سایر خبرها
110دقیقه باشجونی درباره سیداحمدوسیدحسن خمینی،آیت الله جنتی،احمدی نژاد،سعیدمهدوی کنی و..
او، از مردم عذرخواهی کنید؟ حتما محبوبیت روحانی کمتر شده است. ایشان با کلید آمده اما قفل بر روی قفل زده است. امیدوارم بتواند جبران کند. خیلی ها می گویند او دوره بعد رای نمی آورد. نه چرا باید عذرخواهی کنم؟! در آن شرایط و در آن زمان وظیفه ما این بود. شما ممکن است 20 سال پیش یک دختر بچه را از سیل نجات بدهید. حالا بیست سال دیگر این دختر بچه لانه فساد تشکیل می دهد؛ آن وقت درست است
پلیس فتا حواسش به ابطحی هس
"پلیس فتا حواسش به همه چیز هست" اصطلاحی که این روز ها در فضای مجازی بسیار می بینیم، اصطلاحی که پسرجنجالی فضای مجازی باب کرد و حالا همه گیر شده است . محمد علی ابطحی هم در آخرین پست اینستاگرامی خود تصویری از دستان پشت پرده یک قاب را منتشر کرده است و گفته پلیس فتا حواسش به همه چیز است . متن پست وی به شرح زیر است : این دوتا دستی که این تابلوی چلچراغ رو گرفته اند و من هم این قدر خجالت کشیده ام ، هیچ نسبتی با من ندارند . بقول اون آقاهه ، پلیس فتا حواسش به همه چیز هست ! منبع: باشگاه خبرنگاران ...
فصل آخر (فاطمه کاظمی نور الدین وند(شیوا))
؟! دنیا دور سرم می چرخید ، دستم رو به چارچوب در گرفتم وگر نه نقش زمین میشدم ، پلیسا گفتند که بالای سر مال دزدی موقع تقسیم مال راپورتشونو دادن تا خواستیم بگیریمش فرار کرد و اینجا گیرش انداختیم ، هوشنگ که تقلا میکرد خودش رو از دست پلیسا در بیاره ، مدام قسم میخورد که آبجی به خدا من کاری نکردم ، تقصیر من نبود ، من کاری نکردم ،یکی از پلیسا هولش داد و گفت راه بیفت برو تو ماشین ، نگاهی به جمعیت کردم ، همه مثل
کدام سبک زندگی؟
حجابی و آرایش های آن چنانی و مواردی ازین دست، در کنار عدمِ حضورِ کاملِ چیزی به نام خدا! از روی تمهیداتِ لیلا برای بیرون آمدن از شرایط ِ بحرانی اش می شود سبک زندگی شان را متوجه شد. (تمهیداتِ لیلا: کار و شغل جدید، خرید لباس و کفش، حضور در مهمانی، پرسه در خیابان ها، رقص و...) می گویم سبک زندگی شان چرا که این هم یکی از ایراد های این رمان است که همه مثل هم زندگی می کنند. این عیب آن جا بدجور توی ذوق می
دانلود امیر تتلو | آهنگ جدید امیر تتلو | کلیپ های امیر تتلو | دانلود اهنگ تتلو
امیر تتلو و دانلود آهنگ های امیر تتلو : امیر مقصود لو معروف به تتلو در شهر تهران در ساله 1362 به دنیا اومده و از سال 1379 با موسیقی رپ اشنا شده ( قبلش یه 2 سالی پاپ میخونده ) و در سال 1380 با سفر به دبی و اشنا شدن با شاهرخ تونست سبک ار ان بی رو به صورته کامل فرا بگیره و بعد از اون وارد ایران شد و شروع کرد به ار ان بی خوندن با رپرهای بزرگ اون موقع مثله توهی و پیشرو و ابلیس و تیغه و ...... امیر
شوخی های جالب و خنده دار اینترنتی :29 آبان 94
رو فیلتر میکنن، آخر یه کاری میکنن مثل این سرخپوستا با دود و آتیش یا همدیگه ارتباط برقرارکنیم. بالاخره پلیس فِتا حواسش به همه چیز هست. 14. انقد حرصم میگیره میریم رستوران میگیم فلانی چی میخوری میگه فرق نداره. خب بنال چی میخوری دیگه! 15. دیه هامون هم که با هم برابر شد، تو جابجایی مبلا باید کمک کنید دیگه. 16. بعد از ثروت ناعادلانه ترین توزیع در جهان اعتماد به نفسه
همزمان با انتشار آلبوم جدیدش، وارد زندگی گذشته و امروز ادل شوید و از جزئیات ترانه های آلبوم بخوانید/ ...
شویم که سکوتش نشاندهنده وضعیت طبیعی اش نیست: "کلی صبر کردم که فرانک اوشن لعنتی آلبومش رو منتشر کنه. زمان خیلی طولانی صرفش شد. چیز احمقانه ای هست که تولید کردم، مگه نه؟" در همان حال ادل اجازه نداد تا موفقیت باعث غرورش شود. او همچنان خودش را "یک دختر معمولی از لندن" می داند البته دختری که اتوموبیل کوچکش با یک رنج روور که محافظان شخصی اش در آن حضور دارند همراهی می شود. آلبوم 21 او با سبک
پسر جنجالی تلگرام به دام افتاد
/> دوستات؟آره. دختر بودن؟آره. چند نفر؟14 تا دختر بودن و 28 تا عکس (سرش را تکان می دهد و به گریه می افتد) به خدا شرمنده ام. هیچ وقت فکر نمی کردم کارم به اینجا بکشه. . . به خدا پشیمونم. کل ماجرا رو توضیح می دی. . . 17آبان، گوشی هوآوی v6 من گم شد؛ توی اون گوشی ام یه سری عکس از دوستام بود که مربوط می شد به سه چهار سال پیش؛ به خدا من این عکس ها رو پخش
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَرُّ الْوَفِیُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْقاَّئِمُ الاْمینُ
سال سوم هجری در مدینه به دنیا آمد. البته شیخ کلینی در کافی با نقل روایتی ولادتش را سال دوم گزارش کرده است. نامگذاری بنابر روایات، هنگام تولد امام حسن محتبی، خدا به جبرئیل فرمود برای محمد (ص) پسری متولد شده، به نزد وی رو، سلام و تهنیت رسان و بگو: به راستی که علی نزد تو به منزله هارون است نسبت به موسی ؛ پس او را به نام پسر هارون نامگذاری کن. جبرئیل آمد و از سوی خدا به پیامبر (ص
شاهزاده ی روم حاصل تلاش انیمیشن سازان ایرانی با دست خالی است/انیمیشن آمده تا کاستی های سینمای پس از ...
به گزارش شیرازه رجا نیوز نوشت: به قول علیرضا رضاداد همچنان فضای جشنواره ی سی و سوم به طرز مشکوکی آرام است؛ چرا که تا اینجای جشنواره، جشنواره حاشیه ی خاصی نداشته، اما در مقابل، غافلگیری ها زیادند. چنانکه پخش فیلم ها هر روز مجموعه ای از غافل گیری های مختلف را برای مخاطبین ایجاد می کنند. اینکه چرا تمام جشنواره به بخش هنر و تجربه تبدیل شده و این همه فیلم هنری در یک سال روانه ی جشنواره شده
متهم:3 سال است عکس دختران را منتشر می کنم
/> چند نفر؟ 14 تا دختر بودن و 28 تا عکس. به خدا شرمنده ام. هیچ وقت فکر نمی کردم کارم به اینجا بکشه... . کل ماجرا را توضیح بده. 17 آبان بود که گوشی من گم شد. توی اون گوشی یه سری عکس از دوستام بود که مربوط می شد به سه چهار سال پیش؛ به خدا من این عکس ها رو پخش نکردم. من حتی توی دادسرای سعادت آباد بابت گم شدن گوشی ام شکایت کردم. ولی پلیس می گوید هیچ شکایتی از تو هیچ جایی ثبت نشده
مسکن از خواب زمستانی بیدار می شود؟
مشکل میباشد باور ندارید با یه فرد بی غرض و باسواد مشورت کنید که اقتصاد امروز کشور آشنایی کامل داشته باشد تا متوجه امور گردید.. وسلام با این درآمدها و بیکار شدن و تعطیلی کسب و کارها پول مردم فقط در حد خرید روزمره کفایت میکنه ، ساختار تقاضای مسکن به کل عوض شده و دیگه با وام و پس انداز نمیشه خونه خرید خدا وکیلی احسن بر گفتارت حرف ته دل همه را زدی وچیزی جا نگذاشتی مرده که دیگه زنده نمیشه. اگر سازندگان شروع به ساخت و ساز بکنند و دست دلالان کوتاه بشود و به قیمت عرضه کنند و قطعاً بازار از رکو خارج خواهد شد. ...
جوجه اردک زشت
آنها گفت: هر وقت که به این خانم رسیدید سرتان را پایین بندازین و برایش کوئک کوئک کنین. پس اردک پیر به او گفت: همه ی بچه هات خوشگلن جز اون یکی که از بقیه بزرگ تر است. منظور او همانی بود که دیرتر از همه به دنیا آمده بود. بعضی از اردک ها هم وقتی آنها را می دیدند خوششان نمی آمد و می گفتند: چه فایده دارد که این همه به جمعیت اردک ها اضافه می کنند. اون یکی رو نگاه کن. چه قدر بدترکیب و زشت است
کفش قرمزی
آنها هم به کفش های او زل زده بودند و از تعجب ماتشان زده بود. کشیش پیر دستش را روی سر کارن گذاشت که از او قسم بگیرد که مسیحی خوبی بشود چون کارن هم مثل همه ی آدم های آن شهر باید مسیحی می شد. اما حواس کارن به حرف های کشیش نبود. او در فکر کفش های قرمز زیبایش بود. در آن حال مردی شروع به سرود خواندن کرد و بچه های دیگر هم با او شروع به خواندن کردند اما کارن سکوت کرده بود و حواسش به کفش هایش بود
پیرمرد دانا
دانه تخم مرغ می خواستم از این زن همسایه قرض کنم که هر وقت تو اومدی برات نیمرو درست کنم اما اون گفت: شما یک درخت سیب دارین اما یک دانه از سیب هاتون رو به ما ندادین حالا آمدی و تخم مرغ می خواهی. وقتی این رو گفت خیلی به من برخورد، راهمو کشیدم و دست خالی برگشتم خونه اما حالا می تونم برم همه ی این سیب گندیده ها رو بهش بدهم تا روش کم بشه. همان موقع هر دو مرد انگلیسی زدند زیر خنده و گفتند: خیلی جالبه
چهره ها در شبکه های اجتماعی
عکس آتلیه ای سام درخشانی و همسرش عسل خانم که برای مجله زندگی ایده ال گرفته شده است. از سری عکس هایی که این روزها در شبکه های اجتماعی بسیار دست به دست چرخیده و با نظرات فراوانی رو به رو شده است. نظراتی که بیشتر آن ها به یک نکته نه چندان مهم اشاره می کند. با آرزوی خوشبختی برای سام عزیز و همسر محترم. خیلی زود یک سال شد. یک سال از پرواز ابدی مرتضی پاشایی گذشت ولی هنوز باور آن برای جامعه
کودک مرده
هنوز مادر، بچه اش را نداده بود که دفن کنند. در آن چند روز هرچه شوهر و دخترهایش با او صحبت می کردند او به حرف های آنها گوش نمی داد. آن بینواها در آن چند روز مجبور بودند همه ی کارهای خانه را خودشان انجام دهند چون او فقط بچه را بغل می کرد و نازش می کرد و به یک جا زل می زد. گاهی هم رو به آسمان می کرد و حرف های کفرآمیز می زد: ای خدا! تو چرا با من این جوری کردی؟ چرا بچه ی نازنینم را از من گرفتی؟ تو که
چه کسانی حواسشان به همه چیز هست؟
این روز ها بحث اساسی مردم در فضای مجازی اینه که چه کسانی حواسشان به همه چیز هست. ما می خواهیم بخشی از افرادی که در حوزه های گوناگون حواسشان به همه چیز هست را به شما معرفی کنیم. 1- در حوزه فامیل های نسبتاً نسبی، دختر خاله ها و خواهر ها و زن داداش ها به چشم فامیلی همیشه حواسشون به شما هست که کی، چه کامنتی برای شما می ذاره، چرا گوشی تون رو برعکس می ذارید روی میز، این موی بلند شنیون شده
یک تار مو
هنوز آفتاب خوب و دلچسب روی گندم های سبز افتاده بود و پرندگان شادی می کردند و یکی از گل ها هم برای گل های دیگر سخنرانی می کرد، اما حرف های او مثل حرف های کشیش وحشتناک نبود. او می گفت: خدا خیلی مهربونه، اون همه ی ما رو دوست داره. شب شده بود و کشیش و همسرش در خانه ی خود بودند. زن کشیش غمگین و افسرده یک گوشه ای نشسته بود. کشیش از او سؤال کرد: چرا ناراحتی؟ زن جواب داد: چرا ناراحتم؟ با این
مردم کتاب نخوان سر ذوق آمدند/ چیستا یثربی، نویسنده پاورقیِ پستچی کیست؟
ازدواج و زندگی کردن باشد، خیلی چیزهای دیگر را هم لازم دارد. نه در دوره من این حرف ها نبود. فرق دوره من با تو همین بود که وقتی در این حد عاشق کسی می شدی، می خواستی در همان لحظه با او ازدواج کنی. من به پدرم خواهش می کردم و می گفتم تو رو خدا بیا بگذار همان روز پادگان محرم شویم. من می ترسیدم چنین گنجی را از دست بدهم. در دوره من جنگ بود. روز به روز زندگی می کردیم. من نمی دانستم علی را وقتی از
برگی از آسمان
نگاه کند. برگ های لطیف گیاه را یکی یکی با دست های کوچکش ناز کرد و گل ها را بو کرد و از بوی برگ ها و گل های رنگی مست شد. دوست داشت که یکی از گل ها را بکند اما دلش نیامد و به جایش یک برگ کند و لای کتاب مقدس گذاشت. مدتی بعد دخترک مریضی سختی گرفت و از دنیا رفت. وقتی می خواستند او را دفن کنند کتاب مقدسش را که هنوز آن برگ لایش بود را زیر سرش گذاشت و به همراه آن خاکش کردند. هنوز آن گیاه در
دخترخاله ها ناتنی از آب در آمدند!
، برای دو ،سه سال پیش، که پخش شد... - دوستات؟ آره. - دختر بودن؟ آره؟ - چند نفر؟ 14 تا دختر بودن و 28 تا عکس. به خدا شرمنده ام. هیچ وقت فکر نمی کردم کارم به اینجا بکشه... به خدا پشیمونم. - کل ماجرا رو توضیح می دی... 17 آبان، گوشی هوآوی v6 من گم شد؛ توی اون گوشی ام یه سری عکس از دوستام بود که مربوط می شد به سه ،چهار سال پیش؛ به خدا من این عکس ها
(تصویر) تیتر جالب یک روزنامه درباره پسر تلگرامی
جوانی که پخش شدن 28 عکس از وی به همراه 14 دختر در شبکه های اجتماعی و تلگرام وی را حسابی مشهور کرده بود، دستگیر شد. پسر جوان پس از بازداشتش با ابراز پشیمانی از این ماجرا می گوید: انتشار کلیپی که در آن گفتم پلیس فتا حواسش به همه چیز هست بزرگترین اشتباه زندگی ام بود. روزنامه آفتاب یزد با انتشار عکس این جوان در صفحه نخست خود که به پسر جنجالی تلگرام معروف شده نوشت: دخترخاله ها ناتنی از آب درآمدند! .
طنز/ جدیدترین اظهارات پسر پرحاشیه تلگرامی و دختران اغفال شده!
تلگرام رو نخورن که ایشالا زودتر فیلتر شه همه راحت شیم. من اصلا فکرشم نمی کردم قضیه به اینجا بکشه و دستگیر بشم. دست بچه های پلیس فتا درد نکنه که مراقب اشتباهات ما جوون ها هستن. من که پشیمونم ولی به بقیه توصیه می کنم که نکنن این کارو و مراقب باشن. *دختر اغفال شده شماره 17: (در حالی که با دستمال اشک های گوشه چشمش را پاک می کند، توضیح می دهد): اون روز توی خیابون داشتم می
شاهزاده ی روم حاصل تلاش انیمیشن سازان ایرانی با دست خالی است/هدف مان این است که در بازارهای جهانی اکران ...
جر و بحث می کردیم و واقعاً هم امکانش نبود. این پروژه واقعاً در سختی انجام شده است. یکی از آرزوهایم این است که دو سال در یک پروژه کار کنم و از بعد از نگارش فیلمنامه 22 یا 24 ماه بتوانیم تولیدش را انجام بدهیم. ولی باید به این نکته توجه کرد که این کار زمانی دارد شکل می گیرد که در مملکت مان سینمای انیمیشن و کار با کیفیت نداریم. این اولین تجربه ی با کیفیت کار انیمیشن در سطح سینمایی با همه ضعف هایش هست
پخش 28 فیلم در 2 روز از تلویزیون
ماجرا می شوند از ترس پدرش فرار می کند و در نهایت با کمک دوست سوم که در خانواده ای فرهنگی بزرگ شده است به خانه باز می گردد و ... فرخ نعمتی، پرویز فلاحی پور و رزیتا غفاری در فیلم تلویزیونی غریبه ایفای نقش کرده اند. فیلم سینمایی یک مایل در چهار دقیقه به کارگردانی چالرز اولیور، روز جمعه 29 آبان ماه 14:30 از شبکه سه سیما پخش می شود. در خلاصه این فیلم با بازی کام گیگاندت
پخش ترانه با صدای زن در تاکسی ها، حتی محرم و صفر را هم نمی شناسد
خیلی مؤدب به راننده گفت: آقا ببخشید لطف کنید صدای ضبط رو کمتر کنید. راننده یا نشنید، یا خود را به نشنیدن زد که باعث شد آن زن دوباره تکرار کند: آقای راننده! بی زحمت صدای ضبط رو کم کنید یا خاموشش کنید. راننده که مرد جوانی بود، صدایش را بلندتر از صدای ضبط کرد و گفت: گوش کردن به آهنگ هم جرم شده؟ یا گناه کبیره هست؟ چرا دوست دارید مردم همه اش افسرده باشند؟ مگر آهنگ گوش کردن من به
بازداشت پسر پرحاشیه تلگرام +تصاویر
خانواده اش اقدام به انتشار عکس های خصوصی در شبکه های اجتماعی کرده است. این فرد در این ویدئو خطاب به افرادی که عکس های وی را منتشر کرده اند، گفت: پلیس فتا، پلیس خوبی است و حواسش به همه چیز هست و این فرد تا آخر ماجرا این موضوع را پیگیری می کند. در همین حال روز گذشته ماموران پلیس فتا اعلام کردند وی را دستگیر کرده اند. سید محمود حسینی عکاس تسنیم از جوان متهم عکاسی کرده است. اگر راست
بنیاد در آینه مطبوعات
خیلی گذشته بود. شب بود. دایی و زن دایی قرار بود به مهمانی بروند. مامان، پیشنهاد کرد که او را هم با خودشان ببرند. اتفاقا حال مامان هم زیاد روبه راه نبود. هرچه دایی اصرار می کرد ببرندش دکتر، قبول نمی کرد، به دایی می گفت: آسیه خونه که باشه، همه اش بهونه می گیره و حوصله اش سر می ره. من که زودتر حاضر شده بودم، بین حرف هایشان رفتم دم در و روی پله ها منتظر نشستم. همان طور که نشسته بودم، آقایی به من نزدیک شد
آسمان آبی
/> صدایی کشدار اعلام کرد:”190 به باجه دو، 191 به باجه سه.” قبض را از کیف بیرون آورد. دستی کوچک به پهلویش خورد. سرش را برگرداند. دوربینی پلاستیکی روی صورت کوچکی بود. “چرا شما رو نمی بینم؟” دست کشید روی موهای دختر. “چون با دوربین، چیزهایی که دوره، میشه دید.” دختر دوربین را به طرفش گرفت. “ تو هم منو نمی بینی؟” زن دوربین را گرفت و روی چشم هایش گذاشت و به روبه رویش