شاید به شفای بیماران روبرویش بینجامد
سایر منابع:
سایر خبرها
به سخنان آبرومند امام گوش دهید
برسانید و در آخر سلام مرا به خانواده ام برسانید. و به مادرم بگوئید اصلاً برای من گریه نکنید و هر وقت بیاد من افتاد بگوید خدایا اسلام ما را نگهدار. ای خواهران و ای برادران من فقط به سخنان آبرومند امام گوش دهید. از بدهکاری من صد تومان به محمد باقر بدهکارم آن را بپردازید برادر ابوالقاسم دست راستم و پشتم بعد از خودم تو بودی مرا حلال کن هر کس از من بدی دیده است مرا حلال کند مخصوصاً مادرم. الا ان الله هم الغالبون خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) خمینی را نگهدار جان نثار شیر علی جعفری انتهای پیام/ ...
■ آثار و فواید نماز شب
کاسته می شود. و نیز امام (علیه السلام ): از ما نیست آنکه اهل نماز شب نباشد. 7- خشنودی خدا: عن النبی (صلی الله علیه و آله ) قال : ثلاثة یضحک الله الیهم : الرجل اذا قام باللیل یصلی ، والقوم اذا صفوا فی الصلاة و القوم اذا صفوا فی قتال العدو(7) پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) فرمود: سه گروهند که خداوند از آنان خوشنود است : 1- کسی که نماز شب می خواند 2- جمعی که نماز
زنجیر نادری در آستانه علوی
زیباترین و گرانسنگ ترین سنگفرش های اعتاب مقدسه و جز اینها بشمار می آید ، می افتم. اللهم وفًقنی لخدمة أمیر المومنین ع ، وأولاده المعصومین علیهم السلام. آمین. منابع: 1-شیخ محمد حرز الدین ، کتاب النوادر ، رخدادهای نادرشاه . علی عبد الله حرز الدین ، أمالی ، وقایع 1155 هجری. 2- تاریخ النجف الأشرف ، محمد حرزالدین ، ج 2 ، ص 336-335به نقل از نادرنامه ، محمد حسین قدًوسی ، نشر انجمن آثار ملی خراسان ، چاپخانه خراسان ، 1339 شمسی * عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران / خادم افتخاری اعتاب مقدسه در عراق * منتشر شده در ...
رفیق شفیق شعبون بی مخ چطور عاشق انقلاب شد؟
تا طیب تو بزنه و از ترس اعدام، حرفش رو پس بگیره و بگه امام خمینی منو تحریک کرد؛ اما طیب که تو یک سلول دیگه زندانی بود، بلند گفت: این حرف ها رو برای ننه ات بزن! یک بار گفتم، باز هم می گم، من با بچه حضرت زهرا در نمی افتم. هنوز حیرون کار طیب هستم شهید مهدی عراقی در خاطره ای از یک روز قبل از تیرباران طیب و تلاش امام خمینی برای منصرف کردن ساواک، گفت: روز قبل از این که می خواستند حکم
با لحاف دوز 73 ساله و فراری از بازنشستگی/خدای کوک های زعفرانیه و خلازیر یکی است
ببین! با چند ردیف نخ و هنر انگشتانش روی لحاف، هر طرحی بخواهید می اندازد و می دوزد. سررشته خوبی است برای هم صحبت شدن بیشتر که: خب، پس! فامیلی توی این کار هستید؟ می خندد و می گوید: فامیل شدیم البته! من اصلاً پدرم را ندیده ام، کودک بوده ام که به رحمت خدا رفته است. بزرگتر که شدم، تصمیم گرفتم روی پای خودم بایستم و کمک خرج خانواده باشم. یکی از اقوام، آقای محمد صالح به خواست مادرم لحاف دوزی یادم داد. 16
رئیس مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر(عج): شیعه انگلیسی در جنایت اسپایکر شریک است | تفرقه با مشی و مرام ...
حوزه ابراز کرد: ما قسم می دهیم این آقایان را به حضرت زهرا سلام الله علیها که قبول دارند؛ آیا حضرت زهرا راضی است که شما چنین جشنی بگیرید و در آنجا شعار عایشه فی النار بگویید؟ و 1700 بچه شیعه را ذبح کنند و جسد نیمه جان آنها را به رودخانه بیندازند و دست و پا بزند و در داخل آب جان بدهند. آیا حضرت زهرا راضی است به این کار؟ اگر راضی است ادامه دهید. حجت الاسلام والمسلمین حسینی قزوینی افزود: به
طبق وظیفه و پیروی از امام به جبهه آمده ام
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از خرم آباد، در هیمنه و هیاهوی جهان، در اوج جولان فضای لجام گسیخته مجازی، در دنیایی که بسیاری از مردمانش گرفتار بحران هویت هستند و در اثر تسلط فرهنگ مادی غرب، نگاه معنوی به زندگی، تولد و مرگ کم رنگ شده است، مطالعه زندگینامه و وصیت نامه های به یادگار مانده از شهدا، همان کبوتران خونین بالی که معرفت و بصیرت نسبت به اوضاع زمان در لابه لای خطوط وصایا و دستنوشته های شان به
بازخوانی جریان شهادت حجت الاسلام شیخ نصرت الله انصاری
شهادت رسید و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. حجت الاسلام حسین آقاعلیخانی در خاطرات خود در رابطه با نحوه شهادت شیخ نصرت الله انصاری نقل می کند: حجت الاسلام حاج شیخ نصرت الله انصاری از مؤمنین و هیئت مدیره مؤسسه تعاون اسلامی قم بود و از مبارزان فعال و باجناق آیت الله باریک بین و هر دو داماد اخوان هاشمیان بودند. سید غلامحسین هاشمیان که با ما دستگیر شده برادر واقعی همسر شهید انصاری است. وی در
به بهانه ولادت یک شهید از زبان برادر
گرامی اسلام حضرت محمد(ص)متولد شد. من در فروردین 1347 به دنیا آمدم و از روزی که چشم باز کردم، حضور مصطفی برادرم با حدود یک سال و نیم اختلاف سنی را شاهد بودم. خانواده ما چند نسل اجدادی، با راه آهن ارتباط داشت، گویی زمانی که راه آهن شمال کشور احداث شد، نسل پدران و مادران ما شکل گرفت و اجداد ما آمدند در حاشیه راه آهن ساری، در محلی به نام (سروینه باغ) ساکن شدند؛ به نحوی که نام خانوادگی ما قنبری