سایر منابع:
سایر خبرها
روایت امام سجاد(ع) از آخرین شب حیات پدرش/ چگونه الهی شویم
از جمله فرزندان عبدالله بن جعفر مطالبی را بیان کردند. حضرت قبل از صحبت کردن سپاه رو به فرزندان عقیل کرد و فرمود: شما را کشته شدن مسلم، بس است، بروید. آن ها گفتند: سبحان الله، ما شما را رها کنیم و برویم، رسول الله و بالاتر از او، خدا چه می گویند؟! سوگند به خدا ما آمدیم که همه مال و منال و اهل خود را فدای تو کنیم. ننگ بر آن زندگی باد که پس از تو باشد و تو در کنار ما نباشی. بعد
تربت امام حسین (ع)
؟ حضرت در پاسخ مرقوم می فرمایند: هر دو کار پسندیده است . البته باید رعایت احترام تربت بشود . مهر یا تربت، مقابل یا زیر صورت میت باشد ، بلکه به برکت خاک قبر حسین (ع) قبر میت محل امنی از هر بلا و آفت و عذابی گردد. 6- تسبیح تربت از حضرت صاحب الزمان (عج) روایت شده که فرمود: هر کس تسبیح تربت امام حسین (ع) را در دست گیرد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او
سوگواری زنان بنی هاشم
به گزارش قدس انلاین، از امام باقر(ع) نقل شده است که ایشان فرمودند: هنگامی که حسین (ع) در صدد سفر از مدینه برآمد، زنان بنی عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرایی پرداختند، تا آن که حسین (ع) میان آنان رفت و فرمود: شما را به خدا سوگند، مبادا کاری کنید که نافرمانی خدا و رسول او باشد و از شما سر بزند. زنان بنی عبدالمطلب گفتند: چرا نباید چنین گریه و نوحه سرایی کرد؟ که این روز برای ما درست مانند همان روزهایی
دلیلی برای سینه زنی امام حسین وجود دارد؟
: 1. امام سجاد (ع) می فرماید: در شبی که پدر بزرگوارم فردای آن شهید شد (عاشورا) در خیمه نشسته بودم و عمه ام زینب به پرستاری من مشغول بود. پدرم به خیمۀ خود رفته و جوین غلام ابوذر، شمشیر آن حضرت را اصلاح می کرد و پدرم می فرمود: وای بر تو ای روزگار در هر بامداد و شبانگاهی بسیاری از یاران و دوستان را نابود می سازی و به عوض هم اکتفا نمی کنی آری سررشته همه در دست خدا است و هر ذی حیاتی به راهی خواهد
شیوه عزاداری از دیدگاه اهل بیت (ع)
خدا (ص) به او فرمود: چه چیز تو را هلاک نموده است؟! او گفت من در ماه رمضان با همسر خود جماع کردم! حضرت به او فرمود: آیا می توانی یک بنده آزاد کنی؟[14] در این حدیث مشاهده می کنیم که پیامبر (ص) بر این کار او اعتراض نکرد و او را از زدن به صورت و کندن مو نهی ننمود. 5. ابن عباس قضیه طلاق پیامبر (ص) و همسران خود را نقل می کند که در آن آمده است: عمر گفت: من بر حفصه وارد شدم در حالی
گلایه های یک دختر به امام زمان علیه السلام و پاسخ زیبای یک مرجع تقلید
انگشتاشون پینه کرده. گفتم: حضرت آقا من شنیده بودم حاج شیخ عباس قمی انگشتاش پینه کرده بود گاهی... ولی نمی دانستم شما. بعد ایشان فرمود از قول آیت الله العظمی گلپایگانی. فرمود: آیت الله العظمی گلپایگانی می فرمود: شب های زمستان من می نشستم مطالعه می کردم، پیش خوانی حرم مرا به خود می آورد. می دونی یعنی چی، یعنی ده ساعت مطالعه، بعد این عالم بزرگوار یک نامه ای به من داد- می خوام خدمت به دین را
گفت وگوی حضرت زینب (س) و ابن زیاد
گفتن کاری نیست، آن چه بر زبانم جاری شد، سوز سینه ام بود. *گفت وگوی امام سجاد(ع) و ابن زیاد عبیدالله رو به امام سجّاد(ع) کرد و گفت: تو کیستی؟ فرمود: من علی بن الحسین(ع) هستم. ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین(ع) را نکشت؟ امام(ع) فرمود: برادری داشتم که نامش علی بود و مردم او را کشتند. عبیدالله گفت: بلکه خدا او را کشت. امام(ع) فرمود: الله یتوفی الأنفس حین موتها؛ خداوند ارواح را
امام سجاد(ع)؛ بزرگ پیام دار قیام سرخ کربلا
یزید مجددا آیه ای را خواند که قبلا متعرض آن شده بود. یزید انتظار داشت که امام سجاد علیه السلام در برابر اهانت ها و کردار زشت او سکوت کند، ولی حضرت پیش رفت و در برابر یزید ایستاد و فرمود: طمع نداشته باشید که ما را خوار کنید و ما شما را گرامی بداریم. شما ما را اذیت کنید و ما از اذیت شما دست برداریم. خدا می داند ما شما را دوست نداریم و اگر شما ما را دوست ندارید، سرزنشتان نمی کنیم. یزید که
رد حسین(ع) در قرآن/ آیاتی از قرآن درباره سید الشهدا(ع)
؛ ای نفس مطمئنه، خشنود و خداپسند به سوی پروردگارت بازگرد(فجر/27 و 28)؛ امام صادق(ع) فرمود: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید، که آن سوره امام حسین(ع) است قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَی إِبْرَاهِیمَ؛ گفتیم ای آتش برای ابراهیم سرد و بی آسیب باش(انبیاء/69) امام صادق(ع) از امام حسین(ع) روایت می کند که آن حضرت در کربلا، قبل از کشته شدن فرمود: رسول خدا(ص) گفت
نشست عرفان عملی در نهج البلاغه برگزار شد
که نوبت منزل عایشه بود عایشه به آن حضرت گفت چرا این قدر خود را بزحمت قرار میدهی و حال آنکه خداوند گناه آینده و گذشته تو را آمرزیده است ، حضرت فرمود ای عایشه اگر چه خداوند فرمود لاکن من بنده شکور نباشم راوی میگوید حضرت روی انگشتان پای خود می ایستاد و خداوند را عبادت می کرد تا اینکه این آیه نازل شد طه و ما انزلنا علیک القرآن تشقی ،عایشه گمان می کرد این ارتکاب زحمت و مشقت در طاعات برای محو گناهان است
امام سجاد (ع) در جبهه فرهنگی
طلب باران متوسل شدند و آنان دعا کردند و اجابت نشد، امام سجاد علیه السلام بر آنان وارد شده و بعد از آنکه تک تک آنان را مخاطب قرار داد، فرمود: آیا در بین شما کسی نیست که خداوند رحمان او را دوست داشته باشد؟ گفتند: ای جوان، ما فقط وظیفه دعا داریم و اجابت از آن اوست. امام علیه السلام فرمود: از کعبه دور شوید چه اینکه اگر یکی از شما محبوب خداوند رحمان بود، دعایش اجابت می شد. بعد حضرت به نزدیک کعبه
آغاز مسئولیت تاریخی زینب
این نخستین جمله ای بود که نفس ها را در سینه ها حبس کرد. آنگاه اشاره ای به آسمان کرد وبا حمد و ثنا به پروردگار عالم، سخنان خود را با رساترین صدایی که برای همیشه در ضبط صوت تاریخ جهان باقی ماند، آغاز کرد. خطبۀ تاریخی آغاز شد. گویی ،کلمات با زبان گویای امیرالمومنین جاری می شد.علی دوباره به کوفه باز گشته بود: .... مردم کوفه، شما همانند آن زنی
حضرت زینب قهرمان معنوی کربلا است
کوفه ملامت کوفیان را مطرح کردند چراکه آنان اهل بیت(ع) را می شناختند. حجت الاسلام ابراهیمی در ادامه با اشاره به اینکه حضرت زینب کبری کوفیان را سرزنش کردند، خاطرنشان کرد: ایشان تاکید کردند به کوفیان که شما عهدشکنی کردید و چنان این موضوع را بیان کردند و واقعه کربلا را به تصویر کشیدند که خیلی از افراد تحت تاثیر قرار گرفته و در کوفه شیونی به پا شد. این استاد حوزه علمیه قزوین افزود
شعری که امام زمان(عج) برای یک شاعر سرود!!️
! عرض کرد که فدایت شوم! چه بگویم؟! فرمودند که بگو: باز این چه شورش است که در خلق عالم است بیدار شد مصرع دیگر در خاطرش بود همان ساعت به یُمن توجّه امیرالمؤمنین(علیه السلام) شروع کرد، تا به این مصرع رسید: هست از ملال گر چه بری ذات ذوالجلال... مصرع دیگر به خاطرش نمی رسید... چند روز بر این بگذشت، شبی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را در خواب دید که فرمودند
در سوگ سیدالساجدین (ع) زینت عبادت کنندگان
داشت که امام سجاد علیه السلام در برابر اهانت ها و کردار زشت او سکوت کند، ولی حضرت پیش رفت و در برابر یزید ایستاد و فرمود: طمع نداشته باشید که ما را خوار کنید و ما شما را گرامی بداریم. شما ما را اذیت کنید و ما از اذیت شما دست برداریم. خدا می داند ما شما را دوست نداریم و اگر شما ما را دوست ندارید، سرزنشتان نمی کنیم. یزید که به بن بست رسیده بود، گفت: راست گفتی لیکن پدر و جد تو
برگی از تاریخ
پرسیدند می فرمود: چگونه گریه نکنم در حالیکه یزیدیان آب را برای وحوش و درندگان بیابان آزاد گذاشتند ولی به روی پدرم بستند (و او را تشنه کشتند.) امام (علیه السلام) می فرمود: هر وقت کشته شدن فرزندان فاطمه (علیهالسلام) را به یاد می آورم، گریه گلویم را می گیرد. روزی خدمتگزار حضرت عرض کرد: آیا غم و اندوه شما تمامی ندارد؟! حضرت فرمودند: وای بر تو، یعقوب پیامبر که تنها یکی
نقش امام سجاد در زنده نگهداشتن قیام عاشورا
و رسول به آنچه می گویم عمل کند، زیرا روش رسول خدا صلی الله علیه وآله برای ما الگویی شایسته است و به این آیه قرآن استناد کرد: و لکم فی رسول الله اسوة حسنة . قبل از اینکه سخنان حضرت به پایان برسد، کوفیان ابراز هم دردی کردند و یک صدا فریاد برآوردند: ای فرزند رسول خدا ! ما گوش به فرمان شما و به تو وفاداریم؛ از این پس مطیع فرامین تو هستیم. با هر که فرمان دهی می جنگیم. با هر که دستور دهی صلح می
به حکم عشق نمر تا ابد نمی میرد
/> صدای نای تو هیهات من الذله بود تو پای خون خدا را به مکه وا کردی همیشه دین خدا تشنه فدا شدن است چه خوب دین خودت را به دین ادا کردی بلند قامتِ چون سروْ پایدار تویی به قد و قامت عباس اقتدا کردی به روی نیزه رود نیز سربلندی ماست سری که با لبه تیغ آشنا کردی به چشم هم زدنی از دو نیل رد شدی و سری به محضر ارباب دست و پا کردی
بی حرمتی کردند آل سعود
/> دید آقا آن امام مه جبین تیغ در زیر ابا آن خائنین تا نریزد خون به کعبه آن امام رهسپار کربلا با آن مقام لیک بی حرمتی آل سعود آن که بی رحم و ندارد و فضل و جود پیروی از خائنان عالم است هم که جاهل، جاهلان را رهبر است عده ای مانند خود پَست و لعین خون مردم را بریزد در زمین گاه در سوریه مردم را کباب
واکنش امام سجاد(ع) هنگام ورود به کوفه چه بود
اخبار معاصر: در میان حوادث تاریخ اسلام، حادثه شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و اصحاب پاک ایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نوشتاری که در ادامه می خوانید برگرفته از کتاب معالم المدرستین علامه سیدمرتضی عسکری؛ مورخ و صاحب نظر برجسته تاریخ اسلام است که از منابع دست اول و استنادات بی شمار به منابع اهل سنت به رشته تحریر درآمده است. هفتاد و دو تن از یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند. مردم
سرگذشت حضرت رقیه (س) در واقعه عاشورا
...، پس لب هایش را بر لب شهید مظلوم قرار داد و گریه کرد تا اینکه بیهوش شد. امام زین العابدین علیه السلام به عمه اش فرمود: ای عمه ای زینب، یتیمه را از روی سر پدرم بلند کن که زندگی را ترک کرده است زمانی که حضرت زینب او را تکان داد روح مطهرش، دنیا را ترک کرده بود. صدای شیون و زاری بلند شد. گفته شده: اهل بیت برایش زن غساله ای آوردند که او را غسل دهد. او وقتی لباس های کودک را در آورد گفت من او را غسل نمی دهم، زینب فرمود: چرا او را غسل نمی دهی؟ گفت: می ترسم بیمار باشد زیرا پهلوهای او را کبود دیدم. زینب فرمود: به خدا سوگند او بیمار نیست ولیکن این ضربه تازیانه های اهل کوفه است. ...
سپاس ویژه سیدالشهدا (ع) از خداوند چه بود؟
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم ، " امام حسین علیه السلام" در فرازی از دعای عرفه خدا را می ستاید که او را در زمان جاهلیت به دنیا نیاورده است. این نشان بلندنظری آن حضرت است. چون ممکن است کسی تبهکارانه به سر برد و برای توجیه تباهی خود بگوید: ما در زمان جاهلیت زندگی می کردیم و احکام الهی را نمی دانستیم و هر انسان جاهلی معذور است. اما روح بلند انسان کامل به این معذور بودن قناعت نمی کند بلکه می
قمه زنی با عزاداری حسینی منافات دارد
؟ شمشیر امام حسین(ع) سبب توبه جناب حر شد یا آه سوزان غربت طفلان کربلا؟ شمشیر قمر بنی هاشم(ع) او را به مراتب عالیه رساند یا فذکرعطش الحسین و اهل بیته؟ کارشناس دینی رسانه ملی گفت: در سال مگر چند روز عاشورا داریم؟ یک روز؛ باید در این یک روز که از خاور تا باختر و از جنوب تا شمال عالم همه جا یک پارچه معطوف به عاشورای حسینی است ما حداکثر بهره برداری را برای جذب ملت ها به حق داشته باشیم.
این فرد در ظهر عاشورا امام حسین(ع) را تنها گذاشت
یاری کن و در رکابش بجنگ. ابن حر گفت: به خدا قسم کسی که از تو پیروی کند به سعادت ابدی نائل می گردد، ولی من احتمال نمی دهم که یاری ام به حال تو سودی داشته باشد، زیرا در کوفه برای شما یاوری نیست. به خدا سوگندت می دهم که از این کار معافم دار، زیرا نفس من به مرگ راضی نیست و من از مردن سخت گریزانم. اینک اسب معروف خود ملحقه را به حضورت تقدیم می دارم، اسبی که تاکنون هر دشمنی را که تعقیب کرده ام، به او
آیه ای که شمر را از کشته شدن نجات داد
دهید او را با یک تیر، از پای درآوریم. حضرت فرمودند، نه ! او چنین پنداشت که حضرت , شمر را نمی شناسد و به خبث باطنی او متوجه نیست، عرض کرد: من او را می شناسم که چه آدم شقی و پستی است. امام فرمود: من هم می شناسم! عرض کرد: پس چرا اجازه نمی دهید؟! فرمود: من نمی خواهم جنگ را شروع کرده باشم، تا آنها دست به جنگ و خونریزی نزنند من دست به جنگ و مبارزه نمی زنم و
مرجعی که سفیر انگلیس را خوار کرد
الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ خداوند در قرآن کریم اوامر و نواهی دارد و در یکی از این ها به حبیبش امر فرمود که بگو: پروردگار عالم، فواحش و زشتی ها و پلشتی ها را حرام کرده است، و این ها دارای ظاهر و باطن هستند که خداوند هر دو را حرام کرده است. از حضرت سؤال شد: معنای این ظاهر و باطن چیست؟ حضرت فرمودند: إِنَّ الْقُرْآنَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ قرآن یک ظاهر دارد و یک باطن که بیان کردیم در
مخالفت با هوای نفس اولین قدم بندگی
، همان آب زندگی است که در قلب او ریخته می شود: و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند * خدمت به خلق آخرین قدم بندگی از پیغمبر(ص) درباره بهترین و محبوب ترین مردم نزد خدای متعال سؤال شد، حضرت در پاسخ فرمودند: آن کسی محبوب ترین است که از همه کس بیشتر به مردم خدمت کند. مردم، مخلوقات پروردگارند و خدا مخلوقات خود را دوست دارد. جوان ها، بدانید که پروردگار، شما را خیلی دوست دارد! به
آیت الله جوادی آملی: اگر مردم راست می گفتند امام سجاد(ع) هم قیام می کرد
وبَینَ شَهَواتِ أنفُسِکُم ... اگر همانجا راست و درست می گفتند امام چهارم باز هم جریان کربلا را پیاده می کردند و قیام می کردند. برنامه امام چهارم همان برنامه امام سوم (سلام الله علیهما) بود. فرمود: شما الآن هم دروغ می گویید. اگر الآن هم راست بگویید، برنامه ما همان است و ما همان حرف را داریم. گفتند ما با هر که تو می جنگی در جنگیم و با هر که تو در صلحی در سلم هستیم. فرمود شما خیانت می کنید
ماجرای خواستگاری یزید از دختر حضرت زینب
دانست. سپس فرمود: ای مروان! تو سخن گفتی و ما شنیدیم [و اکنون ما می گوییم و تو بشنو:]. امّا این که گفتی مهریّه این دختر، مطابق خواسته پدرش هر چند زیاد باشد خواهد بود، به جانم سوگند! ما هرگز از سنّت رسول خدا در مهریّه دختران، همسران و اهل بیتش تجاوز نخواهیم کرد. که [مهر السنّه است] همان دوازده اوقیه [واحدی است در وزن] که برابر با 480 درهم است. و امّا این که گفتی: دیون
اشعار روز دهم محرم؛ حضرت سیدالشهدا (ع)
در این دیار علیکنّ بالفرار با چکمه ها به سوی حرم روی اسب خویش تا شمر شد سوار علیکنّ بالفرار با این که از مصائب این دشت پر بلا لا یمکن الفرار... علیکنّ بالفرار (مصطفی متولی) خواب دیدم که گل روی تو پر پر می گشت ولبت بسکه ترک داشت ز خون تر می گشت خواب دیدم نفس ِتنگ کبوترها را قفس دست شما را که پُر از پَر می گشت