مجلس ختم سارق و قاچاقچی مسلح برای خودش
سایر منابع:
سایر خبرها
اعتراف زن میانسال به قتل شوهر با همدستی مرد غریبه
مردی جوان آشنا شدم و ارتباط ما شکل گرفت. در نهایت در حالی که از شرایطم خسته شده بودم، با شوهرم درگیر شدم و او را با واردکردن ضرباتی به سرش به قتل رساندم. بعد با آن مرد تماس گرفتم و همه چیز را برایش تعریف کردم. قرار شد جسد را از خانه بیرون ببریم. او به منزلم آمد و با هم جنازه را جابه جا کردیم و سپس من در شکایتی دروغین ادعا کردم همسرم مفقود شده است. بنا بر این گزارش زن میانسال در حال حاضر در بازداشت است و تحقیقات درباره این پرونده همچنان ادامه دارد.
پای درد دل معتادان بهبودیافته ماندگاریِ ترک اعتیاد، بدون شغل محال است
بودم و دوا هروئین مصرف می کردم. حدود 40 روز پیش دستگیر شدم و به اینجا آمدم. با همسر و فرزندانم در ارتباط هستم، اما دوست ندارم که آن ها به اینجا بیایند. با ترک مواد به رویاهایم می رسم او که دو پسر بزرگ دارد درباره همسر و فرزندانش خاطرنشان می کند: در این مدت 37 سال خداوکیلی بار زندگی بر عهده همسرم بوده، او زن بسیار نازنینی است. کسی که مصرف کننده است دروغ است که بگوید برای همسرش شوهری و
مرد سالخورده به میز محاکمه رسید
مرد سالخورده ای که پسرش را به بهانه کار نکردن به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده بود، به زودی در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه می شود. به گزارش جوان 22 مرداد ماه سال99، مأموران کلانتری160 خزانه از کشف نیم تنه جسدی در یکی از سطل های زباله باخبر و راهی محل شدند. مردی که حین جمع کردن ضایعات از زباله ها نیم تنه را کشف کرده بود، گفت: در حال جمع آوری ضایعات بودم که چشمم به یک نایلون مشکی
قتل پسر در سکوت خانه / اعدامم کنید
خودمان را بکشیم و از این زندگی خلاص شویم. اما مانی پول را خرج مواد مخدر کرد. من از قتل او پشیمان هستم و طلب بخشش دارم.او همیشه در دعوا هایش به پدر و مادرم که فوت شده بودن فحش میداد و همین رفتار هایش باعث شد آخرین بار از کوره در بروم . سپس وکیل وی دفاع پرداخت و گفت :موکلم از قتل فرزندش پشیمان است و به همین خاطر درخواست دارم در مجازاتش تخفیف قائل شوید. در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند. اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید:
بازسازی صحنه قتل عام خانوادگی در کرمانشاه
اعتراف به قتل همسر 31 ساله خود که دختر خاله اش نیز بود و خاله و دختر خاله دیگرش در مقابل چشمان پسر 6 ساله خود گفت: چندی قبل همسرم طلاق گرفت و با پسرم به خانه مادرش رفت. من از این موضوع خیلی ناراحت بودم به همین خاطر مدام به انتقام فکر می کردم. آن شب با نقشه قبلی و به بهانه دیدن فرزندم وارد خانه خاله ام شدم در فرصتی مناسب داخل آبمیوه ای که خریده بودم داروی بی هوشی ریختم و با خوراندن
چگونه سازوکار گمرک تغییر کرد
دستاورد او در وزارت اقتصاد یک دهه رشد با میانگین 11درصد و تورم کمتر از 5/ 2درصد، آزادسازی واردات خودرو، راه اندازی ذوب آهن اصفهان، تاسیس بانک بین الملل ایران، راه اندازی ماشین سازی و تراکتورسازی تبریز، تاسیس مرکز آمار واردات و صادرات، تاسیس موسسه استاندارد، سازمان کارگزاران بورس اوراق بهادار، تاسیس شرکت خودروسازی ایران ناسیونال و... بود. اما هرچه موفقیت ها بیشتر شد، کارشکنی ها هم افزایش پیدا کرد. او خود گفته: هربار که سفری به خارج از ایران می کردم همیشه از غیبت من یک سوءاستفاده ای می شد. در اینجا بخشی از پرسش و پاسخ حبیب لاجوردی با او را می خوانید: -گمرک هم جزو وزار ...
ماجرای زنی که خواهرش را به آتش کشید!
مقتول ادامه یافت. چند روز بعد یکی از اهالی بجنورد با مشاهده تصویر مقتول در روزنامه خراسان با پلیس آگاهی تماس گرفت و هویت او را فاش کرد. این گونه بود که تحقیقات وارد مرحله جدیدی شد و کارآگاهان پلیس آگاهی با ردزنی های اطلاعاتی، محل سکونت مهین معروف به سیمین (مقتول) را پیدا کردند، اما بررسی ها نشان داد که او دو شب قبل از کشف جسد، در منزل خواهرش واقع در خیابان آیت ا ... عبادی مهمان بوده
شاگرد مدرسه عابدزاده در جبهه انقلاب اسلامی
عابدزاده به مدرسه عباسقلی خان یا سایر مدارس دینی برای ادامه تحصیل رفتند. پدرم مرا به مدرسه عباسقلی خان برد. اما در عالم کودکی یک سره پی بازی بودم. هنگامی که پدرم جویای درسم شد گفتند او خیلی بازیگوش است. همین حرف کافی بود تا پدرش او را تنبیه کند. شاه عالمی، اما راهش را پیدا می کند. او وارد ارتش می شود و تا سال 57 یعنی شش ماه قبل از اینکه انقلاب پیروز شود در ارتش بوده است. جلسه با حضور
پهلوی به روایت پهلوی؛ برخورد شاه و اشرف
دوران 37 ساله سلطنت محمدرضا با اشرف رابطه داشتند تهیه شود، علی رغم دشواری و غیرممکن بودن کار، چون حتی خود او نیز ممکن است همه را به یاد نیاورد، مسلماً لیست طویلی خواهد شد. در زمان فوزیه، مدتی اشرف معشوقه تقی امامی شد. در مسافرت به مصر مدتی با ملک فاروق بود. در سال های 1331 1332 که در پاریس بودم و به دیدار اشرف می رفتم می دیدم که با سه مرد رفیق است. 2 نفر اهل پاریس بودند و یکی افسر جوان اهل یوگسلاوی
چرا این قدر از عادی بودن بیزار شده ایم؟
حیطۀ اختیار من نیست. مقالۀ او یک روز دیرتر به دستم رسید. بااینکه پنج نمره از او کم شد، باز هم نمرۀ بالایی گرفت. روی در باقی مدت تحصیلش نیز همچنان کارهایش را دیر تحویل می داد و با همۀ این ها آن سال، با اختلاف زیادی از بقیه، دانشجوی نمونه می شد. سال بعد در دورۀ کارشناسی ارشدی ثبت نام کرد که هدایتش به عهدۀ من بود. کار او از قبل هم خیره کننده تر و تأخیرهایش در تحویل تکالیف
قتل پدر به خاطر توجه به همسر دومش
پسری که به اتهام قتل پدرش بازداشت شده است، می گوید توجه مقتول به همسر دومش و بدهی 5/1 میلیاردی او باعث بروز حادثه شده است. به گزارش جوان شامگاه دوشنبه 27 دی ماه امسال قاضی مصطفی واحدی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری 133 شهرزیبا از قتل مرد میانسالی داخل خودروی پژو 206 باخبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد. تیم جنایی در
سرقت نیسان آبی قتل نگهبان را رقم زد
دو سارق هنگام سرقت نیسان آبی در شمال تهران، نگهبان ساختمانی را زیر گرفتند و او را به قتل رساندند. مأموران یکی از متهمان را بازداشت کرده اند و در تلاشند همدست وی را نیز دستگیر کنند. به گزارش جوان روز جمعه، 16 مهرماه امسال به مأموران کلانتری 137 نصر خبر رسید دو سارق ناشناس هنگام سرقت خودروی نیسان، مرد جوانی را زیر گرفته و فرار کرده اند. مأموران پلیس پس از حضور در محل حادثه دریافتند مرد
پدر بی رحم سر پسرش را برید و جسدش را تکه تکه کرد / در تهران رخ داد
روز از این ماجرا گذشته بود که ماموران پلیس دریافتند مرد جوانی چند روز قبل ناپدید شدن برادر 30 ساله اش به نام نوید را به پلیس اعلام کرده بود . وی به ماموران گفت : من چند سال قبل به دام اعتیاد افتادم و برای ترک مواد مخدر به کمپ رفتم و مدتی آنجا بستری شدم. اما وقتی به خانه برگشتم خبری از برادر کوچکم نبود. مادر ما چند سال قبل فوت شده و من و برادر هایم با پدرمان زندگی می کنیم. پدرم می گوید
جزئیات زندگی 9 ساله سردار آزمون در روسیه از زبان مخزن اسرار ستاره ایرانی
متفاوت بود. وقتی برای اولین بار او را در تمرین دیدم، شگفت زده شدم. در کمپ تمرینی روبین کازان در ترکیه بود. *اتفاقاً در مورد سن او. تولد رسمی سردار اول ژانویه است. اما همه ایرانیان هر سال 31 دسامبر را به او تبریک می گویند. چرا اینطور است؟ در ایران هم همین است. نیازی به جستجوی هیچ ترفندی نیست. در روسیه که ما هر روز جشن می گیریم و مردم ایران جشن می گیرند و مشتاقانه منتظر این
عکس منتشر شده از نوید محمد زاده و همسرش
/> ویران مرد بالشی هم طناب شکلک بازتولید آخرین نامه دل سگ بالاخره این زندگی مال کیه؟ کامنت ستوان اینیشمور شب آوازهایش را می خواند خدای کشتار دکلره فیلم های سینمایی فیلم کارگردان سال تولید ابد و یک روز سعید روستایی 1394 خشم و هیاهو
مرگ دروغین زندانی فراری
/> در جریان تحقیقات معلوم شد که او همان زندانی فراری است که با هویت جعلی زندگی می کند و با تلاش ماموران دستگیر شد. متهم 50 ساله درجریان تحقیقات گفت: سال ها قبل در غرب کشور مسلحانه و تحت پوشش مامور، رانندگان را متوقف و با زور و تهدید پول و اموال شان را سرقت می کردم. بعد از مدتی دستگیر و زندانی شدم. چند سالی حبس بودم و فقط مقداری از رد مالم را توانستم پرداخت کنم. خانواده ام وثیقه گذاشتند و
پرولتر کوچک کوچک کوچک
نوز برایم قابل توصیف نیست. آن همه ترس و لرز و دلهره و اضطراب و نگرانی که معلوم نبود بی حرمت دوستی چه پایانی می داشت، روز بعد با سیلی بدون توضیحی که از پدر خوردم، ختم به خیر و مختومه شد. نه پدر بابت آن سیلی توضیحی داد و نه آنچنان جسور و ساده بودم که دلیل آن را جویا شوم. سال ها بعد که صبر پدر از آن همه انتظار و هراس و نگرانی و دلواپسی و لرزیدن تن مادر از غیبت ها و دوری ها سرآمد، تنها یک بار
داستان تبهکار مرده ای که زنده شد
باشگاه خبرنگاران جوان چندی پیش مردی به پلیس پایتخت مراجعه و شکایت عجیبی را مطرح کرد. او گفت: من در یکی از شهرستان های اطراف تهران زندگی می کردم. حدودا دو سال و نیم پیش از مردی در شهرستان مان پول طلب داشتم. آن زمان پول زیادی بود و من هرکاری کردم نتوانستم این پول را از آن مرد که آشنایم بود پس بگیرم. تا اینکه یک روز به ما گفتند حمید مرده است. خانواده اش برای او مراسم ختم گرفتند و گفتند که در دریا
ابعاد جدید یک پرونده جنایی شوم
/> با پیدا شدن بقایای پارچه ها و نوار چسب هایی که دور سر مقتول پیچیده شده بود، مشخص شد که جنایت در همین منزل رخ داده است بنابراین خواهر کوچک تر مقتول که معصومه نام دارد، توسط کارآگاهان بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شد. این زن 45 ساله که اعتیاد شدیدی به مواد مخدر صنعتی از نوع شیشه دارد با داستان سرایی های ساختگی وانمود می کرد اطلاعی از خواهرش ندارد و از مدت ها قبل با او قطع رابطه کرده است، اما وقتی
روایت های بانوان محله کارمندان دوم مشهد از روز های تظاهرات انقلاب اسلامی
می پختند و بین اهل محل پخش می کردند، مرد ها گوسفند قربانی می کردند و.... صدیقه اردکانی روز آمدن امام به تهران را به خوبی به یاد دارد. مرد ها همه رفته بودند تهران. خانم ها هم از شب قبل در خانه یکی از خانم های محله جمع شده بودند، تنها خانه ای که تلویزیون داشت. قرار بود چشم به آن صفحه 14اینچی کوچک بدوزند و آمدن امام خمینی (ره) را تماشا کنند. دور کرسی جمع شده بودند و همگی با هم امن یجیب می
مرده سازی برای فرار از دست پلیس و طلبکاران!
برای رد مال باید پرداخت می کردم. یکی از دوستانم پیشنهاد داد مواد مخدر بفروشم، بنابراین وارد باند قاچاق فروشان شدم. من از دوستم مواد می گرفتم و بین خرده فروشان تقسیم می کردم و در مدت کوتاهی هم پول خوبی به جیب زدم، اما مأموران مرا شناسایی کردند و یک روز به پاتوقم آمدند که در تعقیب و گریز از دست آن ها فرار کردم. مرگ ساختگی پس از فرار خیلی ترسیده بودم و احتمال می دادم به زودی دستگیر و در
شاهدی که بعد از 7 سال راز قتل را برملا کرد
مرد جوانی که مدعی است 7 سال قبل شاهد یک جنایت بوده به خاطر عذاب وجدان به اداره پلیس رفت و باعث شد پرونده ای که بسته شده بود، دوباره تحت رسیدگی قرار گیرد. به گزارش ایران، چند روز قبل مرد جوانی قدم به یکی از کلانتری های دزفول گذاشت و وقتی مقابل افسر نگهبان نشست با صدایی لرزان گفت: 7 سال است که صدای فریادهای مرد جوان در گوشم می پیچد و یک لحظه رهایم نکرده است. من شاهد قتل او بودم اما
ابهام در پرونده قتل پسر نوجوان
پرونده پسر نوجوانی که قبل از قتل با ارسال پیامک خانواده اش را از حادثه گروگانگیری باخبر کرده بود، با مطرح شدن اظهارات شاهدان وارد مرحله ای تازه شد. به گزارش جوان سال گذشته تحقیقات پلیس ورامین با مرگ مشکوک پسر 14ساله ای به نام حامد در بیمارستان به جریان افتاد. وقتی مأموران در محل حاضر شدند پدر حامد گفت: ساعتی قبل پسرم برای بردن زباله ها مقابل در خانه رفت، اما دیگر بازنگشت. فکر می کردم با
روایتی از حاج قاسم قبل انقلاب/ حالا من یک انقلابی دوآتیشه بودم
به دنبال باشگاه ورزشی می گشتم چشمم به یک زورخانه در نزدیکی حرم افتاد. حالا دیگر هم خوب میل می گرفتم و هم کباده می زدم و هم بیش از هفتاد مرتبه شنا می رفتم. تعدادی مرد میانسال و چند جوان مشغول ورزش بودند. بازوهای برهنه ام و سینه ای پهن در سن جوانی حاکی از ورزشکار بودنم بود. یک جوان خوش تیپی که آقاسیدجواد صدایش می کردند، تعارفم کرد. با یک لنگ ورزشی وارد گود شدم. از میان دار اجازه گرفتم تعدادی شنا رفتم
از لو رفتن کارمند فاسد توسط مجرم تا فرار مرگبار دختر 20 ساله
شد. هفت سال گذشت تا اینکه راز ماجرا با صحبت های یک شاهد مخفی فاش شد. مردی 27 ساله به پلیس آگاهی دزفول مراجعه کرد و راز جنایت را لو داد. او با سرنخ هایی که به پلیس داد، مشخص کرد که قاتل همان مرد میانسال است که از زندان آزاد شد. این مرد اظهار کرد: هفت سال پیش من شاهد یک جنایت بودم. یک روز که از خیابان رد می شدم، شاهد درگیری چند مرد بودم. سه نفر یک مرد را به شدت کتک می زدند. وقتی درگیری شدت
تکاپوی روز های اوج گیری انقلاب اسلامی در نوفل لوشاتو
. من در نوفل لوشاتو، با این مرد بزرگ آشنا و از علاقه امام نسبت به وی آگاه شدم. جلسات زیادی در اردوگاه نوفل لوشاتو برگزار می شد تا درباره نحوه بازگشت و چگونگی و زمان و برنامه ریزی درباره مسائل پس از پیروزی انقلاب اسلامی، صحبت شود. در یکی از این شب ها، حضرت امام فرمودند به همه آقایانی که در آن ساختمان زندگی می کنند، بگویید بیایند!... همه در اتاق مصاحبه های حضرت امام، جمع شدند. امام بعد از
محرمی: با پول قرارداد من پراید هم نمی شد خرید!
پایانی و به مناسبت سالگرد درگذشت مرحوم مهرداد میناوند می خواستیم به عنوان یک دوست صمیمی خاطره ای از آن خدابیامرز برای ما تعریف کنید؟ خدا مهرداد و علی انصاریان را بیامرزد که مفت مفت رفتند. خاطره که زیاد دارم چون چند سال من و مهرداد با هم زندگی کردیم. مهرداد بچه دوست داشتنی، با عشق و با صفایی بود که مال خودش نبود و برای رفقایش بود. بی نهایت دست و دلباز بود و آدم کنارش پیر نمی شد. خدا به خانواده میناوند و انصاریان صبر بدهد چون واقعا تحمل این مصیبت و از دست دادن این دو پسر با معرفت و دوست داشتنی خیلی خیلی سخت است و باور نکردنی! ...