سایر منابع:
سایر خبرها
های ویژه قرار بگیرد. در بسیاری از موارد، مشخص است امیدی به بهبودی بیمار نیست اما به آی سی یو منتقل می شود و مدتی بعد هم فوت می کند. در این میان، فقط یک هزینه سنگین مالی به خانواده او تحمیل می شود. من موردی سراغ دارم که بیمار بعد از چندین روز نگهداری در آی سی یو از دنیا رفت و خانواده او هم داغدار شدند و هم به لحاظ مالی، ورشکست. اما بعد از ایجاد نقاهتخانه ها، وقتی مشخص می شد بیمار قابل درمان نیست
افتاد. یعنی او را دو ماه در خانه ات حبس کرده بودی؟ بله، حدود 40 تا 50 روز پیش من بود. من روز ها بیرون می رفتم و در را روی او قفل می کردم و شب دوباره پیش او می آمدم. او را مورد آزار و اذیت هم قرار دادی؟ نه، من به او کاری نداشتم و او پیش من همیشه لباس به تن داشت. پس چرا او را به قتل رساندی؟ او به من و خانواده ام فحاشی کرد که عصبانی شدم
مسابقات نمایندگان استان در لیگ آزادگان از صداوسیما انتقاد کرد و گفت: اینکه بگویند ملاک ما در پخش مسابقات فقط لیگ برتر است، پذیرفتنی نیست و استان های دیگر مسابقات لیگ یک را پخش می کنند. به گفته وی با توجه به بدون تماشاگر بودن مسابقات، صداوسیمای بوشهر باید مسابقات شاهین و پارس جنوبی و در آینده ایرانجوان را پخش مستقیم کند تا جوانانی که به خاطر کرونا بسیاری از تفریحات را از دست داده اند، از پخش زنده
ساخته می شد اسباب را می ریختند توی خانه و مبارک باد ی می گفتند و می رفتند، بدون اینکه یک ریال دستمزد بگیرند. می خندد و می گوید: یادش بخیر، انگار با هم قوم و خویش بودیم. سیزده به درها همه در یکی از بیابان های دور و بر جمع می شدیم، هرکسی هر خوراکی در خانه داشت می آورد یک چیزی می پختیم و با هم می خوردیم و دور هم خوش می گذراندیم. پیرمرد در مرور خاطراتش صبح هایی را به یاد می آورد که با صدای
ماندگارترین خاطره اش از جنگ بشود: آن پسر پانزده شانزده ساله که تازه پشت لبش سبز شده بود، آغشته به خاک و خون، روی برانکار دراز کشیده و قلبش در معرض هوا بود. ویکتور هیچ وقت نتوانست برای خودش روشن کند چرا سه انگشت دست راستش را داخل آن زخم باز گذاشت، قلب را به آرامی در میان انگشتانش گرفت و چندین بار با ریتم آرام و طبیعی به آن فشار آورد. حتی یادش نبود این کار چقدر طول کشید: شاید سی ثانیه و شاید هم یک عمر. ناگهان
خانه نوحه می گذاشتم و حین گوش دادن به مداحی برای امام حسین (ع) کارهایم را می کردم. همه سال هایی که با همسرم زیر یک سقف آمدیم، یادم نمی آید حتی یک بار نماز همسرم قضا شده باشد. در 50 سالی که ازدواج کردم، یادم نمی آید کوچک ترین حرفی را خصوصا در مورد بچه ها از پدرشان مخفی کرده باشم. اگر یک روز بچه ها از مدرسه دیر به خانه می رسیدند، شب به پدرش اطلاع می دادم. حرف هر دویمان یکی بود. روی حرف پدرشان حرف نمی
به گزارش ایسنا، آدین، نوزاد دوماهه ای که گواهی فوت او 9 آذر در بیمارستان امام خمینی (ره) ایلام صادر شده بود، در غسالخانه آبدانان با هوشیاری مسئول غسالخانه زنده تشخیص داده شد و در نهایت پس از انتقال به بیمارستان رسول اکرم (ص) آبدانان و اعزام به بیمارستان ابوذر اهواز، تلاش های تیم پزشکی برای زنده نگه داشتن او بی نتیجه ماند و درگذشت. دکتر محمد کریمیان ، رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایلام در
ناگفته های پدر نوزاد آبدانانی که 2 بار جان باخت! / 3 ساعت در جاده چه گذشت آدین که به دنیا آمد، خانواده ایمانی گل از گلشان شکفت. دومین فرزندشان پس از مدت ها چشم انتظاری چشم باز کرده بود و تولد او یعنی خانواده آن ها حالاچهار نفره شده است. اما این خوشحالی زیاد دوام نداشت و پزشکان اعلام کردند از همان بدو تولد آدین دچار کمبود اکسیژن است و شرایط جسمانی خوبی ندارد. به این ترتیب