سایر خبرها
متهم: همسرم وسواس داشت، او را کشتم
سرویس حوادث جوان آنلاین: اوایل اسفند سال 97، مرد جوانی مأموران کلانتری 157 مسعودیه را از ناپدید شدن همسر 35 ساله اش مهتاب باخبر کرد. او گفت همسرش روز گذشته از خانه بیرون رفته است و دیگر بازنگشته است. با طرح این شکایت، تلاش برای یافتن زن جوان آغاز شد تا اینکه خواهر مهتاب به اداره پلیس رفت و به مأموران گفت: خواهرم با شوهرش محمد اختلاف داشت. آن ها چند بار با هم درگیر شده بودند. احتمال می
پلیس فداکار در صحنه خودسوزی مرد تهرانی به شدت سوخت
کند.رئیس پلیس پیشگیری تهران تصریح کرد: ماموران با حضور در محل که خانه یک زن است اما شوهر سابقش در آنجا زندگی می کند که مامور پلیس طبق قانون و حکم ید از مرد جوان خواستند تا از خانه خارج شود.وی گفت: هنگامی که مامور پلیس همراه نماینده دادستان به آدرس می روند شوهر سابق این زن همه چیز را پذیرفته و بعد نماینده قانونی دادگستری مشغول تنظیم صورتجلسه می شود که در این صحنه مرد جوان وارد آشپزخانه شده و یک قوطی
سوختگی 60 درصدی مأمورپلیس در عملیات نجات
سرویس حوادث جوان آنلاین: ظهر روز شنبه اول شهریور ماه مأموران پلیس تهران از حادثه آتش سوزی آپارتمان مسکونی حوالی قلهک با خبر شده و در محل حاضر شدند. بررسی ها نشان داد دو نفر در جریان حادثه به شدت دچار سوختگی و راهی بیمارستان شده اند. بررسی ها نشان داد ساعتی قبل زن میانسالی در حالی که حکم خلع ید آپارتمانی در دست داشته است به کلانتری قلهک مراجعه می کند و همراه ستوان دوم پرویز کرم پور، مأمور کلانتری
در غذای شوهرم سم ریختم تا به عشق قدیمی ام برسم
فریاد کرده و با کمک همسایه ها او را به بیمارستان رساندم و بعد از آن به خانه آمدم و وسایل با ارزش را سرقت کردم. وقتی به سراغ ایمان رفتم و ماجرا را برای او گفتم، او مرا ترک کرد و گفت وقتی توانستی چنین کار وحشتناکی با همسرت بکنی حتماً یک روز هم مرا می کشی بعد هم مرا ترک کرد. با اعتراف زن جوان به دستور بازپرس پرونده، او در اختیار کارآگاهان پلیس قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
سوء قصد ناکام به جان شوهر پولدار
از آن به خانه آمدم و وسایل با ارزش را سرقت کردم. وقتی به سراغ ایمان رفتم و ماجرا را برای او گفتم، او مرا ترک کرد و گفت وقتی توانستی چنین کار وحشتناکی با همسرت بکنی حتماً یک روز هم مرا می کشی بعد هم مرا ترک کرد. با اعتراف زن جوان به دستور بازپرس پرونده، او در اختیار کارآگاهان پلیس قرار داده شد و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد./ایران
ماجرای فرار دختر جوان از خانه و عقد موقت با مرد متاهل
بود که هر روز صدای فحاشی و دعوایشان همسایگان را به خانه ما می کشاند. درگیری و قهر و آشتی آن ها آنقدر بر روح و روان من و 3 خواهر دیگرم تاثیر گذاشته بود که همواره از محیط خانه فراری بودیم. بالاخره این اختلافات با قیچی طلاق بریده شد و سکوت و آرامش به خانه بازگشت. مادرم سرپرستی من و خواهرانم را پذیرفت و من تا کلاس سوم راهنمایی تحصیل کردم و بعد از آن در حالی به خانه داری پرداختم که خواستگاران
زن و مرد پرشیا سوار در کوچه های خلوت همدان سراغ زنان می رفتند / آنها پنجه طلایی بودند
از خانواده ها تحویل دهند در ادامه پس از کسب اعتماد، طلای آنها را در فرصت مناسب سرقت می کردند. زن و شوهر جوان به جرم سرقت به دام پلیس افتاند سرهنگ اسدبیگی افزود: با پیگیری های اطلاعاتی ماموران پلیس آگاهی، سارقان که زن و شوهر هستند شناسایی و در حوالی شهر همدان دستگیر و به مقر پلیس آگاهی منتقل شدند. وی گفت: متهمان در جریان تحقیقات فنی پلیس به سه فقره سرقت طلا اعتراف کردند
دسیسه پلید دوست شوهر زن تهرانی در دوربین ها فاش شد + عکس
از زندان تحویل و دراختیار پایگاه هشتم پلیس آگاهی قرار می گیرد . وی تصریح کرد: وحید پس از انتقال به پلیس آگاهی اظهار داشت، ابتدا با شوهر شاکی طرح دوستی ریختم و چون او هم مواد مصرف می کرد به بهانه مصرف مواد یک بار به خانه وی رفتم و پس از بررسی کلیه جوانب و وضعیت منزل، در روز سرقت چون می دانستم کسی در منزل حضور ندارد به محل مراجعه و قفل در ورودی را تخریب کردم؛ سپس خودوری وانت را در حوالی
شوهر صیغه ای ام که قبلا می گفت اگر از او جدا شوم خودکشی می کند، مرا از خانه بیرون انداخت
نریمان که خودش را مجرد معرفی می کرد با جملات محبت آمیز و چرب زبانی مرا به دام انداخت به گونه ای که شیفته اش شدم و برای رسیدن به او به همه چیز پشت پا زدم. در حالی که اختلافاتم با مادرم نیز به اوج رسیده بود، روزی از خانه فرار کردم و به نریمان پناه بردم. او با اجاره یک منزل، مرا به عقد موقت سه ساله در آورد و این گونه زندگی مشترک من و او آغاز شد. اما مدتی بعد وقتی فهمیدم نریمان متاهل و دارای یک فرزند
آزار شیطانی دختر 17 ساله در خانه پسر 19 ساله تهرانی / داماد جا زد عروس بیوه شد
می آید. دانشجوی رشته کامپیوتر بود و می گفت پس از گرفتن مدرکش جشن عروسی را برپا می کند. دختر جوان ادامه داد: یکی از روزها سجاد با من تماس گرفت و مدعی شد که پدر و مادرش می خواهند عروس آینده شان را ببینند و به این بهانه مرا به خانه اش دعوت کرد. آن روز به خانه سجاد که در منطقه اعیان نشین تهران است، رفتم. خودش تنها بود با یک آبمیوه از من پذیرایی کرد و گفت بزودی پدر و مادرش می رسند. پس از
افشای راز جنایت شبانه در مرغداری
کند تصمیم گرفتیم او را بکشیم. برای همین شب حادثه وقتی شوهرم خوابید من نیمه شب در مرغداری را باز کردم تا معروف وارد خانه شود و با یک روسری او را خفه کردیم. می خواستیم پس از کشتن نعیم با هم به افغانستان فرار کنیم. اما صاحب مرغداری بی خبر به آنجا آمد و با دیدن جسد شوهرم ماجرا لو رفت. بدنبال اظهارات این زن، معروف همدست او نیز به اتهام مشارکت در قتل بازداشت شد و به جرمش اعتراف کرد. منبع: ایران انتهای پیام/
تجاوز به زنان خانه دار توسط مامور قلابی آب و برق / هشدار؛ این مرد مسلح است
من تنها بودم و او با تهدید اسلحه مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و پول و طلاها و وسایل با ارزش داخل خانه را به سرقت برد. شکایت های مشابه به دنبال شکایت زن جوان، پرونده ای در دادسرای شهرری تشکیل شد و کارآگاهان اداره یکم پلیس پایتخت برای دستگیری مأمور قلابی برق وارد عمل شدند. در حالی که بررسی ها برای دستگیری مرد ناشناس ادامه داشت مأموران با شکایت های مشابه دیگری مواجه شدند.
قبیله عجیبی که خود را زیباترین مردمان دنیا می دانند! + تصاویر
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، خورشید عظیمی به رنگ سرخ درخشان را پشت خط افق تصور کنید. هوا بسیار گرم است و شما بعد از یک پیاده روی طولانی در بیابان آماده ی خوابیدن می شوید. عضلات تان خسته اند، اما شما لبخند به لب دارید، چون فردا قرار است زیباترین مردان روی کره زمین برایتان آواز بخوانند، فقط برای شما، آن هم تمام روز. مردم فولانی ، پرجمعیت ترین قوم کوچ نشین دنیا اینگونه زندگی می کنند
آزار شیطانی سریالی 6 زن خانه دار تهرانی/تنها نشانه مرد شیطان صفت +عکس
رکنا: اوایل اردیبهشت ماه امسال زنی در تماس با پلیس ادعا کرد که مردی در نقش مامور اداره برق وارد ساختمان شده و با تهدید اسلحه پس از آزار و اذیت اقدام به سرقت طلا و پول های داخل خانه کرده است. با توجه به حساسیت موضوع تیمی از ماموران اداره یکم پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات ویژه وارد عمل شدند. اقدام شیطانی مرد فریبکار کارآگاهان در گام نخست به سراغ زن جوان رفته و تحقیقات
زن جوان طعمه اخاذی از مرد پولدار
مرد جوان داد و فریاد راه انداخت. همان موقع دو برادر که آنها را از قبل می شناختم و از همشهری هایم بودند از اتاق خارج شدند.اونجا بود که فهمیدم به تله افتاده ام. این مرد گفت: آنها مرا تهدید کردند آبرویم را می برند و تصاویر مرا به خانواده ام نشان میدهند.آنها می گفتند اجازه نمی دهند از خانه زن جوان خارج شوم. من به آنها التماس کردم آبرویم را به بازی نگیرند. به همین خاطر از من 500 میلیون تومان پول
پلیس در تعقیب شکارچی زنان تنها
خانه ام شود. آن موقع از روز من تنها بودم و او با تهدید اسلحه مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و پول و طلاها و وسایل با ارزش داخل خانه را به سرقت برد اما گوشی تلفن همراهم را سرقت نکرد. شکایت های مشابه به دنبال شکایت زن جوان، پرونده ای در دادسرای شهرری تشکیل شد و کارآگاهان اداره یکم پلیس پایتخت برای دستگیری مأمور قلابی برق وارد عمل شدند. در حالی که بررسی ها برای دستگیری مرد ناشناس
برادر کشی به خاطر ترس از بیمارستان روانی
شدند. پسر جوان از ناحیه پشت سر با 4 ضربه چاقو به قتل رسیده بود. صاحبخانه که مرد میانسالی بود در تحقیقات به مأموران گفت: زمان حادثه من داخل حیاط بودم و همسرم نیز در حمام بود. یک دفعه پسر بزرگم به نام افشین به حیاط آمد و گفت حال پدرام خوب نیست. پرسیدم چه اتفاقی افتاده که افشین با لحنی عصبی گفت: پدرام می خواست مرا به بیمارستان روانی ببرد. مرد میانسال ادامه داد: افشین بیماری روانی
ناگهان پروانه/ نگاهی به فیلم وقتی پروانه شدم
آغاز هم این چنین است. مردِ خانه در خانه نشسته و مدام سیگار دود می کند و بدون ملاحظه خانواده و همسایه محیط را آلوده می کند. بااین حال مدام غرولند می کند و گویا بدش هم نمی آید ماترک خود – پسرش – را طوری بار آورد که راه او را دنبال کند. برای همین است که با مهربانی های بی خودی پسر را به سوی خودش کشانده. این راهی است که در عرصه تاریخ طی شده و به جایی رسیده ایم که حالا هستیم؛ جایی و زمانی که فیلم وقتی
مرد ثروتمند در دام زن اجیرشده گرفتار شد
این نقش را بازی کند و بعد هم دیگر از او خبر ندارند. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست هر سه متهم برای محاکمه به شعبه 11 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شدند. متهمان روز گذشته پای میز محاکمه رفتند. زن جوان مدعی شد فریب دو برادر را خورده و اصلا پولی از آن ها نگرفته و پول ها نزد خودشان است. دو برادر نیز مدعی شدند چک 250 میلیونی را نقد نکرده اند و قبل از نقد کردن آن بازداشت شده اند. آن ها گفتند حاضر هستند پول ها را برگردانند. قضات با پایان جلسه دادگاه برای تصمیم گیری در این زمینه وارد شور شدند. مرجع : سایت خبری فرارو ...
20 ضربه قمه برای تنبیه خواهری که طلاق گرفت!
را گرفته بودم و حاضر نبودم دیگر به زندگی تلخ و سختی که با آن مرد داشتم ادامه دهم. اما برادرانم من را تهدید کردند و گفتند اگر جدا شوم مرا می کشند با این حال توجهی نکردم و مخفیانه با خواهر کوچکم به تهران آمدیم. ما در تهران کار می کردیم و زندگی خودمان را داشتیم تا اینکه یک شب دو برادرم به خانه ما حمله کردند. من می دانم که شوهر سابقم در اینکار دست داشته است. او به من گفته بود که نمی گذارد راحت زندگی
اخاذی از میوه فروش لاکچری با طعمه کردن یک زن
سرویس حوادث جوان آنلاین: چندی قبل مرد میوه فروشی به نام حمید به اداره پلیس تهران رفت و از دو برادر و زن جوانی به اتهام اخاذی و زورگیری شکایت کرد. این مرد در توضیح گفت: سالهاست در ولنجک مغازه میوه فروشی دارم و در آنجا میوه های لاکچری می فروشم. روزی زن جوانی به نام گلاره به عنوان مشتری وارد مغازه شد و از میوه های لاکچری قیمت گرفت. او چند کیلو میوه خرید کرد و رفت. فردای آن روز آن زن در حالیکه پوشش
حمله هولناک دو برادر با قمه به خواهر مطلقه به خاطر اجاره خانه مجردی!
زندگی می کنی؟ این جمله اش باعث شد بفهمم شوهر سابقم خانه ما را پیدا کرده است. تحقیقات برای بازداشت دو برادر خشن و شوهر سابق زن جوان آغاز شد، اما مأموران راه به جایی نبردند تا اینکه یک سال قبل توانستند از طریق تلفن همراه رد شوهر سابق روژین را بزنند و او را دستگیر کنند. این مرد همه چیز را انکار کرد و گفت: من بعد از جدایی از روژین از خانواده او خبر ندارم و نمی دانم حالا کجا هستند. او با
حمله مرگبار به خواهر پس از طلاق
سوی ما نبوده است. با انکار متهمان، اما بنا به شواهد و قرائن موجود آن ها روانه زندان شدند و در حالیکه یکی از برادران زن جوان متواری بود، شاکی به اداره پلیس رفت و از برادر بازداشت شده اش اعلام رضایت کرد. با این درخواست پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و بعد از تعیین شعبه در اختیار شعبه هفتم قرار گرفت. به این ترتیب متهمان به زودی در آن شعبه پای میز محاکمه قرار خواهند گرفت.
سناریوی هولناک زنانه برای قتل شوهر
بودم. پزشکان به من گفتند که 12 روز در کما بوده و به طور معجزه آسا نجات پیدا کردم. از همسرم خبری نبود و خانواده ام ردی از او نداشتند. بعد از آنکه مرخص شده و به خانه بازگشتم زنم در خانه نبود، وسایل خانه به هم ریخته و پول، دلار و اسناد و مدارک نبود. با ناپدیدشدن او باورم نمی شد که همسرم اموال را دزدیده و به جانم سوءقصد کرده است. تحقیقات پلیسی برای دستگیری زن 31 ساله ادامه داشت تا این که او
کرکس کوچه های بن بست در مشهد دستگیر شد
اطلاعاتی که این کودک نیز در اختیار کارآگاهان گذاشت، دیگر عملیات تخصصی به صورت شبانه روزی و با بررسی دوربین های مداربسته در مکان های ارتکاب جرم و همچنین بررسی بانک اطلاعاتی مجرمان سابقه دار ادامه یافت تا این که دو روز بعد، رصد های اطلاعاتی نتیجه داد و مشخصاتی از جوان 32 ساله ای به دست آمد که حدود 2 سال قبل از زندان آزاد شده بود. دستگیری کرکس کوچه های بن بست در نانوایی تحقیقات غیرمحسوس با
6قلوهای کرجی چشم انتظار حمایت
زنی در کرج در دومین زایمان خود 6قلو به دنیا آورد و حالا این خانواده 9نفره چشم انتظار حمایت مسئولان هستند. به گزارش همشهری، بهمن ماه سال98 بود که زن و شوهر کرجی متوجه شدند قرار است به زودی چند نفر به خانواده 3نفره آنها اضافه شود. زن و شوهر جوان حدود 5سال قبل ازدواج کرده و صاحب پسری 4ساله به نام بنیامین بودند. آنها دوست داشتند برای او خواهر یا برادر بیاورند، اما نمی دانستند قرار است چه اتفاقی
برادرم زنم را تحریک می کرد من هم او را کشتم
فرزندم لباس بخریم. نیم ساعت بعد او به دنبالم آمد و من و فریبرز و لاله دخترم به خرید رفتیم و بعد از دوساعت به خانه برگشتیم که دیدیم فریدون با دوستش در حال مصرف مواد مخدر هستند، از دیدن این صحنه بشدت عصبانی شدم و همان موقع به شوهرم گفتم که مرا طلاق بده چون من تحمل زندگی کردن با یک مرد معتاد را ندارم. همان لحظه فریبرز وارد خانه شد و وقتی او هم صحنه مواد کشیدن برادرش را دید و
یاسوج| فالگیرانی که حقوقی معادل یک مدیرکل دارند؛ سرکیسه کردن مردم با چند مهره و کتاب
برداشت اما اثری از پول نبود، زن فالگیر گفت جوان خوش شانس هستی پولت را ارواح قبرستان برداشتند و حاضر شدند که قفل و کلید طلسم شده را جلوی پای عابرین بیاندازند تا طلسم بشکند و گره از کارت باز شود، مشکلم را مسائل مالی و آرزوی پولدارشدن بیان عنوان کرد، اما حالا دو روز است از زن فالگیر خبری نیست و دوستانش می گویند به روستاها رفته است. در گوشه ای مشغول تماشای کار زنان کولی فالگیر می شوم. بعد
زن جوان با یک تلفن در دام مرد کلاهبردار افتاد
مرد فروشنده ای آشنا شدم که تصاویر زیبایی از چند مرغ عشق را برای فروش گذاشته بود. تصویر دو تا از پرندگان را انتخاب کردم و به صورت تلفنی با مرد فروشنده وارد گفتگو شدم. آن مرد ادعا کرد قبل از ارسال پرندگان با پیک موتوری، باید مبلغ خرید آن را که هشت میلیون تومان بود به حسابش واریز کنم. من هم مشتاقانه مبلغ مذکور را برایش کارت به کارت کردم. آن مرد بعد از دریافت پول، فیلمی از همان پرندگان را