صحبت های ایشان را به خوبی گوش می داده و قبول می کردند و در واقع نفوذ کلام خاصی داشتند. - خاطرات ما با ایشان فراوان است، پس از دوران راهنمایی برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان زمانی که به کرمان آمدیم اتاقی را به اتفاق اجاره کردیم. حاج قاسم یک اخوی کوچکی دارند به نام حاج سهراب سلیمانی، خود سهراب تعریف می کرد در زمانی که مشغول درس خواندن بودم، حاج قاسم یک ساعت مچی برایم خرید و گفت شرط خرید
می گفتند چون حاج قاسم قول داده ما حاضریم از کوه پایین بیاییم و خلاصه از کوه پایین آمدند و دست از شرارت برداشتند و حاج قاسم هم به وعده خود عمل کرد و اسرای آنها را آزاد کرد. همان اشرار واقعاً بعد از آزادی دست از شرارت به صورت کامل برداشتند، به طوری که سرکرده آنها و افراد شروری که اطرافش بودند از جیرفت کرمان با پای پیاده رفتند به پابوس امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس! خب این نشان از مردمی
روحانی نوشت: دست شما را برای ایراد این سخنان به موقع، حکیمانه و صحیح می بوسم. اقدام سردار به حمایت تمام قد از مواضع رئیس جمهور، کنشی بود که بسیار فراتر از صف بندی های سیاسی مرسوم فهم می شد. سلیمانی با این پیام نشان داد که جناح بندی ها و رقابت های سیاسی داخلی را به هیچ وجه به رسمیت نمی شناسد و باید او را در کالبدی بسیار بزرگ تر از رقابت های ناچیز سیاسی تحلیل کرد. چند روز بعد از این ماجرا، حسن روحانی
بودند از محل خارج شدند و در کوچه ها به راه افتادند و به هر کس می رسیدند دست او را می گرفتند به دست ابوبکر می مالیدند، چه آن شخص به این کار تمایلی داشت یا نداشت. براء می گوید: در آن زمان بود که من به در خانه بنی هاشم رفتم و خبر را به آنان دادم. [3] فاطمه زهرا علیها السلام از زمره مخالفان بود و از این رو، خانه وی بلافاصله محل اجتماع ایشان و رویارویی با جریان سقیفه گردید. امیرالمؤمنین علیه