همین می شود که خدعه ها به وجود می آید و افرادی با لباس دین مداری، مردم را غافل می کنند. لذا باید این را مواظبت کرد. اگر امّت می دانست که باید اطاعت بی چون و چرا از ولیّ خدا و امام خودش داشته باشد، در سیر صعوی قدم برمی داشت، نه مانند الآن که در سیر نزولی است. همان طور که در جلسه گذشته بیان کردم: این دوران و دوران
اعمال و ادعیه تاسوعا و عاشورای حسینی
برای حسین علیه السلام وَجَعَلَنا وَاِیاکمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ الِ و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه ولیش امام مهدی از خاندان مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ محمد علیهم السلام و شایسته است در این روز مقتل بخوانند و یکدیگر را بگریانند روایت شده که چون حضرت موسی علیه السلام ماءمور شد به ملاقات جناب خضر
شش فایده گریه و عزاداری برای امام حسین (ع)
کسی روضه می خواند اشک می ریخت و منقلب بود و آرام و قرار نداشت. می رفت کنار حرم حضرت معصومه(س) کنار دسته های عزاداری و تا آخر شب همان جا کنار حرم به گنبد نگاه می کرد و در حال خود بود و اشک می ریخت. لزوم سرمشق گرفتن از درس های اخلاقی عاشورا حجت الاسلام دهقانی نژاد بر لزوم سرمشق گرفتن از درس های اخلاقی عاشورا تاکید کرد و گفت: در مجالس عزاداری باید توجّه شود که امام حسین سلام
آرزوی طاهری درباره مداحانی که با شورخوانی آغاز می کنند
بعضی از دوستان تحمل ندارند. به کجا چنین شتابان؟ متاسفانه گاهی غرور سراغ بعضی ها آمده؛ در حالی که اینقدر موارد داشتیم که خیلی خوب می خواندند و در اثر یک سرماخوردگی دیگر نتوانستند بخوانند و یا اینکه چیزی در سیستم صوتی ، در تارهای صوتی و یا در بافت حنجره آنها به وجود آمد که برای همیشه خواندن را فراموش کردند. این را باید مد نظر داشت که چه خبر است؟ به قول شاعر معروف به کجا چنین
نقش آفرینی حضرت عباس (ع) در حماسه عاشورا
السلام)به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: خدا تو و امان تو را لعنت کند! آیا به ما امان می دهی، در حالی که پسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله)امان ندارد؟! شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس(علیه السلام)و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.8 رفع یک شبهه از گفتگویی که بین شمر و فرزندان امّ البنین(علیهاالسلام) صورت گرفت، شبهه ای در اذهان به وجود می آید که مراد شمر از
شعری که امام حسین(ع) در روز تاسوعا زمزمه می کرد
کربلا امام سجاد(ع) در ادامه حدیث پیشین می گوید: امام حسین(ع) به راهش ادامه داد تا در کربلا فرود آمد. در آن جا پرسید: اینجا کجاست؟ گفته شد: ای پسر رسول خدا، اینجا کربلا است. گفت: به خدا امروز روز اندوه و بلاست و اینجا همان جایی است که خون ما در آن، ریخته شود و حریممان هتک گردد. عبیدالله بن زیاد با سپاهش از کوفه بیرون آمد تا در نخلیه، اردو زد و مردی را که به وی عمربن سعد گفته می شد با چهار
روحانی در پیشه رانندگی تریلی/ روایتی که مرا صاحب شغل کرد
حوزه علمیه هستند. دلم نمی خواست از فرصت که خانواده ام داشتند استفاده می کردم زیرا اگر قرار بود کسی هم از این فرصت ها استفاده کند جلوتر از من برادرم مهدی بود ایشان با وجود اینکه می توانست از پست و مقام برادر دیگرم استفاده کرده و به قول بعضی ها در پشت جبهه خدمت کند اما برای خودش تکلیف میدانست و دوست داشت که به جبهه برود و درخط مقدم خدمت کند. حتی بعد از شهادت دو برادرم پدرم حقوق بنیاد شهید
برای بچه های کارتن خواب و بدسرپرست هم کتاب تولید شود
متن است و با تصویر همراه است تاثیرش خیلی بیشتر خواهد بود،گفت: وقتی تصویرگر بتواند آن فضاهای داستان را بسازد کودک را درگیر حس های داستان می کند. برای اینکه کتابی با کیفیت باشد باید ویژگی ایجاد حس همدلی داشته باشد به خاطر سرنوشت و آینده بچه ها کتاب های باکیفیت را تولید کنیم و درون قفسه ها قرار دهیم.
فرهنگ در رسانه
جا باشد مجبور نمی شویم از تهران به دهات قزوین بیابیم و اینجا دور از خانواده تعزیه کار کنیم. در اینجا آقای ملک جایی را برای تعزیه وقف کرده و هزینه ای از وقفیاتش صرف تعزیه می شود. مردم هم حمایت می کنند؟ بله، اما مهم این است دولت هم حامی شود و فکری اساسی و عملیاتی برای بهبود و استقرار تعزیه بکند. ما فقط در دهه اول محرم نیازمند اجرای تعزیه نیستیم و در همه سال می توانیم با این
شمر تعزیه بافق :اگر حرمتی بین مردم دارم از برکت اربابم حسین ( ع ) است
زمانی که راه آهن بافق ساخته می شد عده ای غریبه به شهر آمده بودند به یاد دارم در یک مراسم وقتی “تقی حاج حسین” بر روی سینه امام قرار گرفت یکی از این غیر بومی ها دوید و گلوی ” تقی ” را گرفت که اگر مردم نرسیده بودند او خفه شده بود. باری دیگر کنار خیمه ها ایستاده بودم فردی ازپشت چنان به من ضربه زد که تا چند روز بیمار بودم. و خاطره دیگر این که در همان سال های اول وقتی پا را روی سینه امام گذاشتم
عجیب ترین کتاب فروشی تهران+عکس
از پله های متروی امام خمینی به سمت پارک شهر بالا بیایید و کمی جلوتر بروید با کتاب فروشی دیواری روبرو خواهید شد که کمی با کتاب فروشی های معمول دارای قفسه های شیک و تر و تمییز فرق می کند. این مغازه تنها از یک قفسه کتاب در دل دیوار تشکیل شده و صندلی برزنتی برای نشستن صاحب این کتاب فروشی در کنار همان دیوار قرار دارد. امیر اباذری تنها پسر مرحوم اباذری صاحب این مغازه دیواری می گوید: 9 اردیبهشت 1388 بود
ترلان پروانه عاشق آلفرودو شد ! + عکس
در همه فروشگاه های صیفی جات و تره بار ها وجود دارد و مردم هم از خواص غذایی آن اطلاع دارند و از این نوع کلم استفاده می کنند. من معمولا کلم بروکلی را به شیوه بخارپز طبخ می کنم. البته به صورت خام هم در سالاد از این نوع کلم استفاده می کنم. این نوع کلم خواص ضدسرطان دارد و به خصوص برای خانم های جوان خیلی مفید است چون از سرطان سینه که ابتلا به آن متاسفانه در سال های اخیربسیار زیاد شده جلوگیری
تاسوعا؛ یادآور وفاداری حضرت ابوالفضل العباس(ع)/ بزرگمردی که به شجاعت معنایی جدید بخشید
یادگاری بود از شجاعت و شهامت زنی در دفاع از امامت تا پای جان. پیداست که عباس علیه السلام نیز از همان آغاز و در همان خانه با مفهوم ستیز با ظلم آشنا شده است و از همانجا زمینه های ایستادگی و جانفشانی در راه حق در او به وجود آمده است. در محضر پدری که پدر یتیمان بود و غمخوار و همزبان غریبان؛ پدری که لقمه های اشک آلود را با دست خود در کام یتیمان می گذاشت و 25 سال، و هر روز ثمره دسترنج خود را
جنایت پس از آزادی از زندان
شهرک توحید سبزوار به پلیس مخابره شد. کارآگاهان با انجام تجسس های میدانی عامل این جنایت را که پسر جوان خانواده بود، شناسایی و دستگیر کردند. قاتل چاره ای جز اعتراف به قتل پدر و مادرش نداشت. رضا که 26 ساله است در حالی که اضطراب زیادی داشت، افزود: پدر و مادرم از مسافرت برگشتند و همان شب من خیلی دیر به خانه رفتم. پدرم با دیدن من عصبانی شد و پرسید: تا حالا کجا بودی؟ حتماً معتاد
داستان موفقیت مبتکر مرغ کنتاکی
خانواده او بسیار بد بود. خانواده اش یک زمین کشاورزی نسبتا کوچک داشتند که تمام امورات زندگی شان را با درآمد حاصل از همان زمین می گذراندند. پدر هارولد زمانی که او 6 سال داشت فوت کرد و چون او بزرگترین فرزند خانواده بود و باید از دیگر اعضای خانواده مراقبت می کرد، در کنار مادرش ایستاد و کارهای خانه را از او یاد گرفت. در هفت سالگی آشپزی را آموخت و در روزهایی که مادرش برای کار کردن در
جریان نینوا؛ درس بزرگی که قرن ها ادامه یافت/ کف ناپایدار نبود که از بین برود
حیات انسان ها از دیدگاه حقوق جھانی بشر در اسلام چگونه است؟ این موادی که اینک در حقوق جھانی بشر از دیدگاه اسلام عرض می کنم ، زمینه عمده آن ، یا زمینه ای از این مواد در کنفرانس حقوق اسلامی که در تھران سه - چھار سال پیش تشکیل یافت ، مورد بحث قرار گرفته است. ھمان موقع ، مطالبی در کنفرانس مطرح کردم که باید در این مواد، تغییراتی وارد شود. آن چه که اکنون می گویم ، در حقیقت ، ھمان است که زمینه اش در کنفرانس