فرجام عشق شوم مرد مغازه دار
سایر منابع:
سایر خبرها
متهم: قاتل نیستم مالباخته ام
مأموران گفت: در حال رانندگی بودم که ناگهان متوجه شدم راکب موتورسیکلت در جهت مخالف بزرگراه در حال حرکت است. او از سوی یک راننده خودروی سواری که او هم در جهت مخالف بزرگراه رانندگی می کرد تحت تعقیب قرار داشت. این شد که ناخواسته با موتور سیکلت برخورد کردم و راکب آن روی زمین افتاد. بعد از توضیحات این مرد، راننده خودروی سواری که خلاف جهت بزرگراه در حال رانندگی بود، بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل
خوشبختی 10 روزه تازه عروس! / عاقبت اعتماد به کانال های همسریابی
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، با همسرم در یکی از کانال های همسریابی آشنا شدم با آن که بار ها در رسانه ها از غیرقانونی بودن این گونه کانال ها مطلع شده بودم و می دانستم ازدواج از این طریق عاقبت خوشی ندارد، اما نمی دانم چرا باز هم فریب وسوسه های دوستم را خوردم و ... این ها بخشی از اظهارات زن 40 ساله ای است که در جست وجوی شوهرش دست به دامان قانون شده بود. این زن که ادعا می
رازگشایی از درگیری خونین در گرو یک شهادت
جانش را از دست داد. بعد از گفته های متهم و وکیل مدافعش، قضات شعبه 6 برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.شرق: سرنوشت سه برادر که متهم هستند دو پسرعموی خود را تا سرحد مرگ مورد ضرب و جرح قرار داده اند، در دستان برادر کر و لالشان است و قرار است او با کمک یک کارشناس در دادگاه کیفری استان تهران صحبت کند. به گزارش خبرنگار ما، یک سال قبل درگیری خونینی به مأموران گزارش داده شد که دو قربانی آن به
سارق ترمینال شناسایی شد
از روی ادب قبول کردم. لحظاتی بعد از خوردن نسکافه بود که دچار سرگیجه شدم و به خواب رفتم. وقتی چشم باز کردم خودم را در بیمارستان شهرمان دیدم. آن جا بود که متوجه شدم آن مرد سارق بوده و با نسکافه من را مسموم کرده و اموالم را از قبیل گوشی تلفن همراه، اوراق هویتی، کارت بانکی و رمز آن را ربوده است. وی عنوان کرد: شاکی ادامه داد، مرد سارق بعد از دزیدن اموالم با گوشی تلفن همراهم برای همسرم
قاضی حسن تردست کیست؟ ماجرای ریحانه جباری چیست؟+ عکس
حکم قصاص برای ریحانه جباری، قاضی تردست از این حکم دفاع کرد بود و در رابطه با آن توضیح داده است. او با دفاع ازنظر خود درباره این که چرا نظرش تغییر نکرده گفته است:چه چیزی ممکن است نظر بنده را در مورد پرونده ای که باکمال حوصله، تأمل و تعمق و در یک دادرسی عادلانه با رعایت تشریفات کامل آیین دادرسی کیفری توسط پنج قاضی رسیدگی شده و از ناحیه چند مرجع عالی قضایی اعم از دیوان عالی کشور و مراجع
زندگی مخفیانه قاچاقچی قاتل با تغییر چهره
کردم. بعد هم محل را ترک کردم. چند روز بعد متوجه مرگش شدم و فرار کردم. متهم به قتل با صدور بازداشت موقت روانه زندان شد. زندگی مخفیانه با ریش و کلاه گیس کلاه گیس گذاشتن وچهره گریم شده هم نتوانست هویت جعلی مرد قاچاقچی را پنهان کند. پشیمان از قتل و مدعی است برای دفاع از خودش مرتکب قتل شده است. شغلت چه بوده؟ در شهرستان کشاورز بودم، اما سیل به مزرعه
زن مسنی که برای خیانت 40 سال قبلش در دریا غرق شد
به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان ، یک مرد ایتالیایی به قتل همسرش در دادگاه اعتراف کرد. او گفت که همسرش را به خاطر خیانت در دریا غرق کرده است. دادگاه جیووانی بری (78 ساله) را به جرم قتل همسرش بریژیت پازدرنیک (77 ساله) که حدود 4 دهه پیش به او خیانت کرده بود به تحمل 24 سال زندان محکوم کرد. جیوانی گفت همسرش را بعد از اینکه متوجه شده با برادرش به او
تجاوز به لادن 22 ساله در خانه مجردی پسر پولدار
جلسه دادگاه لادن برای متهم درخواست اشد مجازات کرد و گفت: اگر می دانستم که هدفش سوءاستفاده از من است هیچگاه با او دوست نمی شدم. چراکه او زندگی من را نابود کرد؛ وقتی موضوع را به مادرم گفتم او شوکه شد و فقط در این مدت غصه خورده و نگران آینده من است.این ماجرا تأثیر بدی در روحیه من و خانواده ام گذاشته است. در ادامه مسعود در دفاع از خودش گفت: به هیچ عنوان بحث تعرض را قبول ندارم. من و لادن مدتی
محاکمه مالباخته به خاطر مرگ سارق
کردن با تلفن همراهم بودم که پسر جوانی سوار بر موتور آن را از من سرقت و فرار کرد. من هم بلافاصله او را تعقیب کردم اما او به یکباره خلاف جهت خودروها وارد اتوبان آزادگان شد و من هم تعقیبش کردم که دقایقی بعد با چند خودرو برخورد کرد و به زمین افتاد، خودم با اورژانس تماس گرفتم اما امدادگران اورژانس پس از حضور و معاینه این جوان مرگش را تأیید کردند. پس از آن راننده ای که با جوان سارق برخورد کرده و
ناگفته هایی از قتل دختر 16 ساله در تهران/ قاتل همچنان در بازداشت است
br/> وی درباره انتشار فیلم کوتاهی از خود در فضای مجازی می گوید: وقتی ماه ها گذشت و مستاصل تر از همیشه شدم فیلم کوتاهی در فضای مجازی منتشر کردم و در آن ضمن بازگو کردن ماجرا از مسئولان قضایی و انتظامی درخواست کمک کردم. چند روز پس از انتشار این فیلم بود که دادستان تهران به سرپرست دادسرای امور جنایی تهران دستور داد تحقیقات در این باره از سرگرفته شود. بنابراین بهلول به عنوان تنها مظنون این پرونده ب
مرگ مشکوک زن جوان در خانه
همزمان با مرگ مشکوک یک زن در خانه، مرد جوانی که همخانه وی بود از سوی بازپرس پرونده بازداشت شد. به گزارش ایران، ساعت یک بامداد 20 آبان، مرد جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از مرگ زن جوانی خبر داد. به دنبال اعلام این خبر مأموران کلانتری 132 نبرد راهی محل حادثه شدند. مرد جوان در تحقیقات گفت: چند سالی می شود که با مهرنوش همخانه هستم. من در تولیدی کار می کردم و به خاطر کرونا
خشنودی رهبر انقلاب، انگیزه فعالیت جهادی دختر مشهدی شد
پیری شد وی در ادامه سخنانش به خاطره ای اشاره می کند که ذکاوت و عاطفه در آن به هم آمیخته به طوری که با یک فکر هوشمندانه توانست اسباب تسلای دل مادر بیماری که مورد بی مهری فرزندانش قرار گرفته بود را فراهم کند، در این خصوص بیان می کند: اتفاقات خوب و لحظاتی که در نبرد بین مرگ و زندگی برنده این کارزار زندگی می شد هم کم نبود ما بارها شاهد لحظات شیرینی بودیم که بیمار بدخیم کرونا یی بعد از چند روز
خاطره یک خبرنگار از چشم پاکی یک رزمنده
شهر آبادان داشته باشید. برایم جالب بود، چون در زمان شاه در آبادان زندگی کرده بودم، پدرم نظامی بود و مدتی آبادان سکونت داشتیم. بعد از اینکه از آبادان رفتیم هر از چند گاهی به این شهر سری می زدیم، مخصوصا که عمه ام هنوز در آنجا زندگی می کرد؛ بنابراین براساس خاطراتم از کودکی ذهنیتی خوب نسبت به آبادان داشتم. اما بعد از انقلاب دیگر آبادان نرفته بودم. به هر حال از پیشنهاد استقبال کردیم. با
طالبان چشمان یک دختر افغان را از حدقه درآورد
. مردم و اقوام معتقدند پدر خاطره که مخالف کار کردن دخترش بیرون خانه بوده، او را به طالبان لو داده و آنها هم چشم های زن را گرفته اند. نکته اینکه خاطره ازدواج کرده بود و همسرش مشکلی با کار کردن او نداشت. او می گوید: کاش می گذاشتند یک سال کار می کردم و بعد این بلا را سرم می آوردند. سه ماه خیلی زود بود. اگر پس از یک سال بود، کمتر درد می کشیدم. من برای رسیدن به این کار خیلی تلاش کردم و برای خودم آرزوها و رویاهایی داشتم. حالا پدر خاطره بازداشت شده و خودش در خانه ای در کابل پنهان است.
رابطه پنهانی زن متاهل با سوپری محله خون به پا کرد
در بازجویی های اولیه اعلام کرد ضارب را نمی شناسد .اما پس از ترخیص از بیمارستان مرد میانسالی به نام علی را به عنوان ضارب معرفی کرد . وی گفت : مدتی است با زن جوانی به نام مریم آشنا شده ام. ما به یکدیگر علاقه مند بودیم و مریم که همسر دارد ، می خواهداز همسرش جدا شود. اما وقتی پدر او به رابطه دوستانه ما پی برد مرا به شدت کتک زد. چند روز بعد چون رابطه ام را با مریم تمام نکرده بودم
اشتباهی که مرد آمریکایی را میلیونر کرد
شماره خریده بودم، از دست خودم عصبانی شدم اما بعد از دقایقی همه چیز را فراموش کردم. او ادامه می دهد: وقتی چند روز بعد برای بررسی شماره های برنده به سایت مراجعه کردم دیدم هر 2 بلیت من هر کدام یک میلیون دلار برنده شده اند. آنچه را می دیدم باور نمی کردم. چند روز طول کشید تا باور کنم که به خاطر یک اشتباه یک میلیون دلار اضافی برنده شده ام.
تجاوز بی رحمانه در زندان با قتل پایان یافت
کرد و آن جوان هم به خاطر ترس از حمید نمی توانست اعتراضی کند. یک روز متوجه گریه های این جوان شدم و تصمیم گرفتم به حمید بفهمانم که نباید هرکاری دوست داشت در زندان انجام دهد. روز حادثه در ساعت هواخوری من چاقوی دست سازی را که خودم درست کرده بودم برداشتم تا با مقتول درگیر شوم. وقتی درهواخوری به هم رسیدیم من به او حمله کردم و با تهدید گفتم که اگر یکبار دیگر پسر جوان را اذیت کند با
خودزنی برای فرار از مجازات!
تحویل کارآگاهان اداره جنایی شد. او که ابتدا مدعی بود توسط مرد 65 ساله ساکن در بلوک 4 هدف ضربات چاقو قرار گرفته است، در بازجویی های تخصصی به ناچار حقیقت ماجرا را لو داد و گفت: این خودزنی ها را برای فرار از مجازات انجام دادیم اما من قاتل نیستم. او ادامه داد: زمانی که با حسن (مرد 65 ساله) و دیگر اعضای خانواده او درگیر شدیم، خواهرزاده ام به همراه دوستش از راه رسیدند و مجتبی (خواهرزاده) با
همخوابی بی شرمانه زن جوان تهرانی با سوپر مارکتی
به مأموران گفت که ضارب را نمی شناسد اما پس از ترخیص از بیمارستان در ادعایی تازه عنوان کرد که توسط مرد میانسالی به نام حسن زخمی شده است و در توضیح ماجرا اظهار کرد: من و حسن در نزدیکی هم مغازه داریم. چند ماه قبل وقتی برای اولین بار دختر حسن به نام فریبا را دیدم به وی علاقه مند شدم و چند روز بعد هم تلفنم را به او دادم. اما بعد از اینکه فریبا با من تماس گرفت متوجه شدم شوهر دارد و به همین خاطر خواستم
انکار ضرب و جرح مرد مزاحم
این تناقضات چیست؟ شاکی: آن روز در بیمارستان بودم و پدرم بالای سرم ایستاده بود. خانواده ام نمی دانستند من با دختری جوان رابطه دارم اما وقتی متوجه ماجرا شدند، تصمیم گرفتم حقیقت را بگویم. در ادامه قاضی با توجه به ادعای شاکی که گفته بود از آن دختر یک فایل صوتی دارد که گفته است ضارب پدرش است، با آن دختر تماس گرفت. دختر جوان در پاسخ قاضی این ادعا را رد کرد و گفت، چنین حرفی نزده است
قتل برادر در حمایت از پدر
ضربات چاقو را زدم و برادرم روی زمین افتاد، آن قدر ترسیدم که نفهمیدم باید چه کنم. به پدرم گفتم من را تحویل پلیس ندهد و او هم قبول کرد. قرار شد بگوییم یک نفر برادرم را کشته و ما خبر نداریم و شاید ماجرا به اختلافاتش در فروش مشروب برمی گردد. بعد از اعترافات متهم کیفرخواست علیه او صادر و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی پدر و مادر مقتول اعلام
اختلاف پسرخاله ها برسر یاقوت های قلابی
ام است. او سر ما را کلاه گذاشته است. چند روز قبل پیش من و پدرم آمد تا سنگ یاقوت به ما بفروشد. من و پدرم در کار خرید و فروش نقره، سنگ های قیمتی و عتیقه هستیم. پسرخاله ام می گفت سنگ ها را از فردی خریده و قصد دارد با ما وارد معامله شود. به خیال اینکه حقیقت را می گوید 4سنگ یاقوت را از او خریدیم و مبلغ 40میلیون تومان به حسابش واریز کردیم. اما او فریب مان داد، چرا که هنگام فروش سنگ ها متوجه شدیم که تقلبی
پدر و مادر از قصاص پسرشان گذشتند
کنترلم را از دست دادم. بعد چاقو را از او گرفتم و به سمتش پرتاب کردم که چاقو به او خورد و زخمی شد. قصدم کشتن او نبود فقط می خواستم از پدرم دفاع کنم و به برادرم بفهمانم که حق ندارد پدرمان را کتک بزند. پس از آن آنقدر ترسیدم که به پدرم گفتم مرا تحویل پلیس ندهد و او هم قبول کرد. قرار شد بگوییم که یک نفر نریمان را کشته و ما خبر نداریم. بعد از اعترافات متهم، کیفرخواست علیه او صادر و
دعوای 2 زن باعث نابینایی شوهر شد
، پسر بیتا با چاقو ضربه ای به چشم چپم زد و چند ضربه هم به بدنم زد. من خونین روی زمین افتادم. شهریار و همدستانش که تصور می کردند من واقعاً مرده ام، مرا رها کرده و از محل متواری شدند. با کمک همسایه و خانواده ام به بیمارستان منتقل شدم. کوری یک چشم مرد میانسال در ادامه به بازپرس شعبه سوم دادسرای جنایی تهران گفت: در بیمارستان تحت درمان قرار گرفتم، اما به خاطر ضربه چاقویی که
اختلاف پسرخاله ها بر سر یاقوت های قلابی
/> حدس پلیس درست بود؛ راننده و سرنشین دیگر پژو که پدر و پسر بودند قصد داشتند نفر سوم را که از بستگانشان بود، گروگان بگیرند اما او با آنها درگیر شده بود و پدر و پسر در عملی کردن نقشه خود ناکام مانده بودند. پدر و پسر گروگانگیر بازداشت شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند. پسر جوان در توضیح ماجرا گفت: شاکی پسرخاله ام است. او سر ما کلاه گذاشته است. چند روز قبل او پیش من و پدرم آمد تا به ما سنگ یاقوت
رهایی از اعدام پس از 2 قتل + زدن چاقو به وحید مرادی در زندان
مرد زندانی که به اتهام دو قتل و همچنین زدن چاقو به وحید مرادی به مجازات محکوم شده و دوران حبس خود را می گذراند با پرداخت دیه به خانواده مقتولان و جلب رضایت آن ها بعد از 13 سال آزاد شد.
شگرد جدید گوشی دزدی از دانش آموزان!
با اعلام شکایت دو نوجوان 15 ساله در مشهد، مشخص شد که گوشی دزدان، شگرد جدیدی را برای سرقت گوشی تلفن همراه دانش آموزان در حاشیه شهر آغاز کرده اند. به گزارش خراسان، ماجرای این پرونده چند روز قبل از آن جا آغاز شد که چند نوجوان دانش آموز از منازلشان بیرون آمدند و کنار دیواری در منطقه سپاد مشهد نشستند. این نوجوانان هم محله ای که با یکدیگر دوست بودند، گوشی های هوشمند خود را از جیب هایشان
اعدام برای عامل تعرض به دختر جوان
که امتحان می گیرد می شناسم. او هم خوشحال شد و سوار ماشینم شد. راستش فکر نمی کردم به همین راحتی حرفم را باور کند، اما او خیلی راحت حرفم را قبول کرد و وقتی سوار ماشین شد آن قدر وسوسه شده بودم که نتوانستم در برابر التماس های او دلسوزی کنم و او را مورد تعرض قرار دادم. بعد از اعتراف این مرد پرونده تکمیل و برای محاکمه آماده شد. روز محاکمه یک بار دیگر متهم و دختر جوان در دادگاه حاضر شدند. متهم باز هم