سایر منابع:
سایر خبرها
اسطوره استقلال سیگاری شد و تاوان داد
هم خیلی بُلد شد... حتی به خانه شما هم کار داشتند. - این چیزها ربطی به دیگران نداره. من یه فوتبالیست بودم ولی معمولا به همه چیز من کار داشتن به غیر از فوتبالم. من قبلا گفتم که حجازی سیگار کشید و تاوانش رو هم داد. من هم یک اشتباهی کردم و تاوان دادم... اما نمی دونم چرا این چیزها هیچ وقت تموم نمی شه. * الان هم در فوتبال هستید؟ - آره... تماشاچی هستم!
این پدر مهربان شانزده پسر دارد اما...
نقد شدم. هفت ماه قبل از شصت سالگی ماشینها و بخش دیگری از داراییهایم را فروختم و بعد این زمین را خریدم و خانه را ساختم. آن روزها در خواب و بیداری با این خانه زندگی میکردم. از رنگ پردهها گرفته تا دیوارها و گلهای باغچه تا مجسمه پرفسور سمیعی و... همه را در ذهن طراحی کردم. او ادامه میدهد: این خانه 896 متری را 5 سال پیش برای بچههایم ساختم و با سرپرستی 6 کودک کارم را شروع کردم و الان 16 پسر
هیولایی به اسم کتاب
، بسیاری از پدران و مادران وقتی بچه شون کار بدی میکنه، واسش کتاب میخونن! یعنی مثلا بچه شون رفته با سنگ شیشه خونه همسایه رو شکسته، باباش میگه گمشو برو توی اتاقت تا برات کتاب بخونیم! بچه میگه: نه باباجون! غلط کردم! باباش میگه حرف نباشه! الان میام سه تا کتابو تا آخر برات میخونم! بچه هه میزنه زیرگریه ومیگه: اَ اَ اَ اَ اَ غلط کردم! دیگه کار بدی نمی کنم! بعد مامانه پادرمیونی میکنه و به باباهه
همه اعضای این خانواده مداح هستند
است و باید از دوسال قبل برای اجرای مراسم از ایشان وقت بگیرید. آقای هادی می گوید: دوران بچگی من در دماوند بود. از همان دوران هم به واسطه اینکه پدرم حاج نورالله هادی از مداحان و ذاکرین به نام آنجا بود و عشق و علاقه ای که خودم داشتم به این راه کشیده شدم تا از 8 سالگی که کار را شروع کردم و الان که 58 سال دارم مداحی کرده ام. خانم هادی می گوید که بعد از ازدواج و تحت تاثیر همسرش و علاقه ای که داشته وارد
نقاشی های دیدنی جوان ایرانی با ماسه
مثبت بودم متولد اردیبهشت ماه سال 1366 در تهران است. علاقه به نقاشی از همان کودکی در او شکل می گیرد و پابه پای خواهرش شروع به نقاشی می کند. از کودکی به نقاشی علاقه مند شدم. خواهرم نقاشی کار می کرد و من هم کم کم به سمت هنر گرایش پیدا کردم. البته به نظر من هنر ذاتی است و خیلی ربطی به پدر و مادر و جایی که در آن بزرگ می شوید ندارد. بعد از دوره راهنمایی وارد هنرستان شدم. آن ایام من خیلی بچه
گزارشی تکان دهنده از خانواده 13 نفره ای در کهگیلویه و بویراحمد که 11 نفرشان نابینا هستند! (+عکس)
همین خونه زندگی می کنیم . می پرسم از مدیران درخواست کمک داشته اید؟ زن می گوید: به هر مدیری که فکرش را بکنید رو زدیم، به همه جا یا سر زدیم یا زنگ زدیم فقط سال قبل که رییس بهزیستی کشور آمده بود خانه ما، مدیر کل بهزیستی استان، چهارتا کارت هدیه 100 هزار تومنی به ما داد ، البته ماهیانه 54 هزار تومان بهزیستی به ما کمک می کند اما چه ارزشی دارد من هر وقت با یکی از بچه هایم می روم یاسوج ، تنها کرایه
اینکه با برجام همه چیز گلستان می شود، اشتباه است
موضوع پسابرجام مهم تر از خود برجام است و هم مراحل قانونی آن چه در کشور ما چه کشورهای 1+5 به ویژه آمریکا طی شد و رهبر هم مصوبات آن را تایید کردند. کواکبیان تصریح کرد: رهبر فرمودند برجام مورد تأیید من است و در نهایت مجلس هم آن را تایید کرد و الان مذاکره کنندگان سر اجرای آن هستند و تا آخر آذر ماه و اوایل دی ماه این بحث اجرایی می شود، به این مفهوم که تحریم ها رسما لغو و عملیاتی می شود.
مرگ های تدریجیِ خشم های اسیدی
، فایده ای نداشت. ناصر دست از سر ما برنمی داشت تا این که دو سال پیش به خاطر تهدیدها و مزاحمت های خطرناک او، از آن خانه اسباب کشی کردیم. ناصر همسرم را با شمشیر تهدید کرده بود که با او ارتباط برقرار کند. برای همین خانه مان را عوض کردیم. ولی ناصر باز هم دست از ما برنداشت و آدرس و تلفن جدید ما را پیدا کرد. او مرتب با خانه ما تماس می گرفت و همسرم را تهدید می کرد. تا این که یک روز ماموران پلیس به
کامیابی نیا: به گرفتن جای آندو فکر نمی کنم چون او حالاحالاها می تواند بازی کند
بیشتر از همه آن سال ها گل زدی. حتی گفت اگر الان در لیگ برتر بودی حتما به تیم ملی دعوت می شدی. بعد که قراردادم تمام شد هم نفت من را می خواست و هم راه آهن که با نفتی ها داخلی بستم. بدقولی نفتی ها نگذاشت شاگرد دایی شوم ماجرای آن موقع رفتنت به نفت و اینکه علی دایی هم تو را می خواست خیلی پرماجرا بود؟ آن موقع علی دایی روی بازی من خیلی نظر داشت و از زمانی که تیم
ازدواج و خانواده در قرآن
چیست؟ گفته: َعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (نساء/19) زندگیتان با همسرتان طبیعی باشد. یک زن به طور طبیعی چقدر باید طلا داشته باشد؟ حالا دختر چه کسی است و چه قدر طلا دارد؟ آن تصادف است. الآن ماشین طبیعی در مملکت چیست؟ مثلاً می گویند ماشین پیکان یا پژو یا پراید این ماشین ها طبیعی است. حالا یک کسی یک بنز گران دارد یا یک کسی یک ماشین گران دارد حالا دیگر آنها یک استثناء هستند. اصل برای خانه ها در ایران
خوش گذرانی خودم و توقع پدر و مادر معتادم کرد
شده بود که به من می گفتند تو بچه خانگی هستی و برای این کارها زاده نشدی و برای آنکه به آن ها ثابت کنم من کسی نیستم که دوستانم فکر می کنند لب به سیگار زدم و کم کم به ماری جوانا رو آوردم و الان هم گاهی تزریق می کنم . از کشیدن مواد چه حسی به تو دست می دهد؟ اوایل سردرد شدیدی داشتم اما بعد احساس می کردم خیلی انرژی دارم و لی زیاد خوابم می آید . به فکر ترک افتادی ؟ نه هنوز مصرف می کنم اما کم، نتوانستم ترکش کنم،مواد جزیی از زندگی ام شده وهمان ساقی مهمانی ها هنوز هم برایم مواد می آورد . ...
کارگردان نفس گرم: در سریالم، دین گریزگاه نیست
ها مورد آزمایش الهی قرار می گیرند و هر کدام به نوعی. یکی با از دست دادن فرزند، دیگری با از دست دادن مال و یکی با از دست دادن رابطه ای عشقی که با همسر خودش داشته است و الان فکر می کند متزلزل شده است. در همین مسیرنمایش فهم خودتان از دین، فهمی که ممکن است متفاوت با فهم خیلی ها باشد، سوءتفاهم هایی در مورد پخش یک سکانس طولانی خاکسپاری آقامرتضی در جامعه به وجود آمده است . مخاطب بالاخره پیش
مواضع حماس در قبال آخرین تحولات فلسطین و منطقه از زبان رهبر این جنبش
خواهند گرفت. س: وقتی برای امضای توافق نامه آتش بس راهی مصر شدید، آیا پیش بینی شما این بود که توافق نامه به اجرا می رسد (یا آنکه می دانستید) هدف طرف صهیونیستی صرفا برقراری آتش بس و تعلل در بقیه مسائل است؟ ج: در سال 2005، حماس و گروه های فلسطینی با آتش بس تقریبا یک ساله که تحت نظارت و با وساطت مصر بود، موافقت کردند. بعد از آن، برادران مصری در مقابل التزام و پایبندی رژیم اشغالگر
دل نوشته هایی برای نه، به خشونت
؟ خشونت روانی دایره وسیعی از تحقیر را شامل می شود. حتی هنگامی که ساختار متفاوت ذهنی و نحوه تفکر یک زن تحقیر می شود، خشونت روانی اتفاق افتاده است. خشونت علیه زنان در همه اشکال زندگی ما رسوب کرده، به آن خاتمه دهیم. * پانیذ نوربخش: تحقیر از هر زاویه ای نمود خشونت است. مادامیکه زنان این مرز و بوم به واسطه جنسیتشان مغلوب واقع شده و حقارت را از طریق پیش پا افتاده ترین امور و انتخاب
عجیب ترین داروخانه تهران در خیابان لاله زار
فارغ التحصیل شدم و بالاخره اول اردیبهشت سال 1354 این داروخانه را از یک اقای دکتر خریدم و از آن روز تابه حال هم یک سره کار کردم. امسال هم دقیقا چهل سالگی این داروخانه از زمانی است که من وارد آن شده ام. خانم دکتر ترابی سه پسر و دو دختر دارد: سال دوم دانشگاه ازدواج کردم و زود هم بچه دار شدم. اگر برنامه ریزی صحیح وجود داشته باشد، آدم خیلی از کارها را می تواند انجام دهد. جوان های الان که از بچه دار شدن
28 آذر، منم برای کاندیداتوری در فریدن ثبت نام می کنم
حل کنیم. [ حضار: این جوونا خیلی هواتو دارن....تو فیس بوکت همش کامنت میذارن ] یک اقتصاد دان: چه برنامه برای اقتصاد دارید؟ من کاندید: قول می دهم در 107 روز اقتصاد شهرستان را تکان بدهم و با کلید جادوی که خانه مادر بزرگم دارم قفل مشکلات را باز کنم [ تلویزیون اتاق بغلی: خونه مادر بزرگ هزارتا قصه داره.... خونه ی مادر بزرگ شادی و غصه داره.... .] البته باید بگویم این روزها کلید سازها
صحبت از یک مار 120 ساله است
نشینها (مهرجوئی) شیرسنگی(جوزانی) تیغ و ابریشم(کیمیائی) طلسم(فرهنگ) کلید(فروزش) آلبوم تمبر(پوراحمد) پروازدرشب(ملاقلی پور) گزارش یک قتل(نجفی)، این فیلمها محصول دهه شصت هستند ولی این لیست وقتی عجیب تر می شود که بدانیم همه آنها محصول سال 1365 هستند! سالی که اوج جنگ و مشکلات بود ولی علاقه و اعتقاد سینماگران به کارشان و هوشمندی مدیران سینمائی وقت این اتفاق را بوجود آورد که این تعداد فیلم خوب و در نوع خود
همسر خسیس و نحوه رفتار با همسر خسیس و ناخن خشک
. دختران خوبم ف دقت کنید این ها هیچ کدام خسیس نیستند. خسیس کسی است که دارد ولی خرج نمی کند. هیچ کدام از این انگیزه ها هم نیست. یک خانمی می فرمودند: شش ماه است با شوهرم عقد هستیم، هر وقت بیرون می رویم، ایشان حتی یک بستنی برای من نمی خرند و همیشه ما را به هواخوری دعوت می کند. دو کیلومتر تا پارک که می خواهیم برویم راه است. می گوید خانم هواخوری، اتوبوس چی است و برگشتن هم همین طور، می گوید بله
دو خطر جدی ارادتمندان رهبر انقلاب را تهدید می کند/نقطه اتصالِ مخاطب به نظام جمهوری اسلامی آقای خامنه ای ...
خامنه ای بیشترین ظرفیت را برای ارتباط با طیف های مختلف جامعه دارند فارس: شما کتاب را که دیدید یک عده از ارتباط شما با بدنه کسانی که فاصله خودشان را با نظام حفظ می کنند از دست ندادید سعی کردید باب گفتگو را باز کنید. اگر این کتاب دست بچه هایی که الان در اردوگاه دشمن حضور دارند، دانسته یا اغفال شده و کار می کنند برسد به نظرتان چه نظری پیدا خواهند کرد؟ زائری: واقعاً من معتقدم
آشتی با کتاب در زیرِ زمین
که گاهی کتاب می خوانند آویز چه خوب که کتاب می خوانی توی گردنشان می اندازند و یک گل بهشان تقدیم می شود به همراه شارژ رایگان برای سوارشدن به مترو و آنهایی که کتاب نمی خوانند، بهشان کتاب هدیه می شود. دختری که کتاب تست کنکور در دست دارد می گوید زیاد کتاب می خواند اما فقط کتاب های درسی. پسر جوان دیگری که شغل آزاد دارد می گوید آنقدر گرفتاری دارد که نوبت به کتاب خواندن نمی رسد. پسر نوجوان
کاشف گُل ها
عملیات کربلای 5 بازگشتیم و امتحانات ترم گذشته بود و ترم مان ناتمام ماند درحالی که باید ترم بعد را هم آغاز می کردیم. تصمیم گرفتیم هرطور شده این اتهام را رد کنیم. من در نیم سال دوم 66-65، 20واحد گرفتم درحالی که 20واحد هم از امتحانات ترم قبل مانده بود. اما به خاطر رفع این اتهامی که به بچه های رزمنده وارد می شد، تلاش کردم در یک ترم 40واحد را امتحان دهم و جزو دانشجویان پیشتاز بودم . با اینکه تز من در
اسکندر مختاری: آینده ای بی کیفیت پیش روی شهر است
معماری نیوز | از حدود دهه های 20 و 30 شمسی که آپارتمان ها آرام آرام جایشان را در معماری ایرانی باز کردند، حیاط عقب نشینی کرد. هرچه شهر جلوتر آمد، ساختمان ها چگال تر شدند و حیاط ها کوچک تر. به تازگی حتی در مواردی سطح اشغال صددرصدی هم دیده می شود و این یعنی حیاط به معنای فضایی محصور که در آن آب و گیاه کنار هم دیده شود، از میان رفته است. با اسکندر مختاری ، معمار و معاون سابق حفظ و احیای میراث فرهنگی
بررسی خشونت های خانگی و استراتژی های زنان در مواجهه با آن
خانواده ای ندارند که پیش اش بروند. کجا بروند؟ و از همه مهم تر اگر بروند بچه هایشان را از آن ها می گیرند." خانمی 30 ساله، دیپلم و خانه دار: "...الآن من فکر می کنم اگر بخواهم طلاق بگیرم، سربار خانواده ام می شوم، خواهرم می خواهد ازدواج کند می گویند خواهر بزرگ اش طلاق گرفته. داداشم می خواهد زن بگیرد همین طور." زنان مسن تر خشونت کمتری را علیه خود گزارش کرده اند، این موضوع
دریا ندیده ای که دریا شد
ایران آنلاین / عطا احمدی معلم پاکدل وعارف وارسته کرمانی که از جوانی پهلوان عطا خطابش می کردند،عمرش را با ریاضت، خویشتنداری و قناعت صرف اعتلای انسانیت کرده است. وارسته ای که فقرا دلشان را به او سپرده اند و اغنیا مالشان را و او از این رهگذر راهی به سوی عدالت باز کرده است. مردی که در طول 60 سال گذشته به تنهایی به اندازه یک وزارتخانه فعالیت داشته است، کل اتاق کارش چند مترمربع، بایک میز کهنه، یک صندلی مستعمل ، 14 کمد بایگانی ، یک دفتر 200 برگ و د
الهه رضایی ؛ خاطره همه کودکان دیروز
شونده این صفحه کسی نیست جز خانم رضایی آشنای بچه های دهه 60. الهه رضایی؛ مجری مهربانی که ساعت 17 هر روز از شبکه اول سیما میهمان خانه های صمیمی مردمان ایران در دورانی دلنشین بود. مطرح ترین مجری آن روزها که متولد سال1342 در تهران است، لیسانس علوم تربیتی دارد و مادر یک دختر و یک پسر نیز هست. خانم رضایی در سال 1389 با برنامه بچه های دیروز که کارتون های قدیمی را به بهانه تجدید خاطره پخش می کرد
2ساعت همنشینی با کارتن خواب های تهران
. از چرایی حال و روزش که می پرسم، می گوید: یک سال است خیابان خواب شده و اعتیاد روی برگشتن به خانه را از او گرفته است. با آن که سعی در کنترل احساساتش دارد؛ اما چشم های سردش پر از اشک می شود.تا می گویم چرا؟به سرعت می گوید: چون معتاد شدم، چون کارم را از دست دادم، چون دیگر روی رفتن به خانه را نداشتم. چون دختر چهار ساله ام از من می ترسید. چون من... رفیقش با صدایی کش دار می گوید: این احمد آقا جوشکار
مرضیه برومند: مثل پسرها از درخت بالا می رفتم
سادات برومند یزدی چطور شکل گرفت که این چنین روزگارش همچنان با دنیای کودک و تصویر گره خورده است؟ دوران کودکی من شاد، فعال و پر از شیطنت و سرزندگی بود. در عین حال که پا به پای پسر بچه ها از درخت بالا می رفتم و لشکر کشی می کردم، در گوشه حیاط خانه با چراغ و قابلمه و قوری و اسباب بازی مختص دختربچه ها سرگرم می شدم. عروسکم هم از همان عروسک های پنج زاری بود که اغلب همبازی همنسلان من
آقای سرفراز لطفا بخوانید
کرده ام و منتشر شده است، قطعا نه تنها من ادعای هیچگونه حقوق مادی نداشتم، بلکه موجب افتخارم بود و هست. چون همیشه سازمان را خانه خودم می دانم. *چه شد که کار به جاهای باریک تر رسید؟ قبل از تشکیل جلسه نهایی ما در دادسرای رسانه ها در تاریخ 4 شهریور 91(خیلی جالب است که یک شکایت کیفری که اسفند سال 90 شروع شده است به 7 ماه بعد می رسد) آقای آقاجانزاده از طریق دوستان مشترک شروع به تهدید بنده
این روزها همه جا حرف از پیاده روی اربعین است
به گزارش شیعه آنلاین ، از دانشجویان پسر که برای گرفتن پاسورت وثیقه چند میلیونی بسپارند تا دانشجویان رشته هایی که در حال تلاش هستند تا ایام امتحانات میان ترم خود را تغییر دهند تا با خیال راحت در زیارت اربعین سید الشهدا شرکت کنند. اما در میان این همه طیف دانشجویی باز هم بچه های دانشجویی جهادی دوباره دست به کار شده اند و کارهای مهمی را در حال سر و سامان دادن هستند. خیابان انقلاب تهران
مرده که ترس ندارد، از زنده باید ترسید!
میانسالی در حال کندن قبر است. خدا قوتی می گویم و سر صحبت را با او باز می کنم. عرق پیشانی اش را پاک می کند و می گوید: اینطوری نگاه نکن اول و آخرش بالاخره همه باید بیاییم اینجا. با دستش قبر را نشان می دهد و می گوید: خانه ابدی همه ما اینجاست دیر و زود دارد اما سوخت وسوز ندارد. از او می پرسم: چند سال است که این کار را انجام می دهی؟ کمی فکر می کند و می گوید: قبلاً بنا بودم سر ساختمان می رفتم اما حالا پنج