شیطنت موج می زد
سایر منابع:
سایر خبرها
عبدالرحمان بدوی؛ نوسازی سنّت اسلامی از نگاهی دیگر
است پرداخته و دامن ابن مقفّع را از این دست گزارش ها زدوده است. این مقاله به روشنی این نکته را نیز بیان کرده است که چه بسا برخی از آثار و نوشته های ابن مقفّع توسّط بعضی از راویان غیر ایرانی مورد دستبرد و غارت قرار گرفته باشند. [13] بدوی دو سال پس از نگارش کتابش درباره تاریخ الحاد و زندیقان در اسلام اثری به همان سبک و سیاق درباره جریان معنویت گرا در تاریخ اسلام نگاشت که نشان می داد مسأله
عرفان در ادبیات | راز گُل سُرخ
متن جا نمی گذارد. شاعران نفرین شده با ژانر عرفانی تعریف می شوند. زمان و مکان نیز در وضعیت حال، دگرگون است و وضعیت هایی دیگری مثل بهشت مصنوعی، عالم مثال و... را نشان می دهد. حال، ویژگی مشترک تمام نوشته های عرفانی است. خارج شدن از مکان و زمان و در جایی قرار می گیرند که سهروردی به آن ناکجاآباد می گوید. حضور نیز یکی از ویژگی نوشته های عرفانی است. حس پیام گونۀ که عرفان
روایت تسنیم از قصردشت و درختانی که ایستاده می میرند / ریه های شهرمان حال خوشی ندارند
مهیب سال 97 و حجم زیاد آبی که در پای درختان چند روز جاری بود، طور کلی شسته شد و خاک باغچه ها از بین رفت و درخت ها نیز که تاب تحمل وزن درخت و همچنین بادهای سنگین آن موسم را نداشتند کمی کج شده و به سمتی متمایل شدند. شهروندی دیگر که به گفته خودش نزدیک به 50 سال است در آن محله زندگی می کند نیز به ما گفت: احتمالا به سبب حریم سازی و بتن و سیمانی که به خاطر جدول کشی و تفکیک درخت از پیاده رو و
ماجرای 18 روز محاصره حاج قاسم در حلب/ اولین بار همه چیز را ازدست رفته دیدم/ گفتگو با سردار چهارباغی
. برای همین قسمتی از راه را از مسیرهای فرعی رفتیم تا به حمص رسیدیم و از آنجا به حماه رفتیم. همان شب اول در حماه، حسین بادپا را دیدم که به او حسین کرمونی می گفتند. ابومحمد کار داشت و برای همین به من گفت با حسین [بادپا] برو تا مناطق را به شما نشان بدهد. او هم من را به خطوط مقدم برد و جاهای مختلف را نشانم داد. بسیاری از مناطق، روستاها، خانه ها و خیابان ها ویران شده بودند. این م
بدون تعارف با شهریار مشیری/ صنایع و بنادر هرمزگان در خدمت استان نیستند+فیلم و عکس
در پیدا و پنهان رفتار خویش، نگاهی انتقادآلود از عملکرد دولت روحانی داشت. با وی در منزل پدری اش در ساحل محله سرریگ یکی از قدیمی ترین محلات بندرعباس با طبیعتی بی مانند در حصار یک خانه قدیمی اما پرخاطره و درست در روزی که او 63 ساله شد، به گفت وگو نشستیم. او نسلی از هرمزگانی های تحصیلکرده و فرنگ دیده است که روحیه ملی و میهنی خویش را هرگز فراموش نکرده و عمیقا به شکوه و جلال ایران و ایرانی
او از وادی عرفان به عرصه سیاست گام نهاد
وصیتنامه اش نوشته است: استادم پرورش! شما با اخلاصتان مرا سوزاندید!... ببینید چقدر اثر این اخلاص، عمیق بوده است که این شهید بزرگوار این جمله را در وصیتنامه اش آورده و این سوختگی همان عرفان و عشق به حضرت حق است که در جان آنان شعله ور شده بود و آنان را تا مرز شهادت پیش برد. بسیاری از شهدای مدفون در گلستان شهدای اصفهان هر یک کم و بیش از معارف استاد پرورش در آن سال ها بهره مند بودند و هر یک خاطراتی دارند
باغ های ایرانی، بهشت فراموش شده ایران
حکم بهشت را دارد؛ سرزمینی که تابستان هایش آفتاب تا آنجا که می تواند می سوزاند و زمستان هایش سرمای خشکی دارد، بارش ها کم و آب به آسانی در دسترس و همه جا نیست و چه چیز بهتر از خنکای دلچسب و صدای شُرشُر آب در سرزمینی که همیشه در جدال با خشکی است، درخت ها و خنکای شاخه سارهایشان، عطر گل های سرخ و نسیمی که از فراز دامن مواج حوض می آید، جوی هایی که در چهارطرف باغچه ها روان هستند و می روند تا با گردش در پای
گفت وگو با حاج حسن متقی که هم با دشمن جنگیده و هم با بیکاری
دنیای کامل برای پرسه زدن در خیال و آرامش تبدیل می کند. وجود باغچه ای پر از گل و برگ، حس سرزندگی را در وجود هر بیننده ای ایجاد می کند. سمت راست حیاط راه پله ورودی ساختمان قرار دارد. وارد خانه می شویم. خانه ای ساده، بی ریا و صمیمی دارند. گپ و گفتمان گل می اندازد. در این گفتگو با حاج حسن متقی آشنا می شوید. تولید آرد در روستا من زاده روستای لوخی از توابع قلندرآباد فریمان هستم. روستای
به قدس خواهیم رسید
و کناری نیست که درباره آن ننوشته باشم. مشهورترین آوازهای حلبی نوشته من است و برخی از کارهای من وارد میراث و فرهنگ حلب شده است. از سال 1995 به بیروت رفتم، بیشتر خوانندگان لبنانی از قصاید من استفاده کرده اند، آنچنان که1750 سروده غنایی من توسط خوانندگان مورد استفاده قرار گرفته است و 240 خواننده از این سروده ها استفاده کرده اند. در بایگانی شخصی من، تولیدات همه هنرمندانی که در آنها از کارهای
زندگی و کارنامه ادبی فروغ فرخزاد به بهانه زادروز او (هشتم دی)
طرفش می روم خودبه خود باز می شود. من آن جا می نشینم. نگاه می کنم. آواز می خوانم. داد می زنم. گریه می کنم. با عکس درخت ها قاطی می شوم. و می دانم که آن طرف پنجره یک فضا هست و یک نفر می شنود. یک نفر که ممکن است 200 سال بعد باشد و یا 300 سال قبل، فرقی نمی کند. شعر برای من ارتباط با هستی است... شعر برای فروغ تمام زندگی و تمام هستی است. هیچ چیز را با آن عوض نمی کند. اگر چنین بود خود را با
گفت وگو با اصغر عبداللهی/ ارجاع دادن مخاطب را از قصه دور می کند/ موضوعات جزئی و کوچک را برای نوشتن دوست ...
داشتم و فکر کردم تبدیل به نمایش نامه ای بین یک مرد و زن و یک خانه می شود. از این جا به بعد تصمیم گرفتم شبیه نمایش نامه بنویسم، اما بعد به این نتیجه رسیدم که این داستان نمی تواند به یک صحنه تک پرده ای و حتی چندپرده ای محدود شود، چون پیچ وخم هایی دارد. بنابراین شروع به نوشتن فیلم نامه کردم . از بین قصه هایی که داشتید، چرا این فیلم نامه را به آقای حضرتی ارائه دادید؟ دقیقاً یادم