سایر منابع:
سایر خبرها
با مرخصی از آمریکا آمدم، و دیگر برنگشتم
. گفتند هفته دیگر برو سر کلاس. وقتی برگشتم اراک، مریض شدم و خیلی طول کشید که بهتر شوم. به نظرم یکی دو ماه شد. بعد پدرم گفت حالا که در دانش سرا قبول شدی، بلند شو برو، شاید قبولت کنند. من هم آمدم گلپایگان، رفتم پهلوی ناظم و گفتم من فلانی هستم. گفت برو، زمان ثبت نام گذشته، شما تازه آمده اید سر کلاس بروید؟! من آمدم بیرون، ولی با خودم گفتم بروم پیش رئیس، شاید فرجی شد. آن زمان رئیس دانش سرا آقای وکیلی نامی
اسکندری: نمی خواستم به مختارنامه بپیوندم
را با نام نقش شان به روی دیوار چسبانده بودم. در یکی از روزها هیئتی از قم برای بازدید از قم آمده بودند تا از کار بازدید کنند. فردی که در رأس این هیئت بود که از من پرسید این گریم ها کار شما است؟ گفتم: بله گفت: چقدر اسلام را می شناسی؟ من هم در جواب گفتم: من مسلمان هستم پای منبر هم بودم. در همین حد واقعاً .گفت: می دانی چرا این سؤال را می پرسم؟! چون من پنجاه سال است روی تاریخ اسلام کار می کنم. نام هایی
مهمترین درس مرحوم کافی/ شرط ورود مداحان در عرصه سیاست/ آرزوی تشکیل مجدد کلاس
/> *نقطه عطف شما در مداحی چه چیزی بوده است؟ سعی کردیم، از کسانی که سمت استادی ما را داشتند بهره ببریم؛ اولین استاد ما مرحوم پدرم بود و با ایشان در جلسات شعر و ادب جلسات جمع ذاکرین و مداحان از همان کودکی شرکت می کردیم. مرحوم کافی استاد بزرگتر ما بودند از ایشان بهره ها بردیم؛ سعی ما بر این بوده که از اساتید خوب استفاده کنیم و متوقف نشویم. ا یستا و متوقف بودن و رکود داشتن در این عرصه
آیت الله خزعلی یک ریال هم از امام (ره) نگرفتند تا دفاعش از انقلاب شائبه مادی نداشته باشد
بزرگ و مجتهدان این طور نیستند که اگر طلبه ای وارد شهری شود، یک مرجع ملزم باشد به دیدن وی بیاید بلکه این ها به دیدن علما می روند، ولی ایشان وقتی 26 سالش بوده آن قدر به امام زمانی بودن شهرت داشته که سه مرجع بزرگ آن زمان، یعنی آیت الله حکیم (پدر شهید حکیم) و مرحوم آقای خوئی و مرحوم شاهرودی هر سه باهم به دیدن ایشان می آیند. ایشان به عنوان یک طلبه باتقوا زبانزد بود و شاگرد آدم های بسیار بزرگی نیز بوده
این فرد در ظهر عاشورا امام حسین(ع) را تنها گذاشت
مقروض هستم و عیال دارم، دعوت امام را رد کرد و رفت. ضحاک بن عبدالله نیز مشابه سخن ابن نضر را گفت و سپس حضور موقت و مشروط خود را در کنار امام پیشنهاد داد و گفت: تا آن جا از شما دفاع خواهم کرد که دفاع من به حال شما مفید باشد، در غیر این صورت در جدایی از شما آزاد خواهم بود، امام نیز پذیرفت. او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود. چون جمله یاران
فینالیست استند آپ کمدی:خدا بغلم کرده
ویژه ای در آن می نوشتند. علی باذل، علیرضا محمودی و. . . همه برای خودشان غول هایی بودند. در کارهای تلویزیونی با آدم های خاصی مثل مهران مدیری، انصاری، پیمان قاسم خانی و... کار کردم. برای سینما هم مدام منتظر فرصت مناسب بودم که وقتی می آیم با یک اتفاق ویژه باشد. کاری را انجام داده ایم که اگر روندش درست پیش برود، آن اتفاق می افتد؛ البته قرار است درباره اش صحبتی نکنم. در این میان خندوانه یک دفعه
بلند شو، رستم آذربایجان
افراد مسلح و تهیه اسلحه می گوید: برای سرنگونی شاه و لبخند امام، اشتیاقش را برای ادامه مسیر دوچندان می کند و با اذن امام اقامه نمازجمعه را در روستای بزرگ آباد نیز آغاز می کند. روزها می گذرد و او شیفته و شیدای نواب صفوی می شود. می گوید: با اینکه خیلی به آیت الله بروجردی علاقه داشتم دلم با فدائیان اسلام بود و چه طرفدار عاشقی که همه زندگیش را از اسلام و انقلاب و از آن اسلام و انقلاب می داند. در این
گفت وگو با هنگامه مفید ترانه سرای دندون طلا / نقالان بی نام و نشان تاریخ
ها و ترانه های دندون طلا براساس میراث شفاهی مطرب ها، نمایش های روحوضی و اشعار کوچه وبازار سروده شده که دانش و چگونگی استفاده از این گنجینه شاهوار را مرهون پدرم غلامحسین خان مفید هستم که هم مردمی، هم فرهنگی و هم از اهالی معتبر نمایش در تهران قدیم بود. او به فرزندانش آموخت ارزش کلام نه به گوینده، بلکه به محتوای کلام است و ماندگاری اش نه به زبان فاخر که به اعتبار مردم؛ همان نقالان بی نام ونشان تاریخ است. 57244
قیام هایی که پس از دروغ گو خواندن امام حسین(ع) توسط ابن زیاد در کوفه رخ داد/ وقایع چهاردهم محرم
می گفت: من فرزند مرد با فضیلت و پاک دامنم. پدرم عفیف و زاده ی ام عامر است (نقطه مقابل عبیدالله زیاد که پدرش نامعلوم و مادرش ناپاک دامن است.) از گروه شما چه بسیار قهرمان دلاور زره دار و بی زره را بر خاک افکندم. دختر عبدالله عفیف همچنان پدر را راهنمایی و تشویق می کرد و می گفت کاش من مرد بودم و در کنار تو با این زشت کاران و قاتلان عترت و خاندان پیامبر (ص) می جنگیدم. حلقه تنگ می
گفت وگو بادختر آیت الله خاتمی درسالگرد درگذشتش
بیش از گذشته از خصوصیات اخلاقی و رفتاری پدر بگوید. آخرین خاطره و تصویری که از مرحوم آیت الله خاتمی دارید، ذکر می کنید؟ شبی که فردای آن، پدرم فوت کردند، در کنار ایشان بودم. آخرین تصویری که من از ایشان به یاد دارم نماز بی نظیری بود که ایشان خواندند و من با حسرت نگاه می کردم. آقا یک هفته قبل از فوت به بیمارستان شهدای تهران منتقل شدند. با ضعف بدنی شدیدی مواجه بودند و زمانی که برای رفتن
یک گفت وگوی کمتر دیده شده از مردی که دنیا را بهت زده کرد
از شما بر عهده پدر و مادر واقعی تان نبوده است. فکر می کنم جالب ترین بخش زندگی من برای مخاطبان مربوط به خانواده ام باشد. بسیاری از مردم در این زمینه کنجکاوی می کنند. شاید برایشان جالب است که فردی با این شرایط چگونه می تواند در چنین جایگاهی قرار گیرد. مادرم جوآن شیبل در یکی از روزهای فوریه 1955 مرا به دنیا آورد. او در آن زمان دانشجو بود. پدرم عبدالفتاح جندلی یک سوری مسلمان بود که آن روزها
احسان پرسا :شبکه های اجتماعی برای کیفیت شعرِ شاعران، حکم سم دارد
/> *ما امروز احسان پرسا را به شاعر اشعار کوتاه، رباعی و طرح و... می شناسیم. آیا از ابتدا علاقه اش به کوتاه سرودن بوده است؟ خیر. من با غزل شروع کردم. تا مدت ها از قالب های نو متنفر بودم، تا اینکه با سهراب سپهری آشنا شدم و کارهای قیصر بزرگ را خواندم و متحول شدم. بعد از آن به اقتضای زمانه و ظهور عرصۀ وبلاگ نویسی و بی حوصلگی مخاطبان، همپای مخاطبان، شعرم را کوتاه کردم.
مرجعی که سفیر انگلیس را خوار کرد
الوَهْنَ! ، شما قبلاً طوری ابهّت داشتید که دشمن از شما می ترسید. طوری که می گویند: خود پیامبر عظیم الشّأن(ص)، چنان ابهّتی داشتند که بعضی ها که محضر پیامبر(ص) می آمدند، می لرزیدند و پیامبر(ص) به آن ها می فرمود: من هم مثل شما هستم، هیچ نگران نباشید و این چنین آن ها را آرام می کرد. *ماجرای ملاقات سفیر بریتانیای کبیر با میرزای بزرگ شیرازی در تاریخ باز چنین مطالبی داریم، از جمله
دوست دارم زندگی ام امضای خودش را داشته باشد
سر هر کاری بروم! همان فیلم ها باعث شد که من فید نشوم و به کارها و فعالیت های دیگر وارد شوم. این که می گویم دغدغه مالی ندارم به این معنی نیست که حسابی وضعم خوب است! نه، من در همین اندازه که زندگی آبرومندانه ای داشته باشم برایم کافی است. در یک دوره ای بسیار نگران پول بودم و مجبور بودم زیاد کار کنم که با وجود تهیه کنندگان بد حساب و زمان طولانی که از تو کار می کشند باید هم نگران می بودم. دوستانی دارم
مهدی رحمتی:تمام دنیای من پدر بودن است
دست می دهد. برای شخص من که اینطور است، انگار دنیا را به من می دهند. تولدهای کاملا پسرانه وقتی نخستین بار پدر شدم واقعا حس خوب و درعین حال عجیبی داشتم، ولی تا زمانی که علی (فرزند اولم) مرا بابا صدا نکرد، چیزی متوجه نشده بودم. بعد از آن بود که متوجه شدم پدر شدن چه حسی دارد. وقتی عطا (دومین پسرم) به دنیا آمد، خیلی بیشتر از قبل این حس پدر بودن را درک می کردم، چون علی بزرگتر شده بود
هنگام مرگ وقتی آقا آمد، پدرم دستم را فشرد
بنشینی و دست هایت را روی پاهایت قرار بدهی، خلاصه در هیئت ها بزرگ شدم و از اول نام حسین(ع) در گوشم و عشق حسین(ع) در دلم بود و و قبل از فوت پدرم به دستور او، نوکری ائمه(ع) را شروع کردم. وی در مورد دلیل بهجت آفرین بودن فرهنگ عاشورا افزود: به دربار امام حسین(ع)، بد و خوب را راه می دهند، امام حسین(ع) به همه می فرمایند شما بیایید و بخشیدنش با من باشد؛ امام حسین(ع) بدون انگشت نگاری همه را قبول
برترین موعظه ها، عبرت از تاریخ است
و گریه می کنند، می پرسند: آقا! چرا گریه می کنید؟ می فرمایند: نبودید کربلا، پدرم صدا می زد: العطش قتلنی امّا کسی به او جرعه آبی هم نداد و سر پدرم را بریدند، امّا او عطشان بود. لذا ایشان نمی گذارند که این تاریخ با غفلت از بین برود و به فراموشی سپرده شود. اصلاً خود همین محرّم و صفر، درست است که مصیبت است، امّا خودش آگاهی بخش است و این، مهم است. السّلام علیک یا أبا عبداللّه(ع) /1102001307
تحریف های پیشرفته هاشمی از رهبر انقلاب!
خدمت امام بود. حاج احمدآقا گفته بود ماشاءالله آیت الله خامنه ای خوب صحبت می کند و جلسه را خوب قبضه کرده است. پس از این حرف حاج احمدآقا، امام فرموده بود آقای خامنه ای شایستگی رهبری را دارد. علاوه بر این زمانی که آقای منتظری از قائم مقامی رهبری عزل شد، به امام گفته بودند حال که او را عزل کردید بعداً ما گرفتار خواهیم شد. امام در جواب این حرف فرموده بود: با وجود آقای خامنه ای شما غصه ای نداشته باشید
هشت سفیر استوارنامه خود راتقدیم رئیس جمهور ایران کردند/روحانی:کشورهای اسلامی فاجعه منا راپیگیری کنند
های عمیق دو کشور تصریح کرد: تهران و تاشکند می توانند علاوه بر همکاری های اقتصادی در زمینه رفع مشکلات منطقه از جمله تروریسم و افراطی گری که خطری مشترک برای همه کشورهای منطقه است، همفکری و همکاری های مؤثری داشته باشند. روحانی در دیدار بهادر عبدالله اف با مثبت ارزیابی کردن دیدارش با اسلام کریم اف رییس جمهور ازبکستان در حاشیه اجلاس شانگهای در دوشنبه گفت: روابط دوستانه دو کشور بر پایه
گفت وگوی حضرت زینب (س) و ابن زیاد
حالی که رجز می خواند: انا بن ذی الفضل عفیف الظاهر عفیف شیخی و ابن ام عامر کم وارع من جمعکم و حاسر و بطل جدّلته مفادر من پسر مرد با فضیلت و پاکم نام پدرم عفیف و زاده ام عامر است. از گروه شما چه بسیار از مردان جنگاور دلاور با زره و بی زره را به خاک افکندم. به دفاع پرداخت. دخترش فریاد زد: ای پدر کاش مردی بودم و با این فاجران و قاتلان عترت پاک پیامبر(ص) می
مصاحبه با خواهر فردین /فردین بهزاد فراهانی را دوست می اشت
/> این روح بزرگ از کجا نشأت گرفته بود؟ ایشان کشتی گیر هم بودند. این مرام پهلوانی از آنجا بود؟ - بله، فردین قهرمان بود. البته پدرم هم همینطور بود. نمی دانم الان شما آقای اصغر بیچاره عکاس قدیمی را می شناسید یا خیر. ایشان رفیق پدر من بود و درباره پدرم می گوید آن زمان که جوان بودیم خانواده های بی بضاعت را شناسایی می کرد و یک عبا روی سرش می انداخت و مواد غذایی در این خانه ها می برد و زنگ را می
بحث اصلی فیلم تنهایی بشر امروز است/ ایهام فیلم موجب اختلاف سلایق و برداشت ها شده است
برای این فیلم مخالف اکران بودم. اما نگرانی هایی دارم که به اکران فیلم در شهرستان ها، شرایط تبلیغی و محدودیت سالن و سانس بر می گردد اما به هر حال فیلم خوب راهش را پیدا می کند. لنگرودی نیز در خصوص اکران فیلم در گروه هنر و تجربه عنوان کرد: کسانی که فیلم های خاصی را می پسندند، به هنر و تجربه گرایش دارند اما شرایط این اکران و گروه هنر و تجربه محدودیت هایی دارد مثلاً محدود کردن هنر و تجربه به
روشنفکر متدین و مجتهد بزرگوار
تا کمی بیش از گذشته از خصوصیات اخلاقی و رفتاری پدر بگوید. آخرین خاطره و تصویری که از مرحوم آیت الله خاتمی دارید، ذکر می کنید؟ شبی که فردای آن، پدرم فوت کردند، در کنار ایشان بودم. آخرین تصویری که من از ایشان به یاد دارم نماز بی نظیری بود که ایشان خواندند و من با حسرت نگاه می کردم. آقا یک هفته قبل از فوت به بیمارستان شهدای تهران منتقل شدند. با ضعف بدنی شدیدی مواجه بودند و زمانی که
راز تناسب اندام سحر زکریا
/> گاهی هم فست فود می خورم که البته شاید تنها یکی دو بار در ماه باشد ولی وقتی در حال صرف آن غذا هستم، مدام با خودم فکر نمی کنم که ای وای دارم چه غذای ناسالمی می خورم (می خندد). غذای رژیمی من! غذاهایی که در زمان فیلمبرداری مصرف می کنیم، عمدتا خوب نیستند. من همیشه به عوامل می گویم غذاهای رژیمی هم داشته باشند و حداقل مدل رژیمی همان غذای بی کیفت هم ارائه شود. اتفاقا یک بار سر
نوری که از حسین(ع) می تراود+فایل صوتی
یزید ریاحی است. با این احساس که من از آن تو(خدا) ھستم. در ھر حال که تلاش کنم، بالاخره به سوی تو می آیم: انالله و اناالیه راجعون. (خوب است که) اشخاص روان شناس به این مسائل بپردازند. در آن بیست و چھار ساعت، دو جمجمه توفانی شد. یکی جمجمه عمربن سعد و دیگری جمجمه حربن یزید ریاحی. عمربن سعد چه نتیجه ای و حر چه نتیجه ای گرفت؟ بیایید ادب و اخلاق را داشته باشیم تا در چنین موقعی به کار آید، حر از
وقتی فرهنگ ایرانی زیر تن پوش های خارجی پنهان می شود
گوید: من اغلب لباس های مارک می پوشم و اجناسم را از کیش تهیه می کنم. وی ادامه می دهد: کمد لباس من پر شده از لباس های مارک، طرح دار، پیراهن و تی شرت هایی با واژگان لاتین، به هر حال سلیقه ام مرا به سوی این نوع پوشش می کشاند و از چنین تن پوش هایی راضی هستم. از این جوان در مورد اینکه آیا از معانی جملات نوشته شده بر روی لباسش آگاهی دارد می پرسم، در ابتدا کمی طفره می رود و بعد می
هاشمی عوض شده ولی فرصت چندانی ندارد
خمینی در خبرگان است؟ -حجاریان: من نمیدانم خوب است بیاید یا نه. او فعلا دارد درس می خواند. درباره کاندیداتوری در خبرگان هم در حال فکر کردن است. *تسنیم: یعنی هنوز تصمیمی گرفته نشده است؟ -حجاریان: نه هنوز تصمیم نگرفته. *تسنیم: کاندیداتوری ایشان منتقدانی هم در جناح اصلاح طلبان گویا داشته است. -حجاریان: نمیدانم. از آقای سیدحسن خمینی بی خبرم.
هپروت زندگی
بار مصرف کردم، ناراحتی های روحی ام کمتر شد. احساس سبکی و بی خیالی کردم و بعد از مدت کوتاهی معتاد شدم و جز در مواقعی که زندانی بودم، نتوانستم ترک کنم. به عنوان یک مادر، فکر می کنی، می توانی به فرزندانت افتخار کنی؟ افتخار؟! هرگز،زیرامن آنان را به مانند خودم برای همیشه،بدبخت کرده ام. پدرت به شما کمکی نمی کند؟ پدرم ازهمان روزی که مرا با گریه راهی
اشعار روز دهم محرم؛ حضرت سیدالشهدا (ع)
بوسه ای زیر گلویت زده ام اما باز بروی، می روم از حال، خودم می دانم با تو آمد دم میدان دل آواره ی من پر زد انگار در این فاصله روح از بدم من که بی عطرت از اول نکشیدم نفسی می شود از تو مگر جان و دلم! دل بِکَنم؟ روی تل بودم و دیدم که چه تنها شده ای نیزه دیدم که به دستان غریبت مانده همه رفتند، همه ... قاسم و عباس و علی نه برای تو
اشعار روز نهم محرم؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)
! به تمنای آب نیست منظور خواهرت ز تماشای ابرها در امتداد آبی سیر نگاه تو پا میگذاشت قافله جا پای ابرها برخیز چون به علقمه مه گرفته ات خیره شده خدای تو از لای ابرها (هادی جانفدا) به نام آب، به نام فرات نام شما من آفریده شدم که کنم سلام شما نوشته اند به روی جبین ما دو نفر شما غلام حسین و منم غلام شما خوشا به