سایر خبرها
شهیدی که سرش رفت اما زبانش باز نشد
، تا نبینمش نمی ذارم دفنش کنین. گفتن مادر بیخیال شو. نمیشه... مادر گفت: بخدا قسم نمی ذارم. گفتند: باشه! ولی فقط ... یهو مادر گفت: نکنه می خواین بگین عباسم سر نداره؟ گفتند:مادر! عراقی ها سر عباست رو بریدند. مادر گفت: پس می خوام عباسمو ببینم... مادر اومد و کفن رو باز کرد. شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن. پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد و خم شد رگهای عباس رو بوسید. و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد. منبع: مشرق انتهای پیام/ ...
مرثیه گمشده
[پولاد امین] ... و داستان خسرو سینایی به پایان رسید. داستان یک عمر جهد و تلاش در مسیر هنر و فرهنگ در تمام این سال ها. دیروز نقطه پایان تمام این مبارزات بود. ساعت ها راه شان را می روند اما دیگر سینایی نیست که بر عمر هدررفته در این سال ها حسرت بخورد و بگوید که بعد از 52 سال توقع دارم از تجربیاتی که طی این سال ها کسب کرده ام، در ساختن فیلمی استفاده کنم که کمی بودجه بیشتری نسبت به بقیه نیاز دارد
احساس طردشدگی در دانشجویان الزهرا
دانشجویان دانشگاه الزهرا در مورد قضاوت جامعه درباره ی آنها شنیدیم: من خیلی جاها سعی کردم نگاه مردم رو نسبت به الزهرا تغییر بدم، فکر می کردن حوزه ی علمیه است. ، به من می گفتن به خاطر الزهرایی بودنت چادر می ذاری ، می گن از وقتی اون دختر چادریه تو دانشگاتون خودکشی کرد فهمیدم خیلی دانشگاتون فضاش یجوریه ، میگن عین مدرسه دخترونه است ، فکر میکنن تفکر افراطی داری ، به هر کسی میگم الزهرایی ام میگن بهت
سکوت برده ها علیرضا کوشک جلالی منتشر شد/رونمایی از پوستر نمایش الف کاف شین
اجراهایی که از حضور بازیگران چهره و سلبریتی ها بهره می بردند ادامه کار خود را به بعد از پایان بیماری کرونا منتقل کردند اما در این میان برخی از کارگردانان جوان فرصت را غنیمت شمرده و آثار خود را روی صحنه بردند. دلیل حضور برخی جوانان در عرصه تئاتر بیشتر این بود که شاید آنها در زمان عادی و طبیعی این هنر هیچگاه امکان دسترسی به برخی سالنهای تئاتر را نداشتند اما با شیوع بیماری کرونا و خالی
سرگذشت عجیب و بی نظیر شهید طلبه مدافع حرم
من دادند، گفتم خدایا تو همان روز خواستگاری خبر شهادتش را به من دادی. خودش هم خواب شهادتش را دیده بود، خواب شهادت حضرت سجاد (ع) را دیده بود، در خاطراتش نوشته بود: چهره آن حضرت را دیدم و به من فرمودند: تو به شهادت دست پیدا می کنی من نوید شهادت را به مادرم دادم و من منتظر آن روز می مانم تا هر وقت که خدا صلاح بداند؛ ولی از این به بعد همیشه در قنوت نمازم دعای اللهم الرزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک را می
نعمت زاده: وقتی ارز 4200 تومانی اعلام شد توی سرم زدم/ ماجرای برکناری توسط احمدی نژاد و عصبانیت روحانی/ ...
دیدیم نمی توانیم، دو هزار و 500 دیپلم و فوق دیپلم آی تی استخدام کردم و آموزش دادیم و ظرف 15-10 روز در هر پمپ بنزین بالای سر این سیستم بایستند، چون پمپ بنزینی ها می گفتند ما بلد نیستیم و سیستم خراب است. گفتم یک سال حقوق این افراد را من می پردازم ولی کنار شما باشند. یکی دو خلاف در این زمینه مطرح کردند؛ گفتند این کامپیوتر پیشرفته روز است و چرا مناقصه نگذاشتید، بودجه ات دولتی بود و قانون
سخنان تکان دهنده وزیر اسبق صمت درباره بازداشت دخترش
هم هر چه داشتیم من جمله خانه پدری را فروختیم تا بخشی از این بدهی او را صاف کنیم، متاسفانه چون دارایی نداریم نمی توانیم کمک کنیم. من در هیچ صنعتی در کشور سهم ندارم من جمله پتروشیمی، ولی افتخار این را دارم که 40-30 واحد پتروشیمی را به عنوان مدیر دولتی و مسئول نظام ایجاد کردم. کسی که به من نماینده مجلس گفتم این دنیا هیچ، از آن دنیا بترسید که چرا تهمت می زنید، چرا بدون سند حرف می زنید که می گویی من 11
میزگرد فارس| مسافرآستانه: هنوز فراخوان جشنواره فجر را تدوین نکرده ایم/ نگاه کاسب کارانه به هنر اشتباه است
منتها ما از قبل از حضور آقای نیلی در انجمن تئاتر انقلاب هم قول این اجرا را در سرو داده بودیم. بهرحال نگه داشتن بچه ها و هزار مشکلات دیگر در دوره کرونا یی شرایط اجرای تئاتر را سخت تر می کرد که با این حال قسمت شد اجرا برویم اما همانطور که گفتم این پایان کاربرگشتن نیست ما حتی تصمیم به یک تله تئاتر تلویزیونی هم داریم به استثنای رفتن به سایر شهرها تصمیم داریم در تلویزیون هم بعد از سال ها که
ظاهر متفاوت و جدید امیرمهدی ژوله + عکس
که از هومن حاج عبدالهی نازنین تشکر کنم . هومن وقتی دید من برای اجرا کلی استرس دارم بارها سعی کرد با گپ و گفت منو از اون استرس خلاص کنه.کلی مشاوره و راهنمایی درباره بچه داری و مواجهه با موقعیت های پیش رو بهم داد.اجرام که تموم شد اولین نفر هومن بود که بهم تبریک گفت.روی استیج که اومد بهم لطف داشت.وقت رفتن باز هم تعریف و تحسین و محبت.یه کمدین درجه یک دیگه چقدر باید ادم حسابی باشه... هومن جان دمت گرم و
فقط به خودمون خندیدیم / گفت وگو با رضا رفیع ؛ شاعر ، نویسنده و طنزپرداز
چی هستین ؟ نگران نگرانی های مردم. اون چیزی که نگرانش نیستین؟ فرداست. چون می دونم و از بالا بهم گفتن که خدایی هست و قطعاً خودش همه چی رو ردیف می کنه. اگه مصلحت بود اینجای مصاحبه چی بیخ گوش من می گفتین؟ کوتاهش کن رفیق... عمر برف است و آفتاب تموز منبع : روزنامه جام جم
رویارویی مستقیم با آمریکا در شکار هیولا
بودم، خاطره خیلی بزرگی نقش بگیرد، طبیعتاً وقتی ذهن یک نویسنده ای تحت تاثیر ماجرایی قرار می گیرد در ناخودآگاهش شروع می کند و برای آن موضوع قصه پردازی می کند، یکی دو سال بعد یک ایده اولیه ای به ذهن بنده رسید و آن را نوشتم و برای چند نفر هم فرستادم، نگرانی های جدی برای ایده وجود داشت، آن هم اینکه قرار بود زاویه دید ما از درون جبهه دشمن باشد و این خیلی خطرناک است یعنی به طور طبیعی وقتی دوربین در جبهه
میزگرد فارس| مسافرآستانه: هنوز فراخوان جشنواره فجر را تدوین نکرده ایم/ نگاه کاسب کارانه به هنر اشتباه است
منتها ما از قبل از حضور آقای نیلی در انجمن تئاتر انقلاب هم قول این اجرا را در سرو داده بودیم. بهرحال نگه داشتن بچه ها و هزار مشکلات دیگر در دوره کرونا یی شرایط اجرای تئاتر را سخت تر می کرد که با این حال قسمت شد اجرا برویم اما همانطور که گفتم این پایان کاربرگشتن نیست ما حتی تصمیم به یک تله تئاتر تلویزیونی هم داریم به استثنای رفتن به سایر شهرها تصمیم داریم در تلویزیون هم بعد از سال ها که