سایر منابع:
سایر خبرها
مسخره ام نکنید، همیشه عاشق اتلتیکو بودم و هستم
هوادار اتلتیکو بودم. همیشه عاشق این تیم بوده ام و خواهم ماند. همین حالا که در یوونتوس هستم، تمام بازی های اتلتیکو را تماشا می کنم و برای گل هایش فریاد می کشم تا جایی که طاقت همسرم هم تمام شده است. دلیل جدایی ام از اتلتیکو ساده بود. من در ایده های دیه گو سیمئونه جای ثابتی نداشتم و شرایط را در یوونتوس مهیا دیدم. خانواده ام در مادرید راحت بودند اما بازگشت به یوونتوس از لحاظ فوتبالی بهترین راه حل برایم بود.
محمدحسین حیدری: با بدن آماده به مس بازگشتم
به گزارش وب سایت دی اسپورت؛ محمدحسین حیدری در خصوص جدایی و بازگشت به تیم مس کرمان در حاشیه تمرین امروز مس کرمان اظهار داشت: شخصا موقع جدایی از تیم ناراحت بودم که از جمع بازیکنان و خانواده بزرگ مس جدا شدم ولی دلایل خاص خودم را داشتم اوایل قسمت نبود اما خوشحالم که توانستم مجددا به تیم برگردم و در خدمت باشگاه بزرگ مس باشم انشاء الله در فصل پیش رو بتوانیم تیم را راهی لیگ برتر کرده و دل مردم و
فرشته شیطانی که زندگی ام را نابود کرد
هر قیمتی شده این فرشته شیطانی رو رها کنم. نصف مغازه بابت کل مهریه به نامش شد و نصف دیگر رو به نام همسر اولم زدم. به محض اینکه ابلاغ درخواست طلاق به دستش رسید، پسرمون را آورد جلوی در خونه و رها کرد. زنگ زد و رفت. زحمت این پسر هم افتاد رو دوش همسر اولم. بچه هام برادرشون رو دوست داشتن. آقای قاضی خوشحال بودم که چشماش را ندیدم. روز
هدیه خدا برای حاج قاسم / داستان کتابت قرآن در عالم رویا
چرخید و کتابت کردم، عاشقانه به این کار دل سپرده بودم به طوری که دست کم سه سال زمان نیاز بود برای کتابت این قرآن در حالی که بنده در طول 6 ماه قرآن را بدون هیچ غلط و ایرادی به اتمام رساندم، روزانه بیش از 18 تا 20 ساعت لحظه به لحظه به عشق حاج قاسم اشک ریختم و نوشتم. معجزه کتابت قرآن سردار سلیمانی را تنها کرامت خداوند نسبت به خودم می دانم و این کار را برای رضای خدا و نیتی که در دل داشتم
مشق کسب وکار
هر کارآفرینی که با او صحبت کرده ام، تجربیات خاصی داشته است. با این حال، یک ویژگی در تمام آنها مشترک است: تمام آنها مشق های خود را نوشته اند، تکالیف کسب وکارشان را انجام داده و پیش از شروع کارشان به شدت تحقیق کرده اند. آنها درباره محصول خود، کسب وکار خود، مشتریانشان و کلیت صنعتشان تحقیق کرده اند. آنها به قدری اطلاعات خود را بالا برده اند که از موفقیت خود اطمینان
دو زن با هم دعوا کردند،شوهر یکی ازآنها کور شد
رفتند. شقایق، همسر هومن در تحقیقات گفت: از خرید برگشته بودم و در نزدیکی خانه ام بودم که بیتا، آب کثیفی که داخل ظرف بود را به جای اینکه داخل جوی آب بریزد روی من پاشید. از این رفتار او ناراحت شدم و اعتراض کردم.در تحقیقات میدانی نیز شاهدان اظهارات هومن و خانواده اش تأیید شد. نظریه پزشکی قانونی نیز حکایت آن داشت که هومن چشم چپش را برای همیشه از دست داده است.
قتل برادر در حمایت از پدر
به قتل اعتراف کردم. این جوان ادامه داد: من از کرده خودم پشیمان هستم. درخواست بخشش دارم و از دادگاه می خواهم تا نسبت به من رأفت به خرج دهد؛ چون مادر و پدرم تنها هستند. من با آن ها زندگی می کردم، مراقب شان بودم و کمک شان می کردم. قسم می خورم هیچ مشکلی با برادرم نداشتم و اگر سامان به پدرم حمله نمی کرد و او را نمی زد، هیچ وقت با برادرم درگیر نمی شدم. من خودم همیشه دنبال کارهایش
رابرت دنیرو به انتخابات آمریکا واکنش نشان داد
میلیون بوده است ابراز تاسف کرد و گفت: گیج و مبهوتم که چگونه مردم به او رای داده اند، واقعا نمی دانم چرا. من عصبانی بودم از این که می دیدم او طوری رفتار می کند که مردم حرفش را می پذیرند، واقعا عصبانی می شدم، حالا بسیاری از مردم کشور هم اینگونه هستند و وقتی می بینم عده ای این گونه نیستند و او را پذیرفته اند و به او رای داده اند، ناراحت می شوم.
بیرانوند: کاش 2 سال زودتر به اروپا می آمدم
شان دل شان به این انتقال راضی باشد. خودم لیگ انگلیس و فرانسه را دوست دارم. دوست دارم به لیورپول بروم! در خودم این توانایی را می بینم و باید در جام جهانی عملکرد خوبی داشته باشم. آقای علی دایی که یک اسطوره است. واقعاً از شنیدن حادثه اخیری که برای او رخ داد، ناراحت و متأسف شدم. علی آقا کریمی هم همین طور، محبوب ترین فوتبالیست ایران است. من آن روز یک مثال زدم و گفتم این توانایی را در خودم م
واکنش ورزشی ها به خبر درگذشت محمود یاوری
هنوز صدای ایشان در گوشم مانده که گفت: مهدی جان خیلی خوشحال شدم و خیلی اتفاق خوبی است اما حتماً اموزش را فراموش نکن و در ادامه هر کاری داشتی بگو خودم برای تو انجام میدم . درگذشت این استاد بزرگ را به خانواده محترم ایشان، جامعه فوتبال و همه شاگردان ان مرحوم تسلیت عرض می کنم.استاد بزرگ بدرود. روحشان شاد و یادش گرامی" احسان حاج صفی ملی پوش تیم فوتبال تراکتور با انتشار استوری نوشت: "تسلیت
قدیمی ترین خادم رضوی از دلنوشته های علما و هنرمندان به امام رضا(ع)می گوید/لحظات ناب عاشقی در کتاب "صحیفه ...
کتابی است که به همت علی خوش زبان گردآوری شده و نسخه ای از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است. در ادامه گفتگوی خواندنی قدس آنلاین با این خادم خوش ذوق و قدیمی آستان مقدس رضوی را می خوانید: امام رضا(ع) در حقم پدری کرده اند "در 13 سالگی پدرم به رحمت خدا رفت. مادرم مرا از کرمان به مشهد و حرم امام رضا(ع) آورد. رو به آن حضرت عرض کرد که آقا این پسر، پدرش را از دست داده
تابش: ای کاش بیشتر از استاد یاوری استفاده می شد/هر دو از مکتب شاهین هستیم
در خصوص درگذشت محمود یاوری اظهار داشت: خدا استاد یاوری را رحمت کند. متأسفانه او بیش از دو ماه در بیمارستان بستری بود دوران سختی را گذارند و در نهایت به رحمت خدا رفت که ضایعه بسیار بزرگی برای ورزش و فوتبال ما بود. تابش ادامه داد: من از شاگردان ایشان بودم و افتخار این را داشتم که در اواخر دوران فوتبالش به عنوان همبازی و بعد از آن به عنوان شاگردش فعالیت می کردم. محمود خان یاوری سال ها
محمود یاوری به دیار باقی شتافت
زد، من پیش خودم شرمنده شدم و گفتم من در حد این تعریف ها نیستم. اهل ظاهر فریبی نیستم من اصولا عادت ندارم خودم را به جایی ببندم و فقط به خدا تکیه کرده ام. اهل ظاهر فریبی هم نیستم و حاضر نیستم برای پول و مقام خودم را به کسی وابسته کنم، چون معتقدم خدا به انسان ها عزت می دهد مربیگری من در دوران مربیگری، هشت مرحله با تیم های ملی همکاری داشته ام، چهار مرحله در
از تظاهرات آبان 57 تا شکنجه های وحشیانه ساواک
ات در میدان پهلوی می آید . گفتم: باز هم می آید . گفت: اگر زنده ماندی، بیاید . گفتم: تو هم زنده نمی مانی . مرا به هتل آرین که شهربانی اجاره کرده بود، آوردند و به زیرزمین آنجا بردند و خیلی مرا با ابزار مختلف زدند. یک چیزی به سرم زدند که مغز من دچار مشکل شد و همه چیز را فراموش کرده بودم. خواب هم نداشتم. خنده و گریه هم نداشتم و حرف هم نمی توانستم بزنم. بعضی چیزها وقتی به بدن ما می زدند
از هر دستی بدهی از همان دست پس می گیری
. پاشایی ادامه می دهد: یکی از دوستانم که در همین محدوده دفتر فنی و مهندسی دارد با من تماس گرفت و گفت که چک ها متعلق به مشتری اوست و به صورت کامل مبلغ و نام صاحب چک را بیان کرد. با توجه به اینکه من اطلاعات چک یعنی مبلغ و نام صاحب چک را در برگه هایی که روی در و دیوار نصب کرده بودم قید نکرده بودم، مطمئن شدم که دوستم با صداقت کامل صحبت می کند و در نهایت به او گفتم گوشی را به صاحب چک بدهد. به محض
بیژن مرتضوی: دروازه بان بودم و عاشق ناصر حجازی
ملاقات با ایشان بسیار جذاب بود. وقتی روبه رو شدیم و به ناصرخان سلام کردم برخورد بسیار خوب و صمیمانه ایشان انرژی عجیبی به من داد. شخصیت قابل تحسین و فروتنی آقای حجازی میزان علاقه مرا به این مرد صدچندان کرد و به رغم گذشت سال های زیاد همچنان عاشق و به یادشان هستم. تا سال 55 در کنار موسیقی، فوتبال هم بازی کردم. به عضویت باشگاه راه آهن درآمدم و به تیم ملی جوانان دعوت شدم که ذخیره آقای حسین راغفر بودم اما پس
خواننده لس آنجلسی چطور دروازه بان شد؟
قابل تحسین و فروتنی آقای حجازی میزان علاقه مرا به این مرد صدچندان کرد و به رغم گذشت سال های زیاد همچنان عاشق و به یادشان هستم. تا سال 55 در کنار موسیقی، فوتبال هم بازی کردم. به عضویت باشگاه راه آهن درآمدم و به تیم ملی جوانان دعوت شدم که ذخیره آقای حسین راغفر بودم اما پس از دریافت مدرک دیپلم برای ادامه تحصیل به انگلستان سفر کردم و بعد از گرفتن مدرک لیسانس برای ادامه تحصیل به آمریکا مهاجرت کردم.
نقشه زن شیطان صفت برای پسر 18 ساله
بودم تا این که موضوع را به شوهرخواهرم اطلاع دادم. او خودش را بلافاصله رساند و ضمانتم را پذیرفت. در حالی که خیلی شرمنده شده بودم همراه شوهرخواهرم به خانه برگشتم، اما این فرشته زمینی رازم را حفظ کرد و اجازه نداد حتی خواهرم بفهمد چه مشکلی برایم به وجود آمده است. هنوز چند روز از این ماجرا نگذشته بود که موضوع سرقت از دخل یک مغازه لو رفت و صاحب فروشگاهی که از آن چند ماه قبل سرقت کرده بودم مرا
بایرامی: برد هفته اول شخصیت تیم را بالا می برد
ای که با دروازه بان تک به تک شد اما به خاطر خطای بازیکن حریف نتوانست گل به ثمر برساند نیز گفت: در آن صحنه که روزبه شاه علیدوست از پشت دفاع پاس داد و من با دروازه بان تک به تک شدم و می توانستم راحت گل بزنم، اما شاهین توکلی از پشت به من لگد زد و کارت قرمز گرفت و خودش هم این موضوع را قبول داشت اگر آن برخورد وجود نداشت من از بالای سر دروازه بان توپ را انداخته بودم و گل شده بود. ناراحتم که آن توپ گل
آرزوی نان رسانی به 100 خانوار
. حتی اگر یک مقدار خیلی کم فاکتور ها جابه جا شود، بازار به تو اعتماد نمی کند. از خدا خواستم مال حرام وارد زندگی مان نشود نجمه خانم می گوید: من با کارگرانم خیلی روراست هستم، حقوقشان را سروقت به آن ها می دهم و هرگز تأخیر نمی اندازم و اگر بگویم که برای خودم هیچ اجرتی نمی خواهم، حرفم را باور می کنند. مثلا وقتی به آن ها می گفتم اگر بخواهیم که سرکار بمانیم، باید دوماهه حقوق بگیریم تا کار
تیرباران طیب به روایت یک شاهد عینی
حکایت امام، نروم مطلب را به کسی بگویم و برای خودم دردسر درست کنم! یک روز سروان داراب نیا آمد و به من گفت: امشب تو کشیک بده، ما چند نفر میهمان داریم؛ هر وقت زنگ زدم چای بیاور! ساعت حدود 12 شب بود که زنگ زد و من سینی چای را برداشتم و بردم. وسط اتاق یک میز بود و طیب و حاج اسماعیل رضایی یک طرفش نشسته بودند و سرهنگ جعفری طرف دیگر نشسته بود. از من پرسید: چه کسی تو را اینجا فرستاده است؟ گفتم
سر بی ریش نمی خرند
را بیان کرده است که در ادامه می خوانید. مجروح و خون آلود با عده ای از رزمندگان با موج انفجار به داخل گودالی سقوط کردیم . یادم است که با دوستانم به هوا پرتاب شدیم زخم های مهلکی بر تن داشتیم از شدت ضربه موج و ضعف ناشی ازخونریزی بیهوش شدم. نمی دانم چقدر در حال بیهوشی بودم وقتی به خود آمدم که از بالای سرم، صدای گفت وگوی چند نفری را شنیدم ولی چشم هایم باز نمی شدند. گویا از اختیار من خارج
واکنش توئیتری دختر سردار سلیمانی به پیروزی بایدن و شکست ترامپ در انتخابات آمریکا
جشن بگیرند جهان از یاد نمی برد که سرباز ملت ایزان گفت ترامپ قمبارباز من حریف تو هستم و هم او حالا بر اریکه عرش ایستاده و نجوا می کند. و تازه این اول راه است و مسیر انتقام سخت تازه گشوده شده است اما خوشحالی از رفتن ترامپ جنایتکار هرگز به معنای رضایت از روی کار آمدن کسی نیست که خود از بانیان داعش است و شهادت سردار ما را اجرای عدالت خواند. آنکه تقاص خون حاج قاسم را خواهد داد آمریکا در کلیت و تمامیت ان است والا اینها که می آیند و میروند به تعبیر آن سید حکیم سرشان به قدر بند کفش حاج قاسم نمی ارزد. ...
کتابی که به درخواست حاج قاسم نوشته و منتشر شد
می توانستم به او بگویم نرو؛ اما نمی شد او آرزوی رفتن داشت آرزوی شهادت داشت. ایستادم و چیزی نگفتم تا رفت. شب قبل از رفتن دفترچه ای به من داد که اگر من شهید شدم این کارهای مانده من است آن ها را انجام بده گفتم: حاج ممد فکر می کنی نوشیدن شربت شهادت به این راحتی هاست؟ شوخی می کردم که بفهمد دلم بی تاب است؛ اما خودش را به راه دیگری می زد.. باز اصرار می کرد که یادت نرود همه کارهایم را نوشته ام
تداوم همدردی شاعران فارسی گو با پدر افغانستانی/ دخترک جوان من! جان پدر کجاستی؟
کجاستی چه با شکوه همچنان در اوج کبریاستی به خون گرم کودکم نوشته من بهشتی ام خدای پاک من تو خالق چنین بلاستی؟ شهید راه دانش است نور چشمم ای خدا چنین شهید را فقط خودتو خون بهاستی *** کمر شکسته مانده ام کنار سرو پیکرت نگاه هم نمی کنی چقدر بی وفاستی فرشته جان نفس بکش! به مادر تو گفته ام نمرده ای هنوز زنده ای و در
دختر سردار سلیمانی: باخت ترامپ قمارباز امری نیست که خوشحالی خود از آن را پنهان کنیم
او همچنین با انتشار عکسی نوشت: باخت ترامپ قمارباز و جنایتکار در انتخابات آمریکا امری نیست که خوشحالی خود را از آن پنهان کنیم.احمق درجه یکی که مشاورانی احمق تر به او گفته بودند با آفریدن آن شب شوم و سیاه آینده انتخاباتی خود را تضمین می کند غافل از اینکه خداوند در کمین نشسته و خون سردار قهرمان ایرانیان او را به یکی از نفرت انگیزتزین سیاستمداران جهان تبدیل خواهد کرد چنانچه حتی مردم جامعه خودش افول و رسوایی اش را جشن بگیرند
حیدر برای همرزمانش مثل پدر بود
را در کنار خودم دیدم. در بیداری کامل بودم. هوهوی باد را فراموش کردم. با او مشغول صحبت شدم؛ مثل گذشته. از هر دری صحبت کردیم. پرسید: چرا ترسیدی؟ گفتم: خب یک زن تنها و سه تا بچه قد و نیم قد، توی این هوهوی باد نباید بترسم؟ گفت: هیچ وقت نترس. من همیشه با شما هستم. رفت و بعد یادم آمد که شش ماه از شهادتش می گذرد. نحوه شهادت ایشان چطور بود؟ همرزمش حسن مونسان از لحظات آخر و عملیاتی که
دلنوشته جواد خیابانی برای مرحوم فرزین محجوب
به گزارش "ورزش سه"، فرزین محجوب، دروازه بان سابق دارایی در 52 سالگی به دلیل ابتلا به کرونا درگذشت تا جواد خیابانی در دلنوشته ای که در اختیار ورزش سه قرار داده، به این موضوع بپردازد: متاسفانه با خبر شدم فرزین محجوب که از شاگردان محسن حاج نصرالله در تیم دارایی بود و دروازه بانی بلند قامت و خوش چهره به حساب می آمد در اثر ابتلا به بیماری کرونا در سن 52 سالگی از دنیا رفت . او در سال 1379
راز جشن تولد خاص محمدمهدی + عکس
تحویل صاحبش بدهم. من مادری بودم که همیشه فرزندم را با وجود همه نگرانی های مادرانه خود، به این راه تشویق می کردم و امروز خدا را شکر می کنم که جشن تولد او یک جشن تولد خاص شد و فرزندم را به علی اکبر امام حسین (ع) هدیه می کنم. محمدمهدی را 19 سال به من امانت دادند و امروز خدا را شکر می کنم که بعد از 19 سال، این امانت را جوری به او برگرداندم که سرم را بالا می گیرم و می گویم خدایا شکرت که فرزندم